فیلم های دوران قاجار و تجربة انسان شناسیِ شهری (محمد تهامی نژاد)

tasvir-tahami-qajar.jpg

 اندکی پیش از ورود سینما به عرصة ساختار اجتماعیِ شهر تهران ، بخش اعیانیِ دارالخلافه ، درون ارک همایونی و در پس برج و بارو و آن سوی خندق ها ، مخفی بود و خاطرة  تخته پل و حصار ها و دروازه های شهر و دوبخش دیگر شهر یعنی مسجدجامع و بازار ، درون نقاشی ها و طرح ها ، مانده است . دوربین عکاسی ، به فاصلة اندک  پس از اختراعش به ایران آمد و سال ها پیش از  سینما ،  و فرو پاشیِ نظام سلسله مراتبی ، در مدرسة  دارالفنون تهران  که مثل حالا دری به خیابان نداشت ،عکاسی و ظهور و ثبوت و چاپ تدریس می شد . در گنجینة نسخه‌های خطی کتابخانة ملی ، دو کتاب عکاسی وجود داشت :  یکی به نام  « عکاسی » که توسط محمود  در سال 1301 هجری قمری از فرانسه ترجمه شده و دیگری « عکاسی » از  محمد کاظم ابن  احمد محلاتی که به ناصرالدین شاه ، اهدا گردیده بود . عکاس های مشهور لقب  عکاس باشی می گرفتند  و طبیعی است هر عکسی از آن دوره  ، یک سند با ارزش باشد .  به یاد بیاورید عکس های عبدالله قاجار و یا آنتوان خان سوریوگین را . عکس های سلطنتی و بسیاری از آثار عکاسباشی‌ها ، سال ها در آلبوم های سنگین و گرانقیمت آلبوم خانة کاخ گلستان نگهداری شدند ( و تا دهة پنجاه، یعنی ) حدود یکصد سال ، ارزش های انسان شناختی شان ، مورد ارزیابی قرار نگرفت   .
   قبل از پرداختن  به فیلم های قاجار باید بیفزایم ، تا آنجا که من جستجو کرده‌ام ، عکس یک پدیدة شهری بود . در این عکسها ، از میان  سه جامعة ایلی ، روستایی و شهری ، بیشتر  تصاویر ، مربوط به شهر ومردمان شهری است . ( البته در دوران ناصرالدین شاه ، از برخی روستاها و زندگی های خارج از شهر هم  عکس  برداری شده است) . جدا از عکس ساختمان ها  و کاخ ها ، در تصویر برداری چهرة آدمی ،عکاس ها برای ساماندهی به قاب تصویر ، پرده می آویختند ، گاهی گلدان شمعدانی می چیدند . اعیان ، سبیل می تابیدند ، بهترین لباس را می پوشیدند . عکاسی یک حادثة و رویداد مهم و لی خصوصی ، در زندگانیِ اعیان بود . آیا انتشار عکس موسیو نوز بلژیکی در شهر و هیجان و جنبشی  که آفرید ، نقشی در پنهان کاری های بعدی نداشت ؟ نمی دانم .
البته عکاس ، وقتی خواسته است از میرزا رضا کرمانی هم عکس بگیرد ، چه احترامی قائل است برای موضوع عکاسی اش . در کنار این عکس های شهری ، البته عکس های نگاه به دربار برای دربار ( از آن جمله است عکس های ناصرالدین شاه از خانواده اش ) و عکس های شبه مسلسل یا پشت سر همِ میرزا ابراهیم خان عکاسباشی در شکارگاه هم از مردمان شهری و شکارچیان وجود دارد. همین عکس  های مسلسل ،که نه با هدف  مردمنگاری بلکه بنظر می رسدکه بیشتر از روی تفنن گرفته شده  ثابت می کند که سند موجود در کاخ گلستان که ادعا می شود دستور خرید یک دوربین فیلمبرداری قبل از سفر به اروپا بوده ، عبارت از یک لنترن ماژیک متحرک است نه دوربین فیلمبرداری و سینما تو گراف . فرض من این است که: میرزا ابراهیم خان عکاسباشی که در دوران اوج تجربیات مای بریج و دیگران در اروپا بوده ، می خواسته تجربة آنها در ثبت حرکت را در تهران نیز بیازماید .
     مظفرالدین شاه قاجار بیمار بود ، آب های معدنی کنتر کسویل تجویز شد . در خزانه پولی نبود ، از بانک استقراضیِ روس ، وام گرفتند . لباس های فراک تهیه شد . و به نوشتة سفر نامة مبارکه  :
« در روز پنجشنبه دوازدهم ذیحجة سال 1317 هجری قمری ، ازقصر سلطنت و دارالخلافة تهران بصوب قریة کن که اول منزل است حرکت نمودیم . جناب آقای بحرینی سلمه الله تعالی و جناب میرزا کاظم آقا  دعای سفر بگوشمان خواندند . ار آنجا با عون الهی ، سوار کالسکه شده حرکت نمودیم »
 یعنی مطابق 13 آوریل 1900 از تهران دویست هزار نفری ، خارج شدند . شاه مدتی در کنتر کسویل ،استراحت فرمود از فرانسه خارج شد و پس از یک سفر دور ودراز  در اروپا . به فرانسه بازگشت. هیئت ایرانی مورد استقبال مسیو لوبه رئیس جمهور فرانسه و  فیلمبرداران فرانسوی ، قرار گرفتند . شاه قاجار ، روز دوم اقامتش در پاریس به تماشای نمایشگاه جهانی ( اکسپوزیسیون)  رفت که در کنار رود سن برپا شده بود و در آنجا از نزدیک با سینما و دستگاه نمایش آشنا شد . و این علاقه که ریشه در کششِ خاندان قاجار به عکاسی و ابزار مدرن هم  داشت چنان قوت گرفت که منجر به حادثة مهمی شد. بعد از  ظهر روز سوم اقامت در پاریس :
در عمارت سوورن ، به امتحان قدری موزیک و امتحا ن آلت سینه ماتو گراف که می خواستند ابتیاع فرمایند ، مصروف داشتند .
در فرهنگ دورة قاجار ، آلت عکس سینما تو گراف ، وسیلة فیلمبرداری و نمایش فیلم  ، معنا  می دهد .
 مظفرالدین شاه روز سوم اوت  به ونسن میرود و چند روز بعد به نوشتة  کتاب بدایع وقایع نخستین سفر مظفرالدین شاه به اروپا :
اعلیحضرت شهریاری بقیه روز را  در آپارتمان خودشان به تماشای سینو ماتوگراف که بعضی از مجالس ورود اعلیحضرت  به پاریس در آن ترتیب یافته بود ، مشغول گردید ...
 و یا :
 دکتر واین جراح معروف، به حضور اعلی ، شرفیاب شده با آلت سینو ماتو گراف، تیراندازی تفنگ های مختلفه و بعضی مجالس تشریف فرمایی اعلیحضرت را به قلعة ونسن از نظر مبارک گذرانید .
جدا از این ، خود شاه نیز شرح دیدار از جهان مدرن درون سینما را نیز در سفرنامه اش توصیف کرده‌است . شاید چندان توجیه پذیر نباشد اگر نوشتة سفرنامة مظفرالدین شاه در مورد دیدار از فیلم را یک متن مردمنگاری محسوب کنیم ، اما می‌توان گفت که توصیفِ فیلمبرداری در استاند بلژیک ( سال 1900 ) اولین نوشته در تاریخ ایران است  که با متن تصویر ( به معنای تصویر متحرک )  همراه شده است  :
خانم ها سوار کالسکه ها شده  با دسته های گل از جلوی ما عبور می کردند و عکاسباشی هم مشغول عکس سینمو فتگراف اندازی بود .
و این فیلم ها در مجموعه‌ای بود که در کاخ گلستان بدست آمد و  تجربة مردمنگاری سال صفر را با اسناد بصری ، کامل کرد  .
دوربین ها سرانجام بعد از یک سفر 223 روزه ، به تهران رسید و بدرون ارک همایونی برده شد . دکتر شهریار عدل به من گفت که :
« در کاخ گلستان ، عکاسخانة مبارکة شا هنشاهی ، در محلی که به کاخ سلطان عبدالحمید معروفست  دایر شد »
   البته کاخ سلطان عبدالحمید سالهاست که به موزة مردمشناسی ، تبدیل شده  است  .
 وقتی که دوربین آمد ،  فیلمبرداری در داخل  ارک همایونی ، در کنار عکاسی ، قرار گرفت .  
 فیلم ها ، سالهای سال گم بود تا در دونوبت 1361 و1379  در کاخ گلستان کشف شد و ماجراهای اکتشاف آن ها از قول مرحوم علی حاتمی به اینجانب و از قول  کارکنان  کاخ گلستان خود یک پروژة تحقیقاتی است . بخش اول از فیلم های 35 میلیمتری که تقریبا دارای امولسیون های تاول زده بود در ایران ترمیم و چاپ شد و بخش دوم را به فرانسه فرستادند که در واقع  به سال  1382  توسط عموم  در ایران  مشاهده  گردید  .
    این فیلم ها حافظ فرهنگ یک دوره  و مصداق اولین نشانه های انسان شناسی‌ شهری هستند .در آنها با تصاویری روبرو هستیم که با روش های مورد قبول انسان شناس ها ی تصویری ِ قدیم ـ و گاهی جدید حتی  ـ تطبیق می کند . به نوشتة جی رابی  پژوهشگر انسان شناسی تصویری در دانشنامةانسان شناسی فرهنگی  :
برخی انسان شناس ها معتقدند ، از نظر علمی ، فقط فوتیج شات ( تصاویر فیلمبرداری شده که تدوین  نشده و قیچی نخورده باشد ) در سطح چشم و با کمترین حرکت دوربین و با زمانی که همان اندازة زمان رخداد باشد ، قابل استفاده است
از این نظر فیلم‌های قاجار ، تک پرده‌ای ها و « فوتیج شات هایی » هستند که توسط یک اهل دربار که در دربار بزرگ شده ، حتی خود را بر رسم زمانه در پای عکس هایش در سفرنامة مبارکة شاهنشاهی ، « غلام خانه زاد » می نامد ، فیلمبرداری شده است . البته بعید هم  نیست که بخشی از آن توسط خود شاه فیلمبرداری شده باشد . همچنان که وی بنا بر یک سند ، از یک عزاداری در سبزه میدان تهران هم  فیلم گرفته است. در این فیلم ها ، بخشی از فرهنگ درون دربار همایونی دوران مظفرالدین شاه قاجار و آئین ها و رفتارهای  شهری ، قابل شناسایی است . ( البته متاسفانه فیلم سینه زنی روز عاشورا هنوز بدست نیامده ، شاید جزو همان فیلمهایی قرار داشته که به گفتة دکتر اکبر عالمی «مثل شیره بهم چسبییده بودند ».
  اولین فرض فیلم مردمنگاری در گذشته این بود که چنین کاری ، عبارت از مستندی در بارة مردمان  ورفتارهای اگزوتیک است . برای ما که به ناگهان  صد سال به عقب بازگشتیم و شاهد  رفتار دلقک های دربار  با شاه شده‌ایم ، رفتار آنها برایمان غریب است . ولی فیلمساز بدنبال مردمانی غریب نرفته است . آنها موجو داتی  عادی و رفتار آنها هر روزه است .می بینیم که در دارالخلافة تهران و درون دربار چگونه ، ابزار مادیِ فرهنگ در کف مردم بکار می رود . برای نمایش ، ماسک می‌زنند . پوست بر تن خود می کشند. صحنه را می چینند و به بازی مشغول می شوند  و در صحنه ای الاغ سواری می کنند .  حالا بدلیل بعد  زمان ، ما تماما با  نانموده روبروئیم .
    به گفتة دکتر شهریار عدل:
« فیلم های بدست آمده در کاخ گلستان ، از دورة مظفرالدینشاه تا دورة رضا شاه را در بر میگیرد». بنابراین فیلم ها، دارای کیفیت های بصریِ متنوعی هستند . یعنی هر چه جلو می آئیم  فیلم هایی که در ابتدا بدون حرکت دوربین هستند، روی سه پایه حرکت می کنند . اما آنچه در این نوشته ، مورد توجه قرار گرفته  کارهای میرزا ابراهیم خان ، عکاسباشیِ دورة مظفرالدین شاه است که گفته می شود بعد از دورة مظفرالدینشاه از دربار همایونی رفت . در این فیلم ها ، عناصری که از فرهنگ ، خودشرا  نشان میدهد  این هاست :
 زمان ـ  پیش از دوران انقلاب مشروطه. فیلم‌ها به صورت فوتیج هستند و زمان خطی را نشان میدهند.
مکان ـ  درون کاخ گلستان ، خیابانی در تهران ، صحن حرم حضرت معصومه سلام الله علیها ، محل ورزش قزاق ها، نهری در حاشیة شهر و  گدارِ عبور قاطر ها  .
شخصیت ـ شخصیت های درباری ، از جمله شاه ، عیسی خان ، قزاق ها ، سایر عملة خلوت ، مردمان کوچه و خیابان در لباسها ، رفتارها  و جنب و جوش ها .
واقعه ـ واقعه ، عبارتست از رفتار فرهنگی و حضور شاه بدون تشریفات در برابر دوربین ،  اجرای نمایش ، الاغ سواری ، یک صحنه رفتار قزاق در خیابان ( مردی  را ظاهرا دستگیر می کنند و می برند) ،  ورزش، نوع پوشش و حرکت زنان در خیابان و گار ماشین . نحوة عبور ومرور مردم در خیابان. فرهنگ احترام و بالا تر از همه زندگی که در هیچ نوشتة مردمنگاری اینگونه توصیف پذیر نیست . در رفتارِ زنان ، حضورشان در خیابان و حرکت دستجمعی شان در گار ماشین برای سوار شدن به ماشین دودی ، نوعی « فضا »ی خاص وجود دارد.این فضا ، بی اغراق ، فضایی عمومی و مورد پذیرش جامعه است که با ایجاد فاصله خودش را نشان میدهد .نه این که این فاصله بین شاه و تماشاگرش موجود نبوده ، چرا آنجا هم هست . زیرا در حالی که در همان سال ها درون قهوه خانة زرگرآباد و یا در حیاط پشت آنتیک فروشیِ میرزا ابراهیم خان صحافباشی در شهر فیلم نمایش داده می شد ، فیلم های میرزا ابراهیم خان عکاسباشی و مظفرالدین شاه برای تماشای عمومی نبود . یعنی فاصله‌ای بنیادی وجودی داشت و هیچگاه جز در سال های اخیر بر پرده ظاهر نشد . بنابراین آن فضا و آن حریم جدا از اهل پرده و حرم ، در مورد دربار هم حفظ می شد که بخشی از نظریة سینمای مستقیم  با عنایت بر حریم ایرانی را توضیح میدهد .
  فیلم های  دورة اول ،  جدا از صحنة رستوران  دو دسته اند :
 فیلم های خبری
 اجرای دوباره
بخش عمده ای از فیلم ها ، خبری هستند . ازجمله جشن گل ، ورود به باغ وحش ، ورود زنان  روبنده‌دار به گارت ماشین ، تمام صحنه‌های سان ورژه ، ورود سفیر ، عبور قاطر ها از  نهر  . عبور موزیکانچی ها  از برابر دوربین ، ورزش قزاق ها دربیرون شهر و خیابان شلوغ . اما بخش دیگری هم وجود دارد که بازسازی است . می دانیم که وقتی خر سواران درون خیابانی مشجر بسوی دوربین می دوند  فیلمبرداری به صورت  سینمای مستقیم صورت نگرفته . در سینمای مستند اولیه بدلیل سنگینی و مشکل حمل ونقلِ دوربین  ، همیشه از دیگران خواسته می شد تا واقعه را در برابر دوربین اجرا کنند . واقعا کار عملة خلوت در دربار چه بود ؟چطور است که آنها اینطور به شاه نزدیک اند؟ در کاخ گلستان اینطور دنبال شاه راه می افتند  و حرکاتش را تقلید میکنند و شاه به میان آنها می رود و دوربین می اندازد بدنبال شکار .آنها بدستور عکاسباشی به دربار دعوت نشده اند بلکه آموخته و  عملة خلوت و خانه زاد اند . بنابراین یکبار دیگر، نمایش عرب را در برابر دوربین به اجرا در آورده اند . درست مثل آنجا که شاه سه بار از کادر خارج می شود و برمی‌گردد.مثل ماشین دودی که ورودش تکرار می شود . به گمان من تمام اهمیت  این فیلم ها این است که هنرپیشه ندارد ، داستان ساختگی در میان نیست و هیچ آدمی بدستور کارگردان ، چیزی را نمی سازد . آنها در یک نمای عمومی ، بازی هرروزه ویا هر ماهة خود را این بار در برابر دوربین ،با مقداری شلوغبازی ، دوباره اجرا میکنند . البته  در تمام لحظات ، نوعی انرژیِ روانی بین شاه و عمله خلوت  در صحنه حس می شود . آنها هوای خودشان را دارند. سعی می کنند به صورتی غیر تصنعی ولی محسوس ، فضای متعلق به شاه را حفظ کنند .
 سخن آخر این که همه چیز در شهر رخ میدهد . دربار و شهر محور ماجرا هستند . هر چند قاجار ، اساسا متعلق به ایل بودند ولی فیلم ایلی . هیچگاه  تا « علف »  در ایران ساخته نشد .             
                                                     

 

 

کلیه حقوق این پایگاه، برای پایگاه اطلاع رسانی ناصر فکوهی محفوظ است.