انسانشناسی دندان(روبرتو لیونتی)(3)

pareha-anth.dent-3.jpg

خروس، پرنده ای است که به بهترین شکل می توان «آوازه خوان» نامیدش، و افزون بر این تاجی دارد «دندانه دار». و هر چند پرندگان دندان ندارند،  کسی تعجب نمی کرد که از راه رسیدن  دندان کش ها  با آواز این جانور  اعلام شود؛ و یا حتی از اینکه بتوان در موزه هونتاریان(Hunterain) در گلاسکو(Glasgow)  یک دندان انسانی را که در  تاج یک خروس کاشته شده ، دید: این دستکاری بیولوژیک ( چه جراحانه و چه نمادین) به قرن هجدهم میلادی باز می گردد.  با این وصف در سال 2003، در فرانسه گروهی از پژوهشگران شهرهای نانت و لیون توانستند از طریق پیوند زدن سلول های موش در بافت های مرغ ها، نطفه ها دندان در آنها ایجاد کنند.
شاید در این پیوند کهن میان آواز، موسیقی، نمایش و درمان دندان  بتوان ریشه های پدیده ای را که تاریخ دانان «همزیستی دندان شناسی و نمایش» نامیده اند بیابیم: ژان باپتیست فوشار(Jean-Baptiste Fauchard)، لویی فلوری لوکلوز دو تیویی(Louis Fleury Le Cluse de Tilloy)، فرانسوا ژوزف تالما(Francois Joseph Talma)، لوران مورگه(Laurent Morguet) تنها چند نمونه برجسته در این زمینه هستند که در دربار قرن هجدهم  در آن واحد هم هنر  دندان و هم هنر نمایش را بر عهده داشتند(Deschaume & Huard, 1984).
افزون بر این، کنترل کردن درد و قدرت محافظت کننده دندان کش های قدیمی  از شخصیت آنها نمادی فالیک  می ساخت  افراد را به خیال های اختگی بازمی گرداند. ماری بناپارت(Marie Bonaparte) در مطالعه معروفی که در سال 1933 درباره  رابطه فرد با  دندان پزشکش انجام داد،  بر عشق و نفرت  در این رابطه  با قابلیتی  از انتقال به یکدیگر تاکید کرد که در روانکاوی امری شناخته شده است.  از این گذشته، مطالعات مردم نگارانه ای که درباره مناسک  بلوغ و اشکال مختلف اندام بری های دندانی در آنها دیده می شود، و فلکلور پزشکی  مربوط به حرفه دندان پزشک، گویای  نمادشناسی گسترده ای هستند که به صورت ناخودآگاه  در دستکاری  و کشیدن  دندان  و کنشگران اجتماعی آن وجود دارد: در اینجا بی شک با عقده اختگی و  خیال پردازی های ناشی از آن روبرو هستیم. اگر برغم این  اضطراب  ناشی از آن خیال ها ، دندان پزشک  باز هم موضوع علاقه ای از سوی  بیمار  - یعنی به عبارت دیگر یک انتقال مثبت- شود، دلیل را باید در آن دید که دندان پزشک مدرن  تنها جایگزینی برای پدر اخته کننده به حساب می آید.  اگر از دست دادن یک دندان را برابری نمادین برای اختگی بدانیم،  مداوای  دندان  از طریق بیحسی موضعی ، از میان رفتن درد و بر جای نشستن یک پروتز، دندان پزشک را به یک پدر محافظت کننده بدل می کند که  می تواند  می تواند فالوس  از دست رفته یا تهدید شده را به بیمار بازگرداند.
دندانه های الهه مادر
خولیو تلو(Julio Tello) در سال 1919 در شاون دو هوانتار (Chauvin de Huantar) در شبه جزیره پاراکاس(Paracas) یکی از  پهنه های باستان شاختی قدیمی  منطقه آند (قرن سیزدهم پیش از میلاد) را کشف کرد.  از جمله وسایلی که در این منطقه یافته شد، طرحی از یک الهه  با سینه های بزرگ دیده می شود که از دهانش و از آلت تناسلی اش دندانه های نوک تیز بیرون زده اند. باستان شناسان بر آن هستند که از این  پارچه ها برای  کفن پیچی مردگان  استفاده می شده است: الهه به ما دوگانگی زندگی/مرگ را بادآوری می کند زیرا از نوعی آلت دندان دار برخوردار است که انسان ها را درون خود گرفته و آنها را به جهان مردگان هدایت کند.
در اروپا نیز ، از زمان پارینه سنگی  تصاویر  الهه مادر (Deesse Mere) به صورتی دوگانه با دندان ها پیوند می خوردند: از یک سو ، عاج های ماموت ها و دندان های بسیاری دیگر از جانوران  به شکل وسیعی برای ساختن طلسم ها و مجسمه های کوچک خدایان مونث  یا بخش هایی از دندان های آنها به کار گرفته می شدند؛ از سوی دیگر  دندان ها و ..... یکی از مهم ترین مشخصات  الوهیت زنانه به حساب می آمدند.
گردن بندهایی به شکل سینه که از جنس عاج یا دندانی نیشی گوزن ها یا ..... بودند، سوراخ می شدند تا بتوان آنها بر گردن آویخت. از این گردن بندها بیش از پنجاه مورد در  نقاط  مختلف کاوش های دوره ظاررینه سنگی  متاخر یافته شده است. در نقاب های  به خاک سپاری  الهه مادر که در قبرستان کارانوو شش(Karanovo VI ) در وارن(Varne) در بلغارستان یافته شده است  و به دوره مس ( نیمه هزاره پنجم پیش از  میلاد)  مربوط می شود دندان ها  به شکل میخ هایی طلایی بازنموده شده اند.  یکی از انواع همین امر را نیز در مجسمه کوچکی  که از سترا زاگورا(Stara Zagora) ( 4500 تا 4300 سال پیش از میلاد)  با دهانی بزرگ و یک مثلث بزرگ بر بالای آلت تناسلی یافته شده است، می بینیم. دندان ها در اینجا به صورت  سوراخ ایی مدور  که در دهان کنده شده اند نمایانده شده اند. اما آنچه باز هم عجیب تر است اینکه سوراخ های مشابهی در سه گوشه مثلث نامبرده نیز کنده شده اند.  

پایان بخش سوم – ادامه دارد

 

 

کلیه حقوق این پایگاه، برای پایگاه اطلاع رسانی ناصر فکوهی محفوظ است.