چرا فارسی در ایران به عنوان زبان میانجی انتخاب شده و نه زبان های دیگری که جمعیت بیشتری در کشور دارند؟

نام پرسش‌گر:
-
  ابتدا باید تاکید کرد که تعداد کسانی که در ایران فارسی زبان مادری شان است بنا بر مطالعات انجام شده از سایر زبان های ایرانی بیشتر است ( در حدود 50 درصد)، سپس آنکه برای آنکه زبانی به صورت زبان میانجی دربیاید، لزوما نباید به معیار های کمی توجه داشت. آنچه اهمیت بیشتری دارد رابطه این زبان با قدرت سیاسی  در طول یک محور تاریخی دراز مدت و میزان نفوذ بالقوه یا بالفعلی است که یک زبان باز هم به لحاظ تاریخی یا در چشم اندازهای کنونی و آتی می تواند داشته باشد. از این نقطه نظرها زبان فارسی در نمونه ادبی آن و گویش خنثایی که از آن ساخته شده است بهترین زبان میانجی به شمار می آید و ابزاری قدرتمند در دست تمام ایرانیان است که می توانند از آن برای ایجاد ارتباط با یکدیگر و برای مطرح بودن در سطح جهان صحبت کنند. هیچ یک از زبان های دیگر در ایران از چنین موقعیتی به ویژه از لحاظ برخورداری از سنت ادبی گسترده ای چون فارسی برخوردار نیست. از این رو به نظر ما برخورداری از چنین زبانی شانس بزرگی است که باید از آن به   نحو مقتضی استفاده کرد و این امر به خصوص از طریق قطع رابطه ذهنی و بی معنایی است که گاه ادعا  میشود میان زبان فارسی و چیز بی معنایی به عنوان «قوم فارس» پدید آمده است. زبان فارسی به همه اقوام ایرانی تعلق دارد و همه اقوام ایرانی به نسبت های مختلف در شکل دادن و حفظ و تقویت آن نقش داشته اند. عدم استفاده از این ابزار به بهانه های قوم گرایانه و محلی گرایانه درست مانند آن است که در جهان کنونی خود را از تسلط و استفاده از زبان انگلیسی به بهانه آنکه این زبان به «انگلیسی» ها یا «آمریکایی» ها تعلق دارد، یا زمانی زبان استعمار گران بوده است، محروم کنیم. در حالی که این زبان هم در سطح بین المللی زبانی است که به تمام مردم جهان تعلق دارد و همه مردم جهان در ساختن و تداوم بخشیدن به آن به نسبت ها مختلف سهیم بوده و هستند.

 

کلیه حقوق این پایگاه، برای پایگاه اطلاع رسانی ناصر فکوهی محفوظ است.