فهرست
بخش سوم
- به نظر می رسد که واژه دین تا اندازه ای تحریک کننده باشد، آن هم در زمانی که فکر می شد به دوران «افسون زدایی از جهان » رسیده ایم.
- بر خلاف آنچه مالرو می گفت و ادعا می کرد که قرن بیست و یکم قرنی دینی خواهد بود، من معتقدم که قرن بیستم قرنی بود که به شکل مبالغه آمیزی دینی بود. من همواره از آنچه توینبی (Toynbee) درباره ملت می گفت شگفت زده می شوم: ملت یک مفهوم دینی است، مفهومی که در خود حامل کیش است، با قهرمانان، شهدا، ایثارگری ها و مناسکش. مدرنیته بود که این دین ملت را به وجود آورد ، در حالی که در این مفهوم به خودی خود چنین معنایی وجود نداشت. قرن بیستم دورانی بود که باید آن را با کمونیسم، دوران دین منجی گرایانه زمینی نامید؛ دوران دین ملی با اشکال هولناکی همچون رایش سوم(هیتلر) که اکنون نیز شاهد بازگشت سهمگین آنها در همه جا هستیم. همه این مسائل بسیار دینی بوده و دینی باقی می مانند. و نظر من آن است که باید از این گونه ادیان خارج شویم.
- این مضمون «بیراهگی» مضمونی بسیار نومید کننده است.
- شاید، اما اگر قرار بود که ما پنداره ها را به دلیل پی آمدهایشان نفی کنیم، باید بسیاری از پنداره های درست را هم رد می کردیم. مضمون «بیراهگی» نومید کننده است، اما من آن را به مفهوم «انجیل» پیوند می دهم که معنی آن «خبر خوش» است. بیراهگی، خبر بدی است که باید پذیرفتش. این پنداره از آنجا ریشه می گیرد که ما شاهد موقعیتی بوده ایم که در آن انسان در جهان، در این کره خاکی، زندگی می کند اما نمی داند از کجا آمده و به کجا می رود، انسانی که نمی داند برای چه به دنیا آمده، که زندگی اش از هیچ قاونی از پیش تعیین شده و از هیچ معنایی مشیتی تبعیت نمی کند. ما از دو لحاظ گمگشته ایم و به بیراهه رفته ایم: گمگشته در کیهانی عظیم؛ و گمگشته زیرا هیچ چیز فراتر از زندگی های زمینی ما وجود ندارد. برغم و یا با حرکت از این موقعیت، یک خبر خوش نیز وجود دارد و آن اینکه : ما یک خانه و یک باغ هم داریم که باید به آنها برسیم- «صادق»(Candide) در ابعاد کیهانی. این باغ، باغ کوچکی نیست که ما در خانه خود درونش می رویم، بلکه باغی است که به کل انسانیت مربوط می شود. خبر خوش آن است که: « با یکدیگر برادری کنیم نه از آن رو که همراه یکدیگر نجات خواهیم یافت، بلکه از آن رو که همراه یکدیگر گمگشته ایم.» این کمی شبیه همان چیزی است که بودا می گوید. از آنجا که همه ما محکوم به درد و رنج هستیم، اندکی برای هم دردان خود دلسوز باشیم، البته با علم به اینکه در این حیات امکاناتی هم برای خوشبختی هست. اما این امکانات هرگز تا به جایی پیش نخواهند رفت که نگونبختی و درد را از میان بردارند. بر عکس، هر اندازه ما از زندگی با کسی احساس خوشبختی بیشتری می کنیم، از دوری او نیز رنج بیشتری خواهیم برد. اینها تجربیاتی هستند که همه با آنها برخورد کرده اما تلاش می کنیم فراموششان کنیم. اما من نمی توانم امید را از نومیدی جدا کنم.
- پیش بینی شما درباره رویکرد جوامع توسعه یافته ما در برابر عدم قطعیت چیست؟ جوامعی که نیاز به ایمنی در آنها به حدی است که افراد دائما محافظت و اطمینان و تامین اجتماعی بیشتری می خواهند؟
- از آنجا که اشکال قدیمی همبستگی نظیر همبستگی های خانوادگی و محلی از میان رفته اند، باید جامعه را در کلیتش از طریق سازوکارهای اداری و دیوان سالارانه همبسته کرد. اما این نیاز مشروع دارای پی آمدهای منفی ای بوده است که از آن جمله می توان به این ذهنیت امنیت جویانه اشاره کرد که ادعا می کند خطر می تواند پنداره خطر را از هستی انسانی حذف کند. افراد فراموش می کنند که هر زندگی ای یک حادثه و یک اتفاق است که ممکن است در آن ناچار به رودر رو شدن با نقصان هایی شویم که نیاز به جبران های سیستماتیک داشته باشند.
انسانیت در طول ده ها هزار سال از انسان های شکارچی و گردآورنده تشکیل شده بود. انسان هایی که در جهانی نامطمئن و متکی بر حوادث زندگی می کردند. اگر در جنگلی که آنها در آن زندگی می کردند، آتش سوزی ای اتفاق می افتاد آنها به سادگی محل زندگی خود را تغییر می دادند. جوامع کشاورزی بعدی نیز کاملا وابسته به محصول خود بودند که ممکن بود خراب شود، به انبارها و انباشت های نامطمئن. بنابراین می بینیم که انسانیت همواره با خطر زندگی کرده است. اما در جوامع ما چگونه کسی که از سیستم های تامین اجتماعی برخوردار نیست می تواند زندگی کند؟ با جستجوی غذا در سطل های خاکروبه؟ با گدایی؟ افراد محروم دیگر دارای منابعی که بتوانند زندگی خود را به دست خودشان تامین کنند نیستند. بدین ترتیب میان نیازهای محق افراد به همبستگی اجتماعی در برابر خطرات و ضرورت زندگی کردن با اتکا بر توانایی مقابله با خطر ، نوعی تنش وجود دارد، به خصوص که جهان کنونی در موقعیتی بسیار خطرناک قرار دارد. فراموش نکنیم که هر سرنوشت بشری درون خود عدم قطعیت و یک خطر آغازین را حمل می کند.
- آینده عدم قطعیت چیست؟ آیا فکر نمی کنید که قرن بیست و یکم، قرن عدم قطعیت باشد؟ همان طور که قرن بیستم قرن برنامه ریزی ها و پروژه های بزرگ بود؟
- البته پروژه هایی که همگی در تضاد با یکدیگر قرار گرفتند. حال چه از فوس – سور- مر (Fos-sur-mer) صحبت کنیم، چه از سد آسوان(Assouan)، چه از انحراف مسیر رودخانه های سیبری، همه این پروژه های بزرگ فناورانه از آنکه بتوانند با محیط خود سازگار شده و همه ابعاد و جنبه ها را برای حل مسئله اعلام شده با یکدیگر سازش دهند، ناتوان بودند. جستجوی قطعیت در حلقه های بسته فن سالارانه هموراه یکی از مشکلات بزرگ دوران ما بوده و هست؛ و در بسیاری موارد به فجایع بزرگ منجر شده است. در قرن بیستم ما با ابزراهای بسیاری روبرو بوده ایم که تخریب بسیاری به بار آورده اند تا به اصطلاح قطعیت هایی را ایجاد کنند که در واقع قطعیت هایی قلابی بیش نبوده اند. اما امروز این قطعیت ها قلابی در حال فرو ریختن هستند. در حالی که عدم قطعیت هرگز امری کامل نیست. ما با فرایندهای بی شمار قطعیت و عدم قعیت سر وکار داریم که بر اساس آنها می توانیم استراتژی هایی برای اندیشیدن و و کنش برای خود بیابیم. در حالی که اگر از عدم قطعیت مطلق بحث می کردیم دیگر جایی برای استراتژی باقی نمی ماند و باید صرفا خود را به بازی شیر یا خط محدود می کردیم.
ما درون دورانی وارد می شویم که قطعیت ها فرو می ریزند. جهان در موقعیت بسیار نامطمئنی قرار گرفته است زیرا انشعاب های بزرگ تاریخی هنوز اتفاق نیافتاده اند. ما نمی دانیم به کجا می رویم. ما نمی دانیم آیا با پسرفتی عظیم در آینده روبرو نخواهیم بود، آیا با زنجیره ای از جنگ ها برخورد نخواهیم کرد.و یا برعکس فرایندی از تمدن سازی بار دیگر جهان را به سوی موقعیتی کمابیش از همسازی و تعاون هدایت خواهد کرد. آینده بسیار نامطمئن است.
البته اگر بتوانیم جهان را به موقعیتی تمدنی برسانیم، کاری که امکان آن از امروز به فردا وجود ندارد، در آن صورت خواهیم توانست فرصت و آرامش لازم را بیابیم تا بتوانیم درباره عدم قطعیت متافیریک نیز به تامل بپردازیم. به عبارت دیگر اگر ما در زندگی متعارف خود در عدم قطعیت باشیم، دائما تلاش می کنیم عدم قطعیت های بزرگ و اساسی فلسفی و غیره را از خود برانیم، در حالی که اگر در زندگی از موقعیت آرامشی برخوردار باشیم می توانیم بار دیگر از خود درباره عدم قطعیت های بزرگ پرسش کنیم.
(ترجمه: ناصر فکوهی)
پایان بخش سوم – ادامه دارد