فهرست
بخش چهارم و نهایی
آئینهای شادی
شاید یکی از کاربردهای مهم ساز « دهل دوسر » در موسیقی نواحی جنوب ، حضور آن در آئینهای شادی مردم جنوب نظیر آئین مولودی و یا شرکت آن در سایر قسمهای موسیقی بومی جنوب است . ارتباط آن با موسیقیهای نشاطآور مطربان جنوب از یک طرف و تنوع آن ، بسته به منطقه جغرافیایی ، دستهبندی و بحث راجع به آن را بسیار دشوار و مفصل ساخته است . به عنوان مثال در موسیقی بوشهر که به لحاظ غنا ، یکی از غنیترین موسیقی نواحی ایران محسوب میشود ، قطعات زیادی وجود دارند که « دمام » به عنوان یک ساز کوبهای ، نقش اساسی ایفا میکند . قطعاتی نظیر« چوپی بوشهری» و«شکی» که با نیجفتی و دمام نواخته میشوند یا فرمهای «مولودی» و «چوبی چهار دستمالی» همگی از فرمهای موسیقی بوشهر هستند که، دمام در آن حضور دارد .
در میان مناطقی که به آنها به جستجوی ساز دمام رفتیم ، یک محدوده جغرافیایی به لحاظ مردمشناسی آئینهای شادی ، بسیار جالب توجه و منحصر به فرد به نظر میرسید . گاوبندی یکی از شهرستانهای کوچک حد فاصل کنگان و بندرلنگه است . این شهرستان ، دارای بندرهای متعددی درحومه است که بندر مقام ، بندر نخیلو ، مچاهیل و … از آن جملهاند . طبیعت خشک و کویری ، مذهب سنی و در بعضی مناطق شافعی ، فرهنگ عربی ـ آفریقایی و … از خصوصیات این مناطق هستند . در حومه گاوبندی و بندرهای کوچک اطراف آن ، شغل اصلی مردم صید و صیادی است و گویی هنوز راههای زندگی شهری به این مناطق گشوده نشده است ، چه ، بعضی مناطق آن از داشتن جاده آسفالت نیز محروماند و همین است که باعث میشود فرهنگ این نقاط بیشتر از مهاجرین کشورهای عربی و آفریقایی تأثیرپذیرند نه از فرهنگ ایرانی و داخل کشور .
نوازندگان و مطربان این نواحی به دو دسته تقسیم میشوند : دستهای موسوم به «سیاهان» و دسته دیگر موسوم به« جتها» . جتها قومی هستند که زنگینپوست میباشند . نژاد آنها ، رنگ پوست و نوع پوشش آنها ، کولیها را تداعی میکند که بنا به روایتهای تاریخی ( و نه شاید مدارک مستدل ) این قوم از هند میآیند . سابقة حضور آنها در این مناطق به سالهای دور برمیگردد .« ابراهیمی » محققی که در رابطه با فرهنگ این مناطق و موسیقی آن تحقیقات خاصی داشته است میگوید : میتوان گمان کرد که « جت»ها همان « گوسان»ها هستند . گوسانها قومی بودند که در زمان ساسانیان برای مطربی خریداری شدهاند و به نقاط جنوب ایران کوچ داده شدهاند . حقیقتاً با توجه به زمان طولانی که از حضور « جت »ها در این مناطق میگذرد نمیتوان منشأ آنها را حدس زد یا به قوم خاصی نسبت داد . « جت » ها به لحاظ اجتماعی ، از سطوح پائین این مناطق محسوب میشوند، و جز مطربی که با توجه به بافت سنتی ـ مذهبی این مناطق جزء کارهای پست به حساب مآید ، شغل دیگری نمیتوان پیشه کنند . بعضاً دامداری میکنند و یا به کشاورزی و صیادی میپردازند . هیچ قومی ، ( حتی سیاهان ) ، برای ازدواج ،دخترهایشان را به « جت»ها نمیدهند ، اما این قوم موظفند برای ازدواج به دیگر مردمان ، دختر بدهند . موسیقی آنها شامل سازهای کوبهای یک طرفه ( که خود به آن « تیمپو » میگویند ) و نی ابنان است و نسبت به موسیقی سیاهان و کمتر مورد اقبال است . در حوالی کنگان اصطلاحاً به این موسیقی ،« سه تلو » میگویند .
و اما « سیاهان » ، منشأ آنها مشخص نیست . اما هر کدام در مورد اجداد خود چیزی میگویند . « ماجر» که از نوازندگان سیاه ، روستای مچاهیل است میگوید ، پدرش از جزیره « جزء » ( که در دریای سرخ و نزدیکی « جده » ) قرار دارد به این مناطق مهاجرت کرده است . پدر او تفنگچی محافظ شیوخ بوده است و برای محافظت از جان آنها با آنها به این بندر مهاجرت کرده و سپس در آنجا ساکن شده است . «سالم تهنون» نوازنده چیرهدست نیانبان بندر مقام ، میگوید که پدرش « کلّاف » بوده است ( لنجساز ) و آنها در بندر « چیرو » زندگی میکردهاند و سپس در دوران کودکی او ، آنها در این مناطق ساکن شدهاند . مشهورترین و زبردستترین نوازنده نیابنان در این مناطق ، « خماس » نام داشت . او چند سال پیش به علت بیماری ریه ، جان سپرد .« خماس » گروهی از سیاهان را هدایت میکرد که همراه با او دهل دوسر مینواختند . او حامل و حافظ نواهای قدیم سواحل جنوب از سالیان بسیار دور بود ، کسی که استادانی نظیر « سویدان مبروک مصباح» و « ابراهیم بوخلیل » از دوران کودکی او را آموزش داده بودند و سالیان ( شاید نزدیک به سی سال ) بود که او به همراه گروهی از سیاهان ، به مطربی و نوازندگی در این نواحی مشغول بودند . « خماس » آخرین بازمانده این دسته از سیاهان بود ، اما همچنان گروه مطربان سیاه در بندر مقام و مچاهیل به کار نوازندگی و مطربی مشغولند .
«مچاهیل» از روستاهای حومه بندر مقام است . روستایی با 12 خانوار که اکثراً سیاه وتعداد اندکی از «جت » ها هستند . شغل مردم این روستا ، تنها مطربی ونوازندگی است ، اما بعضی از کنار آن به صیادی ویا «دامداری» نیز می پردازند . اکثریت مردم این مناطق شافعی هستند و امام جماعت نیز ندارند اما مطربان وسیاهان ، درمیان آنها از ارزش پائین تری برخوردارند . هیچ کدام از سیاهان سواد خواندن ونوشتن ندارند و تنها یک «ملا» که آن هم سفید پوست است ، هرهفته به روستای آنها می رود تا به آنان «خواندن قرآن » بیاموزد . وقتی به روستاهایی نظیر «مچاهیل» می رسیم . این موضوع به ذهن ما خطور می کند که « موسیقی» درهرجایی ممکن است اتفاق بیفتد ، حتی درنقاطی که هیچ امکانات ارتباطی با تمدن شهری امروزی وجود ندارد. اینجا موسیقی دربدوی ترین شکل خود ، ایجاد می شود وموسیقی برای آنها نه تنها یک نیاز بلکه یک نوع زندگی است .
موسیقی که سیاهان اجرا می کنند، موسیقی مراسمات شادی وطرب است. درگذشته نه چندان دور این موسیقی خاص روزهای تولد بزرگان دین و مولودی ها بوده است. هنوز ، دربندر کنگان وسیراف ، نوازندگان نی انبان ودمام این موسیقی را به عنوان مولودی می شناسند ، هرچند آنچه آن ها می نوازند ، ازفرم بدوی آن که در«مچاهیل» و «مقام » رواج دارد فاصله بسیار دارد . سیاهان امروزه این موسیقی را درعروسی ها ختنه سورها وشادیهای دسته جمعی مردم منطقه اجرا می کنند . سازهای آنها شامل : نی انبان و 6 تا8 دهل دوسراست . همراه با نواختن رقص های مخصوصی همراه با موسیقی اجرا می شود که برای هرکدام برحسب شکل آن اسم خاصی دارند . برای مثال رقص « دلیل غراب» رقصی است که مردهای زن پوش با لباس زنها مانند کلاغ می پرند وهمراه بانی انبان ودمام ، می رقصند (احتمال می رود که درگذشته این رقص بوسیله زنها اجرا می شده ، که با توجه به بافت سنتی مذهبی این مناطق ، امروزه آن بوسیلة مردهای زن پوش اجرا می شود ) . رقص دیگری که به آن « لنگابی» گفته می شود توسط نوازنده نی انبان اجرا می شود که درآن نوازنده مانند « شتر» ی که روی زمین می غلتد ، روی زمین می غلتد ومی نوازد . تمامی نواها ورقصها از زندگی خود مردمان این مناطق گرفته شده است که ما را هرچه بیشتر به «بدوی» بودن ودست نخورده ماندن این موسیقی رهنمون می سازد . «شتر» در زندگی مردمان این مناطق نقش اساسی ایفا می کند و نوای « لنگابی» خود وام گرفته ازاین عنصر اساسی زندگی آنهاست .
ازنواهای معروفی که درهنگام اجرای مراسم نواخته می شود ، نوای موسوم به نوای «خمیری» است . نوای « خمیری» نوایی است که همه نوازندگان دهل ونی انبان با ان دم می گیرند ومی رقصند ومردم را همگی دعوت می کنند تا در رقص دسته جمعی شرکت کنند . این نوا ، درشروع مراسم نواخته می شود . ازدیگر آواهای مشهور مطربان سیاه می توان به نوای « دستمالی» ، «صاحب کاسه» ونوای« داربازی» اشاره کرد. سیاهان با نوای دستمالی رقصهایی را با دستمال انجام می دهند که شباهت چندانی به رقصهای دستمالی عشایر داخل ایران ندارد بلکه بیشتر به رقصهای بومیان آفریقا می ماند . نوای « صاحب کاسه» به این علت نامیده شده است که به طبل کوچکی به همراه دهل ها می نوازد ، «صاحب کاسه» می گویند . (این ظاهراً همان سازی است که دربندر لنگه به «مرواس» ودرقشم ومیناب وبندرعباس به « کسر» مشهور بود و درآئین دمام بوشهر « اشکون» کار آن را انجام می داد) نوای دیگر ، نوای «داربازی» است که همراه با آن رقصندگان به «چوب بازی » می پردازند . « چوب بازی» آن ها شباهت زیادی به «چوب بازی» عشایر فارسی دارد که مشخص نیست از آنها وام گرفته شده است یا خیر. مراسم شادی وعروسی سیاهان ، 2 روز و2 شب به طول می انجامد و آن ها دو روز ودوشب می نوازند . شب اول شامل حنابندان وسرتراشی وشب دوم ، مراسم عقد وعروسی است . «ماجد» نقل می کند که درگذشته نه چندان دور ، نوازندگان نی انبان ودهل ، برهند به نواختن می پرداختند ، اما اکنون سالهاست که بواسطه تغییر فرهنگ عامه مردم ، آنها دشداشه می پوشند . « دشداشه» لباس محلی «اعراب» است ، اما آنها به واسطه فرهنگ عربی آن را نمی پوشند ، بلکه می گویند ، چون راحت است آن را می پوشیم .
موسیقی درزندگی « سیاهان» این مناطق ، نقش اساسی ایفا می کند . « موسیقی» شغل اصلی آنهاست وشتربانی ودامداری وصیادی شغلهای فرعی آنها محسوب می شود . حتی درحین کار وبخصوص صیادی ، آنها موسیقی ها ونواهای بخصوصی اجرا می کنند که خود درنوع خود جالب توجه است مثلاً هنگام آئله (کشیدن توربه سمت قایق را اصطلاحاً آئله می گویند ) نوایی که همگی با هم می خوانند ، « حلیل المال» نام دارد . اشخاصی که برای کارصید به دریا می روند واحتیاج به کمک دارند با نوایی که «یاحی» نام دارد، مردم را به همکاری دعوت می کنند .
تناقض درفرهنگ چند قومی که دراین مناطق زندگی می کنند وهمزیستی آنها (به نحوی که سفید پوستان این مناطق فرهنگی اساساً مذهبی وسنتی دارند وسیاهان این سنتها را تا حدودی نادیده می گیرند وجت ها که اساساً فرهنگی غیرمذهبی دارند ) از نکات قابل توجه فرهنگ این مناطق است . موسیقی پایه واساس درفرهنگ عامه این مناطق محسوب می شود و « دهل دوسر» از سازهای مهم این نوع موسیقی . ساخت «دهل دوسر» دراین مناطق نیز صورت می گیرد و نحوه ساخت آن با آنچه در مورد بوشهر وقشم توضیح دادیم تفاوت چندانی ندارد . تنها تفاوت ایل است که برای ساختن « پیت» آنها از چوب « کنار» استفاده می کنند وبرای چرب کردن پوستهای دوطرف دهل ازروغن زیتون استفاده می کنند .
سیاهان برای موسیقی خود احترام خاصی قائل هستند . معتقدند درزمان اجرای موسیقی هیچ کلامی نباید گفته شود وهیچ حرفی نباید زده شود ، نباید شوخی کرد یا درمورد موسیقی آنها با استهزاء سخن گفت . مطربان سیاه حومه گاوبندی ، نوازنده های بی نظیر موسیقی مطربی جنوب هستند . که آنها را با هیچ نقطه ای درجنوب ایران نمی توان مقایسه کرد . فرهنگ موسیقایی این منطقه بواسطه محرومیتهایی که هنوز برجا مانده وبا گذشت سالیان رفع نشده است ، ازگزند هجوم موسیقی های امروزی درامان مانده است وهنوز شکل « بدوی» واصیل خود را حفظ کرده است .
آئینهای مرتبط با شغل
نواها وآواهای موسیقی جنوب درتمام ارکان زندگی آنها رخنه دارد . نمی توان قسمتی از زندگی آنها را به لحاظ مردم شناسی زیرذره بین قرارداد و ردپایی از موسیقی نیافت . حتی درمناطق که مذهب به عنوان الگوی زندگی آنها مطرح است ، آئینهای مذهبی آنها ، قویاً با موسیقی ، نواها وآواهای مذهبی مرتبط است . طیف انواع موسیقی درجنوب ایران از آوازها وحومه های منسوب به« ناخدا عباس» و«بخشو» آغاز می شود ، با موسیقی « زار»و موسیقی صیادان که به «نهمه» مشهور است ادامه می یابد وبه موسیقی مطربی سیاهان که خاص آئینهای شادی است ختم می شود . آنچه تا کنون از آن سخن به میان آمد ، موسیقی مذهبی ، موسیقی زار و موسیقی مطربان بود اما راجع به موسیقی کارکمتر صحبت کردیم .
مردمان جنوب برای امرار معاش خود شغلهای زیادی پیشه می کنند . ازکشاورزی ، دامداری ومشاغل شهری گرفته تاصید وصیادی که شغل غالب واصلی این اقوام محسوب می شود . صیادان درهمه جای جنوب یافت می شوند و درهمه بنادر تعداد کثیری از مردان صبح را با قایقهایشان به دریا می روند و عصر پس از صید ماهی یا مروارید به منزل برمی گردند . دراین میان برخی بنادر وجزایر هستند که جاشوان آنها در بین بنادر جنوب اهمیت شایانی دارند ، وازقدیم محل ساخت لنج های عظیم ، انداختن آنها به آب وآغاز سفرهای دریایی بزرگ بوده اند .جزیره «قشم»« بندر بوشهر» «بندرجاسک» و«بندرکنگ» ازجمله این بنادر هستند . موسیقی که ما ازآن سخن می زنیم امروزه به شکل یک آئین درآمده است ، اما مسلماً درگذشته منشا درشغل مردمان این بنادر (بخصوص قشم و کنگ) داشته است وچه بسا هنوز در حین انجام دریانوردی این آئینها اجرا شوند .
آئین «رزیف» ، ازجمله آئینهای دریانوردان جنوب است که بیشتر درمناطقی نظیر «بندرکنگ» وجزیره« قشم» رواج دارد . رزیف درسراسر کشورهای عربی رواج دارد و به عقیدة بعضی از بندرکنگ به این نقاط مهاجرت کرده است ، اما این مطلب را نمی توان به سادگی اثبات کرد . ضمن اینکه متولیان رزیف ( که درقشم با نام ازوا نیز مشهوراست ) درقشم اصل این آئین را به دریانوردان سواحل عربی خلیج فارس نسبت می دهند .
رزیف به معنای جشن ، سروروشادی وعروسی است . آئین «رزیف» یا ازوا دارای موسیقی خاص همراه با حرکات موزون بدن است که این موسیقی بوسیله دایره ، سنج وسه عدد دهل دوسر (دمام) اجرا می شود . ازسالیان گذشته ( شاید دو یا سه دهه گذشته) این آئین درمراسمات شادی و مولودی ها انجام می شود ، هرچند که محتوای این آئین به دریا ودریانوردان بازمی گردد .
درمیان مناطق جنوب ، یکی از نقاطی که هنوز ، رزیف به قوت گذشته برگزار می شود و شکل آن دستخوش تغییرات فراوان نگشته است .جزیرة قشم وآبادی قشم است . درجستجوی خود درجزیره قشم ، به مردی ازاهالی آبادی قشم با نام « محمد رحیمی » برخورد کردیم که 20 سال است این آئین را به کمک گروه خود برگزار می کند .
حضور آئین « ازوا» و«رزیف» درقشم شاید به حضور اعراب دراین جزیره برمی گردد . اعرابی که اکثراً اهل سنت هستند وبسیار به اصول دینی خود معتقدند . بومیان وقدیمیان قشم روایت می کنند که حدود 30 الی 40سال گذشته ، آئین رزیف درروزهای جشن (بخصوص تولد بزرگان دین ومولودی اولیاء دین) دربازار ماهی فروشان آبادی قشم وبا حضورتمامی مردم آبادی قشم برگزارمی شده است وهمه مردم چه برای تماشا وچه برای شرکت درآئین به این مکان هجوم می آورده اند . اما دردو دهه گذشته به علت کم شدن وجه مذهبی در وهله اول وسپس روی آوردن قشری از مردم جزیره به موسیقی های غیربومی ، این آئین محدود به عروسی ها و ختنه سورنی ها گردیده وتنها عده معدودی برای جشن عروسی یا ختنه سورنی های خود این آئین را برگزار می کنند .
نحوه قرارگرفتن برگزارکنندگان دراین آئین بسیار مهم است . در دو ردیف چند نفره ، چند نفر خیزران بدست درمقابل یکدیگر می ایستند . آئین رزیف شامل سه جزء است : ازوا ، حربی ولیوا .
درهنگام ازوا ، دو ردیف خیزران به دست درمقابل یکدیگر می ایستند (ظاهراً این قمست درکشورهای عربی بوسیله شمشیرونه خیزران انجام می شود، اما از دیرباز خیزران درمیان مردمان جنوب نماد قدرت واقتدار بوده است به نحوی که اهمیت با بازارها را با تعداد خیزران های آنها می سنجند یا درهمین آئین خیزران جایگزین شمشیر که سلاح جنگ وآلت قدرت است گردیده است ) نوازندگان دهل درمیان این دو ردیف قرارمی گیرند . یک دهل در وسط (که اصطلاحاً به آن دهل سرمی گویند ) ودو دهل درطرفین (که به آنها سایر می گویند) شخص هدایت کننده درمیان سنجها قرارمی گیرد واشعاری رابه زبان عربی می خواند . این اشعار اکثراً درمدح پیغمبر وبزرگان دین است . نمونه ای از اشعار این است : تابع اسلام - حبیبی الله . احمد ، الله - تابع اسلام
دو دهل«سایر» یک ریتم ثابت را می نوازند و دهل « سر» ریتمی مابین ریتم آنها می نوازد (اگر به خاطرداشته باشید درآئین سنج ودمام درجنوب ، این کار بوسیله دمام « اشکون» صورت می گرفت ) همراه با دهلها ، سنج ودایره درقشم به «دایره» سمع نیز گفته می شود نواخته می شود . «سنج» مراسم ازوا ، شباهت چندانی به سنج آئین دمام ندارد .جنس آن از مس است وسایز آن بسیار کوچکتر از سنج آئین دمام است خود قشمی ها اصطلاحاً به این ساز «توس» می گویند درهرزمان که نوازندگان دهل به سمت یک صف نزدیک شوند ، رقصندگان خیزران را روی زمین می کوبند وبا حرکات خم به سمت جلو اصطلاحاً به دهل « سلام» می دهند . دراین زمان رقصندگان صف مقابل ، خیزرانها را بر روی دوش خود می گذارند و اشعاری که توسط صف مقابل خوانده شده را جواب می دهند .
قسمت دیگر آئین ازوا ، « حربی» نام دارد . « حرب» در زبان عربی به معنای «جنگ» است وبومیان قشم نقل می کنند که این رقص زمانی انجام می شده است که دریانوردان ازدریای طوفانی جان سالم به درمی برده اند واز جنگ با دریا پیروز بیرون می آمده اند . درهنگام مربی ، رقصندگان به صورت دسته جمعی ودایره وار می ایستند . این نحوه قرارگیری دایره وار رقصندگان ، دقیقاً دررقصهای آفریقایی وعربی نیز به وضوح دیده می شود . سپس سه دهل ودایره ها در وسط به نواختن ریتم هایی که این بار سریع تر ومهیج تر می باشند می پردازند . با حرکت دهل (بخصوص دهل سر) به سمت هرکدام از رقصندگان ، او باید به وسط جمع بیاید ورقص خاصی را انجام دهد . رقصی که هرکدام ازاین افراد درهنگام حرکت به سمت دهل انجام می دهند ، شباهت بسیار زیادی به رقصهای سواحل آفریقا دارد ، به نحوی که به سختی می توان میان حرکات آنها تمایز قائل بود . اشعار حربی نیز به زبان عربی هستند . درحین رقص هرشخص ، اشخاصی که دور ایستاده اند با دست او را یاری می کنند . سومین قسمت رزیف ، «لیوا» نام دارد . «لیوا» اصولاً از بازی های مشهور مردمان جنوب است .
(1) دکتر غلامحسین ساعدی درکتاب« اهل هوا» متذکر شده است که این بازی به صورت دسته جمعی وبا حضور تعداد زیادی ازمردمان واهالی آبادی های جنوب وبوسیله دهل های «رحمانی» بزرگ انجام می شده به نحوی که صدای آن تا فاصله چند کیلومتری به گوش می رسیده است .
درهنگام لیوا یک دهل پیپه ، دهل دوسر به همراه دهل کسر ، سنج وپیت نواخته می شوند . ریتم دراین موسیقی بسیار تند است که بوسیله سنج وپیت همراهی می شود .معمولاً ازحلب های روغنی و…. به عنوان پیت استفاده می کنند قشمی ها اصطلاحاً به « پیت» «بلندستی» می گویند . رقصندگان نیز به صورت دایره وار اطراف نوازندگان می چرخند واشعاری رادر جواب به شخصی که با صدای بلند می خواند ، می خوانند رقصی که شرکت کنندگان درهنگام لیوا انجام می دهند شباهت زیادی به رقصهای آفریقایی - عربی دارد.
تنها نگهدارنده این آئین وحافظ روشهای آن درجزیره قشم ، محمدرحیمی است که هنوز به کمک گروه خود این آئین را محفوظ نگهداشته است . او درباره سابقةاین آئین می گوید : دریا نوردان درسالهای دور به محض اینکه از دور خشکی نمایان می شده و تشخیص می دادند که به ساحل خواهند رسید ، برای شادی وجشن به اجرای رزیف می پرداختند . علاوه بران در روزهای اعیاد مذهبی ومولودی ها این رقص در بازار ماهی فروشان قشم برگزار می گردیده ومردم برای جشن وسرور جمع می شدند »
«محمد رحیمی » علاقه بسیاری به دهلهای خود دارد . او می گوید « این کار برای من هیچ درآمدی ندارد و تنها لذت نواختن است که باعث می شود من به این کار ادامه دهم » او دهلها را ازمتولی قدیمی آئین « رزیف» درقشم که شخصی به نام « سلطان » است به ارث برده است . دهلهای آئین ازوا به لحاظ سایز وشکل تفاوت چندانی با دمامهای بوشهر یا دهلهای زاروسیاهان ندارند . «محمد رحیمی» درهنگام مراسم پوست دوطرف هردهل را می کشد وآنها را به کمک چمبره ها وبندهای ستلی محکم می کند .
شکل برگزاری رزیف در عروسی ها کمی متفاوت است . رقصهای رزیف عصر درمنزل داماد انجام می شود وسپس گروه منتظر می مانند تا شب فرا رسد ، سپس جزء دیگر مراسم شادی خود را درمنزل عروس برگزار می کنند. آنها شب هنگام برای برگزاری جزئی از مراسم که «مولودی » نام دارد به منزل داماد می روند . برای برگزاری مولودی با احترام خاصی دراطراف یک اتاق به صورت دسته جمعی می نشینند (کفشهای خود را از پای بیرون می آورند وبا یکدیگر هیچ گونه صحبتی انجام نمی دهند ) سپس مفتی آنها که درحکم گرداننده مجلس است ، ذکرهایی به صورت مدح اهل بیت می خواند واشخاص این جمع این ذکر را پاسخ می دهند . درهنگام برگزاری مولودی دهل نواخته می شود ولی رقص خاصی دراین قسمت وجود ندارد .
آئین رزیف مانند سایر آئینهای بومی جنوب ، روبه فراموشی می رود . کمتر خانواده ای را میتوان یافت که این روزها درقشم برای مجلس شادی خود «رزیف» برگزار کند . چه ، وجود مراکز تجاری بزرگ درقشم وغیربومیان دراین منطقه ، فرهنگ آنها را دستخوش تغییرات فراوان ساخته است .
رزیف علاوه بر قشم ، آئین شادی مردمان بندر کنگ وبندر خمیر نیز محسوب می شود . کنگ بواسطه اینکه ازقدیم از مراکز مهم لنج سازی ودریانوردی جنوب بوده است ،«رزیف» را به عنوان یکی ازاجزاء مهم آئینی خود درفرهنگ خود پذیرفته است وهنوز درمراسمات شادی وعروسی مردم کنگ این رقص اجرا می شود . غیر از ماههای محرم ، صفر و رمضان ، ازوا درسایر ماههای سال قمری برگزار می شود .
منابع:
1 -سفرنامه (گردآوری :دکتر منوچهر دانش پژوه)-- نشر ثالث 1380
2-اهل زمین -موسیقی و اوهام (نوشته: محسن شریفیان)-- مرکز نشر و تحقیقات قلم آشنا(تهران ) -بهار 1381
3-اتنوموزیکولوژی( نوشته: برونو نتل) --ترجمه:دکتر مجتبی خوش ضمیر-- کتاب آفرین 1365
4-موسیقی بوشهر( نوشته: یوزف کوکرتز و دکتر محمد تقی مسعودیه)--انتشارات سروش 1356
5-اهل هوا( نوشته :دکتر غلامحسین ساعدی)--موسسه تحقیقات و مطالعات اجتماعی 1345
6-اعراب و تجارت برده در دریای پارس (نوشته:توماس.ام.ریکس-جی.بی.کلی) ترجمه:حسن زنگنه--انتشارات نوید شیراز 1380
7-مقاله تحقیقی در باب سوگواری در بوشهر(منتشر نشده)-- احمد آرام
8-مقاله تحقیقی: اهل هوا(منتشر نشده)-دکتر کاووس حسن لی