Chief

فرانسوی:
Chef
آلمانی:
Haüptling
فارسی:
رئیس

 

واژگان مترادف : ارباب، پیشوا، سالار، سرکرده، رهبر،مدیر.


ریشه شناسی: این واژه از اوایل  قرن دهم وارد زبان های اروپایی شد و ریشه آن به واژه لاتین   kaput  به معنی  «سر» که ریشه کلمه جدید capitaine  در فرانسه و معادل انگلیسی آن نیز هست.


تعریف: رئیس موروثی یا غیر موروثی و انتخابی  یک گروه یا دسته در یکی از اشکال اولیه قدرت سیاسی که به آن «رئیس سالاری»(chiefdom).اطلاق می شود، رئیس عموما دارای امتیازات خاصی است اما وظایف زیادی نیز دارد و در مجموع اقتدار خود را مدیون حیثیت و احترام داوطبانه اعضای دسته یا گروهی است که در راس آن قرار دارد. این واژه در جوامع مدرن می تواند برای مشخص کردن راس هر نظام یا مجموعه ای از قدرت یا سازمان یافتگی به کار برود.  
کلیه حقوق این پایگاه، برای پایگاه اطلاع رسانی ناصر فکوهی محفوظ است.