رشته علوم اجتماعی:درس آغازین(امیل دورکیم ترجمه فاطمه پدرام)

pareha-durkheim.jpg
این علوم از نظر من می تواند برای گروههای نسبتاٌ متفاوتی از شنوندگان مفید باشد. در ا بتدا دانشجویان فلسفه (قرار دارند) که اگر به برنامه های ( درسی) شان نظری بیافکنند، در آنجا نامی از علوم اجتماعی نخواهند دید، اما اگر به جای اکتفا به سرفصلهای معمولی به عمق مطالب بروند، درک می کنند که پدیده هائی که فیلسوف مورد مطالعه قرار می دهد بر دو قسمند : قسمتی مربوط به وجدان فردی و قسمتی به وجدان جمعی : ما بخاطر مورد دوم (وجدان جمعی) اینجا هستیم. [...] مخصوصاٌ اینکه از علوم اجتماعی مسائلی برمی خیزد که تا کنون به حیطه اخلاق فلسفی منحصرا مربوط می شود. [...] با این تفاوت که ما تلاش می کنیم که با آن (اخلاق) به نحوی علمی کنار بیائیم. [...] آنرا همچون نظامی از پدیده های طبیعی درنظر می گیریم که تحت آزمایشمان درآمده اند و در آن بدنبال علتها می گردیم : تجربه به ما می آموزد که آنها در رده نظم اجتماعی قرار می گیرند. [...]

اما فلاسفه (دانشجویان فلسفه) تنها دانشجویانی نیستند که این آموزش متوجه آنهاست. با توجه به خدماتیکه تاریخدان می تواند به جامعه شناس ارائه دهد، باور این که مورخ چیزی از جامعه شناس نیاموزد برایم دشوار است. [...] برای دست زدن به انتخاب، او (مورخ) به نظریه ای راهنما و به پیش زمینه ای مقدماتی نیاز دارد که تنها آنرا می تواند از جامعه شناس بجوید.
بالاخره، آقایان، آخرین گروه دانشجویانی که خوشوقت خواهم شد آنها را در این کلاس ببینم، دانشجویان حقوق هستند. زمانی که این رشته بوجود آمد، از خود می پرسیدیم آیا بهتر نبود آن را در دانشکده حقوقتشکیل دهند. [...] بالاترین مقامات امروزه تائید می کنند که برای دانشجوی حقوق ضروریست که خود را در مطالعات محض تفسیری محدود ننماید. اگر در واقع او تمام زمانش را به تفسیر و انتقاد از متون بگذراند و متعاقباٌ اگر در مورد هر قانونی تنها مشغله اش و دلواپسی اش این باشد تا نیت قانونگذار را پیش بینی کند به ملاحظه منبع واحدی از قانون در اراده و خواست قانونگذار عادت می کند. و این به معنای آن خواهد بود که ظاهر چیزها را به جای روح آنها بگیریم. در هم دردی های همین جامعه است که حقوق ساخته می شود و قانونگذار تنها به کاری می پردازد که بیرون و بدون او شکل گرفته است. بنابراین باید به دانشجو آموخت که چگونه حقوق تحت فشارهای نیازهای جوامع شکل می گیرد، چگونه به تدریج ثابت می شود، تا چه حد و اندازه ای متوالیاٌ متبلور می گردد و چگونه تغییر شکل می دهد. بایستی به او نشان داد که چگونه موسسات حقوقی، مانند خانواده، ملک و اموال، قرارداد و توافقنامه  بر پایه علاقه شکل می گیرد که دلائل آن هستند، چگونه آنها تغییر یافته و برپایه  منطقی در آینده دگرگون می شوند. بنابراین دیگر در دستورات قضائی احکامی دیده نخواهد شد که گاهی بایستی  مانند الهامات غیبی معنای رمز آلودی از دل آنها بیرون آورد، می توان محدوده شان را- نه پس از تصمیمی مبهم و گاهی برخاسته از ناخودآگاه فرد یا جمع بلکه از طبیعت واقعی- تشخیص داد.    

منبع:
Durkheim, E., Cours de Sciences Sociales, Leçon d’Ouverture (1885), Revue Internationale de l’Enseignement, XV, pp. 23-48, in, La Science Sociale et l’Action, PUF, coll. , SUP, 1970, 334 p., cite in, Grawitz, M., 1993, Méthodes des Sciences Sociales, paris, Ed. Dalloz, pp. XXXVII-XXXVIII.  

 

 

کلیه حقوق این پایگاه، برای پایگاه اطلاع رسانی ناصر فکوهی محفوظ است.