فهرست
خیاو یا مشکین شهر از ییلاقات شاهسون، غلامحسین ساعدی، طرح ها از محمد حسن آریا، سیروس افهمی ، موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی، 1344، شمارگان 1344 ، 273 ص.
گرچه مولف محترم در ابتدای این اثر تصریح می کند که « اعتماد نویسنده به محتویات این مختصر از اعتماد خواننده بیشتر نیست» ( ص ده ) اما به هر صورت این کتاب می تواند منبعی مناسب برای فهم بخشی از فرهنگ بخشی از شمال غرب کشور عزیزمان باشد. خیاو یا مشکین شهر، بنا بر اشاره مولف، « ترکیب جالبی است از ده و شهر » ( ص 1 ) این روستا/ شهر از ییلاقات ایل شاهسون به شمار می رود. در بخش اول این تک نگاری، مولف به توصیف وضعیت مسکونی خیاو می پردازد. در فصل دوم به طور مفصل کوچه ها و انواع خانه ها در خیاو را توصیف می کند. در فصل سوم که کمتر به مسائل فرهنگی خیاو مرتبط است، ساعدی درباره طبیعت اطراف خیاو ( رودخانه ها، مردابها، کوهها و ... ) به بحث می پردازد. همانگونه که در فصل چهارم به آب و هوای خیاو اشاره می کند. جز این که در این فصل مقداری درباره باورهای اهالی منطقه درباره بادها و افسانه های آنها و نیز نوعی گاه شماری عامیانه در میان اهالی بر می خوریم . بنابر اشاره ساعدی، اهالی خیاو چهار نوع برف را از یکدیگر تمیز می دهند و برای هر یک نامی مخصوص دارند ( ص 28 ) همچنین اهالی 7 نوع باد را از یکدیگر تفکیک می کنند ( ص 30 – 31 ) بنابر نوعی گاهشماری، اهالی سال را به چهارده بخش تقسیم می کنند و هر یک از این چهارده بخش، قسمتی از روزهای سال را شامل می شود که اغلب با ارجاع به ویژگی های طبیعی یا فرهنگی نام گذاری شده اند. چنان که آن بخش که مرداد ماه را شامل می شود « قورایی شیرن » گویند که « ماه غوره پزان » است و یا آبان ماه را « خزل آبی» می نامند که « ماه برگریزان » است ( ص 33 ) در این فصل ساعدی مقداری نیز درباره ضوابط تقسیم آب در خیاو به بحث می پردازد. در فصل پنجم به اطلاعاتی درباره پوشش گیاهی و حیات جانوری خیاو و اطراف آن بر می خوریم. او درباره زراعت اهالی اظهار می دارد که محصولات زراعی منطقه « از روی سنت کشت می شوند» ( ص 40 ) در فصل ششم او به بحث درباره ییلاق اطراف خیاو و موقعیت عشایر شاهسون از جمله ایل راهها، مواقع کوچ، مسائل اسکان و تخته قاپو به بحث می پردازد.
ساعدی در فصل هفتم بیشتر به تقسیمات اداری روستاهای کم جمعیت اقماری خیاو می پردازد. او در فصل هشتم درباره تاریخ منطقه با توجهی ویژه به تاریخ معاصر ایل شاهسون و ماجرای مشروطیت بحث می کند. فصل نهم به جمعیت منطقه و تغییرات جمعیتی آن به ضمیمه محل های اجتماع مردم ( قهوه خانه ها ) و شرکت های تعاونی اختصاص دارد. در فصل ده درباره کسب و کار اهالی خیاو ( اصناف، کشاورزی، دامداری، زنبورداری، مرغ داری ) اطلاعاتی آمده است. ساعدی در این فصل ضمن بررسی مفصل هر یک از این مشاغل، درباره زندگی چوپانان این منطقه نیز اطلاعات با ارزشی را ارائه می کند. فصل یازدهم این تک نگاری درباره ابعاد بهداشتی این منطقه است و درآن به طور ویژه درباره درمانهای محلی، انواع آش ها ، شورباها و نانهای محلی اطلاعاتی آمده است. او در این فصل به توضیح مناسکی چون چهارشنبه آخر سال، عید تکمه چی، نوروزداما، عمرکشان، عروسی، ختنه سوران، مرگ و عزا و تعزیه داری می پردازد. موضوع فصل دوازدهم صنایع دستی منطقه اعم از گلیم، جاجیم، جوراب و نیز لباسها است. او در فصل چهاردهم درباره لهجه اهالی که همان آذری با برخی لغات دخیل روسی و فارسی قدیم است مطالبی را ذکر می کند. نیز در همین فصل درباره بازی های محلی به بحث می پردازد و برخی تصنیف ها و متل ها را نیز ذکر می کند. در فصل پانزدهم با برخی اسطوره های محلی مواجهیم . ساعدی در این فصل پیش از ذکر اسطوره های اهالی اشاره ای به طبیعت منطقه دارد و می گوید : « طبیعت دامنه های ساوالان شکوه و جلالش را در محتویات ذهنی مردم آن سامان جا داده است و به ناچار افسانه ها و مثل هاشان را گل و گیاه و پرنده ها و جانوران ساخته و پرداخته است نه چیز دیگر. برای هر پرنده ای که در آسمان آنجا پر می گشاید. برای هر گیاهی که پای بر زمین آن دیار بسته باشد، قصه ای ساخته و پرداخته اند و حکمت ساده زندگی کوهستانی را در همین قصه ها ریخته اند » ( ص 199 )
در فصل آخر درباره آینده توسعه خیاو از نظر کشاورزی، اداری و شهری بحث می شود. ساعدی در این فصل از « بی تکلیفی» و « سرگردانی» روستا که به عدم وجود برنامه مشخص برای توسعه خیاو است پرده بر می دارد. ( ص 206 – 207 ) او صریحا اظهار می دارد : « و جماعت بی تکلیف خدا را دیدم که یک روز گوسفندداری می کنند و روز دیگر عمله هستند و روز سوم شاگرد راننده و کارگر زراعتی » ( ص 206 )
این کتاب حاوی تصاویر زیادی از ابنیه، طبیعت و ساکنان خیاو است و همچنیین طرح های ترسیمی فراوانی از ابزارها و وسائل مورد استفاده اهالی را در خود دارد. کتاب حاضر همجنین دارای نمایه اسامی خاص است.
ساعدی در مقدمه کتاب درباره مشکلات تهیه تک نگاری در ایران و نیز تا اندازه ای روش خود در این تحقیق چنین می نویسد : « سوء ظن عجیبی ولایات دور دست را گرفته است. ورود هر غریبه ای هر چند که ظاهر چشم گیر نداشته باشد و با یک دوربین و یک دفتر آفتابی شود، همیشه با شایعات گوناگون همراه است. یک روز او را طبیب قلابی می دانند که آمده با مردم گرم گرفته تا برای محکمه آینده اش مشتری دست و پا کند. روز دیگر آواره ای که عقلش پاره سنگ می برد و هر حرف پیش پا افتاده ای برایش تازگی دارد، بناچار برای سرگرمی هم شده دورش می کنند. و روز سوم مامور پنهان بهمان اداره. و همه برای حراست خود فراری می شوند؛ حتی آنها که آشنا درآمده اند و اطمینان بهم رسانده اند. و این وحشت موقعی زیاد می شود که می بینند با اصرار از همه چیز زندگی شان خبر می گیری و با پررویی پرسشنامه دستشان می دهی؛ عده زیادی جواب نمی دهند و آنها هم که جواب داده اند، نامه پشت نامه ، التماس بعد التماس که فلانی آن کاغذ را پس بفرست.» ( ص ده )
او همچنین به ناهماهنگی دستگاه های دولتی با محققین اجتماعی اشاره می کند : « مراجعه به مردم کوچه و بازار نتیجه بیشتر و بهتر از مراجعه به سازمانهای اداری و رسمی دارد .زیرا در مقابل هر پرسشی قبلا باید جواب دهها پرسش را داده باشی که مثلا برای چه این سوال را می کنی و به درد چه کسانی می خورد، چرا تو را تنها فرستاده اند و چقدر هزینه سفر و اضافه حقوق گرفته ای و آخر نتیجه این کارهای چی و حیف نیست که زندگی خود را رها کرده به خراب شده ما آمده ای ...البته لازم است " اعتبار نامه" خود را نشان بدهی که مثلا فلان موسسه تحقیقاتی به من اعتماد کرده است که شما هم بکنید » ( ص ده )
محتویات این کتاب نشان می دهد که ساعدی به زبان اهالی خیاو مسلط بوده، اگر درباره انگیزه خود از انتخاب این منطقه برای نگارش تک نگاری سخن نمی گوید.