کودکان خیابانی در کنیا(نفیسه ایمانی)

marefi-kenia ;last.jpg
Street Children in Kenya: Voices of Children in search of a childhood, Philipe Leroy Kilbride, Greenwood, 2000.


کودکان خیابانی در کنیا: آوای کودکان در جستجوی کودکی.

این کتاب حاصل یک تحقیق بین‌المللی و بین رشته‌ای می‌باشد، که توسط سه نفر هدایت شده است. Collette Sudaکولت سودا ،  یک جامعه‌شناس روستایی،  انوس نجرو فیلیپ لوروا کیلبراید) که هر دو انسان‌شناس هستند. هر سه نفر در ایالات متحده تحصیل کرده‌اند و هر یک به دلیل انجام تحقیق در یکی از حوزه‌های درون‌نگر و برون‌نگر (insider-outsider) مناسب بوده‌اند. E.N و C.S کنیایی بوده و کار را در زمینه زبان محلی، تفسیرهای فرهنگی و تعمیم‌های کاربردی پشتیبانی می‌کنند. P.K به عنوان محقق برون‌نگر مردم‌نگاری کرده است.

P.K و E.N تحقیق در مورد کودکان خیابانی را با هم از سال 1993 شروع کردند و از سال 1994 با حمایت National Science Foundation ، کار را ادامه دادند. در سال 1999 تحقیق میدانی به پایان رسیده است. C.S از سال 1996 برای نوشتن کتاب به گروه پیوسته است.
به مساله کودکان خیابانی نمی‌توان به صورت پدیده‌ای مجزا از بافت فرهنگی نگریست و پیچیدگی‌های اجتماعی این ساده‌انگاری را به چالش می‌کشد. با این دیدگاه کل‌نگرانه نشان می‌دهیم که کودکان خیابانی در کنیا مانند سایر کنیایی‌ها برای مثال در نهادهای ساده، کار غیررسمی، عقاید فرهنگی و روابط خانوادگی هستند. با این حال کودکان خیابانی هم در ذهن خودشان و هم از نگاه عمومی یک مقوله اجتماعی مجزا به شمار می‌روند. این کتاب دلایل این امر و شخصیت‌های اجتماعی را که بین این کودکان مشترک است را نشان می‌دهد.
در این کتاب به طور نظام‌مند در مورد دختران خیابانی اطلاعاتی داده می‌شود... نویسندگان پس از وارد کردن متغیرهای مختلف و مشخص کردن تفاوت‌های جنسیتی در تحلیل، در نهایت به این نتیجه می‌رسند که دختران و پسران در کنیا در یک برچسب عام و بسیاری از مشکلات مشابه شریک هستند و تفاوت عمده‌ای بین آن‌ها دیده نمی‌شود.
در کنیا هم مثل سایر کشورهای دنیا بیشتر کودکان خیابانی پسران هستند و دامنه سنی این کودکان از نوزادی تا 16 و 18 سالگی متغیر است. کودکانی که درخیابان زندگی می‌کنند و در خیابان و پیاده‌رو می‌خوابند 20% از کل کودکان خیابانی را تشکیل می‌دهند و 80% از کودکان خیابانی تنها در خیابان کار می‌کنند و شب به خانه برمی‌گردند. کودکانی که در خیابان زندگی می‌کنند غذاهای دور ریخته شده مثل ضایعات سبزی و میوه فروشنده‌های دوره‌گرد و تخم‌مرغ، نان و گوشت ضایعات رستوران‌ها را می‌خورند. در کنیا هم کودکان خیابانی همین وضع را دارند و به همین دلیل به  Chokora معروفند. (این کلمه در زبان سواحیلی به معنی آشغال‌گردی به دنبال غذا و چیزهای ارزشمند دیگر است.)
البته به نظر می‌رسد آغاز فرایند خیابانی شدن کودکان از شکل‌گیری گروه‌های کار خیابانی است و به قول گلاسر(1994) کودکان خیابانی عموما با کارهایی که انجام می‌دهند خوانده می‌شوند. در کنیا نسل اول پسران خیابانی به عنوان «Parking boys»  شناخته می‌شدند، زیرا به جاگیری و پارک ماشین‌ها کمک و تقاضای پول می‌کردند.
کودکان خیابانی بارها در حال بوکشیدن چسب دیده شده‌اند و به اعتیاد به چسب معروف هستند. به همین دلیل بطری چسب در ذهنیت عمومی به طور منفی به عنوان چیزی که در کنیا و جاهای دیگر می‌تواند مخصوص کودکان خیابانی - کودکان خرابکار و مضر برای جامعه- تعریف شود، نمادپردازی شده است.
یافته اساسی و جالب تحقیق در مورد کودکان خیابانی کنیا این است که شباهت‌های زیادی بین این کودکان و همتایانشان در سایر نقاط دنیا وجود دارد. محققان تاکید می‌کنند که پدیده کودکان خیابانی، علی رغم تفاوت‌های فرهنگی، یک پدیده جهان‌شمول است. از نظر آنها همه کودکان خیابانی چه پسرانی که به کارهایی همچون پارک ماشین‌ها مشغولند و چه دختران روسپی که تنها راه زنده ماندن را در این کار می‌‌بینند –  Glasser  در این مورد از اصطلاح Survival sex  استفاده می‌کند –  اعضایی از گروه کارگران فقیر جامعه هستند.
رشد چشمگیر اقتصاد بین‌المللی با مقتضیات اقتصاد جهانی برای قیمت‌های رقابتی به بازارهای محلی فشار وارد کرده است که نیروی کار ارزان شود. این مساله اغلب شامل کودکان به عنوان کارگر نیز می‌شود. سیاست‌های تعدیل ساختاری به معنای تثبیت اقتصاد رسمی است، که به فقیرترین گروه‌ها مخصوصا زنان و کودکان فشار وارد می‌کند. به این ترتیب فقر ناشی از عوامل تعدیل ساختاری و اقتصاد جهانی دلایل کلان شکل‌گیری پدیده کودکان خیابانی به شمار رفته است.
گسستگی خانواده خصوصا فقدان پدر در یک بافت اجتماعی پدرسالار از دلایل دیگر این پدیده است. این کتاب معتقد است که مدل فرهنگی پدرسالاری می‌تواند موقعیت اجتماعی کودکان خیابانی در کنیا و شاید سایر کشورهای آفریقایی را توضیح دهد. اقتدار زیاد مرد در این بافت فرهنگی باعث می‌شود که پسران خانواده‌های زن‌سرپرست در حوالی سن بلوغ خانواده را ترک کرده و زندگی خیابانی را ترجیح می‌دهند. البته همین ساختار اجتماعی ممکن است پیامدهای کاملا متفاوتی برای کودکانی که تحت نظام‌های فرهنگی مختلف زندگی می‌کنند داشته باشد.
جنگ داخلی و ناامنی در کنار الگوی پذیرفته شده مهاجرت مردان باعث می‌شود که پسران از شرایط فقر و ناامنی ناشی از جنگ به شهرهای بزرگ مهاجرت کنند و یا والدین آن‌ها را به این مهاجرت وادارند.
اما به طور کلی همچنان که در آغاز اشاره شد بیشتر کودکان خیابانی کنیا خانه و خانواده دارند و خانواده آن‌ها محصول مهاجرت توده‌ای به شهر هستند که بیشتر در سال 1963 به نایروبی اتفاق افتاد. بسیاری از کنیایی‌های بزرگسال یا کودک به این معنا «بی‌خانمان» هستند که از موقعیت محلی و وطن خودشان دور افتاده‌اند، نه این که در شهر خانه و شغل نداشته باشند.
 
آدرس کتاب در گوگل بوکز

 

 

کلیه حقوق این پایگاه، برای پایگاه اطلاع رسانی ناصر فکوهی محفوظ است.