رودولف ویرچو : پزشکی در قامت انسان شناس(پیمان اسحاقی)

yadboud-virchow.jpg
رودولف لودویگ کارل ویرچو (Rudolf Ludwig Karl Virchow) پزشک، متخصص پیش از تاریخ، زیست شناس و سیاستمدار و از پیشگامان انسان شناسی مدرن آلمان بود. اگرچه او را در درجه اول به عنوان یک آسیب شناس سلولی(Cellular Pathologist )  می شناسند، اما وی در دوران فعالیت علمی خود تحقیقاتی را در انسان شناسی خصوصا انسان شناسی جسمانی و پیش از تاریخ به انجام رسانید. اهمیت او بیش از حوزه هایی که او به تحقیق پرداخت، در توجه به انسان شناسی به عنوان یک پزشک و تلاش علمی برای به رسمیت رساندن دانش انسان شناسی بوسیله تاسیس نهادها و انجمن های انسان شناسی است.
ویرچو در 13 اکتبر سال 1821 در شهر کوچک شیولباین (shivelbein) واقع در پومرانیا (Pomerania) پروس، که هم اکنون در لهستان قرار دارد به دنیا آمد. در دوران تحصیل همواره به علوم طبیعی علاقه مند بود. پس از دوران دبیرستان,وی ابتدا به مدرسه فردریش ویلهلم وارد شد تا در رشته پزشکی تحصیل کند. پس از فارغ التحصیلی از این مدرسه به دانشگاه برلین وارد شد و در سال 1843 رسماً« پزشک» شد. از آن پس مسئولیتهای آموزشی و درمانی بسیاری را پذیرفت. سالیانی را نیز در دانشگاه های مختلف آلمان به تدریس پرداخت. وی همچنین نویسنده ای پرکار بود و مقالات متعددی در حوزه آسیب شناسی،‌ مسائل اجتماعی و انسان شناسی به رشته تحریر درآورد. ویرچو در عین حال به حوزه سیاست اجرایی نیز پا گذاشت. در حوزه سیاسی وی عضو شورای شهر برلین، عضو پارلمان پروس تا سال 1861 و دارای مشاغل سیاسی دیگر بود. وی در تمامی این مسئولیت ها، ایده و اقدامات بسیاری در گسترش بهداشت عمومی، حمایت های بهداشتی و فراهم نمودن فضایی سالم تر برای زندگی خصوصا در محیط های شهری را به انجام رسانید.وی صریحا اظهار می داشت : " پزشکی دانشی اجتماعی است و سیاست چیزی جز پزشکی در مقیاس وسیع نیست "
. مطالعات او در انسان شناسی با بررسی جمجمه افراد دارای معلولیت ذهنی که اغلب کرتن ( عقب مانده کوتاه قد Cretin) نامیده می شوند و نیز بررسی روند تغییر شکل جمجمه آغاز شد. از آن پس درباره بدشکلی های جمجمه به تحقیق پرداخت. اما برجسته ترین کار او در حوزه انسان شناسی را می توان مطالعه درباره ویژگیهای جسمانی آلمانی ها دانست. او یک بررسی ملی از ویژگیهای نژادی بچه های مدرسه ای انجام داد و از آن نتیجه گرفت که چیزی به نام نژاد آلمانی خالص وجود ندارد؛ بلکه تنها ترکیب و امتزاجی از گونه های ریخت شناختی وجود دارد.
وی در سال 1869 انجمن انسان شناسی، قوم شناسی و پیش از تاریخ (Gesellschaft fur  Anthropologie, Ethnologie und Urgeschichte ) را به همراه برخی دیگر از دانشمندان تاسیس کرد که در افزایش پژوهشهای باستان شناسی آلمانی نقش بسزایی داشت. او همچنین «‌ انجمن برلینی برای انسان شناسی، قوم شناسی و پیش از تاریخ » (Berlin Society for Anthropology, Ethnology and Prehistory) را تاسیس کرد. وی ریاست این موسسه را تا زمان مرگش در اختیار داشت. نیز سردبیری « مجله قومیت شناسی »      ( Zeitschrift Ethnologie )  را بر عهده داشت. در سال 1865، او یک سکونتگاه دسته جمعی باستانی را در شمال آلمان کشف کرد و در سال 1870 کاوشهایش را در قلعه های تپه ای در پومرانیا آغاز کرد. ویرچو در سال 1874 با هاینریش شلایمان (Heinrich Schleiman)  ملاقات کرد. شلایمان کاشف منطقه باستانی « تروا » (Troy) بود. ویرچو به همراه او در منطقه هیسارلیک(Hissarlik) به کاوش پرداخت و در سال 1888 کاوش دیگری را در مصر به انجام رساند. وی همچنین در سال های 1881تا 1894 سفرهایی تحقیقاتی به قفقاز انجام داد. ویرچو در سال 1886 نقش بسزایی در تاسیس موزه قوم شناسی برلین بر عهده داشت. سپس در سال 1888 موزه فرهنگ عامیانه آلمانی (Museum for Geman Folklore)را تاسیس کرد.

اغلب گفته می شود که ویرچو از مخالفان نظریه منشا انواع  داروین است. اما حقیقت این است که او این نظریه را به عنوان فرضیه ای ابتدایی و آزمایشی پذیرفت. جنبه عمده انتقاد او صورت جزم گرایانه معتقدان به این نظریه بود. او نظریه تکامل را مربوط به اندیشه زایش خود به خودی و توجیهی برای سیاستهای انقلابی می دانست. وی در اینباره در یک جلسه علمی در سال 1877 در برلین سخن گفت که انعکاس جهانی بسیاری داشت. سرانجام او در اواخر عمر مدعی شد که شواهد علمی کافی برای پذیرش کامل این نظریه وجود ندارد.
رادلف ویرچو سرانجام در 5 سپتامبر 1902 در برلین درگذشت. انجمن انسان شناسی پزشکی هر ساله جایزه ای به نام ویرچو را به پژوهشگران برگزیده در این حوزه اعطا می کند.

روی اینترنت:

ویرچو در ویکیپدیا

سایتی درباره زندگی، نامه ها و دستنوشته های ویرچو

مرکز  رودولف ویرچو

ویرچو  درباره آسیب شناسی آموزش

 

 

کلیه حقوق این پایگاه، برای پایگاه اطلاع رسانی ناصر فکوهی محفوظ است.