فهرست
اولا نمی توانیم با قاطعیت بگوئیم که بعد از قاجار ما معماری با هویت ایرانی نداشته ایم، این نوعی بی انصافی در داوری ما نسبت به کار پر ارزش بسیاری از معمارانی است که گاه در تمام عمر به خلاقیت خود در ایجاد هویت ایرانی ادامه داده اند. اما این یک واقعیت است که از این معماران بیشتر جنبه حاشیه ای و نقطه ای داشته است و نه تعمیمی یافته. دلیل به نظر من تا اندازه زیادی آشکار است. از اواخر دوره قاجار ما با ورود گسترده «مدرنیته» در شکل و شمایلی از آن که می شناسیم، یعنی یک مدرنیته دیکتاتور منشانه و صوری روبرو هستیم که لحاظ عقب افتادگی کاملا شبیه به قاجار است، اما به ظاهر و به دلیل ساخت و سازهایی پایه ای به نظر می رسد که از آن پیشرفته تر بوده است. ما از ابتدای سلطنت پهلوی دوم وارد تقلیدی هر چه گسترده تر از آنچه معماری و صورت ها و نشانه های غربی می پنداریم، می شویم و به ظاهر هم بسیاری از این بناها را به وجود می آوریم، بناهایی نظیر راه آهن و دانشگاه و پل ها و غیره... اما این بناها فاقد روح مدرنیته و طبعا فاقد روح محلی هستند کما اینکه «ملیت» غلیب بزرگ این صحنه است. ملی گرایی رضا شاهی در فقدان دموکراسی به سرعت بدل به نوعی نظام آمریت می شود که تصور می کند با ایجاد تمرکز و نظام های حقوقی و نهادهای رسمی و دولتی می تواند «ملت» به وجود بیاورد. البته این نهادها مفید هستند و نباید انکار کرد که چنین تمرکزی به نوعی از دولت ولو دولتی آمرانه حیات می بخشد، اما کسانی که بر این امر تاکید می کنند، ظاهرا از یاد می برند که ایران پیشینه بیش از دو هزار سال دولت متمرکز را داشته است و بنابراین ایجاد تمرکز دولتی در پهنه ای که دوره به دوره دچار تشتت و بی سامانی می شده است، به معنی ایجاد دولت ملی نبوده است. از همین جا باید به این نتیجه گیری رسید که در نبود دولت ملی، تلاش برای آنکه عناصر هویت ایرانی را در معماری عمومی بیابیم تلاشی بیهوده است. البته این نکته نهایی راهم اضافه کنم که دولت قاجار را هم نباید به مثابه نمونه ای الگو وار بری چنین معماری ای گرفت، آنچه به وجود عناصر معماری در این دولت بر می گردد در حوزه عمومی مترکز است و نه در تعمیم این عناصر در ساخت و سازهای مردمی که طبعا نمی توانسته است وجود داشته باشد چون اصولا در آن دوران «ملت» ی وجود نداشته است. به عبارت دیگر شاید این یک انتظار بیهوده باشد که در نبود «ملت» ما خواسته باشیم عناصر «ایرانی» در مفهوم «ملی» در معماری بیابیم، مگر آنکه منظورمان از این عناصر، عناصری صوری و باستانی و قدیمی باشد و چندان نیز به محتوا و چارچوب های آنها نیاندیشیم.