فهرست
یکشنبه 25 فروردین 1387 فیلم مستند "دماغ به سبک ایرانی" ساخته مهرداد اسکویی در تالار شریعتی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران با حضور مهرداد اسکویی(پژوهشگر و مستندساز) و دکتر ناصر فکوهی( انسان شناس و استاد دانشگاه) و به نمایش درآمد.
معرفی فیلم
فیلم "دماغ به سبک ایرانی" ساخته مهرداد اسکویی به بررسی گسترش عمل جراحی زیبایی بینی در میان افراد مختلف در ایران میپردازد. فیلم مستندی گزارشی از دورهای در ایران است که عمل زیبایی بینی در ابتدای گسترش همهجانبه خود است و در نتیجه همچنان پدیدهای جالب و توجهبرانگیز در سطح عمومی محسوب میشود. اسکویی در این فیلم گروههای مختلف درگیر در این پدیده را به تصویر میکشد، از موافقان چنین عملی مانند دختران و پسران جوان عملکرده و یا در انتظارعمل، متخصصان گوش وحلق و بینی و مجریان شبکههای ماهوارهای تا مخالفان و به ویژه فعالین حوزه روحانیت و حتی کسانی که وارد این تجارت پرسود شدهاند.
فراگیر شدن جراحی زیبایی بینی حاصل ترکیب چندین فرایند در ایران و جهان است و میتوان از زوایای گوناگونی آن را بررسی کرد: با دیدی مشابه دید کارگردان که بیشتر به تضاد در جامعه میپردازد یا با دیدی مشابه آن چه در بررسی فیلم مطرح شد و چنین عملی را به عنوان واکنشی به ساختار جامعه یا حاصل فرایندی جهانی بررسی میکند
.
جراحی زیبایی بینی/ تضادجامعه ایرانی
کارگردان عمل زیبایی بینی را ناشی از رویگردانی از یک سبک زندگی و گرایش به سمت تفسیر جدیدی از زندگی میداند. از یک سو دوران ارزشمند جنگ که فداکاری عنصر اصلی تعریف کننده آن است و از سو دیگر دوران کنونی که کالبد مهمترین معیار تعریف و سنجش افراد است. تضاد میان دو دوران در نحوه قضاوت کارگردان موثر است اما در مقابل این دید ارزشگذارانه که بر فیلم دماغ به سبک ایرانی غلبه دارد تقابل میان دو گروه جنسی دختران و پسران نیز قابل بررسی است.
دوران مقدس جنگ/ دوران ظاهرگرای کنونی
همان نماهای اولیه فیلم که قبل از تیتراژ پخش می شود تا اندازه ای بیننده را به سویی خاص پیش می برد و این صراحت لحن به حدی است که بیننده ممکن است به اشتباه تصور کند با یک اثر سفارشی روبهرو است.
فیلم با تصاویر جنگ 8 ساله ایران و عراق آغاز میشود تصویر جوانانی که در دفاع از ایران به شهادت رسیدهاند و به روی زمین میافتند و بعد تصاویر به پیست اسکی دیزین تهران در 18 سال بعد قطع میشود، جوانانی روبهروی دوربین قرار میگیرند و از تغییر جامعه میگویند و بعد تصویر دختران جوانی که با بینی عمل کرده به عنوان نشانه تغییر معرفی میشوند.
تقابل بعدی میان چهرههای شاخص هر دو دوره است. روحانیون از فداکاری جوانان در دوران جنگ صحبت میکنند و عمل جراحی زیبایی بینی را ناشی از خلا در حوزههای فرهنگی میدانند که باعث تضعیف و از بین رفتن هویت شدهاست که با تقویت اخلاق و فرهنگ اسلامی میتوان روحیه ایثار را به وجود آورد تا باردیگر جوانان خود را در ارزشهای جمعی مبتنی بر دفاع از دین و میهن تعریف کنند. در مقابل پزشکان و جراحان گوش و حلق وبینی به عنوان رهبران جامعه جدید عمل میکنند. این گروه شاید عمل را چندان ضروری ندانند اما در موقعیتی قرار گرفتهاند که توانایی انجام عمل جراحی زیبایی بینی قدرت اقتصادی و موقعیت اجتماعی آنان را افزایش میدهد، در نتیجه فراگیری عمل را توجیهی برای کار خود میدانند.
تفاوت میان دو شیوه زندگی در سطح زندگی روزمره شهری نیز جریان دارد. تصاویر شهدا بر روی ساختمانهای شهر در کنار بیلبوردهای بزرگ تبلیغاتی با تصویر مانکنها قرار گرف است.
چهره زنانه: نماینده تغییر جامعه
تمامی این تضادها در چهره زنان رخ میدهد اگر مردان جوان رزمنده یا زنان پرستاری که از آنان مراقبت میکنند نماینده دوران نخست بودند(تنها زن مخالف جراحی زیبایی بینی که در فیلم حضور دارد زن پرستاری است که روزگاری از رزمندهها مراقبت میکرد و از تمایل آنان برای معالجه سریعتر دوستانشان سخن میگوید و امروز از پسرانی مراقبت میکند که از درد ناشی از جراحی بینی رنج میبرند) اما زنان و دختران امروزی پیشقدم شدهاند تا چهره شرقی خود را تغییر دهند.
فیلم بعد از تیتراژ ابتدایی با دختران دبیرستانی و حضور راحت و گفتار آزادانه آنان از کالبد خود در مقابل دوربین آغاز میشود. دختران نوجوان نارضایتی خود را از چهرهای بیان میکنند که باعث تحقیر آنان در جامعه و به ویژه توسط پسران شدهاست. بینی که ممکن است حتی موقعیت آنان را در ازدواج به خطر بیندازد. دختران نوجوان میگویند که منتظر هستند تا با ورود به 18 سالگی اجازه عمل بینی را به دست آورند و بعد از آنان، زنان جوان عملکرده مستقیم به دوربین نگاه میکنند و فشارهای اطرافیان و تحقیر شدن به خاطر موقعیت ظاهری خود را دلیل عمل مطرح میکنند. در نتیجه چنین فشاری آنان با تغییر چهره درصدد بازتعریف هویت و موقعیت خود بر اساس ارزشهای کنونی جامعه هستند تا حدی که یکی از آنان میگوید با وجود اینکه با چهره جدید خود غریبه است اما از آن احساس رضایت میکند.
اما این تنها دختران نیستند که با ناتوانی در برابر ساختارهای ارزشگذاری جامعه چهره خود را تغییر میدهند. پسران نیز تحقیر شدن توسط اطرافیان و به ویژه تمسخر دختران را دلیل اصلی انجام عمل بینی میدانند.اما در مورد پسران مسئله تنها تغییر چهره نیست بلکه ایجاد مشابهت با چهره زنانه است. مردان کالبد خود را به قصد شباهت با زنان تغییر میدهند.
تفسیر کارگردان از موقعیت تضاد
مشاهده مستقیم تغییرات در مدت زمان کوتاه کوتاه مهرداد اسکویی را برانگیخت تا چنین اثری ارزشگذارانهای بسازد. کارگردان که خود تجربه حضور در جبهه جنگ را داشتهاست میخواهد بداند که چرا در دورهای نقص چهره به عنوان سند حضور در جبهه تا حدی افتخارآفرین است که دختران جوان با رغبت حاضر به ازدواج با چنین افرادی میشدند، اما امروزه چهره یا نقص آن به مهمترین عامل در موفقیت یا عدم موفقیت در برقرای رابطه و کسب اعتبار اجتماعی بدل شده است.
چنین ارزشگذاری سبب میشود تا بیننده گمان کند که با یک اثر سفارشی روبرو است اما علاقه کارگردان به افراد فیلمش باعث میشود تا مستند «دماغ به سبک ایرانی» به یک اثر سفارشی بالفعل تبدیل نشود. کارگردان در به تصویر تصویر کشیدن افراد با آنها با صداقت برخورد میکند. وی نگران افرادی است که برای کسب اعتبار اجتماعی کالبد خود را به خطر میاندازد. تصاویر عملهای ناموفق که چهره افراد به حدی تخریب شدهاست که دیگر بازگشت پذیر نیست، وجه مخفی مانده عملهای زیبایی بینی را نشان میدهد. اما در هر صورت فیلم در برخورد با دو دوران یا دو شیوه زندگی برخورد ارزشگذارانهای انجام می دهد که به نقطه ضعف فیلم تبدیل میشود. زیرا نماهای ارزشگذارانه علاوه بر اینکه از ارزش انسانشناختی فیلم میکاهد، ارتباط بیننده را با فیلم دچار اختلال میکند. اسکویی لحن تا اندازه ای شعارگونه فیلم را با دو دلیل توجیه میکند:1) جذب مخاطب 2) تعهد نسبت به جامعه . که هر دو از ویژگیهای سینمای مستند است
.
نقد رویکرد مقایسهای
ـ تقابل خود و دیگری
افراد برای زندگی اجتماعی ناگزیر از تعریف خود و جامعه خودی هستند که در هر دوره و زمانی بنا به ساختارهای تشکیلدهنده جامعه، مکانیسمهای تعریف خود تفاوت مییابد(که البته همین مکانیسمها در رابطهای متقابل و تاثیر گذار با ساختارهای جامعه هستند) یکی از شرایط لازم برای تعریف خود مقایسه خود با دیگری تفاوت گذاری میان خود و دیگری است که این امکان را به افراد میدهد تا ویژگیهای خود را که برای تدوام زیست آنها ضروری است عقلانی و مشروع بدانند و تمام ویژگیهای منفی که حیات آنها را به خطر میاندازد به دیگری نسبت دهند. نوع رابطه خود و دیگری انواع بسیار گوناگونی دارد، اما بسیاری از انواع شناخت خود و دیگری در مرحله اول بر پایه تفاوتهای بیولوژیک توجیه میشود زیرا تفاوتهای بیولوژیک آسانترین وسیله برای تفاوتیابی است.
آن چه در مستند دماغ به سبک ایرانی به عنوان تقابل میان دو دوران یا تقابل زنان و مردان مطرح میشود .بر پایه تفاوتهای بیولوژیک است. اما ااین تنها شکل ظاهری مسئله است.تفاوتهای بیولوژیک وسیلهای برای توجیه امور فرهنگی هستند.اگرچه گرایش به یکی دانستن دانستن طبیعت و فرهنگ وجود دارد اما باید دانست که این فرهنگ است که امور به ظاهر بدیهی طبیعی را معنی میکند.
در ارتباط با رویکرد مقایسهای فیلم باید توجه داشت که اگرچه مقایسه خود با دیگری شرط ضروری تشکیل هویت است. اما این به معنای درست و قابل تائید بودن مقایسه نیست. در حقیقت مقایسه امری کاملا خیالی است. افرادی که در فیلم مقایسه ارزشگذارانه را انجام میدهند، با تعریف جامعه در یک بستر تاریخی از آن انتظار تداوم و انسجام را دارند که در سادهترین شکل، در یکسانی کالبد صورت میگیرد اما باید در نظر داشت که فرد و جامعه تکرار ناپذیر هستند و به دلیل رابطه پویا و دائما در حال تغییر فرد با ساختارهای جامعه است که تعریف و نحوه برخورد با کالبد تفاوت مییابد. که این به معنای انحراف اخلاقی نیست.
ریشه توجه به کالبد و تغییر آن در کجا است؟
زیبایی و زشتی: امری شناختی و نه بیولوژیک
افراد در فیلم دلیل جراحی زیبایی بینی را تمایل به زیبایی و رهایی از تحقیر زشتی میدانند اما زشتی و زیبایی چگونه تعریف میشود؟
گفته شد که بیولوژی مهمترین وسیله برای تفاوتگذاری است. تفاوتگذاری که برای تداوم ساختارهای جامعه صورت میگیرد. برای تضمین بازتولید ساختارهای جامعه به ویژه در حوزه قدرت باید که طبیعت و فرهنگ یکی گرفته شوند. چهره یا کالبد یکی از مسایل بیولوژیکی است. افراد و گروههای مسلط به دلیل پیمودن مسیرهای قدرتیابی که کاملا تابع مسایل فرهنگی است از قدرت برخوردار شدهاند. این گروهها در هر دوره چهره و کالبد خاصی دارند. مهمترین و کارآمدترین وسیله برای بازتولید قدرت در یک گروه بدیهی جلوه دادن قدرتمند بودن آنان است. کالبد ویژگی است خاص هر گروه و برای سایر گروهها غیر قابل دسترسی است در نتیجه با توجیه قدرت به وسیله کالبد میتوان قدرتمند بودن یک گروه را امری بدیهی، غیرقابلاعتراض و همیشگی نشان داد، زیرا بیولوژی غیر قابل تغییر است. به این ترتیب افراد خارج از ساختارهای مورد تایید جامعه، که امکان خطر آفرینی آنان وجود داشت زشت تلقی میشوند و شایستگی در قدرت بودن ندارند. به این ترتیب قدرت در یکی از راهکارهای خود برای بازتولید از کالبد استفاده میکند.
در گذشته به دلیل استقلال حوزههای جغرافیایی و جابه جایی قدرت زیبایی در هر مکان و زمانی متفاوت بود اما امروزه به دلیل سلطه انسان سفیدپوست انگلوساکسون بر جهان چهره آن ان به عنوان چهره آرمانی در نظر گرفته میشود که داشتن آن راه تضمین شده دستیابی به قدرت و موفقیت است. در حالی که در خود اروپا و آمریکا گروه محدودی چنین چهره و اندامی دارند.
کالبد زنانه: الگوی کالبد ایدهآل
گرایش زنان به جراحی زیبایی بینی، گونه، پلک، باسن... را میتوان با یکسان شدن تعریف زیبایی یکی دانست اما دلیل گرایش مردان به چنین عملی در چیست؟
اقتصادی شدن جهان/ تولید انبوه زیبایی
اقتصادی شدن جهان و حاکم شدن سرمایهداری از تعریف جهانی و یکسان زیبایی حمایت میکند. سیستم سرمایهداری سود بیشتر را در تولید انبوه میداند. یگانه بودن زیبایی پذیرفته شده باعث میشود تا زشترویان به مصرفگرایان بالقوه محصولاتی تبدیل شوند که آنان را وارد حوزه زیبایی میکند. جراحی زیبایی بینی تجارت پرسودی را به وجود آورده است تا جایی که پرستاری میگوید که دکتران برای تبلیغ کار خود چهره کارمندان را به رایگان جراحی میکنند
ایران
تعریف جهانی زشتی و زیبایی، گرایش به داشتن کالبد زنانه و تجارت پرسود ابزارهای پزشکی همگی در گرایش ایرانیان به جراحی زیبایی بینی موثر بودهاست اما چرا ایران رتبه نخست جراحی زیبایی بینی را در جهان دارد؟
صوری شدن/ تبدیل کالبد تنها راه بیان هویت
کالبد و چگونگی دخالت در آن در همه نقاط جهان یکی از ابزارهای بیان موقعیت اجتماعی است .اما این مسئله در ایران شکلی بسیار حاد به خود گرفته است به صورتی که سایر شیوههای بیان هویت را تحت الشعاع قرار دادهاست. برای این مسئله دلایل بسیاری میتوان مطرح کرد اما به طور خلاصه باید گفت: همواره شکل کالبدی به عنوان یک عامل مهم در نزدیکی به سیستم رسمی قدرت یا دور شدن از آن محسوب میشود.این مسئله بعد از جنگ ایران و عراق بسیار شدت گرفت. به صورتی که نحوه دخالت در کالبد تنها به شکل محدودی مجاز شمرده میشود یا به عبارت دیگر دایره تعریف خودی بسیار محدود است. در نتیجه سایر گروههای اجتماعی برای اثبات هویت خود شدیدترین و اغراقآمیزترین شیوه دخالت در کالبد را انتخاب را میکنند. این مسئله در فیلم با مقایسه میان تصاویر شهدا و بیلبوردهای تبلیغاتی به خوبی روشن میشود و نشان میدهد که چگونه ارزشهای متقابل در ایران در عرصه عمومی یکسان به صورت همزمان تولید میشوند
صوری شدن/ آسیبپذیر شدن جامعه
زمانی که افراد برای بیان هویت تنها میتوانند از کالبد خود استفاده کنند. جامعه بسیار آسیبپذیر میشود.
ـ روایت اشتباه از تاریخ
یکی از مقایسههای ارزشگذارانه فیلم همانطور که گفته شد مقایسه میان دوران جنگ و دوران کنونی است. دوران جنگ با حالتی حسرت بار به خاطر آورده میشود که در آن ریا و دروغ وجود نداشتهاست. به این ترتیب ویژگیهای ظاهری افراد در آن دوره آرمانی به عنوان معیاری برای سنجش افراد در دوران کنونی مورد استفاده قرار میگیرد. ابهام در همین جا رخ میدهد آیا روحیه فداکاری افرادی که به جنگ رفتهاند قابل تعمیم به کل افراد آن دوران است که قابل تعمیم به دوران کنونی نیز باشد. با این ترتیب بار دیگر ویژگیهای کالبدی با تفسیر ابهام به عنوان معیاری برای قضاوت، به وسیلهای برای بازتولید ساختارهای جامعه تبدیل میشوند.
ـ صوری شدن/ تخریب روابط اجتماعی
صوری شدن یعنی استفاده ار نمادهای کالبدی به جای زبان در برقراری ارتباط، که تخریب روابط اجتماعی را به دنبال دارد .زیرا در چنین حالتی روابط به جای شناخت ویژگیهای افراد بر تصورات قالبی از پیش تعیین شده استوار میشود، در نتیجه روابط میان افراد در حالتی متشنج قرار میگیرد و افراد باید دائما خود و دیگران را کنترل کنند.
ـ ضربه خوردن محتوا/ تخریب روابط میان گروهی
زمانی که افراد از نمادهای کالبدی برای نمایش هویت خود بهره میبرند، گروههای اجتماعی در برابر یکدیگر قرار میگیرند و چون وسیلهای دیگری برای سنجش رفتار ندارند در بدترین حالت همه افراد گروه مقابل را با یک برچسب تعریف میکنند و به این ترتیب با تقلیل موقعیتهای انسانی هر دو گروه بسیار صدمه میبینند.
ـ تخریب روابط درون گروهی
بارزترین مثال برای تخریب روابط درون گروهی در ایران در حوزه روابط میان دوجنس رخ دادهاست. در یک جامعه صوری روابط میان دو جنس از حساسیتبرانگیزترین حوزهها است که به طور کامل و بدون هیچ انعطافی تعریف میشود و تخطئی از آن پیامدهای اجتماعی سنگینی دارد که یکی از نتایج آن تخریب دانشگاه در ایران است. از آن جا که افراد دو جنس تنها در اشکال محدود و از پیش تعریفشدهای در عرصههای عمومی امکان قرار گرفتن در کنار یکدیگر را دارند، به دلیل آزادی نسبی در دانشگاه، روابط میان دو جنس به سمتی میرود که نتیجهای جز اوروتیزه شدن فضای دانشگاه و تخریب کارکرد اصلی دانشگاه را نخواهد داشت.
مقابله با تخریب فرد و گروه/ فضیلت خودخواهی
سوال اصلی در این جا است که آیا راهی برای مقابله با یکسانسازی چهرهها وجود ندارد و کالبد تنها راه بیان هویت است؟
مسئله بر سر تقابل فرد و ساختارهای اجتماعی است. درست است که برای زندگی اجتماعی نمیتوان به طورکامل ساختارها را نفی کرد اما اگر پدیدهای جالب بودن در شکل جمعی معادل تقویت باورهای اشتباه است اما در شکل فردی باعث میشود که فرد بتواند فراتر از ساختارها عمل کند.
تقویت ویژگیهای شخصی و در نظر نگرفتن معیارهای مقبولیت اجتماعی را نباید با خودخواهی در معنای اخلاقی آن اشتباه گرفت زیرا تن دادن به ساختارهای سلطه فرد را ازبین میبرد اما تقویت سوژه به معنای نداشتن و نفی دیگر خواهی نیست.