موسیقی مردم شناسی ساز دمام درمناطق جنوبی ایران(محمد مهدی امیدواری/ آرش اسماعیلی)(3)

maghaleh-damam-3.jpg

بخش سوم

آئینهای درمانی :

بشر بدوی درمحیط زندگی وجغرافیای خود همواره با مسائلی برخوردار می کرده که توجیه آن بواسطة دانسته ها وکشفیات او ممکن نبوده است . از رعد وبرق ، برف وباران وزلزله گرفته تا بیماریها وحالات درونی انسانی همگی برای بشر بدوی نامعلوم ، غیر قابل توجیه و غیرقابل درک بوده وبرای مقابله با این حوادث و رویدادها چه در جهت توجیه آنها وچه درجهت رویارویی وحتی گریز ازآنها، ابعادی به زندگی این مردمان افزوده شده و جزء لاینفک فرهنگ آنها گردیده است . ازنوع کلمات موجود درزمان آنها تا آئینها ، افسانه ها وداستانها  وحتی مذهب واعتقادات آنها همگی به وضوح تاثیر گرفته ازاین رویدادها وحوادث است .
درطول تاریخ این ابهامات برفرهنگهای ملل مختلف تاثیرات مختلفی گذاشته است . مردمان « یونان باستان» برای گریز یا توجیه این حوادث روی به پرداختن «افسانه ها» می آورند ودربعد دیگر آن برای توجیه آنها علم        « فلسفه» وبه زیر مجموعه آن علوم پایه را بنیاد گذاشتند . اعتقادات مذهبی مردمان چین وهند که ازفرهنگهای باستانی واصیل مشرق زمین محسوب   می شوند همگی تحت تاثیرابهاماتی است که همواره در زندگی آنها وجود داشته است . درمیان مردمان آفریقا وبخشی از خاور میانه که همواره تاثیرات فرهنگی فراوانی بریکدیگر داشته اند ، این ابهامات وپیچیدگیها منجربه ایجاد آئینها ، مذاهب وعلوم گردیده است .
جنوب ایران به جهت تاثیر پذیری از فرهنگهای آفریقایی وعربی ومجاورت با آنها ، گاه به جهت حضورمردمان آن مرزها دراین منطقه و گاه به علت وجود نیازهای مشترک وحضور فرهنگ آنها دراین منطقه ، آئینها وابعاد فرهنگی فراوانی را ازاین فرهنگها وام گرفته است که بسیار قابل توجه است . آئینهای درمانی که درمیان مردمان جنوب درتمامی نقاط آن رواج داشته واکنون نیز به ندرت ردپاهایی وگوشه هایی ازاین آئینها را می توان درمیان مردمان جنوب یافت ازجمله این تاثیرات محسوب می شوند . کمتر شخصی را درمیان مردمان جنوب می توان یافت که نام « زار» مشایخ ، نوبان و….» را نشنیده باشد .
درمورد زار درطی دهه های گذشته مطالب تحقیقاتی فراوانی چه به صورت مقاله های علمی ، چه به صورت کتاب ، فیلم ، موسیقی و…. منتشر شده است واین آئین چه به جهت مردم شناسی وچه به جهت فرهنگی وعلمی مورد تحلیل قرارگرفته است .
درمیان آئینهای درمانی جنوب ایران که کمابیش رنگ مذهبی نیز به خود گرفته اند ،  موسیقی جایگاه محوری واصلی دارد و درمیان سازهای این موسیقی بخصوص ، سازدهل نقش اصلی را ایفا می کند .
« زار» ، «نوبان» و … به حالات خاص روانی گفته می شود که درجنوب ایران گریبانگیر مردمان ساحل نشین می شود . این حالات هربار به صورت خاصی تظاهر پیدا می کنند که علم « روانپزشکی » برای هرکدام ازاین حالات واژه مخصوصی در خود نهفته دارد. آنچه برای ما مهم است ، مردم شناسی این آئینها وجایگاه « دهل» دراین مبحث است .
درمورد واژة « زار» و ریشه ادبی این لغت شاید کاملترین تحقیق مربوط به کتاب « اهل هوا» ودکتر غلامحسین ساعدی باشد که می نویسد : زار از زبان امهری به زبان عربی وارد شده است وعقیده عمومی به وجود جنی است به نام زارکه از حبشه به جهان اسلامی راه یافته است . عقاید مشابه درباره جنی که موقتاً دروجود بعضی از انسانها حلول می کند ، درکشورهای مختلف اسلامی آسیا و آفریقا دیده می شود ونامهای مختلف دارد . در نیجریه حوری، ودرمالایا آموک نام دارد . درخود حبشه اسم زار که منشا غیرسامی دارد و ازنام خدای آسمان درمذهب شرک « کوشی » ها گرفته شده که جار نام دارد درزبانهای دیگر آفریقایی « دار» و«دارو» آمده . این خدای دوران شرک بعداز مسیحی شدن حبشه به صورت یک موجود فوق بشری دارای قدرت متوسط ظاهر شد وازحبشة مسیحی به عالم اسلام راه یافت . درحبشه مسلمانان ومسیحیان عقیده دارند که زار به طور عمده در رودخانه ها وآبهای جاری زندگی می کند . وبدین ترتیب درجه ومقام او را پائین آوردند . با طلسم وتعویذ ومناسکی که پیروان هردو مذهب بدان معتقدند ، بیرون کرد . دراین مراسم از زار خواسته می شود که نامش را فاش کند . زیرا با این کار ، زار تمام قدرت خود را ازدست می دهد ….
مراسم خروج زار از بدن شخص مبتلا بوسیلة زنی به اسم شیخه یا عارفه البکاء صورت می گیرد . با روح شر یربسته به این که منشا آن از کجا باشد باید رفتارهای مختلف درپیش گرفت . اجنه ای که ازقاهره ومصر علیا وسودان وغیره آمده اند تا حال شناخته شده اند. به این جهت لازم است که علاوه بر ورد مناسب ، لباس مناسب نیز برتن شیخه یا عارفه باشد . این عوامل (وردولباس) در مورد جنهایی که منشا قاهره ای یا سودانی داشته باشد فرق می کند خواندن او راد همراه با کوبیدن دهل ورقص وقربانی ماکیان نیز وسیله ای است که بروح فریه می شود دربعضی مراسم ممکن است این مراسم چند شب طول می کشد .
در حجاز عقیده به زار توسط برده های حبشی وارد شد . زار حجازی همان خصایص زارمصری را دارد و درمیان زنان شایع است شیخه که مناسک ومراسم را اجرا می کند ، پیش از هرکاری می کوشد که ملیت زار را بفهمد . برای این کار ، شیخه به زبان عربی بسیار عامیانه یابه زبان خاص زار که فقط برای اشخاص مومن به زارآشناست شروع به صحبت می کند . زار درعمان هم به این ترتیب وارد شده ، تنها جائیست که « زیران» به صورت جمع زار رواج دارد درحالی که هیچ کجای دنیای عرب زبان ، این کلمه معمول نیست . درسومالی علاوه  برمراسم خروج جن ، مراسم دیگریست که هدف آن حلول زار دربدن دیگران است . درخود سومالی زار را «سار» می گویند .
اما مشابه آنچه راجع به عقیده به «زار» و«جن» وارواح شیطانی درسواحل آفریقا وکشورهای عربی رواج دارد ، در سواحل جنوبی ایران وبرکرانه های خلیج فارس ودریای عمان از اروندکنار گرفته تا چابهار رواج دارد وسالیان مراسم خروج « زار» وارواح حبشه ازبدن فرد مبتلا جز آئینهای مهم جنوب ایران محسوب می شود . درچند دهه اخیر با حضور تکنولوژی وصنعت ورشد تجارت دراین مناطق که شکل ظاهری آنها را از شکل  بدوی چند دهه گذشته خارج نموده وبسیاری از مناطق رابه مراکز مهم تجاری ، صنعتی واقتصادی تبدیل نموده است آئینها نیز رنگ باخته اند به طور مثال در جزایری نظیر جزیره خارک ، قشم و… که خواستگاه بسیاری از این آئینها درچند قرن اخیر بوده اند طی دو دهه گذشته با حضور مراکزصنعتی وتجاری، کمتر می توان ردپایی ازاین مراسم ها یافت . شاید با حضور صنعت ورشد اقتصادی ، تغییر شغل مردم ونیز شکل زندگی آنها ، نیازهای آنها نیز دستخوش تحول می شود و این تحول موجب می شود که آئینها نیز که ریشه درنیازهای انسان بدوی دارند ، یا ازبین بروند یا متحول شوند وشکل امروزی به خود بگیرند .
آنچه امروزه ازشکل بدوی این آئینها برجای مانده است ، تنها نمایشی است برای محققین وفرهنگ شناسان کنجاوی که گاهی برای ارضاء حس کنجاوی خود به این مناطق سفر می کنند و دیگرکمتر اتفاق می افتد که به مانند چندین سال پیش « باد» شخص فقیر ودرمانده ای را اسیر افسون خود کند وبرای درمان ، او به سراغ «بابا» یا «ماما»ی زار برود تا او را درمان کند .
قدیمی های جنوب معتقدند که « زار » ، «مشایخ » ، « نوبان» و …. همگی باد هستند عقیده به «باد» را شاید بتوان به ماهیت فیزیکی « باد» نسبت داد . حالات روانی وجسمی خاصی که برای قربانیان این بادها پیش می آید ، اکثراً علت نامعلوم دارد که برای ساکنین بدوی این مناطق غیرقابل درک است ، ضمن اینکه باد نیز ماهیت فیزیکی نامفهومی دارد که نمی‎توان ماهیت آن را تفسیر کرد . همچنین باد از جهتهای خاص وزیدن می‎گیرد که مردمان این مناطق نیز بروز بیماریها را به واسطه آن به مناطق خاصی نسبت می‎دهند ـ در مورد اسامی« بادها » تحقیقات متعددی شده است و هر کدام به جرأت و بدون هیچ شکی در مورد آنها اظهار نظر کرده‎اند ،‌ اما واقعیت این است که نمی‎توان در مورد این آئین و « بادها » یک اظهار نظر قطعی کرد چرا که در هر منطقه به فراخور طبیعت و سنتهایش اسامی مختلف و شکل آئین متفاوت می‎توان یافت ،‌ ضمن اینکه اصل آئین در تمامی مناطق یکسان است و کارکرد آنها یک کارکرد درمانی است .
بادها فراوانند ، دکتر غلامحسین ساعدی در کتاب اهل هوا ادعا می‎کند پیش از هفتاد و دو نوع « زار » وجود دارد و بادها را به انواع زیر تقسیم‎بندی می‎کند :‌
1ـ بادزار : همه کافرند به جز عده معدودی ، روی هم رفته همه را       
« باد سرخ » می‎گویند .
2ـ نوبان : بادیست که شخص را علیل و بی‎حرکت و افسرده می‎کند .
3ـ مشایخ : بادهایی هستند مسلمان و پاک و عده‎ای دیگر بی‎خطر در   
سواحل مسلمان‎نشین فراوانند .
4ـ بادجن :‌ بادهای زمینی یا زیرزمینی هستند . همه زنجیری و
مظراتی و خطرناک هستند .
5ـ بادپری :‌ که دو جورند : پریهای کافر ،‌ پریهای اهل حساب . هر دو
شخص را مبتلا می‎کنند . پریهای کافر خطرناکتر هستند .
6ـ باد دیب ( دیو ) : که چهل‎گز بیشتر بلندی دارد . در بیابانها وجزایر
پیدا می‎شود ، به آدم که بخورد همان دم بی‎جان و خشکش می‎کند .
7ـ باد غول :‌ که از دور همچون شتر مستی پیدا می‎شود و هر کسی را
که سر راهش باشد بی‎جان می‎کند .
سه باد اول عمده‎ترین و شایعترین بادها هستند .
اما حقیقتاً نمی‎توان در مورد اسامی « بادها » و تقسیم‎بندی آنها به این صراحت اضهار نظر کرد . چه ، در برخوردهایی که با چند « با بازار » در مناطقی نظیر بند لنگه قشم و میناب داشتیم هر کدام در مورد شکل آئین و تقسیم‎بندی بادها اظهار نظرهای متفاوتی کردند .« حسین غریب‎پور » با بازار بندر لنگه مدعیت پیش از 200 نوع باد وجود دارد که مشهورترین آنها عبارتند از :
1ـ زار :‌ بادهای کافر هستند .
2ـ نوبان : بادی است که از نواحی آفریقای می‎آید و اشعار مراسم آن
نیز همگی به زبان سواحلی هستند .
3ـ سید احمد :‌ بایست مسلمان که به شکل پیرمردی بروز می‎کند .
4ـ دَنگِ مارو :‌
5ـ شیخ فری :
6ـ شنتو : در هنگام غذا خوردن گاهی می‎آید .
7ـ اسکندر 
8ـ بادجن :‌
9ـ جنو :‌
10ـ شیخ عبدالقادر :‌
11ـ مامی : یک بادزن است .
12ـ راسکندر :
13ـ قادری :
(1)    توضیح اینکه : دکتر غلامحسین ساعدی بادهایی نظیر         « دنگ مارو » را جزء انواع زار و شیخ فرج و سید احمد راجزء مشایخ محسوب کرده است ، اما در برخوردهایی که با برگزارکنندگان مراسم زار در جنوب داشتیم ،‌« دنگ مارو » یا « سید احمد » را به عنوان بادهایی جدا از« زار »‌ محسوب می‎کردند . هر کدام از این بادها در شخص مبتلا علائم بخصوصی ایجاد می‎کنند . برای مثال گرفتاران باد نوبان ، دچار دل درد ، درد قفسه سینه ، گوشه‎گیری و کم حرفی می‎شنود که تظاهر بارزی از افسردگی است . گرفتاران باد اسکندر دچار توهم ، ترس می‎شوند و بی‎جهت از هر چیزی به گریه می‎افتد بادجن ،‌ طعمه‎ خود را به دل درد و سوء هاضمه و سردرد مبتلا می‎کند .
اصطلاحاً به افرادی که گرفتار می‎شوند گفته می‎شود « باد در سر» دارند . تا سالیان بعد از درمان هر لحظه بیم آن می‎رود که شخصی که یک بار دچار « باد » شده است ، دوباره گرفتار آن شود . طعمه بادها اکثراً افراد فقیر، درمانده و سطح پائین اجتماع هستند ، و با توجه به اینکه سیاهان مناطق جنوب اکثراً فقیر و درمانده هستند ، گفته می‎شود که « بادها » بیماری سیاهان هستند . « عبدالمنصور » نوازنده و مطرب جزیره قشم ، می‎گفت :    « در جزیره لارک همة مردم باددرسر دارند  که بسیاری از آنها نیز سیاه نیستند . بسیار اتفاق می‎افتد که « بادها » سفیدپوستان را اسیر می‎کنند . »
    اما شخصی که دچار علائم مذکور می‎گردد . بعد از مراجعه به پزشکان متعدد و عدم کسب نتیجه مطلوب به « بابا » و « ماما »ی زار مراجعه می‎کند. « بابا » ابتدا با او صحبت می‎کند تا اگر امکان‎پذیر باشد ، مشکل او را بدون اجرای مراسم حل کند . بعد از تصمیم به اجرای مراسم ، از اشخاصی که سابقه شرکت در مراسم « زار »‌ را دارند ( اصطلاحاً‌ این اشخاص را         «‌ اهل هوا » نامگذاری کرده‎اند ) دعوت می‎کنند تا در مراسم شرکت کند .(1) بجز ماههای محرم ، صفر و رمضان این آئین در تمامی ایام سال اجرا می‎شود. در جزیرة‌ قشم عادت بر این است که آئین زار را شب جمعه اجرا می‎کنند .
(1) : غلامحسین ساعدی در کتاب « اهل هوا » می‎نویسد که دختری از    « اهل هوا » شب قبل از بازی ،‌ خیزران بدست به در منزل اهالی هوا می‎کوبد و آنها را برای اجرای آئین دعوت می‎کند . ظاهراً امروزه یکی از اعضای این گروه که به آن « خیزرانی »‌ می‎گویند ، شب قبل از بازی برای دعوت مردم به اجرای مراسم آنها را خبر می‎کند ، همچنین او در حین مراسم آلات موسیقی و وسایل را جمع و پخش می‎کند .
« بابازار» ها با مردم عادی تفاوت چندانی ندارند ، تنها می‎توان گفت که افراد غیرمتعارفی هستند و آن هم به علت عقیده تسخیر ناپذیری که به موهوماتی نظیر زار دارند می‎باشد . احترامی که ظاهراً این افراد درگذشته بین مردمان جنوب داشته‎اند ، دیگر وجود ندارد وتنها قدیمی‎ها و سنتی‎های جنوب آنها را می‎شناسند . زمانی که برای یاقتن منزل «‌ بابا اسحاق » به محلة بازار قشم رفته بودیم ، حتی همسایه‎های نزدیک خانه او ، از وجود چنین شخصی بی‎اطلاع بودند .
زمان زیرکردن « زار » فرا می‎رسد . وسایل لازم برای زیرکردن هر نوع بادی تفاوت می‎کند . برای مثال ، برای زیرکردن « سید احمد » سه عدد دایره مورد نیاز است . برای زیر کردن « زار » سه عدد دهل گپ و یک عدد دهل «مرواس» مورد نیاز است . زیر کردن «دنگ ما رو» به دو دهل دو سر و یک دایره احتیاج دارد . جنو را می‎توان با دو دایره و یک دهل دوسر زیر کرد و برای مراسم نوبان به دو عدد دهل یک سر ، یک عدد دهل دو سر و یک تمبوره احتیاج است .
علاوه بر آنها در مراسمات زار اجسامی نظیر کندر ، بخور ،‌تخم‎مرغ ، بخوردان ، رُزاعه و گلاب نیز در یک سینی گذاشته می‎شوند و خیزرانی آن‎ها را جابجا می‎کند .
(2) آنچه درمورد نحوه اجرای مراسم «‌ زار » ذکر شده است ،‌ بر اساس یافته‎های مادر بندر لنگه است . حقیقت این است که در مورد چگونگی آئین زار نم‎توان یک قضاوت کلی کرد .
    در ابتدا ، بخورها وکندرها را دود می‎کنند تا در فضای اتاق بوی آن بپیچد ، اهالی هوا دور تا دور اتاق می‎نشینند و همراه با آوازی که بابازار یا مامازار می خواند و با دهلهایی که نواخته می‎شوند ، این آواز خوانده شده و ادامه می‎یابد . زنها و مردها همگی در این موسیقی سهیم هستند . به گفته مردم جنوب ، بسیاری از آداب این آئین در طول زمان تغییر یافته است و دیگر آن آداب قدیمی رعایت نمی‎شوند . عبدالمنصور ، مطرب جزیره قشم می‎گفت :‌ به طور مثال در گذشته رسم بر آن بوده است که هنگام ورود به آئین زار کفشها را از پا بیرون آوردند که امروزه این رسم چندان رعایت نمی‎شود ، قدیمی‎ها در هنگام برگزاری آئین همگی سکوت می‎کردند اما امروزه ، حتی در هنگام اجرای آئین ، با یکدیگر صحبت می‎کنند .
ریتمی که توسط دهلها نواخته می‎شود . در هر باد تفاوت می‎کند .
    هنگام نواختن دهل ، ابیات مختلف از اشعار مربوط به هر باد را می‎خوانند . این اشعار در مورد بادهای مختلف به زبانهای مختلف و محتواهای مختلف است . برخی از این اشعار محتواهای مذهبی دارند ، مثلاً« سید احمد» ، اشعاری در مدح اولیاء دین دارد که همگی به زبان عربی هستند . اشعار باد نوبان به زبان سواحلی است چون ، خود بابازارها مدعیند‌ که نوبان یک باد سواحلی و مربوط به سواحل آفریقا می‎باشد . « حسین غریب‎پور » می‎گوید : آنقدر این اشعار را می‎خوانیم و زمزمه می‎کنیم تا به بیت خاصی برسیم که بیمار هنگام این بیت به بازی در می‎آید . پس متوجه می‎شویم که بیت این باد ، همان بیت ما بوده است . پس خواندن همان بیت را تکرار می‎‎کنیم ، آنقدر تکرار می‎کنیم که تا باد از زبان شخصی زاری به سخن درآید : حال ، بابا یا مامای زار « بازار» ‌وارد صحبت می‎شود . ابتدا ،‌کندر را زیر بینی او می‎گیرند و دود می‎کنند . سپس بابا یا ماما باد با باد صحبت می‎کند و از او می‎پرسدکه چه می‎خواهد تا او را رها کند بادها هر کدام مطالبات خاصی دارند . «شیخ فری» لباس سفید و پارچه آبی می‎‎خواهد. «شنتو» پارچه قرمز رنگ می‎خواهد . «شیخ عبدالقادر» لباس سفید ،‌ می‎خواهد .« اسکندر» ،‌ خیزران و پارچه آبی‎رنگ می‎خواهد . در این میان آنچه از همه مشهورتر است « سید احمد »‌ است که عصا و قبای سبز رنگ بلندی می‎خواهد . نوبان نیز یک خیزران می‎خواهد . گاه برای اینکه باد مشخص مبتلا را رها کند ،         « بابا »‌ یا « ماما » مجبور است، باد را بزند و ادب کند . آنها برای این کار ، از یک خیزران به نام « خیزران ادب » استفاده می‎کنند و بواسطه آن باد را می‎زنند .
    مطالبات بادها گاه بسیار متفاوت است ،‌ مثلاً‌ بادی از بابا یا ماما زار می‎خواهد که چند دور فلان شعر یا فلان نوار را بزنند یا بخوانند . می‎گویند «شنتو» ، بادی است که غذا می‎خواهد ، معمولاً‌ برای او حلوا می‎آورند تا بخورد و شخص زاری را رها کند . «جن» گاهی طلب سینی یا لباس می‎کند .
بعضی از بادها ،‌ کافر هستند ، در مجالس مربوط به این بادها ، نباید اسمی از اولیاء خدا و پیغمبر برده شود .
    ریتمها و آوازهایی که در مراسم زار خوانده می‎شوند از هر منطقه تا منطقه دیگر تفاوت می‎کند . آنچه در بندرعباس می‎خوانند تا میناب ، قشم و بندر لنگه تفاوتهای زیادی دارد . در بعضی مناطق خواننده‎های خاص اشعار زار را از بر دارند و در مراسم همراه با نوازنده‎ها می‎‎خوانند و در بعضی نقاط ، بابازار خود این نواها را از بر دارد و همراه با نوازنده‎ها می‎خواند .
    زمان برای برگزاری آئینهایی همچون زار گذشته است . نیاز به بابازارها در خاطره فرهنگ شناسان و محققین گم شده است . زمانی که به تیاب محل زندگی مشهورترین بابازار جنوب ، باباصالح مینابی رفتیم ، به علت آوازه فراوان باباصالح ،‌ نوه او مشهور به « سیاه »‌ «‌ بابازار » آن منطقه محسوب می‎شد ،‌ ولی می‎گفت :‌ شاید سالیان بگذرد و کسی برای مداوا مراجعه نکند . خوانندة مراسم زار در آن منطقه و حافظ آوازهای زار نیز در گذشته است ودیگر کسی نیست که بتواند مراسم زار را آنگونه که هست برگزار کند .
    با تمامی تفاسیر فوق از نقش موسیقی در درمان نمی‎توان غافل بود ، شامان « طبیب جادوگر »‌ بوسیله مراسم و تشریفاتی توأم با ریتم طبل‎ها زنگ‎ها ،‌ حرکات و مراسم مخصوص در رقص و خواندن سرود به هوشیاری و خودآگاهی جادویی می‎رسید و جذبه و فلسفه حاصل از تفسیر خودآگاهی موجب شفا و رفع ناراحتی و بحران می‎شد . اسلیپاس پزشک رومی ، جنون را با اصوات‎ها رمونیک درمان و افراد متمرد دو سرکش را با تغییر در موسیقی یا نواختن آهنگ خاص . آرام می‎کرد (‌ با کسبرگر 1962 ) ( ص 39 ) . موسیقی زار نیز ، ‌به مدد ریتم‎های ضربی که توسط دهل و دایره نواخته می‎شود ، جزء موسیقی‎های بومی محسوب می‎شودکه علاوه بر زیبایی‎شناسی‎های مورد نظر قوم‎شناسان و فرهنگ‎شناسان می‎تواند نقش درمانی داشته باشد .

پایان بخش سوم – ادامه دارد

 

 

کلیه حقوق این پایگاه، برای پایگاه اطلاع رسانی ناصر فکوهی محفوظ است.