فهرست
فرهنگ: یکسانسازی سیاسی از طریق نوشتار
واژگان قدرت تاثیرگذاری بسیار زیادی دارند زیرا نشاندهنده شیوه تفکر و ساختارهای ذهنی افراد برای شناخت و برقراری ارتباط با جهان پیرامون است که در آنها درونی شدهاست. بنابراین واژگان به رسمیت شناخته شدهای که در سطح گسترده به کار میروند و ترویج میشوند در حقیقت نماینده جهانبینی خاصی هستند که متعلق به ساختار مسلط جامعه است. واژه فرهنگ در زبان چینی به عنوان زبان گروه مسلط با این رویکرد قابل بررسی است.
Wenhua در زبان چینی به معنای فرهنگ است که خود از ترکیب دو واژه به وجود آمدهاست: wen به معنای نوشتار یا مجموعه ویژگیهای روحی نویسنده که به نوشتار منتقل میشود (در حقیقت متن یک نویسده خود آن نویسنده است) و hua به معنی تغییر کردن یا قدرت سیاسی متمرکز و مشروعی که با تغییر دادن تفاوت در حاشیهها برای رسیدن به هماهنگی عمل میکند.
فرهنگ در معنای پذیرفته شده کنونی به معنای تمام عناصر و سازوکارهای مادی و ذهنی است که زندگی افراد را معنی میدهد قرار دادن این تعریف انسانشناختی از فرهنگ در کنار تعریف چینی آن باعث میشود که فرهنگ در چین به عنوان وسیلهای برای یکسانسازی از طریق قدرتمندترین ابزار یعنی نوشتار شناخته شود. زیرا اگر نوشتار خود فرد است یکسانسازی آن بر اساس ساختار مورد نظر به معنای یکسانسازی افراد بر اساس همان ساختار است. شناخت تغیرات ایجاد شده در منسک بازگشت ارواح از سوی دولت مرکزی به درک بهتر این مسئله کمک میکند.
قوم یی yi
منسک باز گشنت ارواح به عنوان منسکی که بازنمود بخش عمده جهانبینی قوم یی است از سوی دکتر نوو برای بررسی انتخاب شدهاست. قوم یی یکی از 56 «ملیت اقلیتی» چین است که در جنوب غربی این کشور سکونت دارد اما نامیده شدن این قوم با نام «یی» خود به سیاست دولت کمونیستی چین برای کنترل بهتر جمعیت 7 میلونی این قوم بازمیگردد، که در 4 ایالت پراکنده شدهاند و خود نیز منشا قومی یکسانی برای خود قایل نیستند. قوم یی به 6 زبان و 40 گویش از خانواده زبانی تبتی- برمهای و نه چینی سخن میگویند . منسک بازگشت ارواح به بخشی از قوم یی تعلق دارد که در منطقه شیلین در ایالت یوننان زندگی میکنند که به «جنگل سنگها» معروف است. طبیعت سخت منطقه شیلین از دشتهای مرتفعی تشکیل شدهاست که معیشت خودکفا مبتنی بر کشت برنج نتیجه آن است. این مسئله در کنار دشواری برقراری ارتباط با سایر نواحی باعث فقیر شدن مردم این ناحیه شدهاست.
ارتباط با ارواح نیاکان/ نظمدهنده جهان زندگان
منطقه مورد بررسی شامل 300 روستا است که تنها در شکل کلی جهانبینی با یکدیگر مشابهت دارند، یعنی اعتقاد عمومی مبتنی بر قدرت ارواح در گذشتگان در تاثیر گذاری بر جهان زندگان.اما روستاهای این منطقه شکل شاخهای دارند یعنی هر روستا نیاکان بنیانگذار مخصوص به خود را دارد که ارواح این نیاکان هر یک به شکلی بر روی روستای خود تاثیر میگذارند و به اشکال خاصی نیر میتوان با آنها ارتباط برقرار کرد.
اجرای هر کدام از مناسک در این روستاها شامل برقراری با ارواح است، اما اما منسک بازگشت ارواح اصلیترین آنها محسوب میشود. اعتقاد براین است که روح بعد از مرگ دوپاره میشود: بخشی از روح همراه با کالبد به خاک سپرده میشود و بخش دیگر در محل زندگی متوفی سرگردان میشود. روح به دلیل این سرگردانی و ناآرامی باعث برهمخوردن نظم جهان زندگان میشود. در این جا است که شمن به دلیل توانایی برقراری ارتباط با ارواح صاحب نقش تعیین کننده ای در روستا میشود.
شمن: کالبدی برای برقراری ارتباط میان جهان ارواح و زندگان
Bimo یا شمن هر روستا قادر است تا با ارواح بنیانگذاران و درگذشتگان آن روستا ارتباط برقرار کند و با تامین خواستههای آنان روستا را در برابر حوادث ناخوشایندی حفظ کند که حاصل سرگردانی ارواح است . شمن در برابر محافظت از روستا جایگاه اجتماعی چندان متفاوتی از سایر اهالی روستا به دست نمیآورد. شمنها مانند سایر اهالی روستا کشاورز هستند و جز در زمان اجرای مراسم از سایر اهالی متمایز نمیشوند در منطقه شیلین امکان انباشت ثروت برای شمنها وجود ندارد، زیرا فقر پدیدهای فراگیر در جامعه است و شمنها در برابر کار خود دستمزدی دریافت نمیکنند. تنها امتیاز شمنها در برابر توانایی برقراری ارتباط با ارواح به جایگاه نسبتا مناسبتر آنها در موقعیتهای دشوار اقلیمی باز میگردد، زیرا مردم برای به دست آوردن رضایت ارواح درگذشتگان خود عموما برای آنها غذا میآورند که شمن اجازه استفاده از این غذاها را دارد. باید در نظر داشت که شمنها قدرت تاثیرگذاری و تسلط بر افراد روستا را ندارند، زیرا جمعیت اندک روستا و انباشت ثروت محدود نیاز به تصمیمگیریهای دشوار و پیچیده را از بین میبرد و از سوی دیگر خود شمن فرد مقدسی محسوب نمیشود، بلکه تنها کالبد وی وسیلهای برای برقراری ارتباط با ارواح است.
سنت شمنی در روستا عموما از پدر به پسر انتقال مییابد که البته لزومی در این تداوم موروثی وجود ندارد. بلکه شرط اصلی شمن شدن پذیرش از سوی مردم است که با مراجعه کردن یا نکردن آنها به شمن جدید و حتی شمن قدیمی تعیین میشود.
کالبد شمن تجلی سه عنصر نوشتار، نفس و خون است که ترکیب و توالی این سه عنصر امکان برگزاری منسک بازگشت ارواح را به وجود میآورد. به هم پیوستگی این سه عنصر در حدی است که در زبان قوم یی یک واژه یعنی se برای هر سه به کار می رود.
نوشتار: تدوام کالبد شمن تا ابدیت
نوشتار قوم یی شامل 1300 حرف است و از بالا به پایین و از چپ به راست نوشته میشود (نوشتار چینی شامل 50000 حرف است و از بالا به پایین و راست به چپ نوشته میشود) و هر حرف تنها یک تلفظ دارد.
در بررسی مولفه نوشتار باید توجه داشت که که نمیبایست شمنیسم این منطه از چین را با ادیان کتابی(اهل کتاب) یکی دانست . در ادیان مبتنی برکتاب مانند یهودیت و اسلام نوشتار تقدس دارد زیرا سخن موجودی مقدس و فرا انسانی را بیان میکند، پس تابوهای زیادی پیرامون شرایط لمس آن وجود دارد اما در شمنیسم نوشتاری خود متن مرکزیت مییابد آن هم در زمانی که توسط شمن خوانده میشود و از آن جا که هر شمن متن مخصوص به خود را دارد متن تا زمانی معتبر است که شمن زنده باشد.
نوشتار مولفه اصلی منسک بازگشت ارواح است و در این جا است که شمن از سایر اهالی روستا متمایز میشود، زیرا نوشتن در چین توانایی است که تنها عدهای محدودی آن را در اختیار دارند که عمدتا از اشراف جامعه محسوب می شوند. اما چرا نوشتن در ارتباط با منسک ارواح تا این حد حایز اهمیت است؟
عقیده بر این است که متن موجودیتی زنده دارد زیرا موجودیت شمن به نوشتار منتقل میشود و خطوط همانند جاری شدن خون شمن بر کاغذ است به عبارت دیگر نوشتار تداوم کالبد شمن است. اهمیت نوشتار در همین نکته است، موجودیت ابدی نوشتار در برابر کالبد فانی انسان اهمیت مییابد، زیرا با نوشتن روح انسانی که قادر به برقراری ارتباط با ارواح است از کالبد فانی خارج شده و با حضور بر روی کاغذ تداوم یافته و از سرگردانی پس از مرگ نیز رهایی مییابد به همین دلیل نیز هر شمن متون مخصوص به خود را دارد، زیرا هر شمنی به شیوه خاص خود و بر اساس ویژگیهای روحی خود با ارواح ارتباط برقرار میکند.
تداوم نوشتار مستلزم تداوم حامل نوشتار است به همین دلیل نیز کاغذ متون شمنی در فرهنگ قومی یی اهمیت مییابد فرایند آمادهسازی کاغذ در حقیقت مناسک آمادهسازی انتقال کالبد شمن به نوشتار محسوب میشود.
آماده ساختن لباس های مردم این منطقه از ماه نوامبر تا تا آوریل به طول میانجامد یعنی در فصل خشکی که کشاورزی امکان پذیر نیست یعنی تلاش برای برقراری ارتباط با ارواح به عنوان تنظیم کنندگان امور این جهان و گذشتن از فصلی که معیشت و زندگی روستاییان را در تنگنا قرار میدهد با زمان تهیه لباس ها یکی است. از سوی دیگر این تداوم زمانی تمثیلی از ابدیت داشتن متون شمنی نیز محسوب میشود. جامگان از پوست بز و توسط زنان بافته میشود که هر دو در فرهنگ قوم یی نمایانگر باروری و زایش هستند و به این ترتیب این لباس ها نیز وارد چرخه حیات و زایش میشود. پارچه ها به صورت سفید با راهراههای سیاه بافته میشود که این شکل تمثیلی از پوست ببر است، حیوان مقدسی که خدای خاک و زمین و محافظ دهکده است تا کاغذ در تمثیلی دیگر به نماد محافظت از زندگی تبدیل شود. شمن بر روی کاغذ مطالبی را مینویسد که که میخواهد به روح فرد درگذشته منتقل کند این مطالب بسیار متنوع هستند و شامل متون کیهانشناختی، اسطورهشناختی و سفرهای شمن به آسمان می شوند و حتی تصاویر ارواح نیز بر روی کاغذ کشیده می شود. شمن کاغذ را بر روی تابلوی چوبی بالای قبر قرار میدهد بر روی این تابلو نام فرد متوفی به دو زبان قوم یی و چینی نوشته شده است.
نفس: جاری شدن روح شمن در جهان
نفس یا خواندن عنصر بعدی شکلدهنده به منسک بازگشت ارواح است و در این جا تفاوت دیگر شمنیسم نوشتاری با ادیان کتابی مشخص میشود در حالی که در ادیان مبتنی برکتاب متن در ذات خود مقدس است نوشتار در شمنیسم مورد بررسی زمانی اهمیت مییابد که توسط شمن خوانده شود. Bimo را ارباب مزامیر معنی کردهاند و این توانایی دیگر شمن یعنی خواندن متن را بیان میکند، زیرا وی با این خواندن پیام و خواستهها را به روح فرد درگذشته منتقل میکند. مهارت شمن در خواندن باید به شکلی باشد که بتواند نوشتار را به شکلی از موسیقی تبدیل کند و این در حالی است که متون شمنی بر اساس اصول موسیقایی نوشته نشدهاند بلکه خود شمن باید در زمان خواندن متن را به ابیاتی با 5 واژه تبدیل کند و پس از هر بیت با نفس تازه کردن و تغییر لحن به آن شکل موسیقایی دهد. شمن در تبدیل نوشتار به موسیقی از کالبد خود و ابزار فیزیکی استفاده میکند، هر شمنی با سرعتی خاص بدن خود را به عقب و جلو حرکت میدهد که با شیوه خواندن متن هماهنگ است و در همین زمان زنگولهای را دست راست خود میگیرد و با حرکت دادن به خواندن خود ریتم میدهد.
خون قربانی: انتقال پیام شمن به ارواح
خون حیوان قربانی شده انتقال دهنده پیام شمن به ارواح است. شمن حیوانی اهلی را در محراب برپا شده در نزدیکی قبر فرد درگذشته قربانی میکند و سپس نوشتاری که حاوی درخواستهای وی از روح سرگردان فرد متوفی است به شکلی موسیقایی میخواند و این خواندن باعث انتقال پیام به خون قربانی میشود و در انتهای این چرخه خون قربانی خواستهها را به ارواح منتقل میکند.
با تبدیل نوشتار به خواندنی آهنگین، جوهره جانور قربانی شده از خلال خود نوشتار خوانده شده را به جهان ارواح منتقل میکند. هماهنگی نوشتار، نفس و خون با یکدیگر به شمن امکان ورود به جهان ارواح را میدهد، به عبارت دیگر این خود شمن است که به دلیل توانایی روحی و هماهنگی با جهان میتواند خود را به جهان ارواح منتقل کند.
عمومی کردن نوشتار: سیاست یکسانسازی کمونیستی
ایدئولوژی مارکسیستی معتقد است که تمامی جوامع با هر مشخصاتی که داشته باشند، در نهایت به جامعهای کمونیستی با مشخصاتی همانند تبدیل خواهند شد. در این میان دولتهایی که به مرحله کمونیستی رسیدهاند وظیفه دارند تا سایر گروهها را به این مرحله هدایت کنند. در نتیجه با قدرت گرفتن خزب خلق در چین و در پیش گرفتن سیاست یکسانسازی در حاشیه ها، مسئله اصلی دولت چین نه در ارتباط با سایر جوامع بلکه درون خود این کشور بود و تنوع و تعدد گروههای قومی یا همان ملیتهای اقلیتی به دغدغه اصلی دولت تبدیل شد. در جریان انقلاب فرهنگی در سالهای 1955ـ1969 دولت چین از انتقال سنت شمنی جلوگیری کرد، زیرا سنت شمنی باعث تقویت تمایز و جدایی میان روستاها میشود و در نتیجه در برابر آرمان کمونیستی قرار میگیرد.
دولت در اواخر دهه 80 سیاست خود را در تغییر داد برای درک این تغییر سیاست باید بار دیگر به معنی فرهنگ در زبان چینی به عنوان زبان ساختار مسلط بازگشت یعنی: یکسانسازی از طریق نوشتار توسط قدرت سیاسی.
چنین سیاستی در طول تاریخ چین توسط دولت مرکزی پیگیری شدهاست اما در حکومت کمونیستی به دلیل گسترش دامنه قدرت و ابزارهای کنترل و هدایت اجتماعی رابطه میان دولت و مردم به سود دولت در حال تغییر است.
شیوه دولت برای یکسانسازی تبدیل نوشتار از متنی مذهبی و اختصاصی برای شمنها به متنی لائیک و عمومی برای مردم است.
تبدیل نوشتاری مذهبی به نوشتاری لائیک
دولت چین ابتدا تمام متون شمنی را از 4 ایالتی که قوم یی در آنها ساکن هستند جمعآوری کرد و سپس با تلفیق آنها در یکدیگر متن شمنی جدیدی را ابداع کرد متن جدید با حروف محلی و زبان چینی نوشتهشدهاست که خواندن آن را برای شمنها دشوار میکند. برخی شمنها از متن جدید و گروهی دیگر با متون خود منسک را برگزار میکنند. از سال 1980 دولت شمنهای هر 4 ایالت را به پکن فرا میخواند و متنی را که شمنهای تربیت شده در سیستم دولتی تهیه کردهاند در اختیار آنها قرار میدهد، این متن جدید تایپ شده و بر روی کاغذهای معمولی تکثیر شدهاست. به این ترتیب شمن ها از افرادی با قدرت برقراری ارتباط با جهان ارواح به کارمندانی دولتی تبدیل میشوند. تناقض سیاست دولتی با سیستم شمنی در این است که در شمنیسم نوشتاری جنوب غربی چین به دلیل ساختار شاخهای روستاها هر روستا ارواح بنیانگذار و جهان بینی خاص خود را دارد ( به طوری که واژه انسان در هر یک از این روستاها متفاوت است) در نتیجه اجرای مناسک بسیار متکی بر شخص شمن است و شمنها نیز ارتباطی با یکدیگر ندارند اما در سیاست جدید، دولت با ارائه یک متن به شمنها بدون پشت سر گذاشتن هیچ یک از آیینها عملا امکان برقراری ارتباط با ارواح از بین میبرد و اجرای مراسم نیز شکلی بیمعنا خواهد بود. میتوان گفت دولت چین با صوری کردن اجرای منسک و تاکید بر نمایش بودن آن (دادن متن جدید در منطقه توریستی و در برابر دوربینها انجام میشود) جنبه تقدس و آیینی آن را از بین میبرد که در نهایت با از بین رفتن محتوی سنت شمنی نیز از بین خواهد رفت.
تبدیل نوشتاری اختصاصی به متنی عمومی
نوشتن در فرهنگ چینی نمایندگی قدرت سیاسی را به عهده دارد زیرا وسیلهای برای یکسانسازی و به هماهنگی رساندن فرهنگهای مختلف این کشور است، در نتیجه دولت مرکزی همواره نسبت به نوشتارهای رایج غیر چینی در این کشور حساسیت داشتهاست زیرا نوشتن نقطه اوج تمایز و جدایی محسوب میشود. در 4 ایالت قوم یی این نوشتار حساسیت برانگیز در اختیار شمنها است و دولت چین با اجباری کردن آموزش نوشتار چینی در مدارس به مقابله با نوشتار شمنی پرداخته است در این وضعیت اگر چه به دلیل فقر کودکان کمی آموزش را ادامه میدهند و شمنها احساس خطر نمیکنند اما در نهایت کودکان با زبان یا فرهنگ ساختار مسلط جامعه تربیت میشوند (احساس حقارت چنان از سوی ساختار مسلط در این روستاها درونی شدهاست که روستاییان فرهنگ خود را قابل بررسی نمیدانند) و ساختار مسلط در آنها در آنها درونی میشود، در نتیجه برقراری ارتباط با شمنها و فراگیری نوشتار برای کودکان دشوار میشود بنابراین با برداشتی بدبینانه میشود تصور کرد که سنت شمنی از بین خواهد رفت.