موسیقی مردم شناسی ساز دمام درمناطق جنوبی ایران(محمد مهدی امیدواری/ آرش اسماعیلی)(2)

maghaleh-damam-2.jpg


بخش دوم

دمام درمیان مردمان جنوب
آنچه مسلم است این است که ساز «دمام» درمیان مردمان جنوب از مقبولیت وگسترش فراوانی برخوردار است . گواه آن ، حضور این ساز درآئینهای مختلف مردمان جنوب است . آئینهایی که بعضی با شادی ، بعضی با غم ، بعضی با شغل وبعضی با بیماریهای مردم جنوب مرتبط اند وتضاد جالب اینکه این ساز درآئینهایی به کار می رود که با جنبه های مختلف زندگی در ارتباط هستند وهیچ تناسب معنایی وکاربردی با یکدیگر ندارند .
آئینهای مرتبط با دمام را می توان به 4 گروه تقسیم کرد : 1- آئینهای عزاداری وسوگ 2- آئینهای شادی وجشن وسرور 3- آئینهای درمانی 4- آئینهای مرتبط به شغل

مختصری درمورد مردمان جنوب :
مردمان جنوب به سبب موقعیت جغرافیایی ومجاورت های فرهنگی ، ازنوعی فرهنگ برخوردارند که نمونة آن را درهیچ کجای ایران نمی توان جست . سابقة دیرینه حضور ایرانیان وفرهنگ باستانی ایران ازیک سوی ، درکنار مجاورت این مناطق با خلیج فارس ودریای عمان که هردو مناطق مهم استراتژیک به لحاظ تجاری ومنطقه ای محسوب می شوند که منجربه حضورمردمانی ازملتهای مختلف از اعراب ، آفریقائیها و تا استعمارگران انگلیسی و پرتقال می شود ، ازفرهنگ جنوب ، آمیخته ای ساخته است که علاوه بر میراث داری فرهنگ ایرانی وباستانی ، حاوی عناصر ازفرهنگهای بدوی نظیر آفریقایی وعربی وفرهنگهای باستانی نظیر هندی وپاکستانی وحتی تحفه هایی ازفرهنگ مدرن اروپایی هستند.
توضیح اینکه ، درهمین مناطق ، سازی مانند ساز «نی انبان» وجود دارد که خود به علت سابقة دیرینه وباستانی خود ، مشهوراست واصالتاً می توان آن را یک ساز صددرصد ایرانی و باستانی دانست . دربندی نظیر بندر«سیراف» (بندرطاهری امروز) کندکاریها وکاوش های همگی دال بر حضور «سیراف » به عنوان یک مرکز بزرگ تمدن ایرانی وآریایی در دوره هخامنشی می باشد که رونق آن تا قرن دوازدهم میلادی ( با توجه به سفرنامه های موجود ) حفظ شده است . یاقوت حموی می نویسد :             « فارسیان درکتابشان موسوم به التساق (اوستا) که کتابی به گونه انجیل وتورات است آورده اند که کیکاووس خواست به آسمان صعود کند وچون با تخت بربال مرغان بسته اش صعود نمود و ازچشم مردمان پنهان شد، خداوند باد را فرمود از دو پس فروافتاد وگفت به من آب وشیر دهید واو را شیر وآب نوشانیدند ازآنجهت است که نام شهری که کیکاووس آن فرو افتاد شیر آب شد وبه صورت سیراف وشیلاو درآمد و شهری ازشهرهای پارس است و…» حتی بوشهر خود باقیمانده شهری باستانی به نام « ریشهر» است که بقایای آن هنوز دراطراف بوشهر و وجود هستند . درزبان بومی مردمان استان هرمزگان واژه هایی شنیده می شود که اصالتی فارسی و باستانی دارند (نظیر«گپ» و….)
حضوراعراب درحواشی وساحل خلیج  فارس ودریای عمان وسابقة دیرینه تجارت دراین مناطق وهمچنین وجود دین اسلام ، خود باعث مظاهری ازفرهنگ عربی دراین مناطق گردیده است . پوشش عربی وزبان عربی درمناطق بسیاری از استان خوزستان وهمچنین نواحی آبادی قشم ، بندرکنگان ، لنگه و… رواج فراوان دارد وحتی بسیاری از مناطق جنوب که بعضاً مراکز مهم فرهنگی محسوب می شود اسمهایی کاملاً  عربی دارند که خود نشان دهنده استیلای فرهنگ عربی برآن مناطق است (نام قدیم « بندرکنگان» بندر « ثلاث» است که گفته می شود انتخاب این نام به علت حضور سه بندرمهم دراین ناحیه بوده است حال آنکه کنگان خود از مراکز مهم فرهنگی جنوب محسوب می شود ) بنابراین مناطق فراوانی درجنوب ، بدون هیچ گونه فرهنگ واسطی تاثیر گرفته ازفرهنگ عربی هستند .
فرهنگ آفریقایی نیز بر فرهنگ مناطق جنوب ، تاثیرات فراوان گذاشته است . حضور برده های ومهاجرین آفریقایی درجنوب که طبق اسناد ازآغاز قرن 18 میلادی آغاز شده است ، وانتقال آئینها وآداب ورسوم آنها میراثهایی ازفرهنگ آفریقا دراین مناطق برجای گذاشته است . در تک تک مناطق جنوب ، انسانهایی با پوست کاملاً تیره و مشخصات فیزیکی نژاد آفریقایی قابل مشاهده هستند که درادامه خواهیم گفت چگونه رد پای آنها برآئینها وعادات ورسوم این مناطق قابل مشاهده است .
فرهنگ جنوب ایران تا حدودی نیز وامدار فرهنگ غنی هندو فرهنگهای تحت تاثیر آن است . طبق اسناد ومدارک ارائه شده هند بزرگترین شریک تجاری بندرهای مهم ایرانی حاشیه خلیج  فارس در300 سال گذشته بوده و این مراوده ها خود باعث تاثرات این فرهنگ ازفرهنگ هندو تاثیر متقابل آن بر فرهنگ  کشور هند گردیده است . «احمدآرام» نویسنده ومحقق فرهنگ بومی بوشهر ، ازیکی ازدوستان خود درصدا وسیمای ایران واقع درهند نقل می کند که دریکی از روستاهای هند ، نوع سینه زنی وعزاداری مسلمانان ساکن آن روستا ، شباهت بسیار زیادی به سبک سینه زنی وعزا داری مردم بوشهر دارد که این می تواند نشاندهنده حضورمهاجرینی ونمایندگانی ازفرهنگ بوشهر درآن مناطق باشد. درجنوب ایران نیز روی خط ساحلی با پیشرفت از بندر میناب به سمت جاسک ، سپس بندر کنارک وبندر چابهار به نقاطی خواهیم رسید که فرهنگی کاملاً‌بلوچی دارند واین خود برهمگان مسلم است که فرهنگ بلوچستان ایران کاملاً تاثیر گرفته ازبلوچستان  پاکستان وفرهنگ بلوچستان پاکستان متاثر ازفرهنگ شبه قارة هند است .
تاثیرات فرهنگهای مختلف آسیای وآفریقایی برمیراثی که ازفرهنگ ایرانی دراین نقاط برجای مانده است ، نوع زندگی وعادات ورسوم این مردمان را منحصر به فرد ساخته است .  با توضیح مختصر راجع به این فرهنگ وبا تکیه بر اطلاعات راجع به ساختار وتاریخچه ساز«دمام» حضور ورابطه فرهنگی آن درمناطق جنوب را بررسی خواهیم کرد .

آئینهای سوگ :
یکی ازمهمترین استفاده های ساز دمام درفرهنگ جنوب ، استفاده از آن درآئین سوگ ومراسم سوگواری است . شاخص ترین وبدیعترین شکل این آئین ، آئین «سنج ودمام» و به قولی آئین ، «دمام» است . تاثیرگذاری فراوان، ریتم خاص ومنحصر به فرد موسیقایی ازخصوصیات بارز این آئین است .شکل اصلی وبدوی این آئین را هنوز درمحلات قدیم بوشهر            (بهبهانی وشنبدی) می توان یافت ولی به واسطه وجود مهاجرین بوشهری درنقاط دیگرجنوب (از جمله آبادان ، اهواز ، شیرازو…) این آئین به آن نقاط نیز منتقل شده ودرآن مناطق نیز برگزار می شود .
بوشهر ، یکی از مهمترین وباستانی ترین بنادر ایرانی حاشیه خلیج فارس است . درچند صد سال اخیر این بندر یکی از مراکز بزرگ تجاری درحاشیه خلیج فارس است وبه همین علت ، مراوده وتبادلات فرهنگی فراوانی ازطریق این بندر صورت گرفته است . حضور انگلیسها وکمپانی هند شرقی وتجارت این بندر با بزرگترین شریک تجاری خود یعنی هندوستان وحضور دریانوردانی ازکشورهای عربی وآفریقایی دراین بندر باعث گردیده ، سنتهای متفاوت وبعضاً متضادی ازسنتهای این فرهنگها را بتوان درمیان آداب ورسوم مردم بوشهر جستجو کرد . اما نکته جالب ومنحصربه فرد درمورد آئینهای مردمان بوشهر این است که مردم این بندر به سختی نوع سنت متضادی با سنت خود را می پذیرند ودر واقع با ورود آداب ورسوم جدید آن را تغییر داده وبه شکل بوشهری آن ارائه می کنند . به عنوان مثال گویش مردم بوشهر درمیان تمامی مردم آن رواج دارد ، حال آنکه بین محلات قدیم بوشهر، مهاجرین زیادی ازشهرهای مختلف ایران وجود دارند ، (محله شنبدی ازمحلات مهم وقدیمی بوشهر محل سکونت مهاجرین ازشهر کازرون است ، یا محله بهبهانی مهاجرینی از بهبهان دارد . ) ولی تمامی این مهاجرین با آداب وسنن بومی شهرخودشان به همان سبک وسیاق لهجة بوشهری صحبت           می کنند . یا مثال دیگر مراسم سینه زنی بوشهری است که شکل خاصی ومنحصربه فردی دارد واین نوع مراسم را تنها دربوشهر می توان یافت . به وضوح ، همگی می دانیم که سینه زنی منشای خارج از بوشهر وریشه درمراسم سوگواری باستانی ما ایرانیان دارد ، ولی مردم بوشهر با پذیرفتن این سنت وارائه شکل بوشهری آن ، بازهم به ما ثابت می کنند که تمام سنتهای وارد شده به این بندر به شکل بوشهری آن ارائه خواهند شد .
بوشهر قدیم ازچهارمحل معروف تشکیل شده است که خواستگاه اکثر میراثهای فرهنگی این بندر نیز می باشند . محلات «شنبدی»،«بهبهانی» ، «دهدشتی» و«شیخ سعدون» چهارمحل قدیم بوشهر هستند که به صورت سنتی هنوز با معماری خاص خود دریافت قدیم بوشهر درکنار یکدیگر هستند. محله شنبدی محل سکونت ، مهاجرینی است که درچند قرن اخیر از کازرون به بوشهر مهاجرت کرده اند ، محلات دهدشتی وبهبهانی نیز به نظر می رسد محل مهاجرت مردمان دهدشت وبهبهانی باشند . محله شیخ سعدون که به نام حاکم قدیم بوشهر نام گذاری شده است ، محله اعیان نشین ومتمول بوشهر قدیم محسوب می شود . به علت حضورانگلیسها وهمچنین فرمانداران ومسوولین دراین محل ، از لحاظ سنتها این محل اصالتی شبیه به مردمان سه محل دیگر ندارد . بوشهریهای قدیمی معتقدند که اهالی محله شیخ معدون همواره جیره خورحاکمیت و مطیع اوام قدرتهای حاکم بوده اند وسنتهای خود را برحسب اوامر ، حاکمان تغییر داده اند . نام قدیمی این محله « شاه آباد» است که خود نشاندهندة گرایش آنها به سمت حاکمیت وقت ومرکز قدرت است . همچنین دفتر کمپانی هند شرقی درهمین محله وجود داشته است و انگلیسها سالها دراین نقطه ازبوشهر حضورداشته اند .
آئین دمام ، با گذشت سالیان هنور با صلابت واحترام خاصی درچهار محله قدیم بوشهر برگزار می شود . براینکه منشا این آئین از بوشهر در مردمان بوشهر است ، مدارک قوی وجود دارند .
اول : وجود استانها وخاطرات دربین اهالی قدیم محله های بوشهر : دربین مردمان محله های قدیمی بوشهر و استانها وخاطراتی راجع به آئین دمام وجود دارد که زمان بوجود آمدن این داستانها وخاطرات اکثراً به 100 الی 120 سال گذشته می رسد . یکی از این داستاها که آن را تقریباً تمامی نسل گذشته به خاطر می آورند ازاین قراراست :
درعهد رضاخان ، به علت ممنوعیت برگزاری آئینهای سوگواری مذهبی وعزاداریها ، نواختن دمام نیز ممنوع    می گردد . ازآن زمان است که درمحلة دهدشتی ، آئین دمام برگزارنمی شود .
دریک داستان دیگرنقل می کنند :
انگلیسها درزمان اقامت خود دربوشهر ، سعی می کردند بین مردم محله های مختلف اختلاف ایجاد کنند . ازقدیم بین محله های شنبدی وبهبهانی برسر شروع آئین دمام ، درگیری وجود داشته است وانگلیسها سعی می کنند تا این اختلاف ومشکل رابه جنگی بین دومحله تبدیل کنند . به نحوی که درگیری بالا می گیرد و خبر به رضاخان می رسد . رضاخان ازمسئولین انتظامی شهر سوال می کند که علت درگیری چه بوده است و آنها جواب        می دهند : «دمام». رضاخان نیز دستوری می دهد ، دمام راکت بسته وتحت الحفظ جهت محاکمه به دادگاه ببرند .
1-حضور پررنگ دمام درفرهنگ بوشهر: بی شک تقدس وقدرت حضور دمام درهیچ کجای فرهنگ جنوب به اندازه فرهنگ بوشهر نمی باشد . با گذشت سالیان ازاین آئین ، هنوز خانواده هایی دربوشهر وجود دارند که نذر می کند تا اگر نذرشان ادا شد، درماه محرم سنج ودمام برگزار کنند . این حضور را می توان درمیان نسلهای پیشین بیشتر یافت . دربوشهر به مردمانی برخوردیم که دمامهایی با سایز کوچکتر ساخته بودند وبه فرزندان خود هدیه داده بودند تا درکنار دسته سنج ودمام باشند . ازمیان همین مردم وهمین نسل ، آدمهایی بودند که صدای آئین دمام را ضبط کرده ،در منزل نگه داری می کردند . درمیان هنرمندان بوشهری نیزآئین دمام جایگاه ویژه ای دارد . ایرج صغیری کارگران نمایش مشهور           « قلندرخانه» که سال 1354 درجشن هنرشیراز برگزار شد و به روایت منتقدین تئاتر «زلزله ای بود که تئاتر دنیا را تکان داد » ازآئین دمام درنمایش خود استفاده زیادی برده است به نحوی که شروع نمایش با همین آئین است .
نوازندگان دمام نیز درمیان مردم بوشهر جایگاه ویژه ای دارند . «بمانعلی باباحاجی» به روایت پیرمردان محلة بهبهانی ازنوازندگان چیره دست «دمام» بوده است . آنها نام او را به احترام باید می کنند . عکس او که بیش از دو دهه است ، فوت کرده ، در«دمام خانه » بهبهانی درکنار دمام های ساخت او آویزان شده است . دمام هایی که او از نزدیک به یک قرن پیش دراین مسجد نگه داری کرده است .

منشا وشکل آئین دمام
اینکه آئین دمام به چه منظور انجام می شده است ، هنوز مورد سوال است شواهدی وجود دارد که این آئین جهت اعلان وخبررسانی برگزارمی شده وشواهد نیز به نفع آن فراوانند . احمد آرام ، نویسنده وهنرمند بومی ومحلی معتقد است ، در زمان انداختن لنجها به دریا جهت اعلان وجمع آوری کمک از سوی مردم برگزار می شده ولی شواهد محکم برای این امر وجود ندارد به عنوان مثال برگزاری این آئین در سحرهای ماه رمضان که در بعضی محلات بوشهر برگزار می شود را می توان به حساب همین کارکرد گذاشت . اینکه این آئین در شروع عزاداری در روزهای عزاداری برگزار می شود ، خود نشانه اعلانی است برای جمع شدن مردم سوگوار که مراسم اصلی سینه زنی وسوگواری بعداز آن برگزار شود ، و واقعاً نمی توان انکار کرد که عده بسیار زیادی از مردم محلات قدیم بوشهر بعد از شنیدن صدای دمام از منازل خودبیرون می آیند و در عزاداری شرکت می کنند وخود همین گواهی برای این مدعاست . گذشت سالیان وتبدیل شدن این آئین به جزء اصلی ولاینفک آئین سوگواری دربوشهر باعث گردیده این آئین ، خود هویتی تازه پیدا کند وعده زیادی نیز تنها برای دیدن وشنیدن نوای این آئین به سوی محلهای سوگواری هجوم ببرند . نوشته هایی پراکنده نیز به حضور این سازوآئین درکنار موسیقی کار دلالت دارند اما هیچ دلیل محکمی برای این امر ارائه نشده است . « محسن شریفیان» محقق محلی بوشهر درکتاب خود            « اهل زمین موسیقی و اوهام درجزیره خارگ » درفصلی که به آئین سنج ودمام اختصاص یافته است ، مدعی شده که این آئین در هنگام «اوشار» (به آب انداختن کشتی ) استفاده می شده یا جهت تقویت روحیه کارکنان جهاز وایجاد نظم درحین کار استفاده می شده است که این نوع موسیقی دربین دریانوردان به «نهمه» مشهور است .
حضورآفریقایی ها وبردگان درحاشیه حنوب خلیج فارس شاید به اوایل قرن 18 میلادی برمی گردد . اینکه اغلب منشا این آئین وبرگزاری آن را به آفریقایی ها نسبت می دهند ، بیشتر بر حسب گمانه زنی های متداول است، به نقل از «عدید السلطنه بندرعباسی » درکتاب « خلیج فارس ودریای عمان درصد سال پیش » می آید . مطرب یک هیات سیاهان آزاد شده باشند . آداب طرب آنها بوق وطمبک (تمبک) وسنج است بر وزن گنج است وطمبکهای آنها دو معادل طمبک داخله ایران است. در آئین وفات بزرگان با دسته سینه زنی هم سیر می کردند . دربیشتر اوقات به هوای خودگرد آمده وتغتی کنند .
کتاب «موسیقی بوشهر» بعد ازتوصیف ساز «دمام» اضافه کرده است که آئین دمام جهت اعلان وشروع مراسم سوگواری ، انداختن کشتی به آب وسحر ماه رمضان برگزار می شود .
درگذشته برسر برگزاری آئین دمام دربوشهر درگیریهای بسیاری پس محله های مختلف ایجاد می شده است . این درگیریها رسوم وقوانین خاصی را در برگزاری آئین ایجاد کرده است. محله های بهبهانی ،شنبدی وشیخ معدون هرکدام آئین را سر ساعت خاصی برگزار می کنند ، به نحوی که برخورد زمانی با محلات دیگر نداشته باشند . نوازندگان دمام هرکدام درمحله خاصی دراین آئین شرکت می کنند وامکان اینکه درمحله دیگری ، شرکت کنند خیلی کم است یا اصلاً وجود ندارد .
«کوچه سیاهان» کوچه ای است که درکنار محله شنبدی قرارداد ومحل زندگی سیاهان آفریقایی الاصل است ، نوادگان برده های آفریقایی که دردو قرن گذشته وارد بوشهر شده ، درآنجا ساکن شده اند «بمانعلی باباحاجی» به گواه تمامی مردمان بوشهر که با آئین «دمام» ازدیرباز آشنایی دارند ، بهترین وزبردست ترین نوازنده « اشکون» دربوشهر بوده است ونظیر او دیگر درهیچ کجای بوشهر وجود نداشته است . او که یک سیاه پوست بوده است ، نام فامیلی خود را از ارباب خود که « بابا حاجی » نام داشته گرفته است . پسرخواهر او «جعفر بردک نیا» نیز از نوازندگان زبردست دمام درسالهای گذشته بوده ، که نام  فامیل او خود گواه نصب واجداد اوست . فامیل همسر «جعفر بردک نیا» (مشهور به جعفر سیاه) زنگباری است که خود نشاندهنده نسب او است .
نوازندگان کنونی دمام وعاشقان دمام دربوشهر هنوز به این دوشخص ابراز ارادت فراوان می کنند . ایرج صغیری ، نمایشنامه نویس وهنرند بومی بوشهر، می گوید «جعفر سیاه سراپا موسیقی بود . وقتی دمام می نواخت هیچ شنونده ای نمی توانست حضور داشته باشد وتحت تاثیر قرارنگیرد.» او که درسالهای آخر عمر از فقر رنج می برد ، صاحب یک قهوه خانه بود که این قهوه خانه هنوز هم راه کسب درآمد خانوادة اوست . ازاین دو نوازنده ، ضبط های صوتی وتصویری محدودی به جای مانده ات که ازآن جمله می توان به فیلم « اربعین» ساخته ناصر تقوایی ، CD‌« موسیقی بوشهر» ازانتشارات ماهورو … اشاره نمود .
آئین دمام ،  با حضور 7 دمام برگزار می شود . این دمام ها شامل : 1 دمام اشکون ، 2 دمام غمبر و 4 دمام معمولی است . دمامهای «اشکون» معمولاً سایز کوچکتر، خوش ساخت تر وصدای زیرتری نسبت به سایر دمامها دارند . در دوردیف  ودرهرردیف یک دمام غمبر به همراه دو دمام معمولی روبروی یکدیگر با  فاصله قرارمی گیرند ودمام اشکون ما بین این دو ردیف ودر راس قرارمی گیرند . همراه با این «دمام» ها ، یک بوق نواخته می شود و چندین سنج که تعداد آن از 2 تا 4 عدد وشاید بیشتر متغیراست .
درشروع مراسم بوق نواخته می شود .بوقی که درمحله بهبهانی نواخته         می شود به گفته متولیان آئین دمام دراین محله ازجنس شاخ بز است که روی آن به طریقه زیبایی نقره کاری شده وحک گردیده است . قدیمی های محل نقل می کنند که این بوق را درسالهای دور، عزاداران کوی بهبهانی از شنبدی ها دزدیده اند ، هرچند که مشابه این بوق درمحلة شنبدی نیز موجود است. « کریم وزان» از نوازندگان بنام بوق درمحله بهبهانی است. با نواختن بوق آئین  دمام آغاز می شود وحدود 20 الی 30 دقیقه به طول          می انجامد . دمامهای غمیر ومعمولی شروع به نواختن می کنند ودمام           « اشکون» عمل نواختن مابین این دمامها را انجام می دهد. دکتر تقی مسعودیه درتعریف کارکرد دمام اشکون درآئین دمام می نویسد                   « نوازندة دمام اشکون رهبری همة دمام ها را برعهده دارد وازاین رو در راس آن ها قرارمی گیرد . مفهوم اشکون یعنی شکستن واین خود بدان معناست که ضرب های این دمام حین نواختن آن به صورت شکسته وغیر متقارن توالی می یابد .درمورد واژة «غمبر» وکارکرد آن ، بعضی معتقدند که اصل واژه «غم بار» بوده و این بدان معناست که برخلاف شور واحساس نوازنده         « اشکون » دمام «غمبر» با حالتی غم بارو سنگین باید «دمام» بنوازد . درجریان آئین ، دمام « غمبر» به لحاظ ریتمی درفاصلی بین ریتم های اشکون ودمام معمولی را اجرا می کند . «محسن شریفیان»  به نقل از     قدیمی های محلات «صلح آباد» بوشهر نقل می کند که به شور واحساس نوازندگان غمبر درحین نوازندگی رقص « سمبویی» گفته می شود که در تداول بوشهریها به عنوان لقب سیاه پوستان نیز اطلاق می شود . دمام های معمولی نیز با همان ریتم خاص خود به موازات یکدیگر شروع به نواختن         می کنند که تمامی این دمامها را سنج ها درکل مراسم همراهی می کنند درمورد ریتم ومنشا ریتم این آئین نظریات مختلفی وجود دارد . شباهت نوع ریتم درآئین دمام با بعضی ریتم های سازهای کوبه ای آفریقایی می تواند ما را به این موضوع رهنمون سازد که اصل این ریتم یک ریتم آفریقایی است واز ترانه ها وموسیقی های آفریقایی منشا می گیرد.
درصنعت لنج سازی که از صنایع سنتی وقدیمی مردمان جنوب وبخصوص « بوشهر» می باشد ، تکنیکی وجود دارد که دراصطلاح مردمان جنوب «کلفات» نام دارد «کلفات» به عبور دادن روغن ازبین درزهای چوبهای سازنده سنج گفته می شود که برای استحکام وایجاد عایق برای عدم نفوذ آب به کار می رود . درهنگام انجام کلفات ، صدایی که دراثر کلفات زدن ایجاد می شود . ریتمی که ایجاد می شود ، شباهت بسیار زیادی به ریتم آئین سنج ودمام دارد . این شباهت با توجیه حضور آئین دمام درموسیقی کار مردمان بوشهر همخوانی دارد چه در تعریف موسیقی کار می گوییم ، موسیقی است که ازکاربر می آید وبه بهتر شدن روند کار نیز کمک می کند .
این که منشا موسیقی آئین دمام از آ‏فریقاست براساس اسناد ومدارک ارائه شده ازنوشته های عدید السلطنه بندرعباس وشواهد موجود (ازقبیل تبحر خاص سیاهان دربرگزاری این آئین) می تواند توجیه کننده باشد ، اما این تصور باعث گردیده که بسیاری منشا «دمام» را نیزاز سازهای کوبه ای آفریقا بدانند که چنین امری ، به تبع منطقی به نظرنمی رسد .
آئین دمام دردیگر شهرهای ایران نیز برگزار می گردد . اما با کمی تفحص به سادگی می توان متولیان این آئین دردیگر شهرهای ایران را بوشهریان مقیم آن شهرها دانست . به عنوان مثال این آئین دراستان خوزستان وشهرهای بزرگ این استان نیز حضور دارد اما به شهادت نوازندگان زبردست دمام در استان خوزستان حضور دمام دراین شهرها، وجود حسینیه بوشهریهای مقیم درشهرستان های این استان موجب حضور سوگواری خاص موسیقی بوشهر و آئین سنج ودمام دراین مناطق گردیده است . درجزیره خارک نیز این آئین از 50 سال پیش وارد شده واکنون ازآن درمراسم سوگواری استفاده می گردد .
پررنگ ترین حضورآئین دمام درشهری بجز شهر بوشهر به شهرستان «برازجان» برمی گردد . «برازجان» یکی ازبزرگترین شهرستان های استان بوشهر است که به لحاظ فرهنگی هم مشابهت ها وهم تفاوتهای زیادی با بندر بوشهر دارد . درواقع این دو شهر دردو حوزه فرهنگی مستقل ازیکدیگر قراردارند .
آنچه تحت عنوان آئین دمام در برازجان برگزار می شود ، دراثر گذشت سالیان تفاوتهای بنیادی با آئین دمام دربوشهر دارد . لازم است ،‌پیش از عنوان « آئین دمام» درشهرستان برازجان به چند نکته اشاره کنیم . آئین ها درنحوه بوجود آمدن نشان دریک جامعه براساس یک سری نیازهای مردم وفرهنگ آن جامعه وهمچنین دریک شرایط زمانی ومکانی خاص بوجود         می آیند . تا زمانی که فرهنگ جامعه نیاز به برگزاری آئین را درخود داشته باشد ، آئین برگزار می شود و بوجود می آید اما این برگزاری نیز به شرایط زمانی ومکانی خاص آئین برمی گردد. با توجه به حضور«آئین دمام» درمراسم مذهبی وسنتی سوگواری مردمان بوشهر وبا توجه به حضور مذهب درفرهنگ عمومی مردمان بوشهر به عنوان یک عامل تعیین کننده ، آئین دمام به طرز غریبی با باورهای مذهبی مردم بوشهر عجین شده واین نیاز برای آنها همیشه وجود دارد. دربوشهر مردمانی را می توان یافت که حتی باورهای مذهبی قوی ندارند ولی با فرا رسیدن زمان عزاداری عاشورا یا ماه رمضان شرکت درمراسم سوگواری با بر خود فریضه می دانند. این موضوع به دیرینه سنتی آئین دمام درفرهنگ بوشهر برمی گردد .
اما حضور دمام درفرهنگ برازجان به حداکثر یک قرن گذشته برمی گردد. شیوه مراسم به کلی متفاوت است به نحوی تعداد نوازندگان دمام درآئین دمام برازجان به نزدیک به 30 نفر می رسد واینجا دیگر کار کرد اعلان ومقدمه مراسم سوگواری را ندارد ، بلکه در کل مراسم سوگواری این آئین برگزار می شود . ریتمی که معروف به ریتم « حاج علی جعفر» است توسط نوازندگان برازجان نواخته می شود . «حاج علی جعفر» حاکم قدیم شهرستان برازجان بوده و ریتم نیز به نام او مشهور است .
نوازندگان دمام دربرازجان ، از ارزش واحترام مشابه نوازندگان دمام دربوشهر برخوردار نیستند . «جمال کازرونی » مطلع محلی که با فرهنگ برازجان به طور کامل آشناست ، مدعیست که نوازندگان دمام چه درگذشته وچه امروز، ازطبقات پائین وفرودست اجتماع بوده اند درشهر«برازجان» به دیدار چند نوازندة دمام رفتیم که همگی از خرده فروش ها وپادوهای بازار برازجان بودند . شکل سازآنها نیز کاملاً با شکل دمام بوشهر متفاوت بود به نحوی که می توان ادعا کرد ، آنچه آنها دمام می نامند بیشتر طبل است تا دمام. جنس پیت در دمامهای برازجان ، ازفلز است ، حال آنکه سازندگان دمامهای محلات قدیم بوشهر، فلز رابه عنوان ماده اصلی پیپ قبول نداشتند. دمامهای فلزی برازجان یا چمبره ندارند ، یا بوسیلة پیچهای فلزی حلقه هایی پوست دوطرف دمام را بر روی پیپ محکم کرده اند . بندازام دراین دمامها ازچنین بندهای پلاستیکی است که شرباک کردن یا شل کردن درمورد آنها تقریباً معنایی ندارد .
نوازندگان برازجان نیز به مانند بوشهر، نوازندگان «اشکون» رابه عنوان رهبر دسته نوازندگان دربین خود جای می دهند ، اما ریتمی که نواخته     می شود بکلی متفاوت است . همچنین چون آئین دمام در بوشهر جنبه اعلان دارد . مدت زمان برگزاری آن معمولاً کوتاه حداکثر 45 دقیقه است درصورتی که نوازندگان «دمام» دربرازجان به مدت چند ساعت وهمزمان با برگزاری مراسم سینه زنی وزنجیر زنی آئین دمام را برگزار می کنند .
ایرج مغیری ، نمایشنامه نویس وکارشناس فرهنگ بومی بوشهر معتقد است ، آنچه به عنوان تغییرات درآئین دمام در « برازجان» بوجود آمده است ، یک تغییرغیر طبیعی و نامنطبق  برنیازهای برگزاری آئین بوده است ، لذا آنچه تحت عنوان آئین دمام در برازجان برگزار می شود یا « آئین دمام» نیست یا شکل تغییریافته نامتناسب با «آئین دمام» است .
درسالهای اخیر، آئین سنج ودمام به علت تاثیر گذاری فراوان وموسیقی منحصر به فرد خود ، درمراسم های سوگواری وبه خاک سپاری افراد درجنوب گاه دراستادیوم های ورزشی وگاه درعروسی ها مورد استفاده قرارمی گیرد . اما به راستی تناسب این موسیقی واین آئین با مراسم سوگواری درمحلات بهبانی و شنبدی درهیچ مکان دیگر یافت نمی شود .

پایان بخش دوم – ادامه دارد

 

 

کلیه حقوق این پایگاه، برای پایگاه اطلاع رسانی ناصر فکوهی محفوظ است.