برگزاری دو سخنرانی و یک کارگاه در دانشگاه فردوسی مشهد

2328058739.jpg

به  دعوت انجمن علمی دانشجویان دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه فردوسی مشهد، ناصر فکوهی روز چهارشنبه 24 بهمن دو سخنرانی در باره «مطالعات انسان شناسی و تاثیر آنها بر برنامه ریزی شهری» و «چالش های جهانی شدن و شهرنشینی در ایران» و یک کارگاه آموزشی درباره «روش نگارش مقالات علمی» ( برای دانشجویان کارشناسی ارشد) در دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه فردوسی مشهد برگزار کرد. مسئولانی که تشکیل این جلسات را ممکن کردند و در آنها حضور فعال داشتند عبارتند از : آقایان دکتر محسن نوغانی، معاونت پژوهشی دانشکده ادبیات و علوم انسانی ، دکتر مجید یاسوری مدیر گروه جغرافیای دانشگاه فردوسی و دکتر جعفر جوان استاد دیگر این گروه، و آقای محمد حامد حکیمی دبیر انجمن علمی دانشکده ادبیات. دانشجویانی که در امور اجرایی و برنامه ریزی جلسات نقشی اساسی داشتند عبارتند از : آقای محمد صادقی از انجمن علمی گروه جغرافیا و همچنین خانم کبری مرادیان و آقایان مسلم شمشیری و احمد جهانی که در اینجا از همگی آنها برای زحماتی که در این راه متحمل شدند تشکر می کنیم. 

در زیر خلاصه ای کوتاه از دو سخنرانی فوق الذکر را می خوانیم.

 

تاثیر مطالعات انسان شناسی برنامه ریزی شهری در ایران

پیش از هر چیز باید تاکید کنیم که انسان شناسی رشته ای علمی است که به دلیل بین رشته ای و جامع گرا بودن خود، بیشترین قابلیت را برای پیوند خوردن و همکاری با سایر شاخه های علمی دارد. از میان شاخه های چهارگانه انسان شناسی یعنی انسان شناسی زیستی، باستان شناسی، زبان شناسی و فرهنگی، شاخه آخر است که در طول سالهای اخیر خود را به مثابه محور اصلی رشدانسان شناسی تثبیت کرده است و در این شاخه زیر شاخه انسان شناسی کاربردی است که به عنوان رشته ای که تلاش می کند در برابر مشکلات زندگی مردم در موقعیت های جدید و توسعه یافته یا در گذار به توسعه یافتگی، راه حل هایی فرهنگی ارائه دهد که در عین حال واقع بینانه و قابل اجرا باشند، مهم ترین رشته مربوط به کار و بحث کنونی ما است. .

در برابر این پرسش که اصولا چرا در این سالها، مساله فرهنگ اهمیت بیشتری یافته و تقاضا برای مطالعات انسان شناسی کاربردی بالا رفته است، می توان استدلال کردکه دلیل اصلی این امر شکست برنامه هایی بوده است که تاکید خود را بر محور های فناورانه قرار می داده اند و در رویکردهای کلاسیک و قدیمی تر برنامه ریزی شهری نیز ، عوامل ساده ای همچون عوامل جمعیتی ، جهت های جغرافیایی توسعه شهر، مکان یابی های صنعتی و کاربری ها زمین و غیره را مطرح می کردند وی با وجود این و برغم قرار دادن این عوامل در سطح اول اولویت ها، نتوانستند نشان دهند که اینها، عواملی گویا و موثر برای بهبود موقعیت شهرها به طور کلی و شهرهای جها ن سومی به طور خاص هستند. از این رو عامل فرهنگی و در واقع رویکردهای انسان محور، هر چه بیشتر اهمیت یافتند. نشانه این امر را نیز می توان در بالا رفتن تقاضای سازمان ها و نهادهای دولتی و خصوصی برای خدمات کارشناسی در زمینه های فرهنگی در شهر دانست.

اما برای آنکه به سئوال اصلی خود در این بحث بپردازیم باید ، ابتدا به این پرسش پاسخ دهیم که شهر چیست؟ پرسشی که به نظر ساده می آید اما چندان ساده نیست. در حقیقت اگر خواسته باشیم از رویکردای کلیشه ای در پاسخ به این پرسش پرهیز کنیم، می بینیم که شهر چیزی بسیار فراتر از نوعی انباشتگی جمعیتی ، یا شکل خاصی از سازماندهی فناورانه و یا بالاخره مجموعه از قوانین تدوین شده در قالب حقوق و وظایف شهروندی است و حتی چیزی فراتر از تحولی از مجموعه ای از رویدادها که آنها را با عنوان تحول تاریخی در یک زنجیره زمانی قرار دهیم.

اگر رویکرد انسان محور انسان شناس را مد نظر قرار دهیم می بینیم که شهر را باید مجموعه ای از روابط انسانی قلمداد کرد که در سطح «شهروندی» نه در معنای حقوقی و سیاسی آن به گونه ای که در یونان باستان و یا در انقلاب فرانسه مطرح بود، بلکه به معنای ایجاد گروهی از روابط فرهنگی.

شاید لازم باشد درک خود را از تفاوت میان دو مفهوم «تاسیس» و «درونی شدن» در چارچوب شهروندی ارائه دهیم. تاسیس می تواند در یک شهر، شکل فناورانه، فیزیکی یا حقوقی داشته باشد. برای مثال زمانی که سازمان دهی خاصی در شهر به وجود می آید برای نمونه سیستم آبیاری یا سیستم فاضلاب شکل می گیرند، ما با نوعی «تاسیس» فناورانه سروکار داریم که در عین حال تاسیس هایی کالبدی یا فیزیکی نیز هستند زیرا تغییری در فضا به وجود می آورند. تاسیس حقوقی نیز میتواند خود را در شکل گیری گروهی از قوانین و تعیین حقوق و وظایفی خاص برای شهر یا شهروندان نشان دهد. اما درونی شدن باید در خودکار شدن و خود انگیختگی در رفتارهای شهروندی نشان دهد.

هر یک از این موارد می تواند به صورت متفاوتی دچار تخریب شود، به عبارت دیگر تاسیس به هیچ عنوان، لزوما به معنای تداوم نیست. هر ساخت مادی و یا حقوقی قابل تخریب شدن یا غیر کارا شدن است. و در هر مورد «بازسازی» نیاز به صرف انرژی و هزینه های متفاوتی دارد که به مراتب بیشتر از هزینه اولیه است. اما در مورد درونی شدن ما با کمترین امکان تخریب و هزینه های پی آمد روبرو هستیم . بدین ترتیب است که انسان شناسی می تواند به عنوان ابزار اساسی برنامه ریزی شهری عمل کند.

اما استفاده از این ابزار به نظر ما نیاز به دو کانال متفاوت دارد، نخست کانال آموزشی یعنی ورود دروس علوم اجتماعی و به ویژه انسان شناسی در دوره های معماری و شهرسازی دانشگاه های کشور و سپس از طریق تشویق فعالیت های پژوهشی بین بخشی و بین رشته ای در حوزه های شهری.

 

«چالش های جهانی شدن و شهرنشینی در ایران»

ایران شهری ترین کشور خاور میانه است که بنا بر آمار رسمی در حال حاضر 70 در صد جمعیت آن را شهرنشینان تشکیل می دهند این رقم را باید در حالی در نظر گرفتن که 30 درصد مابقی جمعیت یعنی 29 درصد روستا نشین و 1 درصد جمعیت عشایری ما نیز در شیوه های زندگی و تفکرشان به دلیل همجواری و ورود گروه گسترده ای از امکانات شهری به شدت تحت تاثیر روند شهرنسبنی قرار گرفته اند و نباید تصور کرد که در آنها با اشکال سنتی و قدیمی این شیوه ها روبرو باشیم.

در این شرایط شهر ایرانی بیش از پیش با شهر جهانی انطباق دارد هر چند که بدون شک نمی توان تفاوت های فرهنگی را نادیده گرفت. اما بد نیست که پیش از پرداختن بیشتر به این موضوع و مسائل آن در این گفتار و بررسی اش در چارچوب نظریه شبکه ای شدن جهان، به خود مفهوم جهانی شدن بپردازیم. این مفهوم در ابتدا از حوزه اقتصاد مطرح شد و بیشتر بر مفهوم مبادلات اقتصادی به مثابه شدید آدن جهانی جدید تاکید داشت. در ابتدا یعنی در آغاز سالهای دهه 1980 هنوز کمتر بحث انقلاب اطلاعاتی و بیشتر بحث گذار از جامعه صنعتی به جامعه پسا صنعتی و از فوردیسم به پسا فوردیسم مطرح بود. اما با ظهور انقلاب اطلاعاتی که گروهی آن را با ظهور رایانه های خانگی و گروهی با ظاهر شدن اینترنت منطبق می دانستند، البته کمی بعد چه این بحث و چه مباحث ارتباطاتی همچون بحث مارشال مک لوهان به حاشیه رانده شدند و برعکس مفهوم جامعه شبکه ای بیش از پیش مطرح شد. در این حال مفهوم جامعه شبکه ای (  اطلاعاتی) از خلال نظریه پردازانی چون مانوئل کاستلز ارائه شد که نشان دادند که این انقلاب بزرگ فناورانه همچون دو انقلاب بزرگ دیگر تاریخ بشریت یعنی انقلاب نوسنگی (کشاورزی) در ده هزار سال پیش و انقلاب صنعتی در دویست سال پیش، سرنوشت انسان را برای همیشه تغییر خواهد داد.

امروز این مسئله زیر چشمان ما و با سرعتی باور نکردنی در حال اتفاق افتادن است، جوامع انسان با شتاب زدگی در فرایند جهانی شدن به پیش رفته و در سه حوزه علوم زیستی ( بیو)، علم ساختارهای مولکولی(نانو) و علوم اطلاعاتی ( انفو) موقعیتهای خطرناکی را برای انسان ها به وجود می آورند. در این موقعیتها کشورهای پیشرفته صنعتی هر چه بیش از پیش با بیرون راندن ساختارهای صنعتی پیشین از خود بدل به مراکزی کنترل کننده بر روی شبکه هایی می شوند که کنترل را در سراسر جهان در دست دارند. در واقع مردم کشورهای جهان سوم، بیش از پیش خود را به فناوری هایی متصل و وابسته می کنند که کنترلی بر آنها ندارند و مرکز هدایت آنها در نقاطی خارج از دسترس آنهاست، همه چیز از سیستم های آب و برق گرفته تا سیستم های درمانی و دفاعی این کشورها از شبکه هایی تبعیت می کنند که به وسیله سرورهای قدرتمندی برنقاطی نامعلوم از شبکه قرارگرفته اند. مردمان کشورهای توسعه یافته نیز به ناچار وارد موقعیت هایی می شوند که بیبش از پیش زیر کنترل های اطلاعاتی قرار می گیرند.و بهای وضعیت نسبتا بهتر مادی خود را در مقایسه با کشورهای در حال توسعه به صورت زیر کنترل رفتن شدید اطلاعاتی می دهند( کنترل های اجتماعی و پسرفت دستاوردهای اجتماعی دموکراتیک هر چه شدیدتر به بهانه وجود تروریسم).

در این موقعیت شهرهای ما، سرنوشتی جدا از شهرهای جهانی ندارد و چندان نباید به این اندیشید که ما میتوانیم راه حل های محلی خالصی و خاصی برای آنها بیابیم. هر روز بیشتر و بیشتر تصور موقعیت های محلی قابل تفکیک از سیستم جهانی بیش از پیش به تصوری خیالین و فاقد پایه های واقعی بدل می شود و این امر را به ویژه باید درباره کلان شهرهایی که به سیستم های بزرگ اطلاعاتی متصل هستند مورد نظر قرار داد.

جهان شبکه ای، جهانی است که در آن همه چیز به صورت فزاینده ای به شبکه وابسته است از سیستم های برق و آب و گاز رسانی گرفته تا سیستم های توزیع و حمل و نقل و بهداشت و آموزش و غیره و این نکته ای قابل تامل و بدون شک واقعی است که ارتباط با این شبکه در عین حال که ضروری است و منشاء فواید بی شماری به حساب می آید بسیار برای سیستم های حاشیه ای خطرناک نیز شمرده می شود حال چه این به حاشیه رانده شدن ناشی از موقعیت های «طبیعی» و «ذاتی» آنها باشد( مثلا موقعیت های اقلیمی شهرهای ما در حال حاضر، به دلیل نبود سیاست مشخصی برای رشد شهرنشینی و یا جلوگیری از آن، و دقیق تر بگوئیم به دلیل نبود سیاست مشخصی برای مدیریت پیچیدگی شهرنشینی با موقعیت های بسیار شکننده روبرو هستند. ما امروز شهرهایی داریم با تنوع بسیار زیادی در سبک های زندگی، در رویکرد نسبت به سنت یا مدرنیته و با درک هایی بسیار متفاوت از این مفاهیم، با روابط بسیار پیچیده و متفاوتی با فضا های مختلف شهری، شهرهایی که در عین حال خصوصیات و ویژگی های جغرافیایی این دو جلسه در غروب همین روز با کارگاهی درباره نوشتن مقالات علمی پژوهشی برای دانشجویان ارشناسی ارشد رشته های علوم اجتماعی، علوم انسانی، برنامه ریزس شهری و شهرسازی و معماری به پایان رسید. برخی از پرسش های مطرح شده در این جلسات را بزودی در بخش پرسش و پاسخ منعکس می کنیم. همچنین این سخنرانی ها در آینده به صورت مقالات مستقلی عرضه خواهند شد.

کلیه حقوق این پایگاه، برای پایگاه اطلاع رسانی انسان شناسی و فرهنگ محفوظ است.