انسانشناسی دندان(روبرتو لیونتی)(5)

Pareha-anth. des dents - 5.jpg

بخش پنجم و نهایی


ترس و سرما دندانها را به لرزش قرچ قرچ می اندازند. دندانها به صدا در می آیند و ما را به حرف زدن می آورند. دندان ها همچنین موسیقی ایجاد می کنند. اولیفان(Olifan) ، یکی از سازهای بادی است که در قرون وسطا در اروپا رایج شد، این ساز از یک خرطوم  کوچک و یک بوق شکار  از جنس عاج  ساخته شده بود که از دندان فیل می تراشیدندش ( و به همین دلیل هم نام آن به elefant به معنی فیل نزدیک است) . در روی این ساز نیز حجاری هایی انجام می گرفت که موضوع آنها اغلب شامل تزئینات حیوانی و گیاهی می شد. بنا بر سنت سلتی ، زنان وایکینگ(viking) عادت  داشتند با دمیدن در این  بوق ها مردان را به جنگیدن ترغیب کنند. در اسکاندیناوی این ساز را از دندان فیل های آبی می تراشیدند و صدای این دندان ها آنقدر اندوهبار بود که در عین حال دشمنان را نیز می ترساند. در  قطعه ادبی «سرود رولان»(Chanson de Roland) به  اولیفان های شهسواران قرون وسطایی  پر آوازه اشاره شده است و اسناد زیادی نیز گویای استفاده از این ساز ها در  کلیسای قرون وسطا هستند: زمانی که لازم بود که مومنان برای هفته مقدس به کلیسا فراخوانده شوند، اما استفاده از صدای ناقوس ها ممنوع بود، ز اولیفان استفاده می کردند.  اما از این ساز همچنین برای  گرد آوردن خیرات و یا نگه داشتن  اشیاء مقدس  و روغن های متبرک هم استفاده می شد.
در فلکلور موسیقیایی گواتمالا،  امروز هنوز هم می توان آلت های موسیقی کاملا حیوانی یافت. برای مثال آرواره های گاو، برای ایجاد صداهای ضربه ای استفاده می شوند. با وارد کردن ضربات کوچک به این آرواره ها دندان ها به حرکت در آمده  و صدایی ایجاد می کنند که به صدای طوطی ها شباهت ارد.  در یکی از کاتالوگ های موسیقی- انسان شناسی کوبایی  به یک آلت موسیقی اشاره شده است به نام کویخادا(quijada)  که یک ساز کوبه ای است و از دندان های آرواره ای پایینی یک اسب ، یک خر و یک قاطر ساخته شده است.  صدا در این ساز به وسیله سایش یک تکه چوب  روی دندان ها  یا با تکان دادن  ساز  به وجود می آید (صدا در این حالت به دلیل حرکت دندان ها در فالب هایشان به وجود می آید). کویخادا که به شکل گسترده ای  در سال های 1960 به وسیله گروه موسیقی معروف  هاوانا موسوم به لوی توتانکامس(Tutankames) به کار می رفت، امروز  تقریبا به طور کامل از موسیقی کوبایی حذف شده است اما می توان هنوز آن را در جزیره سان آندره (San André) و سایر نقاط کارائیب  یافت.
در مواردی دیگر، دندان های انسان  به صورت مستقیم برای  ایجاد موسیقی یا نواختن ساز ها به کار می روند. بعضی از افراد می توانند میان دندان هایشان به صورتی یدمند که صدای سوت یا نی لبک در بیاورند. جیمی هندریکس(Jimmy hendrix) با یادآوری  سفرش به  جنوب آمریکا ،  روایت می کند  که  چگونه آموخته بود که با دندان هایش گیتار بنوازد زیرا همه این کار را برای تاثیر گذاری روی مخاطبان انجام می دادند: « در تنسی (Tennessee) اگر نتوانی با دندان هایت گیتار بزنی ، از کار بیرونت می اندازند. برای همین خیلی از نوازنده ها را آنجا  می بینی که دندان هایشان شکسته. یک بار دیدم کسی می خواست این کار را بکند و سه دندانش را از دست داد!». در چشم اندازی کاملا متفاوت  و برای مخاطبانی  بسیار جوان تر ، یک بنگاه کانادایی متخصص  محصولات نوآورانه  اخیرا  یک مسواک موسیقیایی به نام دو ره می(ِDoremi) ابداع کرده است که با نواهایش کودکان را موقع مسواک زدن سرگرم می کند.
در مواردی دیگر، ماهیت  پیوند دندان ها و موسیقی جنبه بیشتر نمادین دارد. این امر را در  شاسی های پیانو می بینیم که در آثار  خیالین بسیاری از هنرمندان، در قالب دندان های سیاه و سفید تجسم یافته اند.  برای نمونه  می توانیم به  تابلوی  آندره ماسون (André Masson) نقاش سوررئالیست با عنوان  پیانوتور (Pianotaure)(1937) اشاره کنیم که در آن پیانو  به یک میناتور (Minotaure) [جانور افسانه ای با سر گاو و کالبد انسانی] تبدیل شده است و به یک زن  یورش می برد.  در برخی از نوشته های آلبرتو ساوینیو(Alberto Savinio) – نویسنده، موسیقی دان و نقاش سوررئالیست و برادر  جیویرجیو دو شیریکو (Giorgo de Chirico) – نیز ما با تصویر پیانو دندان دار روبرو می شویم که درموسیقی مدرن نوعی  «نان دندان گیر» می یابد. و پیانیست  فیلم سرخ ژرف (Profondo rosso) ( که شاید بتوان آن را  فرویدی ترین اثر  داریو آرجانتو (Dario Argento) دانست) با مسخره کردن روانکاوی  می گوید: « با کوبیدن روی شاسی های پیانو، فکر می کنم دارم  دندان های پدرم را خرد می کنم» .
در یک ساز اسپانیایی به نام  زامبومبا(zambomba)نیز ما با استفاده از یک دندان روبرو می شویم. این ساز که می توان آن را درمقوله طبل های ارتعاشی قرار داد از نوعی  استوانه ساخته شده است که یک طرفش را با پوست بز یا گربه  که کشیده و سوراخ شده است پوشانده اند و در وسطش یک  دنده قرار داده اند که به آن  دندان  زامبومبا می گویند. در سنت  اسپانیایی زامبومبا  نمادی است از گاوی که  گوساله می زاید، یا گربه ماده ای که  حامله است و یا خود رحم؛ اما این ساز  نمادی از دهانی گرسنه نیز هست که فقط یک دندان دارد ، در حالی که مرگ که قوی تر است، دو دندان دارد.
La zambomba tiene un diente y la muerte tiene dos
Dale que le dale. Dale a la zambomba ;
Dale que dale, hasta que se rompa.
Pan,
Sólo castaňas y nueces y turrón de mazapán
(در اصل به زبان اسپانیایی آمده است: ت.م.)
ترانه های مردمی دیگری نیز وجود دارند که می گویند زامبومبا  شراب و سوسیس دوست دارد و به عشاق کمک می کند. در نهایت باید گفت که سنت این ساز را به سگ نزدیک می کند.  عشق، روابط جنسی، دندان ها و تخیلات  پرخاش جویانه دهانی: ما در اینجا  تمام عناصر نمادین حاضر  در مضمون  فرج دندان دار را باز می یابیم.
با بر نظر اشنایدر (Schneider) قدرت رمز آمیز  این ساز  موسیقی  خود را در  سه  نیروی بزرگ حیات مشخص کرده و بار می نمایاند: قدرت صدا(ترانه، آواز)؛  دگرگونی این قدرت آوازخوان به انرژی تغذیه، و سرانجام  قدرت تولید مثل (Schneider, 1960:248). آوزا خواندن ، خوردن و زادن – زندگی معنوی، زندگی گیاهی  و زندگی جنسی -  بدین ترتیب  برای  موسیقی- انسان شناس آلمانی  سه بعد از یک نیروی یکسان آفریننده به حساب می آیند. شکی نیست  که این رابطه را می توان به صورتی فشرده در زامبومبا باز یافت – رحم زاینده، دهان گرسنه و دندان فالیک، الهه مادر و سگی که گاز می گیرد، نماد پیچیده ای  که زندگی و مرگ را در تماس با یکدیگر  قرار می دهد، گرسنگی  و رابطه جنسی.
 
منابع در سایت محفوظ است.      
کلیه حقوق این پایگاه، برای پایگاه اطلاع رسانی ناصر فکوهی محفوظ است.