فهرست
در سالهای اخیر بحث حضور زنان ایرانی در ورزشگاه ها به موضوعی با حواشی وتبعاتی مختص خود تبدیل شده است.به دنبال اشتیاق زنان به تماشای فوتبال ،اقداماتی چند در این زمینه صورت گرفت که از این جمله مواردی را می توان یاد آور شد ،به طور مثال عده ای از دوستداران فوتبال وحامیان حقوق زنان در مقابل استادیوم آزادی به نشانه مخالفت با این قانون و طرح خواسته خود مبنی بر ورود به استادیوم ها گردهم آمدند ودر عین مواجهه با فشار ها ومخالفت های چند جانبه ،پیش برد این خواسته را از چند جهت مورد پی گیری قرار دادند،لابی ها ومذاکرات گروه های مختلف،فعالیت کمپینی برای دفاع از حق تماشای فوتبال برای زنان از جمله فعالیت هایی بود که مورد پی گیری قرار گرفت تا با پا گذاشتن این موضوع به طور جدی به عرصه سیاست ،اهمیت وجدیت آن بیشتر شده وبیش از پیش توجه همگان را به خود جلب کرد .در هر حال ممنوعیت ورود زنان به استادیوم ها به ویژه برای تماشای فوتبال که امروزه بحث داغی در میان دوستداران ورزش وفعالین حقوق زنان به حساب می آید،مقوله ای است که بعد از انقلاب به دلیل روبرو شدن دیدگاه ها وشکل گیری تقابل هاچنین صورتی به خود گرفته است،این در حالی است که تا پیش ازآن مسابقات در ایران به گونه ای انجام می گرفت که زنان نیز بخشی از تماشاگران این رقابتها به حساب می آمدند و ورود به استادیوم ها با محدودیت جنسیتی مواجه نبود.
کتاب "آذر و امجدیه" که می توان آن را اثری نیمه مستند دانست از زندگی نویسنده، روایتی است ساده از سالهای دهه چهل که دختری نوجوان با انتخاب فوتبال به عنوان محوری ترین سرگرمی خود، به شرح فضاها وتأثیر این علاقه در زندگی وچگونگی حضور زنان در ورزشگاهها می پردازد.نویسنده توانسته است در این اثر فرصتی را ایجاد کند تا ضمن مقایسه میان طبقه متوسط شهری امروز و آن سالها با علائق واعتقادات و رویکردهای غالب متعلق به هر یک ،مقایسه ای نیز میان موقعیت پیشین که ممنوعیت حضور در استادیوم ها مطرح نبود و وضعیت فعلی صورت گیرد.
داستان، تب وتاب سالهای اوج گرفتن فوتبال ایران ،ورود تیم ملی به المپیک 1964 توکیو برای اولین بار و تأثیر آن در چگونگی واکنش،ایجاد علاقه مندی وترغیب دوستداران فوتبال به حمایت از آن را نشان می دهد .هرچند که در آن سالها حضور بین المللی زنان در ورزش فوتبال به اندازه امروز _ که با حضور 36درصدی زنان در لیگ های برتر وافزایش تعداد تماشاچیان زن از سال 2000مواجه هستیم_ نبوده است،اما فوتبال توانسته بود بعد از جنگ جهانی اول و به تبع در همان سالها نیز به عرصه رقابت زنان در بسیاری از کشورهای جهان تبدیل شود.در این میان زنان ایرانی نیز که از داشتن تیم مستقل فوتبال زنان بی بهره بودند،علاقه خود را به این ورزش از طریق حضور در استادیوم ها ودنبال کردن اخبار ورزشی نشان میدادند.
"آذر وامجدیه" که عنوان کتاب را شکل داده ،بیانگر دو اتفاق اثر گذار در زندگی راوی است که هر یک به
گونه ای شخصیت محوری داستان را مجذوب خود کرده و با ایجاد وابستگی ،محبوب ترین لحظات نوجوانی او را می سازند.آذر ،به عنوان یک دوست که علاوه بر داشتن تجربیات مشترک ،بر حسب شرایط فرصت های طلایی را برای هرچه نزدیک تر شدن به بازیکنان محبوب فوتبال ودر نتیجه شکل دادن لحظات شیرین برهه ای از زندگی راوی به موازات علاقه به فوتبال را ایجاد میکند،و دیگری امجدیه( یا شیرودی) مکانی است که علاوه بر ایجاد ساعاتی پر شور امکان تماشای فوتبال و بازیکنان آن را از نزدیک میسر می کند.
در راستای اتفاقات اصلی داستان ،نویسنده به شرح جزئیات زندگی روزمره مردم شهر تهران می پردازد ودر کنار توضیح فوتبال به عنوان یکی از تفریحات رایج جوانان که با محبوبیت بیشتر میان برخی اقشار اجتماع ومقبولیت بیشتردر میان همین گروهها برای حضور دختران در استادیوم ها همراه بود،سایر دلمشغولی ها،حضور رسانه ها ونقش پررنگ کیهان ورزشی در کسب اطلاعات ،شکل خانه هاو محله های جدید شهری چون تهران پارس،نوع موسیقی وفیلم های محبوب،نفوذ اشعار فروغ ،نگاه عمومی به سینماوپدیده های جدیدی چون ساندویچ و .... را در آن بستر زمانی نشان میدهد.