فهرست مطالب و پیش گفتار کتاب «پاره های انسان شناسی»

marefiketab-parehayciaci.jpg
 پاره های انسان شناسی، مجموعه مقالات کوتاه، نقد ها و گفتگوهای  ناصر فکوهی، تهران، نشر نی، 1385، 660 صفحه.  
 
 
 
 فهرست مطالب
 
 
 پیش‏گفتار    
 
    فصل اول. پاره‏ها
 
 1. کلود لوى استروس: از خود تا دیگرى    
 2. ژان روش: فیلم مردم‏نگارانه    
 3. ژرژ بلاندیه: سیاست بر صحنه    
 4. مارگارت مید: مادربزرگ انسان‏شناس‏ها    
 5. کلیفورد گیرتز: در تار و پود فرهنگ‏ها    
 6. مرى داگلاس: مرزها و خطرها    
 7. لیلا ابولقود: فمینیسم و مدرنیته    
 8. جیمز فریزر: شاخه زرین انسان‏شناسى    
 9. انسان‏شناسى و رمان    
 10. انسان‏شناسى و توسعه    
 11. پیر بوردیو: ورزش و قدرت    
 12. میشل مافزولى: اسطوره و انقلاب    
 13. ساختار چیست؟    
 14. نوزایى قومى    
 15. روشنگرى: انحراف یا سرنوشت محتوم    
 16. برونیسلاو مالینوفسکى: مادرتبارى تروبریاندها    
 17. آرجون آپادوراى: پراکنش جهانى فرهنگ    
 18. فرهنگ: از فرد تا جامعه    
 19. فاى اگزیائو تونگ: ... از خاک    
 20. انسان‏شناسى پزشکى    
 21. چهره‏ها و نقاب‏ها    
 22. مردم‏شناسى گیاهى    
 23. ژن‏ها و فرهنگ    
 24. زبان‏شناسى و انسان‏شناسى    
 25. از صدا تا موسیقى    
 26. نمادگرایى    
 27. ژزا روهایم: ادیپ بومیان    
 28. میرچیا الیاده: فضاى مقدس    
 29. ماهیت گفتمان انسان‏شناسى    
 30. شکنجه    
 31. مارکس و انسان‏شناسى    
 32. انسان‏شناسى و ایدز    
 33. مارسل موس: فنون کالبدى    
 34. اکبر احمد: شرافت از دست‏رفته جهان توسعه نیافته    
 35. قومیت و فرهنگ    
 36. انسان‏شناسى اقتصادى    
 37. اخلاق انسان‏شناسى    
 38. کالبد ناتمام    
 39. موریس گودولیه: شکستن آینه »خود«    
 40. جیمز کلیفورد: بدوى‏هاى مدرن؟    
 41. انسان‏شناسى امر سیاسى    
 42. چشم    
 43. انسان‏شناسى حافظه    
 44. الیزابت بدنتر: هویت جنسیتى    
 45. ایموس راپاپورت: سازمان‏یافتگى فضا    
 46. سانسور    
 
    فصل دوم. مقاله‏هاى کوتاه
 
 1. انسان‏شناسى    
  چشم‏اندازهاى یک رشته دانشگاهى: مردم‏شناسى از دیروز تا امروز ؛  نگاهى بر فیلم مردم‏نگارانه (اتنوگرافیک)؛  انسان‏شناسى و موسیقى: از مردم‏شناسى تا مردم‏شناسى موسیقى ؛  یادى از ریموند فیرث
 2. روشنفکران    
  روشنفکران در عصر فروپاشى قطعیت‏ها ؛  روشنفکران و قدرت ؛  یادى از ادوارد سعید ؛  زبان خاموش در کوى دوست: جاى خالى مسکوب ؛  ژورنالیسم و آکادمیسم ؛  لذت مقاومت‏ناپذیر چرخش به راست ؛  داستایفسکى و سیاست ؛  لورکا و فاشیسم ؛  از روح خودروها
 3. زنان    
  زن ایرانى، هویت تعریف نشده ؛  زن‏ها، شیرها، روباه‏ها ... ؛  زنان دیروز، زنان امروز
 4. جشن، مناسک، و زمان مقدس    
  نگاهى انسان‏شناختى بر اسطوره‏شناسى سیاسى جشن نوروز ؛  نوروز جشن ملت‏سازى ؛  جشن کتاب و پریشانى نشانه‏ها ؛  امر سیاسى و زمان مقدس ؛  بم، گذشته ما؛ بم، آینده ما
 5. خشونت و جهانى‏شدن    
  خشونت در دو سوى پرده ؛  نگاهى بر بیلان یک قرن ؛  چرخه بى‏پایان نظم و تنش ؛  برج بابل و صلیب گمشده ؛  ... در انتظار یازده سپتامبرى دیگر ؛  تجارت جهانى اندام‏هاى انسانى ؛  پایان دیکتاتورى‏ها، آغاز دزدسالارى‏ها؛  سندیکالیسم در عصر جهانى‏شدن ؛  میراث مالتوس ؛  چین: آن‏سوى سکه «معجزه اقتصادى»؛  تعارض سیاسى و خشونت در جامعه معاصر ایران؛  دانشگاه، قدرت، و جهانى‏شدن ؛  بیلان اصلاحات
 6. گفت‏وگو و تفاوت    
  تحلیلى انسان‏شناختى بر تفاوت و گفت‏وگو ؛  گفت‏وگوى تمدن‏ها، یک پروژه انسان‏شناختى؛  جهانى‏شدن وگفت‏وگوى تمدن‏ها؛  جهانى‏شدن و کالایى‏شدن «فرهنگ مردمى»
 
    فصل سوم. نقدها
 
 1. اسطوره و معنا    
 2. مردم‏شناسى و ادبیات عامه    
 3. ریگانیسم در آینه واقعیت    
 4. سرنوشت غم‏انگیز تمدن‏هاى پیش‏کلمبى    
 5. دانش اساطیر    
 6. فرهنگ و توسعه    
 7. خشونت و جامعه    
 8. پرسه‏اى در گذشته‏هاى مه‏آلود    
 9. پایان دموکراسى    
 10. جهانى‏شدن و فرهنگ    
 11. دویست سال گفتمان ارتجاع    
 12. ابهام در درک از دین    
 
    فصل چهارم. گفت‏وگوها
 
 1. انسان‏شناسى    
  دیالکتیک جامع‏گرایى و خردبینى در حوزه فرهنگ ؛  ایران‏شناسى و انسان‏شناسى ؛  بنیان‏گذارى یک سنت آکادمیک ؛  انسان‏شناسى چیست؟ ؛  ریشه‏هاى علم‏انسان‏شناسى
 2. مناسک، و زمان مقدس    
  انسان‏شناسى جشن ؛  انسان‏شهرى و تعطیلات
 3. قدرت، خشونت، و جهانى‏شدن    
  هنر، سیاست، خشونت ؛  آرمانشهر در سده پرچالش ؛  انسان‏شناسى سیاسى و خشونت ؛  سیاست از منظر جامعه ؛  مقابله با شورش در جهان سوم ؛  جهانى‏شدن و خشونت ؛  حرکتى بى‏نظم به‏سوى جهانى‏شدن ؛  دگر جهانى‏شدن، بدیلى بر جهانى‏شدن
 4. شهر و معمارى    
  مفهوم خیابان در انسان‏شناسى شهرى ؛  یک نگرش فرهنگى جدید به مفهوم برنامه‏ریزى شهرى ؛  نگاهى فرهنگى بر معمارى معاصر ایران ؛  نمادهاى شهرى و قدرت
 5. صنعتى‏شدن و دولت ملى    
  هویت ایرانى در گذر از قومیت به ملیت ؛  صنعتى‏شدن، بحرانى براى تمامى جهان سوم
 
 کتاب‏شناسى    
 
 
 
 
 
 
 
    پیش‏گفتار
 
 
 انسان‏شناسى(1) علمى زنده، پویا، و رو به رشد است که پیش از این عمدتاً - و به‏ویژه در کشور ما - با نام مردم‏شناسى شناخته مى‏شد. البته مردم‏شناسى(2) هنوز هم در برخى از حوزه‏هاى علمىِ اروپایى نامى است رایج و در بسیارى موارد نیز این دو واژه به صورت مترادف با یکدیگر به‏کار مى‏روند. اما با کمى دقیق‏ترشدن در موضوع و در پیشینه تاریخى این علم، مى‏توان در تفاوت این دو واژه گفت که مردم‏شناسى عموماً خود را به جوامع دوردست غیراروپایى، غیرصنعتى، و غیرشهرى محدود مى‏کند و یا بیش‏تر بر جنبه‏هاى فلکلوریکِ فرهنگ‏ها تأکید دارد، درحالى‏که انسان‏شناسى افزون بر آن حوزه‏ها - و بدون آن‏که به‏هیچ‏رو از اهمیت آن‏ها در کار خود بکاهد - با حرکت از محور انسان، این موجود شگفت‏انگیز را در ترکیبى پیچیده، که از زیست‏شناسى و فرهنگ در خود دارد، در همه زمان‏ها و مکان‏ها موضوع کار خود قرار مى‏دهد و به‏این‏ترتیب چشم‏اندازى بسیار گسترده‏تر و جذابیتى بسیار پویاتر مى‏یابد و درعین‏حال، راه را بر مجموعه‏اى بزرگ از مطالعات بین‏رشته‏اى مى‏گشاید. بین‏رشته‏اى‏شدن و فرهنگ، مهم‏ترین محورهاى مطالعات علوم انسانى در طول چند دهه اخیر بوده‏اند و از این رو، علم انسان‏شناسى بهترین زمینه را براى خروج از بن‏بست‏هاى معرفت‏شناختىِ این علوم و حرکت به‏سوى آینده‏اى جهانى، که بى‏شک چندهویتى، چندفرهنگى، و پیچیده خواهد بود، فراهم مى‏آورد.
    فکر کتاب حاضر از زمانى شکل گرفت که در طول بیش از یک سال، نوشته‏هایى کوتاه براى شناساندن علم انسان‏شناسى از خلال آثار اندیشمندان و مباحث اساسى طراحى شدند. هدف آن بود که این نوشته‏ها، مخاطبانى گسترده‏تر از دانشجویان و دست‏اندرکاران انسان‏شناسى داشته باشند و بتوان سر سخن را با گروهى بزرگ از روشنفکران و اندیشمندان باز کرد، تا تصورى روشن‏تر و نزدیک‏تر از واقعیت آن‏چه انسان‏شناسى «هست» و یا دست‏کم «مى‏تواند باشد» به‏دست آورند و تا جاى ممکن از کلیشه‏هایى که در طول سالیان دراز درباره این رشته اصیل و پربار در کشور ما شکل گرفته‏است، فاصله بگیرند. این‏که روشن شود انسان‏شناس مى‏تواند و باید در مسائل روز و جارى جامعه خود دخالت کند و حرف‏ونظرى داشته باشد؛ و این‏که مشخص شود این نظرها صرفاً مباحثى روشنفکرانه نیستند، بلکه در بسیارى موارد حاوى اندیشه‏هایى براى تغییر و بهبود شرایط زندگى انسان‏ها و گره‏گشایى از مسائل و مشکلات فرهنگى، اجتماعى، و حتى سیاسى و اقتصادى آن‏ها هستند؛ این‏که معلوم باشد کار انسان‏شناس صرفاً گشت‏وگذار در گذشته‏هاى ازدست‏رفته و دغدغه گردآوردن مواد و اشیایى براى جاى‏دادنشان در موزه‏ها و یا ثبتشان در کتاب‏ها نیست، بلکه او مى‏تواند در قالب یک فعال و دخالت‏گر اجتماعى که در همه پروژه‏هاى توسعه، دیدگاه‏هاى فرهنگى را نمایندگى مى‏کند ظاهر شود و نسبت به خطراتى که چنین پروژه‏هایى و یا هر اقدام فناورانه، سیاسى، اقتصادى، و... که بدون درنظرگرفتن واقعیت‏ها و پیچیدگى‏هاى فرهنگى یک جامعه انجام بگیرد، مى‏تواند براى آن جامعه و یا سایر جوامع انسانى دربرداشته باشد، هشدار بدهد و دست‏اندرکاران را به مسئولیت‏پذیرى و پاسخگویى بیش‏تر وادارد.
    دغدغه‏اى که در طول ده‏سال گذشته، نگارنده را برآن داشت که در کنار کتاب و نوشته‏هاى دانشگاهى همواره حضور خود را در عرصه عمومى از خلال رسانه‏هاى نوشتارى و یا با همراهى و شرکت در مجامع اندیشه، حفظ کند، آن بود که از جداافتادن از واقعیت‏هاى جارى و خطیرى که امروز جامعه ما همچون اکثر قریب به‏اتفاق سایر جوامعِ در حال توسعه با آن‏ها دست به‏گریبان است غافل نماند و سهم خود را در تفکر و اثرگذارى بر حوزه عمومى ایفا کند. اما آن‏چه در این راه تولید مى‏شد، از نظر ما باید همواره هم دغدغه‏هاى علمى و هم درعین‏حال در چارچوب مجموعه نوشته‏هایى که به‏صورت نظام‏مند تاکنون به انتشار رسیده‏اند، جایگاهى منطقى و قابل‏توجیه داشته باشد. از این رو، چند مجموعه مقاله تاکنون به‏وسیله نگارنده به چاپ رسیده است.(3) که در آن‏ها دو گرایش اساسى؛ یعنى از یک سو، مقالاتى در حوزه توسعه و اقتصاد سیاسى و از سوى دیگر، مقالاتى در حوزه فرهنگ و انسان‏شناسى گرد آمده‏اند. در این حال، چند مجموعه مقالات دیگر هم، که عمدتاً شامل مقالات طولانى علمى - پژوهشى و مقالات ترویجى مى‏شود، در دست تدوین است که در یکى دو سال آینده به انتشار خواهد رسید.
    شیوه ارائه متون علمى در قالب مقالات، که انسان‏شناس برجسته امریکایى، کلیفورد گیرتز، آن را بهترین و مؤثرترین شیوه مى‏داند و خود تقریباً در همه آثارش از آن تبعیت کرده‏است، شیوه‏اى است که در کشور ما نیز به‏وسیله بسیارى از اندیشمندان به‏خصوص در حوزه ادبیات به‏کار گرفته شده‏است و شاید بارزترین نمونه آن عبدالحسین زرین‏کوب باشد. البته باید بر این نکته تأکید داشت که به‏دلیل ضعف و کمبود منابع در حوزه علوم اجتماعى، نمى‏توان لزوماً از تعمیم چنین شیوه‏اى دفاع کرد و ما بیش‏تر به کتاب‏هایى نیاز داریم که موضوعى را به‏صورت گسترده بشکافند و آن را به‏طور نظام‏مند با تمامى زوایا و گوشه‏هاى پیچیده‏اش باز کنند. نگارنده خود نیز در این زمینه چندین عنوان کتاب به انتشار رسانده است و یا در دست انتشار دارد.(4) با این وصف، مجموعه‏هایى از نوع کتاب حاضر، جایگاه ویژه خود را دارند.
    برخى از مقالات این مجموعه، همان‏گونه که گفته شد، ابتدا در چارچوب نوشته‏هایى با عنوان «تکه‏هاى انسان‏شناسى» به چاپ مى‏رسیدند(5) و در این نوشته‏هاى کوتاه، هدف آن بود که هربار با معرفى یک اندیشمندِ شاخص یا ارائه یک متن کوتاه انسان‏شناختى، موضوع بحثى گشوده شود و به شیوه‏اى متراکم و فشرده در آن باره استدلال‏هاى اساسى مطرح شوند. این پاره‏ها به این ترتیب مى‏توانستند به مواد خامى براى بحث‏هاى آموزشى در هریک از حوزه‏ها بدل شوند و یا ورودى‏هایى براى ادامه اندیشه در آن زمینه باشند. بازخوردهایى که انتشار این مجموعه داشت، در کل مثبت بودند، هرچند، گاه از پیچیدگى نثر و تراکم بیش از اندازه آن گله مى‏شد، اما واقعیت آن بود که از ابتدا نگارنده هدف انتشار کل این نوشته‏ها را در یک کتاب و به همراه متون دیگر در سر داشت و تصور این بود - و هست - که قرارگرفتن متون در چنین چارچوبى با مراجعى متعدد که خواننده مى‏تواند در کتاب حاضر بیابد و با این امکان که به‏وسیله فهرست‏ها، طبقه‏بندى‏ها، و نمایه آن بتواند ادامه و توسعه یک بحث را در قالب‏هاى دیگر )مقالات کوتاه، نقدها، و گفت‏وگوها( بجوید، اثر منفى آن تراکم‏ها را از میان ببرد، ضمن آن‏که تراکم این حسن را دربر داشت که خوانندگان آشنا با موضوع، مى‏توانستند با سرعتى بیش‏تر نکات ظریف آن متن را دریابند. افزون بر این در کتاب حاضر، تلاش شد که در انتها براى هریک از متون )حتى مصاحبه‏ها( کتابنامه‏اى هرچند مختصر آورده شود تا خوانندگان علاقه‏مند بتوانند ضمن یافتن برخى از منابع به‏کار گرفته شده - البته اغلب به‏صورت غیرمستقیم - در آن متن، مأخذى دیگر هم براى پى‏گیرى آن داشته باشند. البته این نکته را نباید از یاد برد که به‏دلیل شکل ویژه متون این کتاب، تلاشى براى ارائه آن‏ها در قالب‏هاى سخت روش‏شناختى انجام نگرفته و برعکس این امکان فراهم آمده است که خوانندگان بتوانند آزادانه در کتاب گردش کنند و مطالب موردنیاز خود را بخوانند.
    باید توجه داشت که در این کتاب همچون هر مجموعه مقاله دیگر، به‏ناگزیر متونى که در زمان‏ها و موقعیت‏هاى مختلف و با هدف مخاطبانى گوناگون نوشته شده‏اند، گردهم آمده‏اند. به‏همین دلیل، بدون شک این متون از لحاظ ارزش علمى با یکدیگر برابرى نمى‏کنند و حتى حجم آن‏ها نیز متفاوت است، اما آن‏چه آن‏ها را به یکدیگر مى‏پیوندد، آن است که تقریباً تمامى آن‏ها را - جز چند مورد استثنایى ازجمله یکى دو مصاحبه پایه‏اى - مى‏توان به‏نوعى جزء مقوله «مقاله کوتاه» و حتى گاه «یادداشت علمى» طبقه‏بندى کرد. این پراکنش که البته با نوعى پراکنش موضوعى نیز همراه است، شاید در برخى از نگاه‏ها قابل خرده‏گیرى باشد، اما به باور نگارنده چنین پراکنشى نه‏فقط کاملاً با ماهیت و ذات انسان‏شناسى، به‏مثابه یک رشته بین‏رشته‏اى، انطباق دارد، بلکه خود یکى از ویژگى‏هاى مدرنیته و شرایط ویژه ما در این مدرنیته نیز هست. جهانِ امروز، جهان‏پراکنش‏ها و تداخل‏هاى بى‏پایان است، جهانى که در آن اندیشیدن به هر چیز ما را به‏ناچار به‏سوى چیزهاى دیگر مى‏کشاند و «اتمى» فکرکردن و حتى عمل‏کردن کارى عملاً و منطقاً ناممکن و حتى بیهوده است.
    با این وصف، نگارنده نه در این کتاب و نه در هیچ‏یک از دیگر کتاب‏هایى که تاکنون به انتشار رسانده است بر آن نبوده و نیست که ارزش تخصص را به زیر سؤال ببرد. بنابراین، تنوع مضمونى را نباید به معنى بیرون‏رفتن از حوزه تخصصى دانست. تخصصى که ما همواره بر آن پاى فشرده‏ایم، انسان‏شناسى شهرى، توسعه، و سیاسى است و گمان ما آن است که در این‏جا نیز پا از این حوزه‏ها فراتر نگذاشته‏ایم. این نکته از آن رو اهمیت دارد که باید دانست درباره هریک از مواردى که در این کتاب بحثى به میان آمده است مى‏توان نقطه‏نظرات بسیار متعدد و رویکردهایى ناشى از شاخه‏هاى مختلف علوم انسانى و در هریک از این علوم باز هم رویکردهاى تخصصى داشت، بنابراین، جاى تأکید است که رویکردهاى ارائه‏شده در این کتاب، ادعایى جز انعکاس‏دادن به یکى از نگاه‏ها - نگاه یک انسان‏شناس توسعه و شهرى - را ندارند و نه‏فقط جاى را براى ارائه سایر نگاه‏ها محدود نمى‏کنند، بلکه عمیقاً از این باور حرکت مى‏کنند که تنها در تقاطع نگاه‏هاى مختلف تخصصى به یک موضوع است که مى‏توان به درک عمیق آن موضوع دست یافت و احتمالاً راه‏هایى عملى و کاربردى براى بهبود وضعیت در آن زمینه عرضه کرد.
    در طراحى این کتاب و در به‏بارنشستن و تکمیل آن باز هم جاى آن دارد که، همچون همیشه، از دانشجویان و همکاران جوان خود در حوزه انسان‏شناسى که امروز بدون هیچ چشم‏داشتى و در سخت‏ترین شرایط ممکن و اغلب بدون کوچک‏ترین چشم‏انداز مثبت و ملموس و صرفاً با اتکا بر ایمان و باور خود به این رشته و آینده آن در حال کار هستند، تشکر کنم. انگیزه قدرتمندى که در این همکاران و این دانشجویان و به‏ویژه در دانشجویان دخترى که با وجود تمامى مشکلات اجتماعى فرهنگى جامعه ما در حال ساختن این رشته و آینده آن هستند، دیده مى‏شود، بزرگ‏ترین دلگرمى براى کسانى است که همواره در آن‏ها مخاطبانى دلسوز، دقیق، و منتقد براى کارهاى خود مى‏یابند. به گمان نگارنده، زنان در جامعه کنونى ایران، نه‏فقط شاهد تغییرى گسترده در موقعیت خود هستند، بلکه در همین حال، بدون هیچ اغراق و مبالغه، بزرگ‏ترین سهم را نیز در دگرگون‏کردن و زیر و رویى فرهنگى این جامعه در جهت آماده‏سازى آن براى پذیرش هرچه بیش‏تر و کاراتر مدرنیته، آزادى، دموکراسى، و برخوردارى از آینده‏اى روشن‏تر، که بى‏شک حق مردمان آن است، برعهده دارند.
    در پایان، وظیفه خود مى‏دانم که از دوستان نکته‏بین و دقیقى که مسلماً مى‏توانند مشکلات و کاستى‏هاى کتاب حاضر را چه در محتوا و چه در ساختار کلى آن با نگاه تیز و منتقدانه خود ببینند، بخواهم اندیشه‏هاى خود را به بیان درآورند تا بتوان آن‏ها را در رفع آن کاستى‏ها به‏کار گرفت. درنهایت باید از زحمات گروه فنى نشر نى به‏ویژه خانم‏ها ساقى جهانشاهى، افسانه روش، ژیلا گودرزپور و دلناز سالاربهزادى که نگارنده همواره خود را مدیون دلسوزى‏ها و دغدغه‏هاى دوستانه آن‏ها مى‏داند، تشکر کنم. همچنین جاى آن است که از روشن‏بینى و جدیت دوست گرامى، آقاى جعفر همایى، مدیر محترم نشرنى، که امکان انتشار این کتاب را فراهم آوردند، قدردانى کنم. امیدوارم این نوشته‏ها تأثیرى هرچند اندک بر روند فکرى جامعه داشته باشند و به این ترتیب زحمات این دوستان، همکاران، و دانشجویان برجسته پاداشى معنوى بیابد.

 
1) Anthropology
2) Ethnology
3) اسطوره‏شناسى سیاسى، (تهران، فردوس، 1378)؛ از فرهنگ تا توسعه، (تهران، فردوس، 1379)؛ در هزارتوهاى نظم جهانى، (تهران، نشر نى، 1384).
4) تاریخ اندیشه و نظریات انسان‏شناسى، (تهران، نشر نى، 1381)؛ انسان‏شناسى شهرى، (تهران، نشر نى، 1383)؛ و در آینده انسان‏شناسى سیاسى ایران و انسان‏شناسى شهرى ایران.
5) این‏تکه‏ها در فاصله آبان 1382 و آذر 1383 در روزنامه شرق به چاپ رسیدند.
کلیه حقوق این پایگاه، برای پایگاه اطلاع رسانی ناصر فکوهی محفوظ است.