فهرست
Nazimi_db@yahoo.com
بخش دوازدهم
اشاره: تاکنون دردوره ای که ما آن را دوره ی انقلاب جنگل نامیده ایم بیشتر به آناتومی تشکیلات قدرت غالب واصلی این دوره یعنی بلشویکها پرداخته ایم وبه دلایلی که پیشتر گفتیم تشکیلات جنگل را دراین دوره در حاشیه آن بررسی کرده ایم. به باور ما با خروج ارتش سرخ وسلب تدریجی حمایت دولت شوروی از بلشویکها به سبب منافع ملی خود، در ماه های آخر این دوره باز هم نقش آفرینی جنگلیان دردوره ی انقلاب جنگل افزایش یافت .دراین دوره ی کوتاه یک اتفاق مهم یعنی حادثه ی ملاسرا سبب شدتا شیرازه ی انقلاب جنگل به کلی از هم بپاشد. بررسی این بحش منحصرا به این موضوع مهم وپرراز ورمز اختصاص یافته است.اما به باور نگارنده بدون بررسی چالش قدرت وجناح بندی دردرون تشکیلات جنگل برای دوره ای که این تشکیلات از کسما وگوراب زرمیخ به زیده وآلیان انتقال یافت نمی توان به ریشه های این حادثه راهی گشود. نکته ای که تا کنون دربررسی این حادثه دست کم به صورتی که دراینجا طرح می شود انجام نشده است.
چالش قدرت درتشکیلات جنگل پس از انتقال به زیده وآلیان
بدون بررسی شیوه ی اعمال قدرت درتشکیلات جنگلیان پس از راهپیمایی بزرگ و انتقال تشکیلات جنگلیان به ناحیه ی آلیان ،نمی توان به ریشه های اصلی واقعه ی ملاسرا پی برد.ما درجایی از این نوشته گفته ایم همان نقشی را که حاج احمد کسمایی دردور اول جنگل درتشکیلات جنگل درنواحی کسما به عهده داشت ،حسن خان آلیانی دردوره ی بعد یعنی زمانی که تشکیلات جنگل پس از راهپیمایی بزرگ جنگلیان به زیده وآلیان انتقال یافت به عهده گرفت. آن چه پیش تر گفته ایم دقیقا این است:«حاج احمدچنان که گفته شد دراین نواحی نفوذی بی بدیل داشت.به گفته ی صادق کوچکپور از فرماندهان نظامی جنگل :«تمام اهالی کسما،اباتر،طاهرگوراب،ندامان،چمن،صومعه سرا،کوله سر وچمثقال تا تولمات از طرفداران حاج احمد بودند واگر می خواست بسیج کند همه رامی توانست مسلح نماید»( خاطرات کوچکپور،ص17).ازهمین رو اومسئول امورمالی وجمع آوری مالیات واعانه برای جنگلیهاتعیین شد.مسئولیتی که پس از راهپیمایی بزرگ وانتقال مرکزیت تشکیلات جنگل از کسما به زیده وآلیان به عهده ی حسن خان کیش درهای (معین الرعایا)گذاشته شد.از این زاویه می توان گفت که کاراکترهای مشابهی در جنبش جنگل پدیدآمد که کارکردهایی یکسان درجنبش وانقلاب جنگل از خود بروزداده اند.از نظر نگارنده این دوشخصیت جنگلی که درسایه ی شخصیت کاریزماتیک کوچکخان همواره درسایه مانده اند، تشکیلات جنگل را درهر سه دوره از مبارزات جنگلیها تحت سیطره ی خود داشته وتاحدودزیادی مصادره به مطلوب کرده بودند.آنهابا استفاده از اقتدار ونفوذ مالی ،نظامی ومحلی خوددرسمت دهی به اهداف جنگل نقشی بی اندازه مهم ایفاء می کردند.به ویژه بایدبه یادداشت که کوچکخان واجد شخصیتی به کمال اخلاقی وفرهیخته وبه گفتهی شمار زیادی از همراهان ،بسیار مبادی آداب ،آرام ،کم گو ومحجوب بوده است واین خصوصیت موجب شده بود تادرعرصهی مبارزهی مسلحانه که قدرت، بی کم وکاست مستقیما از لولهی تفنگ تغذیه می شد ونه چیز دیگر،ابتکار عمل سیاسی ونظامی بیش از آن که تا کنون فرض شده دردست این دوشخصیت باقی بماند. این نکتهای است که همواره دربررسی هامغفول و درسایه مانده است.شخصیت های دوگانه ی محلی که یکی صاحب رعایا(حاج احمد ) ودیگری صاحب ایل آلیان بودند،درهرکدام ازمراحل جنگل نقش محوری داشتند وعلاوه بر تامین منابع مالی جنگل،تامین کننده ی اصلی نیروهای نظامی جنگل نیزمحسوب می شدند. به ویژه حسن خان آلیانی (معین الرعایا) درمرحله ی پس از راهپیمایی بزرگ یعنی دردوره بندی ما که شامل دوره ی دوم وسوم جنبش وانقلاب جنگل می شود ، تمام ایل آلیان رابه خدمت انقلاب جنگل فراخواند .ودرنتیجه هنگامی که احسان الله خان وخالو قربان پس از پیروزی انقلاب ازکوچک خان جداشدند و شخصیت نظامی پرنفوذی (به جز میرزا)درتشکیلات جنگل حضورنداشت،حسن خان آلیانی در این تشکیلات ، نفوذ واقتداری سلطان گونه پیدا کردوچه بسا تصمیماتی مهم بدون رضایت کوچک خان اتخاذ می کرد.جالب است بگوییم که حاج احمد کسمایی نیزدردوره ی اول درساختار تشکیلات جنگل از چنین شخصیتی برخورداربود.درتایید چنین نفوذ واقتداری ،تنها کافی است به یاد بیاوریم که پس از تسلیم شدن او به دولت وثوق الدوله وکناره گیری او از جنبش جنگل،جنگلیها بلافاصله این ناحیه را ترک کرده ودست به راهپیمایی بزرگ به سوی شرق گیلان زدند وسرانجام نیز مجبور شدند مقر تشکیلات خودرااز کسما وگوراب زرمیخ به زیده وآلیان انتقال دهند..حاج احمدخود گفته است(وبه احتمال زیاد درست نیز گفته است)که «در ابتدای امر که جمعیت ما سری ودررشت پنهانی عمل می کرد ودرزمانی که به صورت هیات اتحاد اسلام آغاز به کارکرده(درواقع قبل از قیام)،کلیة مخارج نهضت مانند خرید اسلحه ومهمات وچیزهای دیگر به عهدة من واز سرمایةخودم بود وآن را شخصا انجام می دادم. همچنین تا هفده ماه پس از رفتن به جنگل وشروع قیام ،کلیة مخارج وکارهای وابسته به آن وخرید اسلحه با شخص من بود»(یاداشتهای حاج احمد کسمایی1382 ،ص92).
برای مقایسه باید یادآوری کنیم که دردوره ی دوم نیز کارگاه تعمیر اسلحه که توسط یان کولارژ اداره می شددر زادگاه حسن خان آلیانی (کیش دره ای) یعنی در روستای «کیش دره » ودر جوار خانه ی او استقراریافته بود وتمام نقشه ها و اسرار انبارهای اسلحه ی جنگل تنها دراختیار حسن خان بود(نگاه کنید:خاطرات یان کولارژ1384). این دقیقا نکاتی بود که قبلا درخصوص حسن خان آلیانی گفته بودیم واکنون به دلیل اهمیت آن در بحث پیش رو مجددا آن را یادآوری نمودیم.
حسن خان آلیانی پس از انتقال تشکیلات جنگلیان به زیده وآلیان، درتشکیلات جنگل اقتدار ونفوذبی بدیلی پیداکرد.این نکته ای است مهم که شاهدان جنگل به دلایل گوناگون ازجمله عدم آگاهی دقیق ازاین فراینداز بیان آن سرباززده انددرحالیکه این موضوع در اتخاذ تصمیمهای جنگلیان دراین دوره بسیار مهم بوده است ومی تواند درک ما راازتحولات انقلاب جنگل دست کم آن بخشی از تحولات که از طرف جنگلیها رقم خورد،روشن تر نماید.نوشته های یان کولارژ وشاهپور آلیانی شواهد زیادی برای اثبات این فرض به دست داده است.آنها برای نخستین بار مارا باوجوه دیگری که تاکنون ناشناخته مانده بود، آشنا می کنند.به این دلیل که این نوشته هابرخلاف شاهدان دیگر ازدرون تشکیلات مستقردرزیده وآلیان یعنی ازجایی روایت شده اند که به باور ما مرکز تصمیم گیریهای مهم درخصوص مواضع جنگل دردوره ی انقلاب جنگل بوده است ونه روایتی از بیرون وگفته های دست دوم .پرسش این است که شواهد ما برای طرح چنین فرضی ازکجاست وچه کمکی به درک واقعه ی ملاسرا می کند؟
چنان که پیش ترنیز گفته شدواقعیت آن است که نام ونقش حسن خان آلیانی درتشکیلات جنگل درسایه ی نام وآوازهی کوچک خان ناشناخته باقی مانده است. کانون واستقرار اصلی تشکیلات جنگل دردوره ی دوم جنبش که به انقلاب جنگل منتهی شد وسپس دردوره ی سوم که ما آن را دوره ی انقلاب جنگل نامیده ایم وحدود 17ماه طول کشید در زیده ،کیش دره ودرناحیه ی آلیان قرارداشت که حوزه ی نفوذ بی رقیب حسن خان آلیانی وایل پرقدرت او بود. نقطه ی قوت نظامی جنگلیها درمقاومت چریکیِ سه چهارساله ی بعداز تسلیم حاج احمد کسمایی وسخت جانی وبقای این تشکیلات ، داشتن پناهگاه مناسب جغرافیایی واستراتژیک درقلمروی ایلی حسن خان بود که آنهارا ازدسترس قوای دولتی درامان نگه می داشت.
حسن خان رئس ایل آلیان بودوپیش از پیوستنبهجنگل درکشاکش با سردارمقتدر تالش (خان تالشدولاب)به خوبی ازمنافع ایل آلیان دفاع کرده واقتدار ونفوذ بی بدیلی درمیان ایل آلیان به دست آورده بود.درکودکی چندسالی دررشت به کلاس درس جدیدرفته بود که از این نظرنیزدرمیان ایل ومحل در مقیاس زمانه ی خود وجهه ای مدرن داشت. حسن خان با برخورداری ازشخصیتی جسور وشوالیه ای مانند،درتصورخود دون کیشوت وار تمایل به کمک به دیگران وبرقراری عدالت و عمران وآبادی داشت.پیوستن اوبه جنگل موجب شد تا پس از راهپیمایی بزرگ ،کانون استقرار جنگلیها از کسما به زیده وآلیان منتقل شود.ظاهرا یکی از شرط های حسن خان برای ادامه ی همکاری مجددبا جنگل پس از راهپیمایی ،همین تغییر مکان جغرافیایی مرکز تشکیلات جنگل به آلیان بوده است.
آلیان موقعیت استراتژیک وجغرافیایی بسیار مناسبی برای یک جنگ چریکی درآن دوره داشت. درآخرین نقطه ی ناحیه ی جلگهای درجنوب غربی فومنات واقع شده بود.پشت به جنگلهای انبوه کوهستانی داشت.برای رسیدن به این ناحیه، قوای دولتی می بایست از جنگلها،دره ها،رودخانه های پرشمار وزمین های باتلاقی زیادی عبور می کرد که کمینگاههای مناسبی برای یک جنگ چریکی محسوب می شد.از پشت نیز به کوهستانها ی بلند وجنگلی ماسوله وتالش اتکا داشت. درواقع آلیان ازاین نظر از کسما به مراتب امنیتی بیشتر برای چریکهای جنگل فراهم می کرد.زیراکسما به مرکز حکومت گیلان بسیار نزدیک ودرسرزمینی هموار ،بدون عارضه ی توپوگرافی ومهمتراز همه تقریبا فاقد پوشش جنگلی انبوه بودکه دراثر ایجاد مزارع برنج وتوتستان دیگر چیزی زیادی از آن دراین ناحیه ی جلگه ای برای پناهگاه مورد نظر جنگلیان باقی نمانده بود.
نفوذ واقتدار حسن خان وجدیتی که در گرفتن کمک مالی برای جنگل از مالکان وثروتمندان داشت ودراین راه سخت بی گذشت می نمود ،وضعیت مالی جنگل را که خود ریاست آن را به عهده داشت ،به خوبی تامین می کرد واز این منظر تشکیلات جنگل دردوسه سال پایانی آن به اتکای نفوذ واقتدار اوتامین مالیمیشد.
ایل آلیان تقریبابا انسجام تمام پشت سر اوقرارداشت وبا توجه به این که درشیوه ی مبارزه ی چریکی جنگل نیروی نظامی اهمیت محوری دراقتدارجنبش داشت،حسن خان بامسلح کردن اکثر ایل آلیان وکسب حمایت ماسوله ای هااز تشکیلات جنگل(که با آلیانی ها از نقطه نظر ایلی بستگی های نسبی وسببی داشتند)،نیروی جنگی بزرگی دراختیارجنگل قرارمی داد. فراموش نکنیم که ایل آلیان دراواخر قرن سیزده خورشیدی بر خلاف امروز از نظر تامین معیشت کاملا به دامداری وابسته بود واز همین روساختار سلسله مراتب ایلی درآن به طور کامل رعایت می شد.امروزه دراین ناحیه به سبب گسترش کشاورزیِ برنجکاری وکشت چای تقریبا هیچ اثری از آن روابط ایلی باقی نمانده است. بنابراین ریاست ایل به مفهوم فرماندهی کامل بر سلسله مراتب گوناگون این ایل محسوب می شدکه دردست حسن خان بود.
خانهی او یا به گفته ی آلیانی ها عمارت او درزیده مرکز رایزنی های سران جنگل به ویژه دردوره ی 17ماهه ی انقلاب جنگل محسوب می شد.کمترتصمیمی بدون نظر موافق او گرفته می شد.این نفوذ پس از جداشدن احسان الله خان وخالو قربان یعنی دوتن از همرزمان میرزااز تیرماه1299خورشیدی ویاران مشروطه خواه او نظیر میرزا حسن خان کسمایی وغیره به طور روزافزونی بیشترشد. به طوریکه او درموارد مختلف درآشکار ونهان به مخالفت با نظر کوچک خان بر می خواست واغلب نظر خودرا پیش می برد. دست کم یک نمونه از این موارد که در اوایل جنبش اتفاق افتاده می تواند نفوذ ،اقتدار وروحیه ی اقتدارگرایی اورابراین تشکیلات دردوره ی بعدی نشان دهد.
میرزانعمت الله دامادحسن خان دریکی از عملیات جنگلیان مرتکب نافرمانی نظامی می شود ودراثر اقدامات او ظاهرا تعدادی از مجاهدین جنگل جان خودرا ازدست می دهند(روایت دقیقی از این ماجرادردست نیست).به همین سبب میرزا اورا به سبب زیر پاگذاشتن دستورات نظامی وبوجود آوردن شرایط کشته شدن مجاهدین جنگل به اعدام محکوم می کند.حسن خان پس از آن که نمی تواند کوچک خان را به لغو دستور اعدام داماد خود منصرف نماید به حالت قهر آلیان را باهمسر خود خودترک نموده وبه کردستان مسافرت می کند.با رفتن او ایل آلیان دیگر اعتنای چندانی به کوچک خان نمی کنند. کوچک خان که پس از کسماودوری از رشت تاحدودی از اتکا به پایگاه اجتماعی ویاران مشروطه خواه خودمحروم شده بود،متوجه ی این امرمی شود که بی وجودحسن خان وآلیانی هایِ مسلح، نمی تواند تشکیلاتجنگل راچون گذشته اداره نماید.دکترشاهپور آلیانی(نوه ی حسن خان) درکتاب نهضت جنگل ومعین الرعایا(حسن خان آلیانی)درهمین رابطه به نکنه ای اشاره کرده است که اگرچه به نظر نگارنده درپاورقی کتاب او درج شده وظاهرا اهمیت جندانی ندارد اما از نظر فرضی که ما طرح کرده ایم شاهد خوبی است.
گفتیم که نعمت الله خان داماد حسن خان(همان که درآخرین لحظات زندگی تنها کسی از ایل آلیان بود که درکنار میرزاوفادارانه باقی ماند واورا درراه فرار به گیلوان همراهی کردودراین راه جان باخت)به دلیلی که شاهپور آلیانی فاش نکرده است از جانب کوچک خان به اعدام محکوم می شود.اما حسن خان به این موضوع اعتراض می کند وظاهرا کوچک خان بر صدور دستور خودپافشاری نموده وخواهان اجرای حکم می شود.حسن خان به همراه همسر خودبه حالت قهر به بیجاردر کردستان مهاجرت می کند وکوچک خان رادرآلیان تنها می گذارد.درغیاب او افراد ایل آلیان توجه چندانی به امر جنگل نمی کنند.با این حال کوچک خان بر حکم خودپا فشاری می نماید.پس از مدتی همسرحسن خان به آلیان برمی گرددوبرعلیه کوچک خان سخت اعتراض می کند.اوخطاب به کوچک خان می گوید:« تمام ایل وفامیل را دراختیار شما گذاشتیم وبا آغوش باز شما را پذیرفتیم واز شما حمایت کردیم تا نهضت پا بگیرد.اکنون به چند کردِ وارد درنهضت متکی شده اید ودامادم نعمت الله خان را با آن همه فداکاری بازخواست نموده قصد اعدام اورا دارید»(شاهپورآلیانی ،ص 84 ).سرانجام کوچک خان در ارزیابی نهایی خود به این نتیجه رسید که مجازات نعمت الله خان را لغو وبرای بازگرداندن حسن خان«او]همسر حسن خان[ونعمت الله خان را فراخواند واز آن ها خواست که با چند آلیانی بروند ومعین رعایارا بیاورند تا آشتی کنند»(شاهپورآلیانی ،همان،ص90). این واقعه نشان می دهد که کوچک خان حتا قبل از رفتن یارانی چون احسان وخالوقربان نیز تصور ادامه ی تشکیلات جنگل بدون زیده،حسن خان وایل آلیان را دشوار ارزیابی می کرد.به گفته ی شاهپور آلیانی برای رفع این کدورت وکدورتهای بعدی پس از چندی کوچک خان دختردیگرحسن خان را با وساطت احسان الله خان وخالو قربان برای برادرکوچک خودرحیم خان جنگلی خواستگاری کرد.این ازدواج روابط فامیلی وبستگی بین جنگلیها وآلیانی ها پدیدآوردکه درسنت ایلی وسنتی زمانه بسیارمغتنم بود.
ازاین رو می توان گفت که حسن خان حتا احساسی همگنانه باکوچک خان داشت وکوشش می کرد خودراهمسر وهمسان کوچک خان درتشکیلات جنگل نشان دهد.به باور نگارنده این احساس خودرادرپوشش ظاهری حسن خان جلوه گر می ساخت واوتلاش می کرد شکل وشمایلی همچون کوچک خان داشته باشد.این همسانی آرایش چنان بود که وجود آن دودرگردهمایی ها برای بسیاری از نظر فیزیکی قابل تفکیک وتمیز نبود( نگاه کنید به تصویر زیر).
همچنین درآلیان بودکه اسماعیل جنگلی خواهرزاده ی میرزا که منشی وهمه کاره ی او بود به کوشش حسن خان برکنارشد ومیرزا احمد واقعی که داماد خانواده ی آلیانی ها بود (همان کسی که حیدرخان را درملاسرا دستگیر کرد) جای او را گرفت وظاهرا همین موضوع پایه ی اختلافات عمیقی بین دو نفر از اعضای پرقدرت تشکیلات جنگل (اسماعیل جنگلی و حسن خان)رافراهم کرد زیرا به گفته ی دکتر آلیانی«این تصمیم موجب آزردگی خاطر اسماعیل خان شد وبیش از همه از معین رعایا]حسن خان[رنجید زیرا اورا از خانه خود]درزیده[بیرون رانده بود وفرددیگری از بستگان خودراجانشین اوکرده بود»(نگاه کنید: شاهپور آلیانی ،ص136).با تعیین منشی برای کوچک خان توسط حسن خان به نظر می رسید همه ی کردار وگفتار کوچک خان وسری ترین اسرار او زیر نظر حسن خان قرارگرفته بود.
این یک واقعیت است که کوچک خان پس از آمدن از کسمابه زیده وآالیان پایگاه اجتماعی چندانی درمحل نداشت واین امربه ناگزیراورا بیش از پیش به حسن خان متکی می کرد. بعدابه هنگام فراردرلحظات پایانی جنگل خواهیم دید که او و سران جنگل چگونه سرنوشت خودرا دردستان حسن خان می دیدند وبه امید او روزها درمخفیگاه حوصله شان به سرآمده وحسن خان درمخفیگاه خودبه هیچ اقدامی دست نمی زد به طوری که موجب اعتراض سخت میرزا نعمت الله داماد او واقع شد.از این منظر ما معتقدیم که حسن خان آلیانی با اقتدار روزافزون در تشکیلات
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
درتصویربالااز راست به چپ عبارتند از احسان ، کوچک خان ،خالو قربان وحسن خان. این تصویر هنگامی برداشته شده که جنگلیان از راهپیمایی بزرگ خود از تنکابن به آلیان بازگشته ودرحال بازسازی دوباره تشکیلات جنگل دراین ناحیه بودند. پیداست که تا چه اندازه دراین تصویر حسن خان چهره ی خود را به سبک کوچک خان آراسته است.با توجه به رفتار ونقش اودراین زمان ، این آراستگی همگنانه نشان از آن داشت که حسن خان خودرادرتشکیلات پا گرفته درآلیان همسر و همسان کوچک خان فرض می کرد. در تصویر پایین نیز او درسمت چپ کوچک خان چنین احساسی را به نمایش گذاشته است(ماخذ عکسها : کتاب شاهپورآلیانی).
جنگل این تشکیلات را به منظور اهدافی که خوددرست می پنداشت، مصادره به مطلوب کرده بود.به باورما هسته ی تشکیلات واقتدار جنگلیها درمبارزه ی چریکی پس از رفتن حاج احمد کسمایی وانتقال مقر اصلی آن از کسما به زیده وآلیان وبه ویژه با جدایی احسان الله خان وخالو قربان درتیر ماه 1299 ودورماندن میرزااز یاران مشروطه خواه رشتی وتهرانی خود درپیش از راهپیمایی به میزان زیادی از جانب حسن خان بلوکه شده بود.اقتدارحسن خان درتشکیلات نظامی جنگل هرچه به پایان انقلاب جنگل نزدیک می شویم بیشتر وبیشتر می شود ومعتقدیم دست کم دراین زمان اگراو می خواست سیاستی رادرجنگل پیش ببرد به دلیل موقعیتی که از آن برخورداربود درنهایت به مواضع کوچک خان وجنگلیها تحمیل می شد. روایتی که شاهپورآلیانی از واقعه ی ملاسرا به دست می دهد می تواند شاهدی براین واقعیت باشد.(صادقانه بگوییم که این دریافت از انقلاب جنگل را دردرجه ی نخست مدیون خواندن کتابیان کولارژ وسپس کتاب شاهپور آلیانی هستم که به جزئیاتی اشاره دارند که درهیچ منبع دیگری بدانهااشاره نشده است والبته این خود نیز نشان می دهد که خاطرات نویسان جنگل که بیشتر از یاران گیلک کوچک خان بوده اند به سبب دورماندن از تشکیلات جنگل دراین دوره به این بخش از تحولات جنگل چندان آگاهی نداشتند ).
پایان بخش دوازده - ادامه دارد