نامکان ها(فاطمه ولیانی)

marefi-auge.jpg

نامکان ها، مارک اژه ، ترجمه منوچهر فرهومند ، تهران، دفتر پژوهش های فرهنگی،1387

نامکان ها (1992) پرآوازه  ترین اثر مارک اژه انسان شناس شهیر فرانسوی است . مارک اژه (1935) که پژوهش انسان شناختی خود را با کار میدانی در جوامع دوردست و "اگزوتیک"،به ویژه قبایل افریقایی ساحل عاج، آغاز کرد، پس از سال ها کار در این مناطق،میدان کار خود را به جوامع "نزدیک"،بالاخص جامعه معاصر فرانسه و عمدتا شهر پاریس ،تغییر داد.حاصل کار او در این حوزه،آثاری چون عبور از لوکزامبورگ (1985) و قوم شناس در مترو (1986) است. در آثار بعدی خود،از جمله  نامکان ها همین دغدغه ها را در چارچوب گسترده تر جهانی مطرح کرد.
اژه در کتاب نامکان ها که با استقبال گسترده ای روبرو شد،ضمن تحلیل انسان شتاختی وضعیت معاصرجهان، به تبیین اصطلاحی می پردازد که خود جعل کرده است:"نامکان". موفقیت این اثر به حدی بود که کاربرد اصطلاح نامکان از حوزه علوم اجتماعی فراتر رفت و موضوع نمایشگاه ها و آثار هنری متعدد قرار گرفت، تا آنجا که خود اژه بعدا مجبور به رفع بعضی سوء تفاهم ها در درک معنای این واژه شد و تصریح کرد که بسیاری از تعبیر و تفسیر های آن از معنایی که در ابتدا نویسنده مراد می کرده فراتر رفته است .
نامکان ها که به تعبیر اژه دعوتی است به اندیشیدن درباره فضا،با آن که از لحاظ نوشتاری ضرباهنگی تند وشاید بتوان گفت ساختاری رمان گونه دارد،به شیوه  متعارف و معمول نوشته های پژوهشی در فرانسه ،در سه بخش تنظیم شده است:"نزدیک و جای دیگر"،"مکان انسان شناختی" و "از مکان تا نامکان".
اژه در فصل اول تغییر میدان پژوهش انسان شناختی خود را چنین تبیین می کند:این انسان شناسی نیست که دلزده از میدان های پژوهشی غریب و نامتعارف به جوامع آشنا و مانوس روی آورده است،بلکه جهان معاصر است که به حکم ضرباهنگ تند تغییر و تحول خود،نگاه انسان شناس را جلب می کند و از او می خواهد تعریف تازه ای از موضوع همیشگی انسان شناسی،یعنی مقوله "دیگری" و "دگربود" به دست دهد.
او برای تبیین مفهومی که آن را "نامکان" می نامد،ابتدا به تعریف "مکان انسان شناختی" می پردازد.مکان انسان شناختی مکانی مشترک میان انسان شناس و بومیانی است که موضوع پژوهش او هستند.این مکان تجلی گاه تاریخ،هویت،روابط اجتماعی و معنایی است که افراد برای این روابط قائلند.فضایی است که مناسبات اجتماعی در آن تجسم می یابد و می توان از ورای آن به درک مناسبات اجتماعی نائل آمد.مصداق بارز آن را مثلا در جوامع آفریقایی می توان دید،آنجا که فرد به حکم قواعد و رسومی که قبیله به او تحمیل می کند و به موجب مناسباتش با خانواده،تبار و...مجبور به اقامت در مکانی خاص است(مثلا خانه پدر،مادر،پدر شوهر..)، این اجبار معرف یک سامان اجتماعی است که منطق خاص خود را دارد.مکان انسان شناختی جهانی است که درون آن هر چیز،هر رفتار،هر عادت،هر رسم،جایگاه و معنای مشخصی دارد و افراد و گروه ها بر اساس معیارها و ارزش های یکسانی تعریف و تفسیر می شوند.به حدی که هم در ذهن انسان شناس و هم در ذهن بومیان به خیال دامن می زند.این مکان در خیال بومیان جهانی است با شکلی قطعی و ابدی،مکانی پایدار که یه آنان امکان می دهد جایگاه خود را در هستی و کائنات تشخیص دهند؛ و در خیال و توهم انسان شناس،جامعه ای است آنچنان شفاف که یقینا می توان از ورای عادات و رفتارها و نهادهای آن به کنه وجود آن پی برد.
اما در کنار این جهان های بسته که موضوع پژوهش های متعارف و سنتی انسان شناسی بوده اند،اکنون انسان شناس با فضاهای دیگری روبروست که اژه با عنایت به تضاد مختصاتشان با ویژگی های آن جهان های بسته،آن مکان های انسان شناختی،آنها را" نامکان" می نامد. اصطلاح نامکان هم تمهیداتی را که برای حمل ونقل و رفت و آمد افراد ایجاد شده(بزرگراه،پل های هوایی،فرودگاه...)را شامل می شود،هم اقامتگاه های موقتی (هتل های زنجیره ای،اقامتگاه های پناهندگان...) و هم مراکز مصرف و تفریح(سوپرمارکت ها،مجتمع های تفریحی و تجارتی..).نامکان درست در نقطه مقابل مکان قرار دارد و بر خلاف آن از رابطه،هویت و تاریخ و به تبع آن از تصور انسان ها از این عناصر و معنایی که از آنها در ذهن دارند تهی است.نامکان فضای تنهایی و انزواست،به فرد امکان می دهد از قید تعیناتی که به او هویت و به وجود اجتماعی او معنا می بخشند آزاد شود و به این اعتبار می توان گفت به همان حد که مکان آزادی فردی را محدود میکند،نامکان عرصه بروز آزادی فردی یا به عبارتی نوعی بی نام و نشانی و بی دغدغگی محض است.فرد در نامکان از هر گونه تعین هویتی رها است،هویت او در عنوانی انتزاعی خلاصه می شود:مسافر،مشتری،راننده...
نامکان ها مولود وضعیتی هستند که مارک اژه آن را با اصطلاح "سوپرمدرن" توصیف می کند.ویژگی این وضعیت افراط و زیادگی است:زیادگی و فشردگی سه عنصر زمان(فراوانی و زیادگی رخدادها و در نتیجه سرعت تاربخ)،فضا(گستردگی و زیادگی فضای در دسترس بشر یا به عبارتی کوچک شدن کره زمین)  و فردیت(بازگشت فرد وخالق معنا شدن او). درجامعه "سوپر مدرن" ، بر خلاف دوره آغازین مدرنیته، نو و کهنه در هم تنیده نیستند،بلکه هر چه به گذشته و به تاریخ تعلق دارد در حصار شیشه ای قرار می گیرد و صرفا موضوع نمایش می شود،بی هیچ ارتباط ارگانیک با جامعه و کارکردهایش.

نامکان ها در مجموع متنی دشوارو آکنده از ارجاع به آثار متفکران معاصر فرانسوی،همچون میشل دسرتو یا پیر نوراست، متنی در ظاهر مطلقا مرتبط با جامعه ای که اژه آن را  "سوپرمدرن" تعریف می کند.اما عمق و گستردگی تحلیل اژه از نامکان و رابطه آن با مکان سبب می شود از نگرش "قوم محورانه" پرهیز جوید و با ظرافت و باریک بینی متوجه تفاوت های این رابطه درجوامع غیرغربی باشد.-تحلیل اژه از نامکان و از جامعه "سوپرمدرن"،تحلیلی پست مدرنیستی نیست و نامکان ها بر خلاف آنچه در برخورد نخست ممکن است بنماید،نفی مطلق نامکان و تجلیل صرف مکان را منظور ندارد.اژه خود در جایی گفته است که مدرنیته غربی را واجد ارزش های عام و جهانشمول می داند و ترقی به زعم او معنایی جز شکوفایی فردی ندارد.او رابطه میان مکان و نامکان را رابطه ای سیاسی می بیند و از جوامع به قول خود "شبه مدرن" با عنوان استعاری "امپراتوری" یاد می کند. به اعتقاد او:"امپراتوری قدیم و ملل جدید باید قبل از گذر به سوپر مدرنیته،به مدرنیته دست یابند. امپراتوری،اگر آن را دنیایی تمامیت خواه در نظر گیریم،نامکان محسوب نمی شود؛ در مدرنیته ناکام مانده و به هیچ وجه آینده آن به شمار نمی رود و هیچ یک از سه جنبه "سوپرمدرنیته"که قبلا کوشش کردیم توضیح دهیم،شامل آن نمی شود،حتی به بیان دقیق عکس آن است:به شتاب جریان تاریخ حساسیت ندارد،ان را از نو می نویسد،مانع از آن است که اتباعش کوچک شدن فضا را احساس کنند،زیرا ازادی حرکت و اطلاعات را محدود می کند،و بر این اساس،مرجع فردی را که ظاهری پرزرق و برق دارد اما در اصل شیطانی اغواگر است از ایدئولوژی خود حذف می کند.مسلما ابتدا به یاد اتحاد شوروی می افتیم،اما امپراتوری های دیگر هم وجود دارند،کوچک و بزرگ."
به نظر می رسد مفاهیمی که در تحلیل نامکان مطرح است،همچون تنهایی،انزوا،همسانی و محو هویت فردی(در عین فردیت یافتن بیش از پیش انسان ها و گسسته شدن آنها از روابطی که پیش از این به زندگیشان معنا می داد و توانایی آنها بر آن که خود خالق ذهنیت و معنای زندگی خود باشند)و به خصوص آنچه اژه رابطه قراردادی فردی و در انزوای "کاربر"با نامکان می نامد،بیش از پیش در جوامع غیر غربی نیز مصداق می یابد و از این حیث می توان گفت که این کتاب در برابرپژوهشگران جوامع غیر غربی چشم اندازی نظری می گشاید و این امکان را فراهم می آورد تا در پرتو مفاهیم و تحلیل های نظری آن ،از منظر متفاوتی به بررسی وضعیت جامعه خود و ویژگی های آن بپردازند. 

 

 

کلیه حقوق این پایگاه، برای پایگاه اطلاع رسانی ناصر فکوهی محفوظ است.