فهرست
واژگان مترادف : حظ، خلسه، خوشی، سرخوشی، شادمانی، وجد.
ریشه شناسی: این واژه از اوخر قرن پانزدهم وارد ربان های اروپایی شده و از ریشه یونانی ekstasis به معنی «از خود بی خود شدن» و سپس لاتین extasis می آید.
تعریف: حالتی از شادمانی یا خوشی مفرط که با نوعی از خود بی خود شدن همراه است و در چارچوب مناسک مذهبی، کیش ها و باورهای بسیاری از فرهنگ ها دیده شده و عموما به ویژه در نزد دراویش با خواندن اوراد و یا حرکات موزون آهنگین نیز همراهی می شود. برای رسیدن به حالت خلسه بنا بر مورد از ضرب آهنگ و حرکات و گاه نیز از مواد روان گردان استفاده می شود.