غریزه جنسی و سرکوبی آن

marefi-malinovski-gharizeh .jpg

مالینفسکی، برانیسلاو، غریزه جنسی و سرکوبی آن در جوامع ابتدایی، ترجمه محسن ثلاثی، تهران، نشر ثالث، 140 صفحه + نمایه ها

غریزه جنسی و سرکوبی آن در جوامع ابتدایی، یکی از مهم ترین کتاب های تاریخ انسان شناسی درباره جوامع موسوم به «ابتدایی» است که ارزش کنونی آنها بیشتر از آنکه در تحلیل واقعیت های این جوامع باشند، در  رابطه ای تفسیری، بازتابنده میان نویسنده-پژوهشگر با جامعه مورد مطالعه است. این کتاب نیز همچون اکثر کتاب های مالینفسکی حاصل  مشاهدات و اطلاعاتی است که وی در جزایر تروبریاند در طول اقامت چهار ساله اش در هنگام جنگ جهانی اول در این جزایر گردآوری کرده بود.  مالینفسکی کتاب را در سال 1927 یعنی 6 سال بعد از کتاب  معروف مارگارت مید با عنوان  «بلوغ در ساموآ» نوشته است که آن هم به منطقه اقیانوسیه و به  موضوعی نزدیک به موضوع «غریزه جنسی...» نزدیک است و هر چند کار مالینوفسکی به همان شدتی که کار مید به زیر سوال رفت، مورد انتقاد قرار نگرفت، اما این کتاب را هم باید همچون کار مید با سخت گیری و دید انتقادی و تیز بینانه ای مطالعه  کرد. کتاب در واقع به دوره ای برمی گردد که اروپا و آمریکا تا حد زیادی زیر نفوذ  روانکاوی نوظهور فرویدی و تزهای جسورانه ای هستند که وی به بیان در آورده است و در عین حال هنوز تاثیر کار مورگان، انسان شناس آمریکایی درباره خانواده های «ابتدایی» از میان نرفته است ( اتفاقی که در سالهای بعد  به شکل رادیکالی با زیر سئوال رفتن کتاب «جامعه باستان» وی با  تحقیقات جدید انسان شناسی انجام گرفت). در نتیجه مالینفسکی در این کتاب تلاش می کند که همچون مید در کتاب «بلوغ در ساموآ» بر خلاف جریان آب، به اثبات وجود اشکال غیر جهانشمول در غریزه جنسی و رفتارهای انسانی در این زمینه و در حوزه خویشاوندی بپردازد. نتیجه کار در عین حال که جالب و دارای ارزش تاریخی است بیشتر گویای دیدگاه های مالینوفسکی است تا واقعیت های جامعه تروبریاند. با این وصف کتاب می تواند در مجموعه ای از  متون مشابه و همچنین در رابطه با کارهای فروید و به ویژه «توتم و تابو» در خوانشی جدید قرار بگیرد و به درک ما از نظام تحلیلی پژوهشگران نسل دوم از جوامع موسوم به «ابتدایی» کمک کند. اما این کار به هیچ رو نمی تواند جایگزین مطالعات جدید بر نظام های خویشاوندی به ویژه کتب لوی استروس  و به خصوص  شاگردان وی که اکنون به بزرگان انسان شناسی تبدیل شده اند و در مقام نخست موریس گودولیه( و نقد وی بر کتاب معروف لوی استروس، ساختارای ابتدایی خویشاوندی) و فرانسواز هریتیه شود. همانگونه که خود مالینفسکی پیش بینی می کرد مطالعات روانکاوی جدید  در کنار مطالعات زیست شناسی و رفتار شناسی حیوانی  بسیاری از مطالب کتاب را به حوزه تاریخ اندیشه می رانند و بدون  خوانشی  به شدت انتقادی غیر قابل استفاده می کنند. با این وصف هنوز در این اثر تاریخی بخش های بسیار مفیدی همچون بخش چهارم آن درباره «غریزه و فرهنگ» باقی مانده است.
در مجموع مطالعه این کتاب، به شرط آنکه باورهای مالینفسکی را صرفا در  چارچوب تاریخی آنها قرار دهیم و لزوما دیدگاه های انتقادی را بر آنها مطالعه کنیم برای  دانشجویان انسان شناسی به ویژه در حوزه خویشاوندی می تواند مفید باشد.

 

 

کلیه حقوق این پایگاه، برای پایگاه اطلاع رسانی ناصر فکوهی محفوظ است.