observation

فرانسوی:
observation
آلمانی:
Beobachtung
فارسی:
مشاهده



واژگان مترادف : تامل، تماشا، دیدن، ملاحظه، نگریستن.


ریشه شناسی: این واژه از قرن سیزدهم وارد زبان های اروپایی شده است و ریشه آن به واژه لاتین   observatio  به معنی  «نگاه کردن با دقت» می رسد.


تعریف:  یکی از روش های بسیار رایج کیفی در مطالعات انسان شناختی که به نگریستن به موضوع مورد مطالعه به قصد ثبت، توصیف و تشریح پدیده های مشاهده شده اطلاق می شود. مشاهده می تواند مستقیم( با حضور در میدان) یا غیر مستقیم (با استفاده از مواد رسانه ای نظیر فیلم و عکس) و همچنین مشاهده ای مشارکتی (حضور در میدان و شرکت در فعالیت های کنشگران اجتماعی مورد مطالعه) باشد. 

 

 

 

کلیه حقوق این پایگاه، برای پایگاه اطلاع رسانی ناصر فکوهی محفوظ است.