بررسی انسان شناختی آثار سینمایی حاتمی کیا(احمد نادری)(1)

gozaresh -hatamikia_1.jpg

گزارش علمی

مقدمه
طرح مساله
ضرورت و اهمیت
اهداف تحقیق
پیشینه تحقیق
چهارچوب نظری پژوهش
روش‌شناسی
دگرگونی و پایداری در جامعه و فرهنگ ایران(1384-1357)
1-دوره انقلاب (1384- 1357):   
2- دورة جنگ (1367- 1359):   
3- دورة سازندگی (1376- 1367):   
4- دورة اصلاحات ( 1384- 1368)  
نهاد اجتماعی فیلم سازی در ایران   
عوامل موُثر بر فیلم سازی   
رابطه فیلم ساز و مخاطب   
همذات پنداری و مفبولیت   
غلبه فیلم ساز بر مخاطب   
2-عوامل سیاسی   
فیلم ساز   
مخاطب و عوامل موثر بر آن   
جهان فیلم‌های پس از انقلاب   
مضمون‌های عمده   
دوره اول و دوم   
انقلاب   
جنگ   
دورة سوم   
دوره چهارم   
درآمدی بر سینمای جنگ و سینمای حاتمی کیا  

- هویت:   
معرفی فیلم:   
خلاصه فیلم   
نقطة آغاز   
ترفیع منزلت اجتماعی   

- دیده‌بان   
معرفی:   
خلاصه  
تصویر روحیة ایثار   
عرفان و شهود   

- مهاجر   
معرفی   
خلاصه  
شهود دسته جمعی و ارتباط با غیب 

- وصل نیکان   
خلاصه   
دوران گذار؛ انتقال از جبهه به شهر 
تقابل اندیشه‌ها   

- از کرخه تا راین 
معرفی:   
خلاصه   
نسبی نگری  

- خاکستر سبز 
خلاصه   
جهان بی‌مرز و نگرش سیاسی  

- بوی پیراهن یوسف   
باز نمود حس انتظار 
جدال عقل و حس   

- برج مینو   
عرفان، دین، اسطوره  
نقش زن در دفاع   

- آژانس شیشه‌ا‌‌ی   
خلاصه   
پافشاری بر ارزش‌های سابق  

- روبان قرمز   
خلاصه   
حرکت رو به آینده  
ستیز با نفس   
مسائل سیاسی روز  

- موج مرده   
خلاصه   
شکاف نسل‌‌ها  

- ارتفاع پست 
خلاصه فیلم  
اوضاع اجتماعی پس از جنگ 
ناکجا آباد   
نتیجه   
منابع و مأخذ  

مقدمه

موضوع اصلی پژوهش، بررسی رابطه دگرگونی‌های اجتماعی و فرهنگی پس از انقلاب اسلامی و تاثیر فضای اجتماعی ناشی از آن بر فیلم‌های سینمایی ابراهیم حاتمی کیا می‌باشد. در این بررسی، سینمای مستند و روایت‌گر جایی نداشته و صرفاً مورد بررسی، فیلم‌های داستانی است. اگر چه سینما را بعضاً عرضه واقعیت‌گریزی و فرار از واقعیت‌های زندگی روزمره یا همان واقعیت اعلا (برگرولوکمان 45-39 : 1375) دانسته‌اند، و آنرا ابزار ساختن دنیای طلایی سرشار از نادیده‌ها و شگفتی‌ها و ساختن رویا برای توده‌های وسیع شهری و روستایی و دنیای فرا واقعی دانسته‌اند و آنرا مثال بارز کارخانه رویا سازی خوانده‌اند، اما بایستی سینما را همچون یک امر تام اجتماعی در نظر آورد که بایستی بطور همه جانبه به آن نگریسته شود و با اتخاذ این نقطه نظر، می‌توان چنین گفت که اگر چه جنبه‌ فرا واقعی واقعیت گریزی آمیخته با تکنیک و تفکر تکنیکی (هایدگر 1977) در سینما مجال بروز می‌یابد، اما توجه به این نکته حائز اهمیت است که فیلم‌سازان در خلاء به تولید فیلم نمی‌پردازند، بلکه در زمان، جامعه، فرهنگ و اقتصاد معینی به باز تولید مؤلفه‌های گفته شده می‌پردازند که در واقع عوامل و مؤلفه‌های مذکور بر آنها تاثیر گذاشته و محتوای آنها را مشروط می‌کند.
پس می‌توان چنین گفت که سینما پدیده‌ای اجتماعی و زیبا شناسانه است که هنر از خلال آن از شرایط اجتماعی تاثیر پذیرفته و خود متقابل بر آن تاثیر می‌گذارد، و از این نقطه نظر پرداختن به سینما بعنوان بازتاباننده عرضه اجتماعی و فرهنگی در زمان و مکان معین امری ضروری می‌نماید.

طرح مساله
بی‌تردید، انقلاب 1357 ایران که یک دگرگونی همه جانبه در عرصه‌های مختلف زندگی اجتماعی و زیست‌ جهان مردم بود، صحنه‌های مختلف فرهنگی و اجتماعی، اقتصادی و سیاسی را عمیقاً متاثر از خویش کرد که عرضه هنر نیز یکی از این عرصه‌ها بود.
بی‌تردید، تاثیر فضای ایدئولوژیک انقلابی که گفتمان مسلط آن زمان را تشکیل می‌داد و هنر را در خدمت اهداف متعالی بشر می‌خواست توانست تحولی شگفت‌انگیز در عرصه سینمایی ایران به بار بنشاند و به ابتذال ناشی از اکثر فیلم‌های قبل ازانقلاب که به فیلم فارسی مشهور بود، پایان بخشیده و از سینما بعنوان رسانه‌ای موثر برای انتقال اندیشه‌های عمیق انقلاب استفاده نمایند که نمود عینی آن را می‌توان در تولید فیلم‌های انقلابی و در خدمت اندیشه ایدئولوژیک انقلاب دید.
در واقع سینما از خلال یک فرایند عمیق دیا لکتیکی تاثیر و تاثر توانسته تصویر بسیار خوبی از فرهنگ مردم ایران در دوره‌های مختلف پس از انقلاب و فضای فرهنگی – اجتماعی آن دورانها ارائه نماید.
 
ضرورت و اهمیت
سینمای ایران، پس از انقلاب، و با دگرگونی عظیم اجتماعی، سیاسی و اقتصادی و پیرامونی خود،‌به یکباره و به تبع سایر عرصه‌های دیگر، از ساختار محتوایی قبلی خود جدا گشته و پس از وقفه‌ای کوتاه، در محتوای دیگر، مضامین ناشی از تفکر حاکم جدید را در چارچوب تکنیک ریخته و به عرضه نمایش گذاشت و از اینرو بررسی و تفحص در این مضامین در هر دوران پس از انقلاب امری مهم و ضروری بوده که می‌تواند نشانگر تحولات عمیق و فرهنگی در بستر اجتماعی باشد که می‌توان برای درک آنها از این پدیده کمک گرفت.

اهداف تحقیق
1- بررسی اثرات انقلاب و فضای ناشی از آن در سینما و چگونگی بازنمود تحولات عمیق فکری – اجتماعی در فیلم
2- بررسی اثر تحولات بستر اجتماعی و فرهنگی بر گفتمان هنری و سینمایی

پیشینه تحقیق
کتابها و مقالات بسیاری در عرصه سینما نوشته شده است، و حتی سینما از حیث رسانه‌ای و ارتباطات نیز مورد بررسی قرار گرفته (ساروخانی 1377) اما در باب نسبت سینما با پدیده‌های فرهنگی – اجتماعی کار چندانی جز سه پایان‌نامه صورت نگرفته است.
همچنین در مورد سینمای حاتمی کیا مقالات فراوانی نوشته گردیده و همچنین حجم انبوهی از ادبیات تولید شده است ،اما هیچ کدام از منظر مردم شناختی و از نظر گاه فرهنگی به این مقوله نظر نداشته اند .
 
چهارچوب نظری پژوهش
در این پژوهش، رهیافت نظری حاکم دیدگاه‌های ساخت‌گرا، نشانه‌شناختی، هرمنوتیکی و انسان‌شناسی تفسیری گیرتز و انسان شناسی تاریخی می‌باشد.

روش‌شناسی
رهیافت پژوهش ما مبتنی بر دو روش تحلیل ایستا (ساختاری) و تحلیل پویا (تحلیل شاخص‌های فرهنگی) می‌باشد.
و روش و تکنیک‌ها در این پژوهش، روش‌های متداول انسان‌شناسی و صرفاً از دیدگاه کیفی می‌باشد که تحلیل محتوای کیفی نیز جزئی از این روش‌شناسی می‌باشد.

مفاهیم:
واژگان کلیدی تحقیق عبارتند از: فیلم – محتوای اجتماعی – بازنمود فرهنگی – دگرگونی اجتماعی و ارزشی
 
دگرگونی و پایداری در جامعه و فرهنگ ایران(1384-1357)
در این فصل، کوشیده خواهد شد تا به خلاصه ترین وجه ممکن، تصویری کلی و روشنگر از جامعه ایران طی بیش از ربع قرن بعد از انقلاب اسلامی ارائه گردد در آغاز به این نکته توجه میکنیم که در این دوره چه چیزهایی دگرگون گردیده و چه چیزهایی پایدار ماند و سپس به این موضوع توجه خواهیم کرد که این تب و تاب پدیدار شده در عرصة اجتماع، سیاست و حتی اقتصاد، چه باز تاب‌هایی در فرهنگ یافت و منجر به پیدایی چه فرایندهایی در آن گردید. این همة کاری است که می‌خواهیم در این فصل به انجام برسانیم تا بعداً بتوانیم این فرایندهای فرهنگی (اعم از پایداری یا دگرگونی) را در آینة فراورده‌های سینمایی مشاهده کنیم و به تبیین و تفسیر آن بپردازیم.
اگر بخواهیم همة دگرگونی‌های استراتژیک، اقتصادی و اجتماعی این دوران را خلاصه کنیم بایستی این دوران را به چهار دوره عمده تقسیم نمائیم که هرکدام شرایط و الزامات خاص خود را داشته و برهد دوره، علاوه بر شرایط و اقتضائات آن، پدیده‌ای کلی حاکم بوده و بالتبع تأثیرگذاری این پدیده نقش تعیین‌کنندگی داشته است. این پدیده چیزی جز پدیدة مدرنیته و جهانی شدن نیست، پدیدة جهانی شدن که در امتداد پروژة مدرنیته و در واقع ادامة آن و شکل جدید آن است. البته بکاربردن نظریه ارگانیسم اجتماعی صرف در اینجا منظور نظر مانیست، چراکه جامعه را نمی‌توان بطور قطعی با ارگانیسم طبیعی مقایسه کرد بر طبق نظریه سنت و مدرنیته، در ورود هر عنصر مدرن و هر شیء خارجی به یک جامعه، سه حالت ممکن است پیش آید: حالت اول، دفاع صرف و پس زدن شیء و پدیدة مدرن و مقاومت اجتماعی از سوی یک فرهنگ است. حالت دوم حالت جذب و شیفتگی بیش از حد و یک حالت اگزوتیسیتی (ریویر 1379) است که در نهایت منجر به حل گردیدن سنت در مدرنیته می‌گردد. حالت سومأ که از آن به اشکال هیبریدی نام برده می‌شود، حالتی است که در آن، گاهی سنت غلبه کرده و گاهی مدرنیته و گاهی اشکال ترکیبی از ایندو مشاهده می‌شود که وضعیت پیچیده‌ای را به بار می‌آورد.
در طول این دوران بیست و هفت ساله، ما شاهد همة اشکال ذکر شده در مقاطع مختلف بوده‌ایم که در ادامه به آن پرداخته خواهد گردید.
دوران مذکور در تحقیق حاضر به چهار دوره تقسیم می‌گردد که فصل جدایی هرکدام از اینها با یکدیگر، وقوع یک اتفاق بزرگ و یک تحول اجتماعی عظیم است که مارا قادر میسازد تا دوران فوق را از یکدیگر جدا نمائیم و قبل و بعد آن را در دو دستگاه جداگانه و شرایط اجتماعی خاص و پیشینة خاصی دنبال کنیم. اما این دوره‌ها:
دورة اول: دورة انقلاب (1359-1357)
دورة دوم: دورة جنگ (1367- 1359)
دورة سوم: دورة بازسازی (1376- 1367)
دورة چهارم: دورة اصلاحات (1384- 1376)
البته بعد از دورة اصلاحات، دورة دیگری با گفتمان خاص خود شکل گرفته که از آن، به عدالتخواهی نام برده می‌شود، اما به لحاظ زمانی، هنوز زود است که به بررسی فیلم‌های تولید شده در این دوره بپردازیم.

1-دوره انقلاب (1384- 1357):
انقلاب، بطور کلی عباتست از یک دگرگونی همه جانبه در تمامی ارگان یک جامعه، بطوری وضعیت جدید هیچ گونه شباهتی با وضع سابق، از هیچ نظر ندارد. (بشیریه، 1382).
با پیدایی انقلاب اسلامی و شعار مشهور آن که استقلال و آزادی‌خواهی و از همه مهمتر تشکیل یک حکومت جمهوری از نوع اسلامی آن، نه یک کلمه بیشتر، نه یک کلمه کمتر (امام خمینی، صحیفه نور) بود، اساس یک دیکتاتوری 2500 ساله با شکل خاصی استبداد سلطنتی آن به هم ریخته و طراحان و عاملان این انقلاب عظیم، سعی در افکندن طرحی نو، از جنسی دیگر و با فضای اجتماعی خاص خود و شعار بازگشت به ارزشهای اسلامی سرکوب شده در دوران سابق، داشتند.
این انقلاب، پیش از آنکه یک انقلاب سیاسی، یا اقتصادی باشد، بر خلاف نظر بسیاری از تحلیلگران (همایون کاتوزیان 1379 و آبراهامیان 1377)، پیش از همه چیز، یک انقلاب فرهنگی بود، چراکه سعی در بازگشت به ارزش‌های منکوب شده و کم بها داده شده در دوران پهلوی‌ها و بطور کلی حکومت پادشاهی سکولار داشت و از این به بعد، می‌توان این انقلاب را یک انقلاب فرهنگی دانست.
طبیعتاً طرح این ادعا در این تحقیق بایستی یک شاهد عینی نیز در این دوران داشته باشد و این چیزی نیست، جز تعطیلی صنعت فیلم‌سازی در شکل گستردة آن در زمان پهلوی که با شعله‌ور شدن آتش انقلاب، فروکش کرده بود، و سرانجام به تعطیلی کشیده شد.
فیلم‌های قبل از انقلاب که به ”فیلم فارسی“ شهرت داشتند، و همان‌گونه که از نامشان برمی‌آید، فقط زبان فارسی را بر خود داشته و از فرهنگ فارسی و ایرانی هیچ نشانی در اکثر آنها دیده نمی‌شد، در سینمای ایران قبل از انقلاب رخنه کرده و و تقریباً سلطة غیرقابل بازگشتی بر این عرصه داشتند. تولید این گونه فیلم‌ها که تحت تاثیر خود صنعت سینما بطور کلی بودند که خاستگاه غربی داشته و طبیعتاً مضمون منتقل شده از طریق آن، بیان کنندة ارزشهای نشأت گرفته از آن فرهنگ خاص است. این فرهنگ بجز معدودی قشر غربگرا، در میان اکثریت متدین مردم ایران نه تنها هیچ جایی نداشته، بلکه بشدت مورد نفرت و دفع بوده است.
در طرح پدیدة سنت و مدرنیته و حالات مختلف شکل گرفته در آن، در این دوره ما به راحتی شاهد شکل اول آن، یعنی دفع پدیدة مدرن و پس زدگی آن توسط فرهنگ سنتی هستیم.
بر طبق مدعای این تحقیق، این دوره، دورة بازگشت به سنت و تخطئه مدرنیته بوده و بازگشت به خویشتن، شعار اصلی انقلابیون، در برابر ارزش‌های فرهنگ وارداتی غرب بود.
از اینرو ورود مدرنیته، که از سالها قبل، و از زمان رضاخان بطور خاصی شروع گردیده بود، پیامد فرهنگی آن به وضوح منجر به پیدایی انقلاب اسلامی گردید.
در یک نتیجه‌گیری مختصر در مورد این دوره، می‌توان اینچنین ذکر کرد که با وقوع انقلاب، صنعت سینما بطور کلی تعطیل گردیده و هنوز هیچ جایگزین معنایی برای این قالب در نظر گرفته نشده است.

2- دورة جنگ (1367- 1359):
این دوره، آنچنان که از نام آن پیداست، با شروع جنگ تحمیلی در شهریور 1359 آغاز شده و تا سال 1367 که سال پایان جنگ است، دوام می‌آورد.
وقوع جنگ تحمیلی، نقش سینما را در بازتاب ارزشهای دفاع مقدس و بطور کلی ارزش‌های انقلاب اسلامی، دوچندان کرده و مسئولان فرهنگی کشور بیش از پیش به این امر واقف گردیدند، که می‌توان از این ابزار نه تنها بعنوان وسیله انتقال، بلکه تا‌ثیرگذاری بیش از پیش استفاده نمود.
تقریباً می‌توان گفت اکثر قریب به اتفاق فیلم‌های این دوره به دفاع مقدس و بازنمایی ارزشهای آن اختصاص دارد که در فصول بعدی به آن باز خواهیم گشت.

3- دورة سازندگی (1376- 1367):
با اتمام جنگ تحمیلی، ضرورت بازسازی و توجه به توسعه و پیشرفت، در صدر توجه نگاه دولتمردان ایران قرار گرفت و با طرح برنامه‌های توسعه بلند مدت، سعی در تعمیر و بازسازی صدمات جنگ گردید که اثرات فرهنگی خاص خود را بر جامعه و بر بازنمود فرهنگی در سینما داشت.
در دورة سازندگی چند عنصر عمده دخالت داشت که همگی مهم بوده و پیامدهای فرهنگی آن را می‌توان ارزیابی نمود.
- تغییر جامعه از جامعه بسته به سوی جامعه باز
- انعطاف پذیری در مورد الگوهای سنتی- مذهبی
- استفاده از افراد متخصص (تکنوکرات)
- کاهش کنترل دولت بر بخش اقتصاد (رفیع پور 15: 1377)
پیامد فرهنگی مباحث مطرح شده در فوق، بطور کلی تغییر نظام ارزشی مردم و بخصوص دولتمردان و مدیران در رأس و قشر متوسط و پایین جامعه بود که به خوبی می‌توان این باز نمود را در سینما نیز مشاهده نمود.
در بحث پذیرش و طرد سنت و مدرنیته، می‌توان این دوره را دورة تسامح نسبت به مدرنیته و توسعه با الگوهای غربی قلمداد نمود که جامعه را آمادة پذیرش بیشتر سلطة مدرنیته بر سنت می‌کرد که بارزترین نشان آن تغییر نظام ارزشی زمان جنگ و جایگزین شدن گفتمان ارزشی جدید، حول محور اقتصاد و دارایی است که بازنمود اجتماعی آنرا می‌توان در این دوره در پدیده‌هایی چون فقر، تورم، رشوه‌خواری و اختلاس، انحرافات و آشفتگی اجتماعی و سازمانی، کاهش وحدت و انسجام اجتماعی نسبت به زمان جنگ، کاهش پایبندی مذهبی تفاخر و تجمل‌گرایی، دلسردی، بی‌اعتمادی، آلودگی‌ هوا، تخریب محیط زیست، اسراف کاری و ولخرجی، اعتیاد، پارتی بازی و .... که جامعه را همچون یک کلاف سردرگم درآورده و هزارتوی آن را مبهم کرده است، به اوج خویش می‌رسد، که پیامد فرهنگی آنرا می‌توان در تولید فیلم‌های سینمایی و در عرصة سینما به خوبی مشاهده نمود.
آنچنان که آمد، این دوره، پذیرش نسبی مدرنیته و اخذ الگوهای توسعه تک خطی غرب بود که به پیدایی اشکال هیبریدی، بخصوص در دورة چهارم که در دورة بعد از سازندگی است، انجامید که در فصول بعدی بیشتر در این مورد بحث خواهد شد.

4- دورة اصلاحات ( 1384- 1368)
این دوره، آنچنان که از نامش پیداست دوره‌ای است جدید، با مختصات و گفتمان خاصی خود و نشان از حاکمیت یک رویکرد جدید در حیطه‌های مختلف کشور اعم از سیاست، اقتصاد و فرهنگ دارد. این دوره را می‌توان دورة اوج غلبة رویکردهای مدرنیستی و تلقی‌های پست مدرنیستی بخصوص در حیطة فرهنگ و بالتبع در عرصة سینما دانست در این دوره، ما شاهد ترکیبی از فیلم‌های مختلف، اعم از مدرن، شبه مدرن، و پست مدرن هستیم که می‌توان آنرا بازنمودی از فرهنگ در حال تغییر جامعه به حساب آورد، که آنچنان که آمد، این دوره خود محصول دورة قبل است.
 

پایان بخش اول

کلیه حقوق این پایگاه، برای پایگاه اطلاع رسانی انسان شناسی و فرهنگ محفوظ است.