ابتدا بگوئیم که اینگونه رفتارهای تحقیر آمیز همواره وجود داشته و خواهند داشت و انسان باید بنا بر باورها و رویکردهای خودش و در مورد یک فرد علمی بنا بر مقوله های علمی استوار کننده اندیشه ها و چشم اندازهایش رفتار کند و نه بر اساس این گونه رفتارها که عموما منشاء از نادانی و عقب ماندگی ذهنی و اخلاقی و اجتماعی دارند. با این وصف باید به این نکته نیز توجه داشت که این یک واقعیت انکار ناپذیر است که میان زبان ها رقابت وجود دارد اما این رقابت را نباید به مثابه رقابتی ذاتی در نظر گرفت و از آن اینگونه برداشت کرد که باید به هر قیمت از زبان محلی یا قومی یا جماعتی دفاع کرد ولو به قیمت حذف اجتماعی. مثالی بیاوریم که موضوع روشن تر شود. حتی درون یک زبان واحد نیز گویش های متفاوتی وجود دارد که به طبقات اجتماعی، مشاغل، محله ها، و سایر موقعیت های اجتماعی و فرهنگی فرد و تربیت خانوادگی و رسمی او باز می گردد. این گویش ها از لحاظ اجتماعی دارای ارزش برابر نیستند و به فرد امکان یکسانی برای پیشرفت در این یا آن حوزه اجتماعی را نمی دهند . بنابراین نباید تصور کرد که هر کس با هر زبانی می تواند امتیازات اجتماعی یکسانی به دست بیاورد. زبان یک ابزار است که افراد جامعه به میزان های مختلف و در کیفیت های نابرابر از آن برخوردارند و طبعا باید کوشید که به یک دموکراسی زبانی رسید که این ابزار را تا حد ممکن به صورت برابر میان افراد یک جامعه تقسیم کند اما نقش عاملیت کنشگر در اینجا بسیار پر اهمیت است در واقع فرد است که می تواند با سخن گفتن و خوب سخن گفتن یا نوشتن و خوب نوشتن به یک زبان به آن کمک کند. در حال حاضر زبان های محلی و قومی در ایران در معرض تهدید هستند اما این تهیدید بیشتر از آنکه ناشی از زبان مرکزی باشد ناشی از عدم انگیزه لازم در افراد برای تداوم بخشیدن به این زبان ها است. بهانه ای که عمدتا مطرح می شود تلاش می کند مسئولتی عدم تلاش برای تقویت زبان محلی را بر دوش زبان میانجی در سطح بالاتر بیاندازد که طبعا عمدتا نوعی خیالبافی و فرار از مسئولیت است. باز هم برای مثال می توان به رابطه میان زبان انگلیسی و زبان های ملی اشاره کرد. اینکه امروز زبان انگلیسی زبانی است که به ما بیشترین امکانات را برای پیشرفت در سطح علمی در جهان می دهد جای شکی ندارد اما اینکه ما به این دلیل از سخن گفتن یا نوشتن علمی به زبان خود سر باز زنیم مسئولیت خود ما است و ضربه ای است که مابر پیکر زبان خود وارد می کنیم. در اینجا یک انتخاب مطرح است و در این انتخاب بهترین روش به نظر ما پیش گرفتن راه میانه و داشتن یک استراتژی زبانی است. یعنی در آن واحد استفاده از زبان های محلی یا ملی استفاده از زبان ها میانجی در همه سطوح و بنابر مورد . آینده انسانیت بهر تقدیر اینده ای چند زبانی و چند فرهنگی است و کسانی در این آینده بیشتر مطرح خواهند بود که به بیشترین تعداد از زبان ها و فرهنگ ها اشراف داشته باشند. بنابراین شناخت و به کار بردن یک زبان محلی مهارتی است که باید در خود تقویت کرد بدون آنکه این امر به توانایی ما در استفاده از زبان های میانجی سطوح گسترده تر ضربه ای بزند.