فهرست
بخش سوم
آئینهای درمانی :
بشر بدوی درمحیط زندگی وجغرافیای خود همواره با مسائلی برخوردار می کرده که توجیه آن بواسطة دانسته ها وکشفیات او ممکن نبوده است . از رعد وبرق ، برف وباران وزلزله گرفته تا بیماریها وحالات درونی انسانی همگی برای بشر بدوی نامعلوم ، غیر قابل توجیه و غیرقابل درک بوده وبرای مقابله با این حوادث و رویدادها چه در جهت توجیه آنها وچه درجهت رویارویی وحتی گریز ازآنها، ابعادی به زندگی این مردمان افزوده شده و جزء لاینفک فرهنگ آنها گردیده است . ازنوع کلمات موجود درزمان آنها تا آئینها ، افسانه ها وداستانها وحتی مذهب واعتقادات آنها همگی به وضوح تاثیر گرفته ازاین رویدادها وحوادث است .
درطول تاریخ این ابهامات برفرهنگهای ملل مختلف تاثیرات مختلفی گذاشته است . مردمان « یونان باستان» برای گریز یا توجیه این حوادث روی به پرداختن «افسانه ها» می آورند ودربعد دیگر آن برای توجیه آنها علم « فلسفه» وبه زیر مجموعه آن علوم پایه را بنیاد گذاشتند . اعتقادات مذهبی مردمان چین وهند که ازفرهنگهای باستانی واصیل مشرق زمین محسوب می شوند همگی تحت تاثیرابهاماتی است که همواره در زندگی آنها وجود داشته است . درمیان مردمان آفریقا وبخشی از خاور میانه که همواره تاثیرات فرهنگی فراوانی بریکدیگر داشته اند ، این ابهامات وپیچیدگیها منجربه ایجاد آئینها ، مذاهب وعلوم گردیده است .
جنوب ایران به جهت تاثیر پذیری از فرهنگهای آفریقایی وعربی ومجاورت با آنها ، گاه به جهت حضورمردمان آن مرزها دراین منطقه و گاه به علت وجود نیازهای مشترک وحضور فرهنگ آنها دراین منطقه ، آئینها وابعاد فرهنگی فراوانی را ازاین فرهنگها وام گرفته است که بسیار قابل توجه است . آئینهای درمانی که درمیان مردمان جنوب درتمامی نقاط آن رواج داشته واکنون نیز به ندرت ردپاهایی وگوشه هایی ازاین آئینها را می توان درمیان مردمان جنوب یافت ازجمله این تاثیرات محسوب می شوند . کمتر شخصی را درمیان مردمان جنوب می توان یافت که نام « زار» مشایخ ، نوبان و….» را نشنیده باشد .
درمورد زار درطی دهه های گذشته مطالب تحقیقاتی فراوانی چه به صورت مقاله های علمی ، چه به صورت کتاب ، فیلم ، موسیقی و…. منتشر شده است واین آئین چه به جهت مردم شناسی وچه به جهت فرهنگی وعلمی مورد تحلیل قرارگرفته است .
درمیان آئینهای درمانی جنوب ایران که کمابیش رنگ مذهبی نیز به خود گرفته اند ، موسیقی جایگاه محوری واصلی دارد و درمیان سازهای این موسیقی بخصوص ، سازدهل نقش اصلی را ایفا می کند .
« زار» ، «نوبان» و … به حالات خاص روانی گفته می شود که درجنوب ایران گریبانگیر مردمان ساحل نشین می شود . این حالات هربار به صورت خاصی تظاهر پیدا می کنند که علم « روانپزشکی » برای هرکدام ازاین حالات واژه مخصوصی در خود نهفته دارد. آنچه برای ما مهم است ، مردم شناسی این آئینها وجایگاه « دهل» دراین مبحث است .
درمورد واژة « زار» و ریشه ادبی این لغت شاید کاملترین تحقیق مربوط به کتاب « اهل هوا» ودکتر غلامحسین ساعدی باشد که می نویسد : زار از زبان امهری به زبان عربی وارد شده است وعقیده عمومی به وجود جنی است به نام زارکه از حبشه به جهان اسلامی راه یافته است . عقاید مشابه درباره جنی که موقتاً دروجود بعضی از انسانها حلول می کند ، درکشورهای مختلف اسلامی آسیا و آفریقا دیده می شود ونامهای مختلف دارد . در نیجریه حوری، ودرمالایا آموک نام دارد . درخود حبشه اسم زار که منشا غیرسامی دارد و ازنام خدای آسمان درمذهب شرک « کوشی » ها گرفته شده که جار نام دارد درزبانهای دیگر آفریقایی « دار» و«دارو» آمده . این خدای دوران شرک بعداز مسیحی شدن حبشه به صورت یک موجود فوق بشری دارای قدرت متوسط ظاهر شد وازحبشة مسیحی به عالم اسلام راه یافت . درحبشه مسلمانان ومسیحیان عقیده دارند که زار به طور عمده در رودخانه ها وآبهای جاری زندگی می کند . وبدین ترتیب درجه ومقام او را پائین آوردند . با طلسم وتعویذ ومناسکی که پیروان هردو مذهب بدان معتقدند ، بیرون کرد . دراین مراسم از زار خواسته می شود که نامش را فاش کند . زیرا با این کار ، زار تمام قدرت خود را ازدست می دهد ….
مراسم خروج زار از بدن شخص مبتلا بوسیلة زنی به اسم شیخه یا عارفه البکاء صورت می گیرد . با روح شر یربسته به این که منشا آن از کجا باشد باید رفتارهای مختلف درپیش گرفت . اجنه ای که ازقاهره ومصر علیا وسودان وغیره آمده اند تا حال شناخته شده اند. به این جهت لازم است که علاوه بر ورد مناسب ، لباس مناسب نیز برتن شیخه یا عارفه باشد . این عوامل (وردولباس) در مورد جنهایی که منشا قاهره ای یا سودانی داشته باشد فرق می کند خواندن او راد همراه با کوبیدن دهل ورقص وقربانی ماکیان نیز وسیله ای است که بروح فریه می شود دربعضی مراسم ممکن است این مراسم چند شب طول می کشد .
در حجاز عقیده به زار توسط برده های حبشی وارد شد . زار حجازی همان خصایص زارمصری را دارد و درمیان زنان شایع است شیخه که مناسک ومراسم را اجرا می کند ، پیش از هرکاری می کوشد که ملیت زار را بفهمد . برای این کار ، شیخه به زبان عربی بسیار عامیانه یابه زبان خاص زار که فقط برای اشخاص مومن به زارآشناست شروع به صحبت می کند . زار درعمان هم به این ترتیب وارد شده ، تنها جائیست که « زیران» به صورت جمع زار رواج دارد درحالی که هیچ کجای دنیای عرب زبان ، این کلمه معمول نیست . درسومالی علاوه برمراسم خروج جن ، مراسم دیگریست که هدف آن حلول زار دربدن دیگران است . درخود سومالی زار را «سار» می گویند .
اما مشابه آنچه راجع به عقیده به «زار» و«جن» وارواح شیطانی درسواحل آفریقا وکشورهای عربی رواج دارد ، در سواحل جنوبی ایران وبرکرانه های خلیج فارس ودریای عمان از اروندکنار گرفته تا چابهار رواج دارد وسالیان مراسم خروج « زار» وارواح حبشه ازبدن فرد مبتلا جز آئینهای مهم جنوب ایران محسوب می شود . درچند دهه اخیر با حضور تکنولوژی وصنعت ورشد تجارت دراین مناطق که شکل ظاهری آنها را از شکل بدوی چند دهه گذشته خارج نموده وبسیاری از مناطق رابه مراکز مهم تجاری ، صنعتی واقتصادی تبدیل نموده است آئینها نیز رنگ باخته اند به طور مثال در جزایری نظیر جزیره خارک ، قشم و… که خواستگاه بسیاری از این آئینها درچند قرن اخیر بوده اند طی دو دهه گذشته با حضور مراکزصنعتی وتجاری، کمتر می توان ردپایی ازاین مراسم ها یافت . شاید با حضور صنعت ورشد اقتصادی ، تغییر شغل مردم ونیز شکل زندگی آنها ، نیازهای آنها نیز دستخوش تحول می شود و این تحول موجب می شود که آئینها نیز که ریشه درنیازهای انسان بدوی دارند ، یا ازبین بروند یا متحول شوند وشکل امروزی به خود بگیرند .
آنچه امروزه ازشکل بدوی این آئینها برجای مانده است ، تنها نمایشی است برای محققین وفرهنگ شناسان کنجاوی که گاهی برای ارضاء حس کنجاوی خود به این مناطق سفر می کنند و دیگرکمتر اتفاق می افتد که به مانند چندین سال پیش « باد» شخص فقیر ودرمانده ای را اسیر افسون خود کند وبرای درمان ، او به سراغ «بابا» یا «ماما»ی زار برود تا او را درمان کند .
قدیمی های جنوب معتقدند که « زار » ، «مشایخ » ، « نوبان» و …. همگی باد هستند عقیده به «باد» را شاید بتوان به ماهیت فیزیکی « باد» نسبت داد . حالات روانی وجسمی خاصی که برای قربانیان این بادها پیش می آید ، اکثراً علت نامعلوم دارد که برای ساکنین بدوی این مناطق غیرقابل درک است ، ضمن اینکه باد نیز ماهیت فیزیکی نامفهومی دارد که نمیتوان ماهیت آن را تفسیر کرد . همچنین باد از جهتهای خاص وزیدن میگیرد که مردمان این مناطق نیز بروز بیماریها را به واسطه آن به مناطق خاصی نسبت میدهند ـ در مورد اسامی« بادها » تحقیقات متعددی شده است و هر کدام به جرأت و بدون هیچ شکی در مورد آنها اظهار نظر کردهاند ، اما واقعیت این است که نمیتوان در مورد این آئین و « بادها » یک اظهار نظر قطعی کرد چرا که در هر منطقه به فراخور طبیعت و سنتهایش اسامی مختلف و شکل آئین متفاوت میتوان یافت ، ضمن اینکه اصل آئین در تمامی مناطق یکسان است و کارکرد آنها یک کارکرد درمانی است .
بادها فراوانند ، دکتر غلامحسین ساعدی در کتاب اهل هوا ادعا میکند پیش از هفتاد و دو نوع « زار » وجود دارد و بادها را به انواع زیر تقسیمبندی میکند :
1ـ بادزار : همه کافرند به جز عده معدودی ، روی هم رفته همه را
« باد سرخ » میگویند .
2ـ نوبان : بادیست که شخص را علیل و بیحرکت و افسرده میکند .
3ـ مشایخ : بادهایی هستند مسلمان و پاک و عدهای دیگر بیخطر در
سواحل مسلماننشین فراوانند .
4ـ بادجن : بادهای زمینی یا زیرزمینی هستند . همه زنجیری و
مظراتی و خطرناک هستند .
5ـ بادپری : که دو جورند : پریهای کافر ، پریهای اهل حساب . هر دو
شخص را مبتلا میکنند . پریهای کافر خطرناکتر هستند .
6ـ باد دیب ( دیو ) : که چهلگز بیشتر بلندی دارد . در بیابانها وجزایر
پیدا میشود ، به آدم که بخورد همان دم بیجان و خشکش میکند .
7ـ باد غول : که از دور همچون شتر مستی پیدا میشود و هر کسی را
که سر راهش باشد بیجان میکند .
سه باد اول عمدهترین و شایعترین بادها هستند .
اما حقیقتاً نمیتوان در مورد اسامی « بادها » و تقسیمبندی آنها به این صراحت اضهار نظر کرد . چه ، در برخوردهایی که با چند « با بازار » در مناطقی نظیر بند لنگه قشم و میناب داشتیم هر کدام در مورد شکل آئین و تقسیمبندی بادها اظهار نظرهای متفاوتی کردند .« حسین غریبپور » با بازار بندر لنگه مدعیت پیش از 200 نوع باد وجود دارد که مشهورترین آنها عبارتند از :
1ـ زار : بادهای کافر هستند .
2ـ نوبان : بادی است که از نواحی آفریقای میآید و اشعار مراسم آن
نیز همگی به زبان سواحلی هستند .
3ـ سید احمد : بایست مسلمان که به شکل پیرمردی بروز میکند .
4ـ دَنگِ مارو :
5ـ شیخ فری :
6ـ شنتو : در هنگام غذا خوردن گاهی میآید .
7ـ اسکندر
8ـ بادجن :
9ـ جنو :
10ـ شیخ عبدالقادر :
11ـ مامی : یک بادزن است .
12ـ راسکندر :
13ـ قادری :
(1) توضیح اینکه : دکتر غلامحسین ساعدی بادهایی نظیر « دنگ مارو » را جزء انواع زار و شیخ فرج و سید احمد راجزء مشایخ محسوب کرده است ، اما در برخوردهایی که با برگزارکنندگان مراسم زار در جنوب داشتیم ،« دنگ مارو » یا « سید احمد » را به عنوان بادهایی جدا از« زار » محسوب میکردند . هر کدام از این بادها در شخص مبتلا علائم بخصوصی ایجاد میکنند . برای مثال گرفتاران باد نوبان ، دچار دل درد ، درد قفسه سینه ، گوشهگیری و کم حرفی میشنود که تظاهر بارزی از افسردگی است . گرفتاران باد اسکندر دچار توهم ، ترس میشوند و بیجهت از هر چیزی به گریه میافتد بادجن ، طعمه خود را به دل درد و سوء هاضمه و سردرد مبتلا میکند .
اصطلاحاً به افرادی که گرفتار میشوند گفته میشود « باد در سر» دارند . تا سالیان بعد از درمان هر لحظه بیم آن میرود که شخصی که یک بار دچار « باد » شده است ، دوباره گرفتار آن شود . طعمه بادها اکثراً افراد فقیر، درمانده و سطح پائین اجتماع هستند ، و با توجه به اینکه سیاهان مناطق جنوب اکثراً فقیر و درمانده هستند ، گفته میشود که « بادها » بیماری سیاهان هستند . « عبدالمنصور » نوازنده و مطرب جزیره قشم ، میگفت : « در جزیره لارک همة مردم باددرسر دارند که بسیاری از آنها نیز سیاه نیستند . بسیار اتفاق میافتد که « بادها » سفیدپوستان را اسیر میکنند . »
اما شخصی که دچار علائم مذکور میگردد . بعد از مراجعه به پزشکان متعدد و عدم کسب نتیجه مطلوب به « بابا » و « ماما »ی زار مراجعه میکند. « بابا » ابتدا با او صحبت میکند تا اگر امکانپذیر باشد ، مشکل او را بدون اجرای مراسم حل کند . بعد از تصمیم به اجرای مراسم ، از اشخاصی که سابقه شرکت در مراسم « زار » را دارند ( اصطلاحاً این اشخاص را « اهل هوا » نامگذاری کردهاند ) دعوت میکنند تا در مراسم شرکت کند .(1) بجز ماههای محرم ، صفر و رمضان این آئین در تمامی ایام سال اجرا میشود. در جزیرة قشم عادت بر این است که آئین زار را شب جمعه اجرا میکنند .
(1) : غلامحسین ساعدی در کتاب « اهل هوا » مینویسد که دختری از « اهل هوا » شب قبل از بازی ، خیزران بدست به در منزل اهالی هوا میکوبد و آنها را برای اجرای آئین دعوت میکند . ظاهراً امروزه یکی از اعضای این گروه که به آن « خیزرانی » میگویند ، شب قبل از بازی برای دعوت مردم به اجرای مراسم آنها را خبر میکند ، همچنین او در حین مراسم آلات موسیقی و وسایل را جمع و پخش میکند .
« بابازار» ها با مردم عادی تفاوت چندانی ندارند ، تنها میتوان گفت که افراد غیرمتعارفی هستند و آن هم به علت عقیده تسخیر ناپذیری که به موهوماتی نظیر زار دارند میباشد . احترامی که ظاهراً این افراد درگذشته بین مردمان جنوب داشتهاند ، دیگر وجود ندارد وتنها قدیمیها و سنتیهای جنوب آنها را میشناسند . زمانی که برای یاقتن منزل « بابا اسحاق » به محلة بازار قشم رفته بودیم ، حتی همسایههای نزدیک خانه او ، از وجود چنین شخصی بیاطلاع بودند .
زمان زیرکردن « زار » فرا میرسد . وسایل لازم برای زیرکردن هر نوع بادی تفاوت میکند . برای مثال ، برای زیرکردن « سید احمد » سه عدد دایره مورد نیاز است . برای زیر کردن « زار » سه عدد دهل گپ و یک عدد دهل «مرواس» مورد نیاز است . زیر کردن «دنگ ما رو» به دو دهل دو سر و یک دایره احتیاج دارد . جنو را میتوان با دو دایره و یک دهل دوسر زیر کرد و برای مراسم نوبان به دو عدد دهل یک سر ، یک عدد دهل دو سر و یک تمبوره احتیاج است .
علاوه بر آنها در مراسمات زار اجسامی نظیر کندر ، بخور ،تخممرغ ، بخوردان ، رُزاعه و گلاب نیز در یک سینی گذاشته میشوند و خیزرانی آنها را جابجا میکند .
(2) آنچه درمورد نحوه اجرای مراسم « زار » ذکر شده است ، بر اساس یافتههای مادر بندر لنگه است . حقیقت این است که در مورد چگونگی آئین زار نمتوان یک قضاوت کلی کرد .
در ابتدا ، بخورها وکندرها را دود میکنند تا در فضای اتاق بوی آن بپیچد ، اهالی هوا دور تا دور اتاق مینشینند و همراه با آوازی که بابازار یا مامازار می خواند و با دهلهایی که نواخته میشوند ، این آواز خوانده شده و ادامه مییابد . زنها و مردها همگی در این موسیقی سهیم هستند . به گفته مردم جنوب ، بسیاری از آداب این آئین در طول زمان تغییر یافته است و دیگر آن آداب قدیمی رعایت نمیشوند . عبدالمنصور ، مطرب جزیره قشم میگفت : به طور مثال در گذشته رسم بر آن بوده است که هنگام ورود به آئین زار کفشها را از پا بیرون آوردند که امروزه این رسم چندان رعایت نمیشود ، قدیمیها در هنگام برگزاری آئین همگی سکوت میکردند اما امروزه ، حتی در هنگام اجرای آئین ، با یکدیگر صحبت میکنند .
ریتمی که توسط دهلها نواخته میشود . در هر باد تفاوت میکند .
هنگام نواختن دهل ، ابیات مختلف از اشعار مربوط به هر باد را میخوانند . این اشعار در مورد بادهای مختلف به زبانهای مختلف و محتواهای مختلف است . برخی از این اشعار محتواهای مذهبی دارند ، مثلاً« سید احمد» ، اشعاری در مدح اولیاء دین دارد که همگی به زبان عربی هستند . اشعار باد نوبان به زبان سواحلی است چون ، خود بابازارها مدعیند که نوبان یک باد سواحلی و مربوط به سواحل آفریقا میباشد . « حسین غریبپور » میگوید : آنقدر این اشعار را میخوانیم و زمزمه میکنیم تا به بیت خاصی برسیم که بیمار هنگام این بیت به بازی در میآید . پس متوجه میشویم که بیت این باد ، همان بیت ما بوده است . پس خواندن همان بیت را تکرار میکنیم ، آنقدر تکرار میکنیم که تا باد از زبان شخصی زاری به سخن درآید : حال ، بابا یا مامای زار « بازار» وارد صحبت میشود . ابتدا ،کندر را زیر بینی او میگیرند و دود میکنند . سپس بابا یا ماما باد با باد صحبت میکند و از او میپرسدکه چه میخواهد تا او را رها کند بادها هر کدام مطالبات خاصی دارند . «شیخ فری» لباس سفید و پارچه آبی میخواهد. «شنتو» پارچه قرمز رنگ میخواهد . «شیخ عبدالقادر» لباس سفید ، میخواهد .« اسکندر» ، خیزران و پارچه آبیرنگ میخواهد . در این میان آنچه از همه مشهورتر است « سید احمد » است که عصا و قبای سبز رنگ بلندی میخواهد . نوبان نیز یک خیزران میخواهد . گاه برای اینکه باد مشخص مبتلا را رها کند ، « بابا » یا « ماما » مجبور است، باد را بزند و ادب کند . آنها برای این کار ، از یک خیزران به نام « خیزران ادب » استفاده میکنند و بواسطه آن باد را میزنند .
مطالبات بادها گاه بسیار متفاوت است ، مثلاً بادی از بابا یا ماما زار میخواهد که چند دور فلان شعر یا فلان نوار را بزنند یا بخوانند . میگویند «شنتو» ، بادی است که غذا میخواهد ، معمولاً برای او حلوا میآورند تا بخورد و شخص زاری را رها کند . «جن» گاهی طلب سینی یا لباس میکند .
بعضی از بادها ، کافر هستند ، در مجالس مربوط به این بادها ، نباید اسمی از اولیاء خدا و پیغمبر برده شود .
ریتمها و آوازهایی که در مراسم زار خوانده میشوند از هر منطقه تا منطقه دیگر تفاوت میکند . آنچه در بندرعباس میخوانند تا میناب ، قشم و بندر لنگه تفاوتهای زیادی دارد . در بعضی مناطق خوانندههای خاص اشعار زار را از بر دارند و در مراسم همراه با نوازندهها میخوانند و در بعضی نقاط ، بابازار خود این نواها را از بر دارد و همراه با نوازندهها میخواند .
زمان برای برگزاری آئینهایی همچون زار گذشته است . نیاز به بابازارها در خاطره فرهنگ شناسان و محققین گم شده است . زمانی که به تیاب محل زندگی مشهورترین بابازار جنوب ، باباصالح مینابی رفتیم ، به علت آوازه فراوان باباصالح ، نوه او مشهور به « سیاه » « بابازار » آن منطقه محسوب میشد ، ولی میگفت : شاید سالیان بگذرد و کسی برای مداوا مراجعه نکند . خوانندة مراسم زار در آن منطقه و حافظ آوازهای زار نیز در گذشته است ودیگر کسی نیست که بتواند مراسم زار را آنگونه که هست برگزار کند .
با تمامی تفاسیر فوق از نقش موسیقی در درمان نمیتوان غافل بود ، شامان « طبیب جادوگر » بوسیله مراسم و تشریفاتی توأم با ریتم طبلها زنگها ، حرکات و مراسم مخصوص در رقص و خواندن سرود به هوشیاری و خودآگاهی جادویی میرسید و جذبه و فلسفه حاصل از تفسیر خودآگاهی موجب شفا و رفع ناراحتی و بحران میشد . اسلیپاس پزشک رومی ، جنون را با اصواتها رمونیک درمان و افراد متمرد دو سرکش را با تغییر در موسیقی یا نواختن آهنگ خاص . آرام میکرد ( با کسبرگر 1962 ) ( ص 39 ) . موسیقی زار نیز ، به مدد ریتمهای ضربی که توسط دهل و دایره نواخته میشود ، جزء موسیقیهای بومی محسوب میشودکه علاوه بر زیباییشناسیهای مورد نظر قومشناسان و فرهنگشناسان میتواند نقش درمانی داشته باشد .
پایان بخش سوم – ادامه دارد