جامعه‌شناسی دوران کودکی(نفیسه ایمانی)

Marefi_childhood-last.jpg

پروت، آلن؛ آلیوسون جیمز و کریس جنکس، 1385، جامعه‌شناسی دوران کودکی، ترجمه علیرضا کرمانی و علیرضا ابراهیم‌آبادی، نشر ثالث، تهران، چاپ دوم.

فرزند آدمی در میان فرزندان سایر موجودات دارای طولانی‌ترین دوره کودکی است. به طور کلی طول این دوره به میزان نیاز به اکتساب مهارت‌هایی بستگی دارد که برای زنده ماندن یک موجود زنده و ادامه حیات آن الزامی است. به این ترتیب فرزند انسان که ادامه حیات و پذیرش اجتماعی او بیشتر منوط به اکتساب مهارت‌های فرهنگی و اجتماعی است تا داشته‌های اندک طبیعی و غریزی‌اش در بدو تولد جزو ناتوان‌ترین موجودات است و باید دو ره‌ای طولانی را در وابستگی به دیگر اعضای جامعه به سر ببرد. این دوره با هر چه پیچیده‌تر شدن فرهنگ جوامع و تخصصی‌تر شدن نقش‌های اجتماعی مشخص‌تر و طولانی‌تر می‌شود.
کتاب جامعه‌شناسی دوران کودکی که دارای عنوان فرعی «نظریه‌پردازی درباره دوران کودکی» است، به منظور معرفی بیشتر حوزه دوران کودکی به اندیشمندان اجتماعی کشور ترجمه و منتشر شده است.
همچنانکه دوره کودکی «به مثابه یک مقطع زمانی که آدمی طی می‌کند تا از کودکی بیولوژیک به عضوی اجتماعی تبدیل شود، برداشتی کم‌سابقه و مدرن است.»(ص8)، توجه به این دوره توسط اندیشمندان اجتماعی و جامعه‌شناسان نیز پیشینه‌ای طولانی ندارد. به خصوص در کشور ما اهمیت اجتماعی این دوره از زندگی اجتماعی هنوز هم به خوبی مورد توجه قرار نگرفته است. به این ترتیب انتشار این کتاب – گرچه با ترجمه‌ای نه چندان موفق – با توجه به فقدان ادبیات نظری در این زمینه اقدامی ارزشمند و قابل تقدیر است.
این کتاب که به سه بخش، با عناوین «تصویرپردازی دوران کودکی»، «موقعیت‌یابی دوران کودکی» و «نظریه‌پردازی دوران کودکی» تقسیم شده است، در بخش اول در آغاز به تشریح تصاویری می‌پردازد که تا پیش از شکل‌گیری جامعه‌شناسی جدید در مورد کودک وجود داشته‌اند و سپس نظریات جامعه‌شناسانه را در مورد کودک و دوران کودکی مطرح می‌نماید. همچنین در مقدمه این فصول به این مساله پرداخته می‌شود که گرچه دوران کودکی پدیده‌ای کاملا جدید و اختراع مدرنیته نیست، اما تا حد زیادی موضوعی مربوط به دوران جدید است و بر میزان قدرت و عاملیت این دوران افزوده شده است. طی همین روند استقلال شخصیت، آموزش و پرورش کودک، کنترل و محافظت او در مقابل انحرافات و خطرات مورد تاکید ویژه قرار می‌گیرد.
اساس اولین و قدیمی‌ترین نصویر موجود از کودک با عنوان «کودک شرور» که هنوز در برخی از رشته‌ها تاثیرگذار است «در دکترین گناه نخستین بشر ریشه دارد. در این مدل، چنین گمان می‌رود که کودکان به عنوان یک انرژی مادی خودسرانه وارد این دنیا می‌شوند، اما... این خودسرانگی تعمدی نیست.»(ص34).
در مقابل این ایده، مدل‌های «کودک بی‌گناه و معصوم» و «کودک فطری» قرار دارد. پس از آن روانشناسی مدل «کودک دارای رشد طبیعی» را در حیطه روانشناسی رشد مطرح و «طی قرارداد و توافقی با سازمان‌های دولتی، آموزشی و پزشکی، دوران کودکی را به استثمار خود در آورد و آن را تحت حیطه خود قرار داد.»(ص49).
«کودک ناخودآگاه» نیز مفهومی فرویدی استک ه به شیوه‌‌ای دیگر مفهوم کودک شرور و سرکوب آن را مطرح می‌کند.
سرانجام کودک دارای رشد اجتماعی، کودک به عنوان سازه اجتماعی، «کودک قبیله‌ای» که دوران کودکی را به عنوان فرهنگ یا فرهنگ‌های مجزا مورد توجه قرار می‌دهد، «کودک گروه اقلیت» که با تکیه بر مفاهیمی چون قربانی شدن و بی‌قدرتی نسبی و نه صرفا تفاوت‌های جمعیتی کودکان را همانند زنان به عنوان یک گروه اقلیت محسوب می‌کند، و «کودک اجتماعی ساختاری»، مدل‌ها و تصاویر جامعه‌شناسانه از کودک هستند.
در آغاز بخش موقعیت‌یابی دوران کودکی تشریح می‌شود که چگونه خانه و مدرسه در کنار حمایت از کودک و آموزش و پرورش او، کودک را از لحاظ زمانی و مکانی کاملا کنترل می‌کنند. مدرسه نیز برای کودک همانند زندان و بیمارستان فوکو به عنوان یک نهاد کنترل‌کننده عمل می‌کند و شهر، فضایی کاملا ناامن برای کودک بی‌قدرت مدرنیته است.
در فصل چهارم تشریح می‌شود که «پارادکس دوران کودکی ناشی از موقتی، زمانی یا انتقالی بودن آن است.»(ص145) در این فصل مفاهیم زمان، سن و نسل با توجه به دوران کودکی مورد بررسی و تحلیل قرار می‌گیرد.
عنوان فصل پنجم این است که «آیا بازی جزئی از فرهنگ دوران کودکی است؟» در این فصل به این سوال پرداخته می‌شود که آیا بازی‌ها و فعالیت‌های کودکان را می‌توان به عنوان یک فرهنگ گروهی با دوام و مجزا از دنیای بزرگسالان به شمار آورد. در پایان چنین نتیجه گرفته شده است که «اگر چه این فرهنگ در چنین شکل‌های فرهنگی نمایان می‌شود، مشروط، نوظهور و ناکامل به حساب می‌آید و نمی‌توان شکل ثابت‌تر و یکنواخت‌تری برای آن در نظر گرفت. علاوه بر این، هر کودک فقط به طور موقتی و لحظه‌ای، بخشی از یک تجربه جمعی‌تر که ما آن را دوران کودکی می‌نامیم، به شمار می‌رود. از این لحاظ، ساختارهایی که کودکان را محدود می‌سازند، به آن‌ها اختیار و قدرت نیز می‌بخشند.»(ص238).
در فصل ششم به تفکیک بین کودک و بزرگسال از طریق اختصاص بازی و یادگیری به کودکان و کار به بزرگسالان در جوامع صنعتی و در نظر گرفتن کار کودک به عنوان یک انحراف و استثمار و ابعاد نظری این مقولات پرداخته شده است. در مقابل نشان داده می‌شود که در بسیاری از کشورهای غیرصنعتی کار کودکان امر متداول و عادی به نظر می‌رسد و این صرفا مربوط به ضرورت‌های اقتصادی نیست و داری فوایدی از جمله حرفه‌آموزی و درک شرایط اجتماعی و... به شمار می‌رود.
در این فصل توصیف مفصلی از کارها و فعالیت‌های کودکان ارائه دشه و ابعاد و پیامدهای نظری و اجتماعی تمایزگذاری بین دو مفهوم کار کودک و فعالیت کودک مورد بررسی قرار گرفته است.
فصل هفتم با رویکردی ساختارگرا به این مساله می‌پردازد که آیا دوران کودکی یک مقوله جهانی است یا اینکه باید از دوران‌های کودکی نام برد. در فصل «جسم و دوران کودکی»، از ابعاد مختلف از جمله میزان تاثیرگذاری جسم در هویت‌یابی کودکی و نظریه‌پردازی در این مورد، تصور کودکان از جسم خود، سوءاستفاده از جسم کودک و سایر مسائل به این موضوع پرداخته می‌شود و سرانجام در آخرین فصل از بخش دوم کتاب روش‌شناسی پژوهش درباره دوران کودکی مورد بررسی قرار می‌گیرد.
بخش سوم و آخر کتاب با عنوان اصلی این کتاب در زبان اصلی مشابهت دارد در این بخش «نظریه‌پردازی دوران کودکی» مورد توجه قرار می‌گیرد و تلاش می‌شود که چارچوبی تحلیلی برای پژوهش در زمینه دوران کودکی ارائه گردد. در این راستا چهار مقوله دوگانه مورد بررسی و تحلیل قرار می‌گیرد، که عبارتند از: ساختار- عاملیت(Structure & Agency)، هویت - تمایز(Identity & Difference)، ثبات – تغییر(‍‍Continuity & Change)، محلی – جهانی (Local & Global).
این کتاب دارای دیدگاهی جامع است و در ابعاد مختلف و اساسی در این زمینه کنکاش می‌کند. با توجه به اهمیت مساله دوران کودکی از لحاظ انسان‌شناختی و جامعه‌شناختی و فقدان منابع کافی در این زمینه در زبان فارسی این کتاب منبعی ارزنده و داری اهمیت است و برای علاقه‌مندان به مطالعه در این حوزه، کتابی مرجع به شمار می‌رود.

 

 

کلیه حقوق این پایگاه، برای پایگاه اطلاع رسانی ناصر فکوهی محفوظ است.