فهرست
در گرگ و میش راه ، ابراهیم مختاری و زینت دریایی، تهران، نشر چشمه، 1385، چاپ دوم، 188 صفحه.
پوشش زنان در ایران, همواره به عنوان مقوله ای تاثیرگذار و گاه مسئله ساز در دوره های گوناگون تاریخی به چشم می آید. چه آنجا که حکومت ها در تعیین شکل پوشش زنان نقش داشته اند, چه آنجا که ناصرالدین شاه پس از بازگشت از سفر اروپا و تحت تاثیر بالرین های غربی دستور به تغییر پوشش و کوتاه کردن زیرجامه های زنان حرمسرا و سپس اقشار پایین اجتماع داد، و یا وقتی رضاخان که در پی تحقق رویای مدرنیته با اندیشه بهنجارسازی, فرمان کشف حجاب را صادر کرد. و چه آنجا که نیروهای مردمی نقش لباس را در جریانات سیاسی و اجتماعی زمانه خود پررنگ دیدند و همچون گروههایی از زنان مشروطه خواه حجاب های خود را کنار گذاشته و دست به تظاهرات زدند, یا فعالان جنبش رو به رشد حقوق زنان که در سالهای خیزش این جنبش اقدام به کشف حجاب به منظور اعلام مخالفت با وضع موجود کردند. علاوه بر این پوشش به عنوان یکی از شاخص های معرف هویت افراد در اشکال کوچکتر بومی- محلی نیز با توجه به شکل رعایت آن به صورت اجباری یا انتخابی می توانسته محل نزاع باشد و کشمکش هایی را بر سر شیوه اجرای آن و یا صورت اصلح, چگونگی حفظ آن, مقابله با اشکال جدیدتر و ... به همراه بیاورد. به ویژه آنکه تنوع قومی و منطقه ای در ایران تعدد اشکال پوشش و تفاوت در مرزبندی های مربوط به تعریف برهنگی و پوشیدگی را موجب شده است.
در این میان تفاوت فرهنگها, سطوح مختلف حساسیت, پایداری و تعصب را نسبت به انواع اجزای پوشش نشان می دهند که گاه از سوی ناظر بیرونی غیر قابل درک و بعضا نیز افراطی برداشت می شود.
کتاب "در گرگ و میش راه" که به همت ابراهیم مختاری به چاپ و جمع آوری خاطرات زنی جنوبی از روستای سلخ (از نواحی قشم) پرداخته, بازگو کننده نقش برقع به عنوان نوعی از پوشش صورت در آن ناحیه و به دنبال آن پوشیدگی حضور زنان در متن جامعه است, جامعه ای که تصمیم زنی را برای اشتغال به "بهورزی" و به اقتضای آن پوشیدن لباس فرم و برداشتن برقع که به تعبیر مردم مرز تعیین کننده میان برهنگی و پوشیدگی محسوب می شود, بیراهه و خلاف سنت می داند. در نتیجه او نه تنها در این مورد- که با شماتت ها و فشار اطرافیان مقابله می کند- بلکه در سایر رفتارها نیز مجبور به تحمل نگاه مردد اهالی روستا می شود.
"زینت" , زنی است که در جامعه سنی مذهب روستایی, تحت تربیت پدری پرورش می یابد که سالها کدخدایی روستا را بر عهده داشته اما نگاه پیشرو و متفاوتش نتوانسته در میان مردم نفوذ کند. اما این دیدگاهها در تربیت فرزندانش موثر بوده و تا آنجا که به حریم زندگی خانوادگی مربوط می شده, این تغییر روش را اعمال کرده است. بنابراین زینت در مواردی مثل سن ازدواج و آداب و رسوم مربوط به دختران آن ناحیه, در مراحل مختلف رشد در برابر رفتار اجتماع با پرسش هایی مواجه می شود که بی پاسخ می ماند, در نتیجه با عمل خود به گونه دیگری به آنها پاسخ می دهد.
هر چند که زندگی در بافت روستایی آن منطقه ایجاب کرد که زینت در 13 سالگی تن به ازدواج بدهد یا بسیاری از آدابی را که توان ایستادن در مقابل آنها را نداشت, اجرا کند و ... اما توصیه های پدر که «خدمت به مردم» را رسالت آدمها می دانست, او را با تمام موانع به سمت فراگیری حرفه ای کشاند که تا پیش از این کسی از اهالی روستا مشغول به آن نبوده است. کتاب «در گرگ و میش راه» را نمی توان تنها به دلیل تشریح داستان زندگی این زن مورد توجه قرار داد, به ویژه آنکه بیان روایی داستان که از زبان خود زینت نوشته شده فاقد ادبیات حرفه ای و رمان گونه است. اما از خلال توصیفات و تشریح وقایع, می توان به آداب و سننی در آن منطقه اشراف پیدا کرد که به آسانی نمی توان با ورود از جامعه ای دیگر به آنها دست یافت.
شکل گیری تحول در زندگی زینت و رفتن به شهر و ورود به اداره بهداشت برای شروع دوره کارآموزی, همراه شد با تغییر از پوشش محلی به لباس بهورزی که هر دوی اینها شکاف میان آنچه جامعه می خواهد و آنچه خود شخص در پی آن است را آشکار می کند.
فعالیت های پزشکی زینت, اقتضائاتی چون دور ماندن از روستا و خانواده, ارتباط با مردان, تغییر ساعات حضور در خانه برای پخت و پز, بچه داری و ... و از همه مهمتر برداشتن برقع را در پی داشت. از سویی, قرار گرفتن تحت آموزشهای رسمی و منطبق بر تکنیک های پزشکی در شهر, اختلاف میان روشها و اعتقادات درمان گری بومی با پزشکی مدرن را برای او آشکار ساخت. در نتیجه برای زینت تقابل عملکرد یک زن هنجارمند روستا و زن معترض به هنجارهای روستا, به موازات تقابل درمانهای سنتی و پزشکی رسمی معنا پیدا کرد و گاه در هم آمیختن نگاه غالب به زن و شیوه های درمان بومی که این هر دو وامدار گذشته هستند را می توان در امتزاج با هم لمس کرد. به طور مثال می توان به بخشی از متن کتاب اشاره کرد که به توصیف وضعیت ویژه و غیرطبیعی زنی هنگام زایمان می پردازد که "ماما روستا" ها تلاش به خارج کردن نوزاد از رحم به شیوه معمول دارند اما زینت با استناد به دانش پزشکی اش واقف است که علاج این زن از طریق شیوه های معمول امکان پذیر نیست اما از دید شوهر و ماماها فرستادن زائو به شهر و تحت درمان پزشک مرد قرار گرفتن غیر ممکن است, بنابراین درمان بومی توسط زنان ماما اجرا می شود و بیمار جان خود را از دست می دهد.
نقل داستان از زبان زینت, در بردارنده اشارات بسیاری است به شیوه های درمانگری محلی, اعتقادات و باورهای مرسوم و اصطلاحات مربوط به آنها, مثل درمان شکویی کودکان (تب بالا و تشنج) که به صورت گذراندن بچه از روی آتش و اسپند یا رد کردن سه باره او از دایره دسته الک بدون تور انجام می گیرد. باور به بستن مهره گنار به دست زن حامله تا موقعی که دردش شروع شود, با اعتقاد به اینکه مهره مانع سقط بچه می شود و اینکه گاه از سیدی می خواهند که روی آب دعا بخواند و موقع زایمان به زن می دهند تا راحت تر زایمان کند. در عین حال زینت بعضی از باورهای محلی را نیز با ذکر دلیل معنادار می داند. "نباید آفتاب توی لباس زن و بچه بنشیند وگرنه شیطان تویش می نشیند. منظور این است که پیش از غروب باید لباس را از روی بند برداشت تا مبادا شیطان- یا همان حشرات گزنده- در لباس بماند و بچه را نیش بزند." و ...
از طرفی برخورد جامعه با زینت را نمی توان به شروع فعالیت های بهورزی او و تغییراتی که در شکل پوشش و روش زندگی اش ایجاد شد, محدود کرد بلکه روند تغییر ذهنیت مردم روستا نسبت به زینت قابل توجه است که از سرزنش, دوری کردن از او و بی حیا خواندنش شروع شد و به شکل گیری اعتماد نسبت به او و درمانهایش تا مورد مشورت قرار دادن و مستجاب الدعوه دانستن و قبول او به عنوان یک فرد معتمد و انتخابش در انتخابات شورای شهر تغییر یافت.
اولین مواجهه او با ابراهیم مختاری به سال 1365 باز می گردد که مختاری به منظور تهیه فیلم مستندی از ماهی گیری سنتی به جزیره قشم و از آنجا به ده سلخ می رود و در آنجا با احمد, همسر زینت که مدیر عامل تعاونی در آن منطقه بود آشنا شده و از زبان او می شنود که همسرش به خاطر کار در خانه بهداشت برقع از صورت برداشته, پوششی که زنان این نواحی حتی در خانه و اوقات تنهایی نیز بر روی صورت حفظ می کنند. این آغاز آشنایی را موجب می شود و ورود به سلخ و مطالعه زندگی مردمانش را میسر می کند تا در سال 1377 بعد از انتخابات شوراها و انتخاب زینت با رای اول, دیدار دیگری شکل می گیرد و در ادامه فیلم "زینت, یک روز به خصوص" که مستندی است از روز انتخابات شوراهای شهر و روستا و نامزدی زینت در شورای ده خود ساخته می شود. سپس در سال 1383 تهیه و گردآوری این کتاب با همکاری زینت دریایی انجام می شود.
علاوه بر بخش اول کتاب – که به صورت نقل داستان از زبان اول شخص صورت می گیرد- بخش دیگری نیز که با عنوان "پس از سیزده سال" می آید, شرح گفتگویی است میان مختاری و زینت که تکمیل کننده اطلاعات بخش اول است. در این بخش نیز با جزئیات بیشتر, خواننده را با فراز و نشیب ها, موانع و چگونگی عملکرد زینت در مقابل پیش آمدها و سپس نقش تعیین کننده مردان در اتخاذ تصمیمات و جهت گیری زندگی زنان آشنا می کند. صحبتهای زینت گویای نفوذ و اهمیت رضایت پدر, همسر و برادرش در به ثمر رسیدن تلاشهای اوست. همچنین این گفتگو وجوه تشابهی میان مشکلات زنان روستایی و شهر را آشکار می کند و به طرح مسائل فراگیری که به عنوان بخشی از آسیب های اجتماعی مردمان آن منطقه می توان برشمرد می پردازد. مثل غلبه نگاه جنسیتی, خودسوزی, تنبیه بدنی زنان, ازدواج زودرس دختران با مردان مسن, شیوع بیماری روحی در میان زنان و دختران, خطرات و پیامدهای منفی ختنه دختران و همچنین وجه تابویی داشتن مقولاتی برای زنان, همچون کتاب خواندن, درخواست طلاق, حضور در جمع مردان, دیدن فیلم و شنیدن موسیقی و ...
به هر حال این کتاب توانسته است تجربیات زنی را در اختیار بگذارد که می تواند متاثر از شرایط و سوگیری هایی که نسبت به جنسیت او در جامعه اش است, برای انتخاب شکل متفاوتی از زیستن, فشارهای عمومی را تحمل کند و موانعی را که در پیش رو دارد, برداشته و با عبور از این گرگ و میش, روشنایی بخش مسیر زنان بعد از خود باشد.