گفتمان جنبش شیعی عراق،بررسی انسان شناختی، احمد نادری، تهران، نشر نزدیک، 1386، 327 صفحه.
پروبلماتیک اسلام سیاسی
بی تردید یکی از جدی ترین دغدغه های جهان مدرن،مسأله اسلام سیاسی است.خیزش موج های متعدد اسلام سیاسی در سراسر جهان،از دیرباز مورد توجه متفکران،صاحبنظران و تحلیلگران حوزه علوم اجتماعی بوده است.این خیزش ها که معمولاً تحت عنوان "بنیادگرایی اسلامی" بیان و بررسی می گردند،مسأله اساسی کشورهای خاور میانه در طول قرن بیستم و اوایل قرن بیست و یکم محسوب می شوند.
جنبش های اسلام خواه،با شعار بازگشت به اسلام در کشورهای مسلمان خاور میانه که اکثراً در سیطره حکومت های وابسته به غرب و طرفدار سکولاریزاسیون بوده اند،در طول قرن بیستم،با سر دادن شعار اسلام خواهی و با بهره گرفتن از بحران های اجتماعی درون جوامع،سعی در به زیر سؤال بردن "گفتمان قدرت" رسمی حاکم کرده و با به وجود آوردن " گفتمان مقاومت " در این راستا نموده اند.
کشور عراق نیز که یکی از همین جوامع و با جو اجتماعی موصوف است،از مقوله فوق جدا نیست.عراق در اوایل قرن بیستم و اواخر قرن نوزدهم،در سیطره حکومت ترک تبار عثمانی بود که پس از انقلاب عربی 1916 و پس از جنگ جهانی اول به قیمومیت بریتانیا درآمد و تا سال 1958 پادشاهان دست نشانده بریتانیا که خط مشی سیاسی-اجتماعی خود را از آن می گرفتند،بر عراق حکومت می کردند و پس از آن نیز با روی کار آمدن حکام نظامی و کودتاهای پی در پی آشفتگی ناشی از خلاء حکومتی-فرهنگی و سیاسی همچنان در جامعه موجود بود.
بافت فرهنگی – مذهبی و اجتماعی عراق
بافت اجتماعی و ترکیب جمعیتی و مذهبی کشور عراق عاملی بنیادین در تحولات سیاسی این کشور محسوب می گردد.نظام سیاسی عراق از سه حوزه جغرافیایی با مردمی کاملاً متفاوت تشکیل شده که هر کدام دارای خصوصیت و شرایط ذهنی-تاریخی و فرهنگی-اجتماعی خاص خود می باشند:
حوزه مرکزی متعلق به اعراب سنی مذهب،جنوب از آن شیعیان و شمال در اختیار کردهاست.
نگاهی کوتاه به سه حوزه جغرافیایی موجود در عراق و درصد جمعیتی آن مؤید دو ترکیب عمده در بافت فرهنگی عراق است:ترکیب قومی و ترکیب فرقه ای.مردم عراق هر کدام خود را زیر مجموعه ای از یکی از ترکیبات موجود یا هر دوی آنها ( با نسبت کم و زیاد ) میدانند.
از لحاظ قومی،عراق متشکل از دو قومیت کرد و عرب و از لحاظ فرقه ای متشکل از دو مذهب سنی و شیعه(با اکثریت شیعی) می باشد.
ترکیب فرقه ای و قومی عراق و عدم توانایی دولت های حاکم در مدیریت آن وضعیت نامطلوبی را در طول تاریخ برای این کشور به ارمغان آورده است به گونه ای که این کشور همواره درگیر خشونت های داخلی بوده است.از سوی دیگر مسأله اشغال عراق و حکومت های وابسته استعماری و پس از آن ورود اندیشه های وارداتی ناسیونالیسم و کمونیسم به عرصه سیاسی عراق که همخوانی چندانی با بافت مذهبی سنتی و عشیره ای این کشور ندارد و طرح گفتمان وابسته به این اندیشه ها و ایجاد جریان در حکومت ها،محملی برای به وجود آمدن یک گفتمان ثابت مقاومت (چه در برابر دشمن اشغالگر خارجی و چه در برابر روشنفکران داخلی) با محوریت حوزه های علمیه شیعه گردیده است.
رویکرد نوین به سیاست در حوزه های علمیه
حوزه های علمیه عراق از لحاظ تاریخی وامدار سنت محافظه کارانه عدم دخالت علما در سیاست و امور دولتی و حکومتی و بسنده کردن آنان به امور حسبیه،قضاوت،قیمومیت و ... بوده است و از این رو جز در قیام سال 1920 بر علیه بریتانیا،تا قبل از به وجود آمدن جریان شهید صدر و امام خمینی عملاً جز در موارد جزئی و معدود هیچ دخالتی در این حیطه از طرف مراجع بزرگ تقلید مشاهده نمیشود.
نفوذ اندیشه کمونیستی و ناسیونالیستی از دهه 1940 به بعد و روی کار آمدن حزب بعث در سال 1968 و سرکوب و تبعیض سازمان یافته شیعیان و حتی کردهای سنی مذهب توسط این حزب،گفتمان جنبش شیعی عراق و حوزه های علمیه را وادار به نوزایی در اندیشه سیاسی و حوزه تفکر نمود که ظهور و تجسم عینی آن را می توان در سه خانواده گسترده صدر،حکیم و شیرازی و تشکیلات حزبی وابسته به آنان و سابقه مبارزاتی آنها دید.
از دهه 1950میلادی به بعد،تشکیل " جماعت العلما" به ابتکار " آیت الله سید محسن حکیم" و " حزب الدعوة الاسلامیة" با بهره گیری از تجربه علما و اندیشه های سیاسی سید محمد باقر صدر و رهبری فرهمندانه وی،گفتمان مقاومت شیعی عراق وارد مرحله جدیدی از حیات سیاسی خود می گردد که نمود عینی آن را می توان در انتفاضه صفر سال 1977،رجب 1979 و انتفاضه 1991 یافت.
از طرفی وجود گفتمان های مقاومت دیگر در برابر گفتمان قدرت بعث نظیر گفتمان کرد و کمونیستی و ناسیونالیستی و رابطه گفتمان مقاومت شیعی با آنان،پروبلماتیک اصلی جنبش شیعی در تاریخ عراق در قرن اخیر بوده است.
گفتمان جنبش شیعی عراق؛با تکیه بر اندیشه های مذهبی و ایدئولوژیک خود،سعی در به وجود آوردن مقاومت در برابر گفتمان قدرت مسلط در حیطه کلان و گفتمان های مقاومت به مثابه "دیگری" در حیطه خرد در دوره های مختلف نموده است.
در واقع رویکرد نوین در مورد بازنگری رابطه سیاست و دیانت در حوزه های علمیه که با امام خمینی و شهید صدر و آیت الله حکیم،با استفاده از باز تعریف مؤلفه های ذاتی و کلیدی مکتب شیعه توانست جنبش شیعی را به وجود آورد که از یک سو در ایران منجر به انقلابی در ابعاد بزرگ گردیده و از سوی دیگر در عراق،اسلام گرایان شیعی و حوزه علمیه را به عنوان اصلی ترین عامل تعارض و چالش با حکومت های وقت و به خصوص حزب بعث مطرح ساخت.
ضرورت پرداختن به زمینه های تاریخی شکل گیری این جنبش و بررسی اندیشه های نشأت گرفته و شخصیت های مطرح در آن می تواند ما را به درک بهتر جامعه معاصر عراق و شناختن مؤلفه های تأثیرگذار بر آن در حیطه های مختلف اعم از فرهنگی،اجتماعی و سیاسی برساند و موضوع اصلی این کتاب است .
گفتمان مقاومت جنبش شیعی در برابر قدرت
جنبش اسلامی-شیعی عراق که خود را تحت عنوان یک جنبش مقاومت از سال های دهه 1910 به بعد و در مقابله با ورود استعمار بریتانیا مطرح کرد،پس از یک دوره رکود در دوران پادشاهی عراق (از 1920 تا 1958) و با روی کار آمدن دولت انقلابی عبدالکریم قاسم وارد فاز جدیدی از حیات سیاسی خود گردید.
این جنبش که در یک فضای گفتمان کلی مقاومت خود را تبدیل به دال برتر گفتمان مقاومت کرده، در فضای درونی خود نیز توانسته با بهره گیری از معناهای ثابت در دوران مختلف خود،خویش را باز تولید کند.این جنبش در حیطه کلان مدعی بازگشت به اسلام و پیوستگی دین و سیاست بوده و در همین راستا همیشه با گفتمان قدرت درگیر بوده است .در حیطه خرد نیز با گفتمان های مقاومت رقیب که با آنها اختلاف ایدئولوژیک داشته،نظیر گفتمان مارکسیستی و ناسیونالیستی به مقابله پرداخته است.
گفتمان مقاومت در سه دوره تاریخی
گفتمان اسلامگرای شیعی عراق و جنبش مبتنی بر آن را می توان در سه دوره مطالعه نمود:
• دوره اول که مبتنی بر ایده جهانشمولی و مبارزه با گفتمان مارکسیستی و ناسیونالیستی است.
• دوره دوم که ایده محلی گرایی معنای ثابت این گفتمان را تشکیل می دهد.
• دوره رادیکالیزه شدن جنبش
در واقع گفتمان اسلامگرای شیعی در ذیل گفتمان مقاومت،طی سالهای متمادی در عراق به مبارزه علیه گفتمان قدرت مشغول بوده و در این راه شاهد فراز و فرودهایی بوده است که در این کتاب به صورت مفصل به آن پرداخته شده است.
مطالعه موردی این کتاب بر حزب الدعوه الاسلامیه و فراز و فرودهای آن از بدو تشکیل تا دوران پسا صدام می باشد که فصلی جداگانه را به خود اختصاص داده است.
همچنین پرداختن به خانواده های سیاسی و نقش آنان در تحولات عراق،بر اساس سنت انسان شناسی ،یکی دیگر از نکات جالب این کتاب است . نویسنده در فصل آخر این کتاب به سه خانواده "صدر" ، "حکیم" ،و "شیرازی" و نقش آنان در جنبش شیعی عراق می پردازد.
ترکیب روش فوکو (در بعد کلان مطالعات تاریخی) با روش لاکلا و موفه (در بعد خرد ) در گفتمان شناسی ، اساس روش شناسی این کتاب را تشکیل داده و در بعد نظری نیز ترکیب نظریه بابی سعید در مورد اسلام سیاسی با نظریه فوکو در باب قدرت و مقاومت ،از ویژگی های بارز این کتاب می باشد .