فهرست
![]()
شاید اتفاقی تاریخی و سازنده است که در کشور ما همایشی برای انسا ن شناسی تصویری در دانشگاه برگزار شود تا این پرسش ها مطرح گردد که راستی چرا و چگونه فیلم علمی باید تولید شود ؟ چه چیزی فیلم مردمنگاری نیست؟ مصرف کنندة فیلم علمی چه کسانی هستند ؟ چه تفاوتی بین فیلم علمیِ مردم پسند و فیلم علمیِ کاربردی وجود دارد ؟ چه کسانی وبا چه مقاصدی ، از فیلم علمی استفادة خواهند کرد ؟ آیا فیلم مردمشناسی فقط به ثبت فرهنگ و تولید دانش ، می پردازد ؟ آیا انسان شناس ها ، فیلمسازان را قبول دارند؟ فیلمساز ها چطور؟ کدام ارتباط مستقیم بین دانشکده های فیلمسازی و علوم اجتماعی برگزار شده است ؟ تا به حال چند مقالة علمی در بارة سینمای مردمنگاری و کاربردهایش در نشریات تخصصی به چاپ رسیده است ؟
1 ـ من به عنوان یک پژوهشگرسینمای مستند و مستند سازِ عضو هیئت علمی همایش، امیدوارم که این رخداد از جنبة نظری برای سینمای مستند ایران واقعه ای به یاد ماندنی وسرآغاز توجه علمی به مباحث فرهنگی ـ اجتماعی وتولید فیلم مردمنگاریِ هدفمند ، در ایران باشد . سؤال های تازه مطرح سازد و برای پاسخ به آنها ، بکوشد و راه گشای رویکردهای تازه به موضوع باشد .
از سال 1339 (1960 ) در همین دانشکده ، نخستین سخنرانی ها دربارة روش ژرفا نگرِ مردم شناسی ایراد شد و شاید برای اولین بار ، آقای پی یر بسن یه که بدعوت آقای دکتر علی محمد کاردان ( استاد واحد روش تحقیق ) به ایران آمده بود ، اعلام کرد که مردمنگاری ، جوامع کوچک در شهر وروستا و ایل را در بر می گیرد و ضرورتا امری متعلق به ایلات وعشایر نیست . آن زمان ، در همان جلسة چهل وهفت سال پیش ، نه تنها صحبتی از فیلم مردمنگاری نبود ، بلکه ، گفته شد که حتی عکس هم می تواند میدان تحقیق را تحت الشعاع قرار دهد . اما امروزه ، دوربینِ دیجیتال حتی در کفِ فرزندانِ ساکنان دورترین نقاط کشور ( نسبت به مرکز ) قرار گرفته ، از آداب و رسوم و فرهنگ خود ، تصویر بر میدارند . این تصاویر ، تحت چه شرایطی ، در شناخت یا تغییر زندگیِ مردمان مورد مطالعه ، می توانند نقشی بر عهده گیرند ؟ ما اغلب با ثبت بی رویة رخداد های فرهنگی روبروئیم . ثبت واقعیت ، شیوة مستقیم و ناظر بیطرف ، جای هر تجربهای را گرفتهاست .چگونه می توان لااقل به علاقه مندان این موج تازة نسل دوربین دیجیتال ، بعدی ، انسان شناختی آموخت و از بالقوگیِ موجود به نفع آشنایی با فرهنگِ مردمان ایرانی ،توسعه ، دانش و زیبایی شناسی سینما بهره جست ؟ در همین همایش ، بخشی به فیلم های نسل تازه که بارقه هایی از نگاه علمی در آن ها وجود داشت ، اختصاص یافت.
2ـ در بررسی نظریه های فیلم مردمنگاری ، اغلب این سؤال برای من مطرح می شود که چرا نظریه پردازان انسان شناسیِ تصویری ، برای متوجه ساختن فیلمسازان به روش علمی ، شیوه های سخت گیرانهای چون : کل گرایی و بافتی سازی را پیشنهاد کرده اند ؟ این سخت گیری در برابر هنر سینما ، به چه منظور صورت می گیرد ؟ از جنبة نظری و خوش بینانه ، مگر قرار است زیبایی شناسیِ سینمای مستند جز به ثبت و یا بازنماییِ واقعیت بپردازد ؟ از آنجایی که نمونه های انحراف از چنین رویکردهایی ، کم نبوده است ، ضروری است که نظریه پردازان سینمای مردم نگاری انضباط علمیِ مور نیاز سینمای مردمنگاری را نهادینه سازند .
3ـ گفته می شود در دنیا کوشش هایی لااقل در حیطة فیلم مردمشناسی ، برای نزدیک ساختن این دو نظام هنری و علمی شده است . تاریخ انسان شناسی تصویری به یاد می آورد : در زمانی که مردمنگاری ضبط رفتارهای فرهنگیِ و شناخت آداب و رسوم و طرز کار ابزار مادیِ مردمان دور دست ها و سرزمین های دیگر، تعریف می شد ، جهان گردانِ مردمنگار ـ چون عبدالله و عیسی امیدوار ـ دوربین به دست ، راهی دورترین نقاط جهان می شدند . واقعا صحنة ایگلو ها در فیلم برادران امیدوار را مقایسه کنید با ایگلو های ساختگیِ فیلم نانوک شمالِ رابرت فلاهرتی که البته اثری پرارج است .
بسیاری از مستند سازان به همراه مردمنگاران که عمری را میان افراد مورد تحقیق گذرانده اند به دیدار و شناخت و توضیح جنبه های درونی و بیرونیِ فرهنگ ها می روند . در همین همایش آقای کریستین برومبرژه ، پیشنهاد خود از انسانشناسیِ تصویری را از طریق بیان تجربیاتشان در فیلم هواداران ناپلی توضیح خواهند داد .
در سینمای مردمنگاری ، هستند سینما گرانی که در شیوه های تعاملی وانعکاسی ، بخشی از وظیفة پژوهش در واقعیت را به فرد مورد مطالعه می سپارند و ناظر بی طرف بودن ، جای خود را به شیوه های دیگر ، از جمله شیوة شاعرانه می سپارد . ( آقای محمد رضا اصلانی و حمید رضا اردلان افق های ناگشوده در سینمای انسان شناختی را خواهند شکافت و امیداست که در جلسة آخر ، انسان شناسیِ تصویریِ امروز جهان از دو منظر سینما و علم بررسی شود .)
اما بزودی این همایش بپایان می رسد . خاطره کافی نیست . باز بدست آوردن یک فیلم انسان شناختی برای نمایش در دانشگاه دشوار خواهد شد و باز هم مستند سازان از تحقیقات مردم شناس ها بی بهره می مانند و انسان شناسی همچنان و بیشتر ، نظامی نوشتاری باقی خواهد ماند.از جنبة عملی ، چگونه می توان سر نخی برای ارتباط علمیِ جدید وحرفه ای بین انسان شناسان و مستند سازان ، یافت ؟ به عبارت دقیق تر چگونه می توان نهاد سازی کرد ؟ و به رشد فیلم علمی یاری رساند ؟.
واقعیت این است که مستند سازان الزامی به تولید فیلم های مورد نظر انسان شناس ها ندارند . آنها اغلب با اتکا به پژوهش های عمومی و گاه احساس و دریافت و آگاهیِ شخصیِ خود ، به سر صحنه می روند و تدوین ، فرایند مؤثری در شکل بخشی به فیلم است که گاه ممکن است با اهداف مردمنگاریِ علمی در تضاد قرار بگیرد . البته هستند مستند سازانی که فیلم هایی با گرایش مردمنگاری ساخته اند . اما چگونه می توان برای تولید دو دسته فیلم های آکادمیک و کاربردی ، آماده سازی ، طراحی ، برنامه ریزی و سرمایه گذاری کرد؟ در شرایطی که فیلم های هنریِ موجود خریدار ندارد بر تولید فیلم علمی ، برای فیلمساز ، چه فایدهای متصور است ؟ چرا در کشور ما ، علم نتواند جایگاه و کاربرد فیلم علمی و کاربردی را تعریف کند تا مراکز مؤثر ، به صورت وظیفه مند به تولید تصویر هدفمند از سرزمین بپردازند ؟ چنین نیاز هایی ، نمی تواند تماما به صورت خواست عمومی مطرح شود . به همین دلیل است که گفتم بر گزاری اولین همایش انسان شناسی تصویری در دانشگاه ـ بدلیل احتمال نهادینه شدن ـ نعمت است . گاهی اوقات چنین برنامه ریزی هایی را از تولید علم یعنی ساختن فیلم های آموزشی آغاز می کنند و گاهی با حامی آفرینی و متوجه سازیِ نهاد های اجرایی به کاربردی بودن فیلم مردمنگاری . اگر بپرسیم نهاد سازی ، وظیفة کدام دستگاه است ، شاید به این زودی ها پاسخی نیابیم . بگمان من تمام مشتاقان سینمای علمی ، انجمن انسان شناسیِ دانشکدة علوم اجتماعی ، افراد علاقمند در انجمن مستند سازان سینمای ایران و مرکز گسترش سینمای مستند ،می توانند دست در دست هم ، پیشقدم شوند تا موضوع این همایش یعنی ایجاد دانش و ارتباط بین هنرمندان و عالمان انسان شناس ، در محیط دانشگاهی ودر عرصة عمل را زنده نگهدارند یعنی چرخة تولید فیلم علمی را تعریف کنند و جان ببخشند .