سینما و تلویزیون در میانه واقعیت و داستان(فرانسوا ژوست ترجمه محسن قادری)

Tasvir-Jost-ghaderi.jpg

آنچه در پی می آید برشی کوتاه از نوشته فرانسوا ژوست درباره مفاهیم واقعیت و داستان و به هم تنیدگی آنها درهنرهای دیداری امروز است.او معتقد است اگر چه داستان و روایت در طی سده ها تعاریفی را برای خود قائل بوده اند اما تصویر که خود یکی از عناصر اصلی روایت در روزگار ماست همچنان از پذیرش تعاریف مشخص دوری گزیده و نوعی ابهام و تردید را درخود نهفته دارد.از دید او هرجا که تصویر پا به میان می گذارد بدبینی و تصور فریب نیز پا به میان می گذارد
با آنکه دیر زمانی از ابداع تصویر متحرک می گذرد اما هنوز این ابزار گونه ای عدم یقین و بی اعتمادی را در بیننده بر می انگبزد.به ویژه این امر بیشتر از همه هنگامی جلوه گر می شود که پدیدآورنده تصویر دعوی بیان حقیقت یا واقعیت را داشته باشد.این بحث که امروزه به یکی از مباحثات محوری نقد فیلم مستند تبدیل شده، پدید آورنده مستند و بیننده آن را به طور جدی بر سر دو راهی قرار داده است.بسیاری از مستندسازان امروز بدون آنکه درباره اصطلاح مستند نظر واحدی باشند آن را به سادگی و گاه از سر بی میلی به کار می گیرند زیرا این اصطلاح چنان دربافت رسانه ای امروز و در چارچوب ذهنی بینندگان تنیده شده که تغییر یا جایگزینی آن با اصطلاحی دیگر عملا ناممکن است.بینندگان مستند نیز اگرچه به گونه عام این اصطلاح را می پذیرند اما تعریف درستی از آن در ذهن ندارند.آنان به هرآنچه که داستانی نباشد مستند می گویند در حالی که این درست همان مشکلی است که مستندسازان با واژه مستند دارند زیرا نفی چیزی و پذیرش چیزی که چیز دیگر نیست در خود نوعی تناقض را نهفته دارد
باید به این نکته نیز توجه داشت که در دنیای فیلم داستانی نیز چنین تناقضی از آغاز پیدایش سینما وجود داشته است.هنوز در این باره که سینمای داستانی برای پرورش روایت از چه ساز و کارهایی بهره می گیرد که ما نام داستانی بر آن می نهیم اتفاق نظر واحدی وجود ندارد.این بحث تا آنجا پیش می رود که برخی تحلیل گران سینما مباحثه مشهور« واقعیت و خیال» را پیش می کشند و در واقعی بودن یا نا واقعی بودن قصه نیز به تردید می پردازند: تردید در این باب که آنچه را خیال می دانیم و عنصر بنیادی سینمای داستانی می خوانیم تا چه حد دور از واقعیت است و یا تا چه حد خیالی است
در بحث سینمای مستند به عنوان رسانه ای که دعوی نشان دادن یا تبیین واقعیت را دارد موضوع تا حدی پیچیده تر و حساس تر است.زیرا سینمای مستند همچنان دعوی ارتباط نزدیک خود با دنیای واقعیت را حفظ کرده و از سوی دیگر پیوند نزدیک تری با رسانه های ارتباط جمعی دارد.یعنی نقش آگاهی رسانی آن بیش از هر چیز خود را نمایان می سازد.این بحث زمانی داغ تر شد که تعدادی از مستند سازان معاصر برخی از موضوعات و رخدادهای مهم دنیای امروز را دستمایه کار خود قرار دادند و از قضا با فروش بسیار بالایی نیز برخوردار شدند. بنابراین این با نمایش موفقیت آمیز این فیلم ها این پرسش به میان آمد که آیا استقبال بینندگان از این فیلم ها نشانه وفاداری آنها به واقعیت یا موفقیت آنها در نزدیک شدن به این مفهوم بنیادی مستند بوده یا صرفا این مستند سازان افرادی فرصت طلب و سودجو بوده اند که وقایع سرنوشت ساز و تکان دهنده تاریخ معاصر را دستمایه ساخت فیلم های پر فروش کرده اند.آیا این مستند سازان از خاطره ذهنی بینندگان خود و حساسیت آنان به موضوعاتی که دستمایه کارشان بوده آگاهی داشته اند؟آیا واقعیت بیش از آنکه دغدغه کار آنها باشد صرفا بهانه ای برای طرح موضوعات سیاسی و فرو شکستن چهره سیاست مداران همروزگارشان بوده است.
محسن قادری


کم و بیش همه می دانند دروغ چیست.هرکسی مرز میان چیزی که زندگی می کند و چیزی که ابداع می کند را دنبال می کند.حتی برای داستان که چیزی حدود ده سده به مباحثه گرفته شده این امکان وجود دارد که تعریفی حداقل چون این تعریف را برای خود قائل باشد:«خلق و ابداع چیزهای تخیلی و غیر واقع».(لاروس،1996).اما چرا به محض این که پای تصویر به میان می آید قطع و یقین های ما فرو می ریزد؟برخی بی تعارف می گویند که تصاویر دروغ می گویند،برخی نیز اذعان می دارند که تصاویرمجعول و ساختگی اند و برخی دیگر معتقدند به محض اینکه روایت پا به میان می گذارد داستان هم از راه می رسد.داستان از کجا برمی خیزد، آیابرخاسته از تاثیر تصویر متحرک است ؟آیا برخاسته از خود تصویر است؟آیا از کابران آن است؟از روایت است؟برای پاسخ به این پرسش باید شیوه هایی را که ما به تصاویر نگاه می کنیم و نیز باورهای مرتبط با آنها را مورد بررسی قرار داد.در وهله نخست،با بررسی معانی متفاوتی که ما از زمان افلاطون به بعد به اصطلاح«داستان» می دهیم سه چهره پا به میان می گذارند:مقلد،دروغ گو و جاعل که این هر سه همچنین آشکار کننده سه روش برای در شمار آوردن تصاویر به مثابه نشانه ها هستند.

با این حال این طبقه بندی چیزی نیست جزگام آغازینی برای درک این نکته که چگونه واقعیت و داستان در طی سال ها بر پرده های نمایش ما به هم تنیده شده اند:به عنوان مثال می توان به بازنمایی تلویزیونی مستقیم تصاویر یازده سپتامبر،بلر ویچ*،و یا همچنین «تلویزیون واقعیت»اشاره کرد.پذیرش یا عدم پذیرش این تصاویرازسوی بینندگان نشان می دهد که نقش« باورها »بسیارتعیین کننده تراز«پیش آگاهی ها»نسبت به تصویر و در نتیجه تفسیرآن است.اما در اینجا باید پرسید که باورها چگونه خود را شکل می دهند.تهیه کننده ها و پخش کننده ها بر پایه تبلیغات و ایجاد انگیزه ها،چه چیزی را با نویدهایی که به عامه مردم می دهند مستقیما دنبال می کنند؟برای پاسخ به این پرسش،لازم است دنیاهای تصویر را به بررسی گذاشت که زمینه کلی تصورات و برداشت ها و سامان دهی و پذیرش اسناد دیداری شنوایی را پدید می آورند.

فرانسوا ژوست نظریه پرداز تصویر و استاد دانشگاه پاریس 3(سوربون جدید)است.

جایگاه
استاد
نظریه پرداز تصویر

پیشینه کاری
استاد علوم اطلاعات و ارتباطات در دانشگاه پاریس (3/ سوربن نو)
مدیر مرکز مطالعات تصویرو اصوات رسانه ای در پاریس. در فاصله سال های 1977 تا1987 برنامه های بسیاری را برای تلویزیون می نویسد و کارگردان چندین فیلم از جمله «مرگ یک انقلابی توهم زده»را بر عهده دارد.

تخصص ها
ژوست به عنوان متخصص تصویر مشخصا پیرامون روایت سینمایی و داستان به کار پرداخته است.او همچنین به بررسی درباره رابطه میان سینما و تلویزیون گرایش داشته و در این چارچوب مشخصا به «تله رئالیته» علاقه بیشتری داشته است.او در سال های اخیر در گسترش مطالعات نظری درباب تلویزیون از طربق مدیریت تعدادی نشریه و گردهمایی در فرانسه نقش داشته است.

کتاب شناسی
حاصل پژوهش های او مقالات بسیاری در نشریات داخلی و خارجی و این کتاب ها بوده است:
روایت سینمایی با همکاری آندره گودرو،نشر ناتان،پاریس،1990

دنیا در تصویر ما،نشر مردین کلینکسک،1993

عصر نگاه،از تصویر تا بیننده،نشر مردین کلینکسک،1998

اندیشیدن به تلویزیون،نشر ناتان،1998

مقدمه ای به تحلیل تلویزیون،نشر الیپس،1999

تلویزیون روزمره،نشر دو بوئک،2001

امپراطوری لوفت،نشر دیسپوت،2002

تلویزیون روزمره:در میانه واقعیت و داستان.نشر دو بوئک،2003

فرانسوا ژوست همچنین رمانی نوشته که مشخصات آن این است: «چشمه آب گرم استابیز»،نشر ام کا لیتراتور،1990

Blair Witch*

فیلم ترسناکی که در سال 1999 با بودجه کم توسط دانیل مریک و ادواردو سانچزساخته شد و نشان می دهد که سه دانشجوی سینما پس از رفتن به جنگل به طرز اسرار آمیزی ناپدید می شوند و شخصیتی نامریی آنها را نجات می دهد.این فیلم با فروش بسیار بالایی برخوردار شد زیرا سازندگان آن با بازاریابی اینترنتی تبلیغ زیادی راه انداختند و با برانگیختن حدس و گمان ها و ایجاد باور در ذهن مردم این امکان را پدید آوردند که تصور شود این سه تن براستی در جنگل«بورکیتسویل» درمریلند گم شده اند .این خود موجب بروز مشکلاتی برای اداره پلیس منطقه فردریک کانتی شد.پیش از اکران این فیلم نیز پخش فیلمی درباره این افسانه در یکی از شبکه های تلویزیونی امریکا به حدسیات مردم شدت بیشتری بخشیده بود.همچنین پخش مصاحبه های واقعی افراد خانواده های این گم شدگان ،موجب ایجاد تصور درباره واقعی بودن رویدادهای این فیلم شد.




François Jost : Cinéma, télévision : entre réalité et fiction
LEMONDE.FR | 30.06.04 | 18h25  •  Mis à jour le 18.03.05 | 17h34

La conférence de l'Université de tous les savoirs du jeudi 15 juillet 2004, par François Jost, théoricien de l'image.

Thème de la conférence :

Tout le monde sait à peu près ce qu'est mentir. Chacun trace la frontière entre ce qu'il vit et ce qu'il invente. Même pour la fiction, qui prête à bien des discussions depuis quelques dizaines de siècles, il est possible de s'accorder sur une définition minimale comme "création, invention de choses imaginaires, irréelles" (Larousse, 1996). D'où vient alors que, dès qu'intervient l'image, nos certitudes vacillent ? Les uns affirment sans ambages que les images mentent, les autres qu'elles sont manipulées, d'autres que, dès qu'il y a récit, il y a fiction.

D'où vient la fiction, s'agissant de l'image animée ? De l'image elle-même ? De ses utilisateurs ? Du récit ? Pour répondre à cette question, il faut interroger aussi bien les façons dont nous regardons les images que les croyances qui s'y rattachent.
Dans un premier temps, de l'examen des divers sens que l'on donne au terme "fiction" depuis Platon se dégagent trois figures - l'imitateur, le menteur, le faussaire -, qui révèlent aussi trois façons pour les images d'être signes.

Cette classification n'est pourtant pas qu'un premier pas pour comprendre comment réalité et fiction s'entrecroisent sur nos écrans depuis quelques années : qu'il s'agisse de la retransmission télévisée en direct du 11 Septembre, de Blair Witch ou, encore, de la télé-réalité, les fluctuations de la réception ont montré que les croyances jouent un rôle bien plus déterminant que les savoirs sur l'image dans son interprétation. Comment se structurent ces croyances, que visent directement les promesses que font au public les producteurs et les diffuseurs par le biais de la publicité et de la promotion ? Pour répondre à cette question, on se propose, dans un second temps, d'explorer les mondes de l'image qui construisent le terrain commun à la conception, la structuration et la réception des documents audiovisuels.

François Jost est théoricien de l'image et professeur à la Sorbonne-Nouvelle - Paris-III.

Statut
Professeur
Théoricien de l'image

Parcours
- Professeur de sciences de l'information et de la communication à la Sorbonne-Nouvelle - Paris III
- Directeur du centre d'études des images et des sons médiatiques à Paris (Ceisme)
- Entre 1977 et 1987, il a écrit plusieurs programmes pour la télévision, et il a été réalisateur de plusieurs films, dont La Mort du révolutionnaire halluciné.

Spécialités
Spécialiste de l'image, il a travaillé notamment sur la question du récit cinématographique et sur la fiction. Il a ainsi été conduit à s'interroger sur les rapports entre le cinéma et la télévision, et s'est intéressé dans ce cadre notamment à la télé-réalité. Il a contribué ces dernières années à développer en France les études théoriques sur la télévision par la direction de numéros de revues et de colloques.

Bibliographie
Il a écrit de nombreux articles dans les revues nationales et internationales, et est l'auteur de plusieurs ouvrages :
- Le Récit cinématographique, avec André Gaudreault, Nathan, Paris, 1990
- Un monde à notre image, Méridiens Klincksieck, 1993
- Le Temps d'un regard, de l'image au spectateur, Méridiens Klincksieck, 1998
- Penser la télévision, Nathan, 1998
- Introduction à l'analyse de la télévision, Ellipses, 1999
- La Télévision du quotidien, De Boeck, 2001
- L'Empire du loft, La Dispute, 2002
- La Télévision du quotidien : entre réalité et fiction, De Boeck, 2003

Il est aussi l'auteur d'un roman, Les thermes de Stabies, MK Littérature, 1990.
کلیه حقوق این پایگاه، برای پایگاه اطلاع رسانی ناصر فکوهی محفوظ است.