بررسی انسان شناختی آثار سینمایی حاتمی کیا(احمد نادری)(4)

gozaresh-hatamikia-last.jpg
بخش چهارم و نهایی

-    آژانس شیشه‌ا‌‌ی
معرفی: نویسنده و کارگردان: ابراهیم حاتمی‌کیا، بازیگران: پرویز پرستویی، حبیب رضایی، رضا کیانیان، بیتا بادوان، قاسم زارع و …

خلاصه
حاج کاظم، دوست همرزمش عباس را پس از سالها در یکی از خیابانهای شلوغ تهران می‌بیند. عباس با همسرش نرگس برای مداوای ترکشی که در گردن دارد عازم بیمارستان است. حاج کاظم که با اتومبیلش مسافر‌کشی می‌کند، او را به بیمارستان می‌برد و پزشک معالج وضعیت عباس را بحرانی تشخیص می‌دهد و اصرار می‌کند که در اسرع وقت عباس به بیمارستانی در لندن منتقل شود. زن و شوهر در خانة حاج کاظم ساکن می‌شوند تا مقدمات سفر مهیا شود. بهمن پزشک همرزمشان ویزای سفر را تهیه می‌کند و حاج کاظم نیز با فروش اتومبیل خود درصدد تهیه هزینه بلیط هواپیماست. خریدار اتومبیل به وعده‌اش عمل نمی‌کند و حاج کاظم پس از مرافعه با مدیر آژانس کاکتوس، با گرفتن اسلحة یک سرباز وظیفه، افرادی را که در آژانس هستند بعنوان شاهد نگه می‌دارد تا امکان سفر عباس و خودش به لندن فراهم شود. دو مأمور امنیتی بنام احمد، همرزم حاج کاظم و سلحشور وارد ماجرا می‌شوند. سلحشور در مقابله با حاج کاظم معتقد به شدت عمل است، اما احمد به شیوه خود قائله را ختم می‌کند و همراه حاج کاظم و عباس به لندن پرواز می‌کند. هنگام تحویل سال، عباس جان می‌سپارد.

پافشاری بر ارزش‌های سابق
نکتة اصلی در فیلم آژانس شیشه‌ا‌‌ی، دودستگی شدید میان رزمندگان بعد از جنگ است. عده‌ا‌‌ی سخت بر ارزش‌های خود پای می‌فشارند و هنوز درگذشته زندگی می‌کنند و از اینکه همرزمان سابق خود را در لباس دیگر با تفکر دیگری می‌بینند، بشدت ناراحت هستند و عده‌ا‌‌ی دیگر از همین هم زمان، با وجود رشادت‌های زیاد در عصر جنگ، به سیاست‌های عصر صلح روی آورده و معتقدند که شور زمان جنگ و ارزش‌های آن زمان دیگر پاسخگوی مسائل امروز نیست. دسته‌ا‌‌ی از همین عده، غرق در دنیا شده و نه تنها گذشتة درخشان خود را فراموش می‌کنند، بلکه از آن نیز پشیمان هستند و این تم اصلی حاتمی‌کیا در فیلم آژانس شیشه‌ا‌‌ی است.

-    روبان قرمز
معرفی: نویسنده و کارگردان: ابراهیم حاتمی‌کیا. بازیگران: پرویز پرستویی، رضا کیانیان، آزیتا حاجیان، 118 دقیقه محصول سال 1377

خلاصه
محبوبه، دختر جنگ زدة جنوبی که خانواده‌اش را در جنگ از دست داده، پس از مدتها به خانة پدری‌اش بازمی‌گردد او در بدو ورودش به مردی تندخو بنام داوود برمی‌خورد که از زمان جنگ تابحال مانده و مشغول پاکسازی منطقه است. او در خانه‌اش تانکی را زیر آوار پیدا می‌کند و تصمیم به فروش آن می‌گیرد و به گورستان تانکها می‌رود و در آنجا با مردی افغانی بنام جمعه آشنا می‌شود. به زودی هر دو به محبوبه دل می‌بندند. داوود که سالها دور از تعلقات مادی زندگی کرده، تصمیم می‌گیرد محبوبه را از خانه‌اش بیرون کند. در این حین دوئل عجیبی بین جمعه و داوود درمی‌گیرد داوود زخمی شده و توسط جمعه به بیمارستان برده می‌شود. محبوبه به عشق داوود نسبت به خود پی می‌برد. محبوبه و جمعه تصمیم به عروسی می‌گیرند و درست وقتی برای رفتن تصمیم می‌گیرند، داوود ممانعت بعمل می‌آورد. تانک را رها می‌کنند. تانک با خیمة داوود برخورد می‌کند و چشمه‌ا‌‌ی از زمین می‌جوشد. همان چشمه‌ا‌‌ی که داوود ادعا می‌کرده در آن محل وجود داشته و خشک شده بوده و محبوبه هرگز باور نکرده بود.

حرکت رو به آینده
پیام اصلی حاتمی کیا در این فیلم، حرکت رو به آینده است. حاتمی کیا چون همیشه می‌گوید به آینده باید نظر داشت، اما با حفظ حرمت گذشته و احترام به آن.

ستیز با نفس
تم دیگری که حاتمی‌کیا در این فیلم بر آن انگشت گذاشته و در پی شرح آن و به تصویر کشیدن آن است، مهار نفس و ستیز با آن است که سمبل آن، داوود است. کسی که مدتها پس از جنگ در منطقه مانده و خود را از معرض جامعه پنهان می‌کند و به این طریق قصد مبارزه با نفس خود را دارد. حاتمی‌کیا ضمن تخطئة این تفکر، قصد القای این فکر را دارد که می‌توان در جامعه زندگی کرد و نفس خود را مهار نمود.

مسائل سیاسی روز
از نکات بارز دیگر فیلم، اشاره به مسائل سیاسی روز، در حول مسألة افغانستان است مفهوم تحجر طالبانی که آنروزها در افغانستان به اوج خود رسیده بود، در فیلم بطور ظریف و خاصی مطرح گردیده است. نکتة دیگر سیاسی که در فیلم مشاهده می‌گردد، صلح طلبی و ادعای برادری تمامی اقوام است که با این نکتة مطرح شده در فیلم به اوج خود می‌رسد که: اگر افغانی و ایرانی و عرب با همدیگر ازدواج کنند، فرزندان آیندة آنها به هیچ یک از این کشورها حمله نخواهند کرد.

-    موج مرده
معرفی: نویسنده و کارگردان: ابراهیم حاتمی‌کیا. بازیگران: پرویز پرستویی، آزیتا حاجیان، کامبیز کاشفی، قاسم زارع، پوپک گلدره … محصول مؤسسه روایت فتح، 90 دقیقه سال 79-78

خلاصه
پس از گذشت 10 سال کابوس شبانة سردار مرتضی راشد، همچنان جنازه‌ها و عروسک‌های شناور بر روی آب، پس از سقوط هواپیمای ایرباس متعلق به ایران، توسط ناو وینسنس آمریکاست. او که کینة عمیقی از آمریکایی‌ها دارد، یکبار خود را به آب می‌زند و بر ناو مشت می‌کوبد. از طرفی با پسر نافرمانش حبیب درگیر است. فاطمه همسرش معتقد است که او بعلت درگیری‌های ذهنی‌اش هیچگاه نتوانسته با پسرش کنار بیاید. حبیب با دوست دخترش سلما که یک بومی است تصمیم می‌گیرد که به آن طرف آب برود. مرتضی او را پیدا می‌کند و برای تنبیه او، او را در یک کشتی سوخته وسط آب تنها می‌گذارد. فاطمه با کمک سلما تصمیم می‌گیرند که به دیدار حبیب بروند که وسط راه کشتی دچار سانحه می‌شود. زمانی که همه فکر می‌کنند که آن دو غرق شده‌اند، یک هلیکوپتر مربوط به ناووینسنس آندو را در کشتی سوخته پیاده می‌کند. در پایان زمانی مرتضی دستور حمله به ناو را صادر می‌کند که حکم بازنشستگی‌اش آمده است.

شکاف نسل‌‌ها
موج مرده جدا از وجوه ایدئولوژیک و سیاسی‌اش، مضمون شکاف نسل‌‌ها، جدایی فرزندان از پدران و مادران را به تصویر می‌کشد. نسلی که از سر تقدیر یا پیشرفت به طور شتابنده و مهار نشدنی، با استفاده از ابزاری که در اختیار دارد دنیای خود را می‌سازد و خانه و خانواده و پیوند‌های عاطفی روابط اجتماعی را.
این نسل آرمان‌ها و ایده‌آل‌هایی دارد که در آسمان‌ها نیست. به دور تراشه‌ها و سخت‌افزارها و نرم‌افزارهاست. یک دنیای آرمانی الکترونیک که دکمه‌ها در آن حرف اول را می‌زنند.
این جدایی ناگزیر، برای نسلی که دنیای خود را بر آرمانها و بر چارچوب عاطفه بنا کرده، دردآور است. و این نسل قادر به درک مناسبات تازه نیست.

-    ارتفاع پست
معرفی: نویسنده و کارگردان: ابراهیم حاتمی‌کیا، بازیگران: حمید فرخ‌نژاد، لیلا حاتمی، گوهر خیراندیش و … تاریخ ساخت: 1380

خلاصه فیلم
قاسم، جنگ زده‌ا‌‌ی است که در اثر مشکلات مالی تصمیم‌ می‌گیرد با ربودن هواپیمای مقصد بندرعباس آن را به دوبی هدایت کند. او همسر باردار و پسر معلول خود، خواهر و برادرانش را نیز همراه کرده است، اما همسرش نرگس از ماجرا و تصمیم قاسم باخبر است و بقیه برای یافتن کار و زندگی بهتر در محلی جدید با او همراه می‌شوند. قاسم برای این کار اسلحه‌ا‌‌ی تهیه کرده است و در آخرین لحظات، همسرش می‌گوید که اسلحه را نیاورده است. قاسم با حمله به یکی از محافظان هواپیما، اسلحة او را تصاحب کرده و او را اسیر می‌کند. محافظ دوم هواپیما همکارش را آزاد کرده و کنترل هواپیما را در دست می‌گیرد و مجدداً آنرا به سمت ایران هدایت می‌کند. در این زمان نرگس اسلحه‌ا‌‌ی را که مخفی کرده بود، بیرون آورده و با کمک برادرانش مجدداً کنترل هواپیما را بدست می‌گیرد. همزمان با بدنیا آمدن فرزند قاسم، هواپیما در محلی نامعلوم فرود اضطراری کرده و هر کدام از مسافران آن مکان را محل موردنظر خود می‌بینند.

اوضاع اجتماعی پس از جنگ
فیلم در اوضاع خوزستان پس از جنگ اتفاق می‌افتد و با این تفاوت که در این جا مسایل حاشیه‌ا‌‌ی جنگ بیشتر در کانون توجه است: آدم‌های اهل خوزستان که 8 سال جنگ را پشت سر گذاشته‌اند و اوضاع مالی اجتماعی‌شان چندان مناسب نیست. در واقع این نامناسبت بودن اوضاع را هم می‌توان در رفتار قاسم و هم در اشاره‌های مربوط به پسرش (نبودن آمپول در آبادان) دید. جدا از این همسرش (نرگس)‌ هم در جایی می‌گوید که «قاسم» دست به هر کاری زده است.
ناکجا آباد
ارتفاع پست در چکیده‌ترین شکل‌اش داستان آدم‌هایی است که به آخر خط رسیده‌اند و در ذهن خود ناکجا آباد را تصویر می‌کنند که دلشان می‌‌خواهد. هر کس از پنجرة‌ ناکجا‌آبادی را که می‌بیند، توضیح می‌دهد: یکی کوه و دشت می‌بیند، یکی کویر، یکی بیابان، یکی … .
«این قصة یه مردیه که می‌خواد با زن و بچه‌اش کوچ کند. یه کوچ اجباری! درست مثل اجدادمون، عین پدربزرگامون. ولی خوش به حال اونا که هر جا دلشون می‌خواست می‌رفتن، ولی الآن همه جا رو دیوار کشیدن، پول می‌خوان، ویزا می‌خوان، اما مرد بدبخت فقط یه سرمایه داره، اونم جونشه … . »
 
نتیجه
سینمای بعد از انقلاب، قرار بود سینمای دیگری باشد و قرار بود جوردیگر بودنش محسوس باشد و در عینیت مشاهده گردد پس طبیعتاً نوع نگاه‌ها نیز بایستی تغییر می‌کرد. بنابراین کسانی وارد سینمای حرفه‌ا‌‌ی شدند که بیش از هر چیز مسألة ایمان و اعتقاد و چیزهایی از این دست را مطرح می‌کردند چند سالی گذشت تا نگاه‌‌ها به سینما،‌ اندکی تغییر کرد.
سینمای حاتمی‌کیا را اگر درست نگاه کنیم، می‌تواند آئینة تمام نمای دهة‌ شصت و هفتاد ایران باشد. فیلم‌‌های حاتمی‌کیا از نظر اجتماعی، همه با زمان ساختشان تطابق داشته و بر طبق ادعای ما همگی محصول زمان ساخت، از لحاظ فرهنگی و اجتماعی و سیاسی هستند. در واقع، حاتمی‌کیا را می‌توان فرزند زمان خویش دانست و فیلم‌های او می‌تواند سندی از روزگار و آدمهای آن روزگار باشند.
اما کدام عامل باعث شده ابراهیم حاتمی‌کیا در میان فیلمسازان پس از انقلاب، به نامی شاخص تبدیل گردد؟
شاید در وهلة اول، آنچه نام این سینماگر را تا این اندازه مطرح کرده و بر سر زبانها انداخته است، نوع داستانهایی است که در سینمایش تعریف می‌کند. در واقع نوع داستان‌گویی او، ادامه همان سنتی است که می‌گوید سینما باید برای تماشاگرانش داستان بگوید. طرفداران این سنت عقیده دارند که سینما اصلاً مخاطب محور است و فیلم باید ساخته شود تا روی پرده برود و تماشاگران خود را پیدا کنند. سینمای حاتمی‌کیا نیز چنین سینمایی است. سینمایی که می‌کوشد در وهلة اول داستان بگوید و در وهلة ‌بعد آنرا خوب تعریف کند. رمز موفقیت حاتمی‌کیا و سینمایش نیز همین مخاطب محوری است و نقطه‌نظر و تکیه‌گاه ما نیز در این تحقیق بر همین اصل استوار است.
مخاطب محوری یکی از مسائلی است که در این سالها دغدغة حاتمی‌کیا بوده. چیزی که در سالهای آغازین کار او کمتر دیده می‌شد. «هویت» نخستین کار سینمایی او، بیش از آنکه به فکر مخاطبانش باشد، درصدد آن بود که پیام یا مضمونش را (هرچند شعاری و گذرا) منتقل بنماید. در «دیده‌بان» و «مهاجر» نیز می‌شد این مسأله را به صورتی آشکار دید در عین حال «مهاجر» می‌کوشید داستانش را روان‌تر بگوید و موفق‌تر عمل کند شاید «وصل نیکان» شروعی بود برای رسیدن به مخاطبان بیشتر. موضوعی که حاتمی‌کیا انتخاب کرده بود، به شدت حساس و در آن سالها جذاب بنظر می‌رسید. با این همه حاتمی‌کیا با از کرخه تا راین توانست جایگاه خودش را بعنوان کارگردان مخاطب محور و مخاطب شناس تثبیت کند، و در فیلم‌های بعد این، مسأله به اوج خود رسید.
از سوی دیگر، مسأله یا مسائل حاتمی‌کیا، بعنوان یک فیلم‌ساز ارزشی پس از جنگ است. حاتمی‌کیا هر از گاهی از ما می‌‌خواهد واقعیت‌‌ها را بپذیریم. اگر همچون سعید در کرخه تا راین رزمنده‌ایم، و بپذیریم که چه بسیار رزمنده‌هایی که داغ پناهندگی را به جان پسندیدند و چه بسیار ایرانیان خارج از وطن که هنوز عشق به ایران را در دل دارند و اگر چون مأموران امنیتی آژانس شیشه‌ا‌‌ی یا ارتفاع پست به فکر حفظ نظام هستیم، بدانیم که ممکن است یک فرمانده سابق جنگ یا یک آسیب‌ دیده جنگ در خوزستان دست به گروگان‌گیری بزند.
حاتمی‌کیا از سطح رودررو قرار دادن مخاطب با این واقعیت‌ها فراتر نمی‌رود. حق را به کسی نمی‌دهد. گاه با حزب‌اللهی‌‌ها و گاه با روشنفکران ابراز همدردی می‌کند.
پرسش‌‌های حاتمی‌کیا، پرسش‌های بعد از جنگ است. انسانی متحیر میان ارزش‌های پیشین و مسائل جدید: ستیز و سازش با جهان (از کرخه تا راین)، افتخارات دیروز و ارزش‌های امروز (برج مینو)، امیدهای آرمانشهر گرایانه و ناامید‌های واقع‌گرایانه (بوی پیراهن یوسف)، رشادت‌های عصر جنگ و سیاست‌های عصر صلح (آژانس شیشه‌ا‌‌ی)، اصولگرایی و عملگرایی (موج مرده)، انتخاب میان نوستالژی گذشته و عشق به زندگی (روبان قرمز) و سرانجام گزینش میان جامعه‌ا‌‌ی که ساخته‌ایم و رؤیایی که در سر داریم (ارتفاع پست).
 
منابع و مأخذ
انگلیسی:
Berger P.L & Luckman, J, 1966, the social constraction of reality, Gardencity, Ny: Dollbleday

فارسی:
1- اجلالی، پرویز، 1383، دگرگونی اجتماعی و فیلم‌های سینمایی در ایران (جامعه شناسی فیلم‌های عامه پسند ایرانی، (1357-1309)، تهران: فرهنگ و اندیشه.
2- ریویر، کلود، 1379، درآمدی بر انسان شناسی. ناصر فکوهی، تهران: نی.
3- هواکو، جورج، 1361، جامعه شناسی سینما، بهروز تورانی، تهران:‌ آینه.
4- رمی، جان ر، برد، مایکل، 1375، تأملاتی در باب سینما و دین، محمد شهبا، تهران: فارابی.
5- روشه، گی، 1379، تغییرات اجتماعی، منصور وثوقی، تهران: نگاه.
6- حیدری، غلام، 1371، فیلم شناخت ایران، 65-58، تهران: فیلمخانه ایران.
7- مددپور، محمد، 1384، ماهیت تکنولوژی و هنر تکنولوژیک، تهران: پژوهشگاه فرهنگ و هنر اسلامی
8- برگر، پترل و لوکمان، توماس، 1375، ساخت اجتماعی واقعیت، فریبرز محمدی، تهران: علمی - فرهنگی
9- هوور، استوارت ام، لاندبای، نات، 1382، بازاندیشی درباره رسانه دین و فرهنگ، مسعود آریایی نیا، تهران: سروش.
10- امام خمینی، صحیفه نور.
11- همایون کاتوزیان، محمد علی، 1379، تضاد دولت و ملت (نظریه تاریخ و سیاست در ایران)، علیرضا طیب، تهران: نی.
12- راودراد، اعظم، 1382، سینمای هالیوود، اسب تراوای آمریکایی، خردنامه همشهری، 31 فروردین 84.
13- بشیریه، حسین، 1382، انقلاب و بسیج سیاسی، تهران: دانشگاه تهران.
14- رفیع‌پور، فرامرز 1377، توسعه و تضاد، تهران، دانشگاه شهید بهشتی.
15- آبراهامیان، یرواند، 1383، ایران بین دو انقلاب. احمد گل محمدی و محمد ابراهیم فتاحی، چاپ نهم، تهران: نی.
16- دوره کامل ماهنامه فیلم
 
کلیه حقوق این پایگاه، برای پایگاه اطلاع رسانی ناصر فکوهی محفوظ است.