فهرست
مفهوم سکونت : به سوی معماری تمثیلی، کریستیان نوربری- شولتز ، ترجمه آزاد محمود امیر یار احمدی ، تهران،آگه ، 1381، 219 ص.، مصور .
در شرایطی که زندگی بشر هر روز بیشتر و بیشتر در مادی گرایی فرو می رود " سکونت " نیز از مفهوم کیفی خود دور شده و چنانچه زمانی در هویت یابی و تعلقات مکانی ساکنین انواع سکونتگاه ها عاملی قابل توجه بود، کم کم اهمیت کیفی و غیر مادی خود را ازدست داده وبه قول "وساس" از سکونت تعریفی جز داشتن سقفی بالای سر و چند متر مربعی زمین در زیر پا وجود نخواهد داشت که این امر دال بر دور شدن از کیفیت و مطلوبیت است و توجه صرف بر بعد مادی سکونت. اما کریستیان نوربری – شولتز در مباحث آغازین اثر خود سکونت را این گونه تعریف کرده است : " برقراری پیوندی پرمعنا بین انسان و محیطی مفروض " که البته وی این پیوند را ناشی از تلاش در جهت هویت یابی و احساس تعلق خاطر نمودن به یک مکان عنوان می کند . شولتز به چهار شیوه سکونت در اثر خود اشاره دارد که عبارت هستند از: سکونت طبیعی ، سکونت مجتمع ، سکونت عمومی و سکونت خصوصی که معتقد است " احراز هویت " و " تعیین موقعیت " به همراه یکدیگر ساختار کلی سکونت را شکل می دهند که همچنین این دو پارامتر را بر عملکردهای معمارانه " تجسم " و "پذیرش" نیز منطبق می داند، بدین صورت که " هر محیط در همان حال که جهت تحقق اعمالی مشخص آنهارا در خود پذیرا می گردد ، مفاهیمی را نیز تجسم می بخشد . " و در ادامه شولتز تجسم و پذیرش را بر "شکل مصنوع " و " فضای آراسته " ، که از مفاهیم رایج در معماری هستند ، تطبیق می دهد، وی در اثر خود با در نظر داشتن سه عامل تشکیل دهنده زبان معماری که عبارتند از : گونه شناسی ، موضع شناسی و سیماشناسی به ارائه مباحثی در رابطه با آبادی ( سکونت طبیعی ) ، فضای شهر ( سکونت مجتمع ) ، نهاد (سکونت عمومی ) و خانه ( سکونت خصوصی ) و زبان معماری می پردازد . وی آبادی را " نقطه رسیدن " دانسته و بر این نظر است که آبادی " به تعبیر پهنه خود پرداخته و با دگرگون ساختنش مکانی می آفریند که امکان وقوع یافتن زندگی انسان را فراهم می گرداند. " و در ادامه آنرا از سه جنبه موضع شناختی ، سیما شناسی و گونه شناسی ، که از آنها به عنوان عوامل تشکیل دهنده زبان معماری صحبت شد ، مورد بررسی قرار می دهد . در مبحث فضای شهری شولتز به ارئه تعریفی از شهر پرداخته و از سه مشخصه به عنوان مشخصات عمومی شهرها صحبت می کند که عبارتند از ؛ تراکم ، تنوع و تداوم . وی در این حوزه به نظریات " لینچ " استناد نموده و به عواملی که سبب شخصیت یافتن فضای شهر می گردند، اشاره می کند . نهاد، عنوان مبحث دیگری از این اثر است که شولتز در آن بر نقش نشانه شناختی بناهای عمومی ( کلیسا ، تالار شهر و... ) و همچنین تاثیر گذاری آنها در امر هویت یابی سکونتگاه ها ( فضای شهر ) پرداخته است و از سه منظر سیماشناسی ، موضع شناسی و گونه شناسی بناهای عمومی را تشریح کرده است . خانه را نگارنده اثر از چند جهت مورد توجه قرار داده است : اول به عنوان سکونتگاه خصوصی که هویت فردی در آن مستتر است دوم تجلی گاه تفاوتهای محیطی و فرهنگی و ظهور معماری بومی ( با در نظر داشتن شهرهای قدیم از جمله ونیز و فلورانس ) و سوم اینکه خانه را شکل دهنده برخی زمینه های اجتماعی در نظر می گیرد . شولتز در این مبحث به مقایسه خانه در شمال و جنوب اروپا به لحاظ گونه شناختی نیز می پردازد . مبحث پایانی کتاب به " زبان " اختصاص یافته است که نگارنده ایجاد ارتباط و عامل پیوند چهار شیوه سکونت را به کمک آن ممکن می داند وی معتقد است در ورای یک اثر معماری معنایی نهفته است و هایدگر نیز از آن به عنوان هنری ذاتا شاعرانه یاد می کند و آنرا در کنار هنرهایی چون نقاشی و موسیقی جای می دهد که در پایان می توان گفت " اثر معماری دورنمای دایر را در دسترس آدمی نهاده و به او اجازه می دهد تا به گونه شاعرانه سکونت گزیند و اینگونه سکونت هدف نهایی معماری را تشکیل می دهد "