مردم شناسی ایل کلهر(سامال عرفانی)

marefi-kalhor-gilangharb-.jpg
 

(عکس : گیلانغرب؛

منبع: سایت سهیل سلیمانی: http://www.3payeh.com/gallery/000046.php)

 



مردمشناسی قوم کُرد، با تکیه برایل کلهر، خسرو جعفر بیگی، کرمانشاه، انتشارات زانیار، 1382 ، 418 صفحه،مصور


کتاب قوم شناسی مردم کُرد،کتابی است که درباره فرهنگ مردم ایل "کَلهُر" (از ایلات مهم کُرد) نگاشته شده است که مشتمل بر پنج فصل است. مولف کتاب را با معرفی ویژگیهای آب وهوایی و جغرافیایی گیلان غرب از شهرستانهای استان کرمانشاه ،مرکز اصلی استقرار ایل کلهر، آغاز می‌کند و سپس به معرفی زبان این ایل می‌پردازد که آن را جزو زبان های کردی جنوبی با گویش کردی‌کلهری می‌داند.تعداد زیادی از مردم ایل کلهر امروز یکجانشینند و به نسبت تعداد اندکی از آنان به زندگی کوچ‌نشینی خویش ادامه می‌دهند.از صنایع دستی این ایل بافت سیاه‌چادر،چیخ،موج بافی،نمد مالی و گلیم بافی است. جعفربیگی در همین فصل به معرفی نقوش بکار رفته در صنایع دستی پرداخته و آنها را به سه دسته کلی :نقوش طبیعی، نقوش ابزاری و نقوش هندسی تقسیم می‌کند که متاسفانه در میان همه نقوش تنها به بررسی نقش مثلث می‌پردازد: « کاربرد نقش مثلث به دلایل پایه محکم و تعادل ثابت است که القا کننده استحکام و ایستادگی است،دارای خط تقارن و نقطه اوج(حالت ترقی  جویی انسان) و زیباترین شکل دوبعدی برای حالت کشش و گرایش به سوی اسمان لایتناهی  و نیایش است.»(ص 27)
از نکات قابل بحث در بررسی  و تفسیر ایشان از نقوش بکار رفته در صنایع دستی این ایل،این مسئله است که ایشان معتقدند که انسان کوچگر ابتدا نقوش انتزاعی می‌کشیده و سپس از نقوش انتزاعی به نقوش طبیعی روی آورده است: « با بررسی نقشهای عامیانه روی گلیم‌ها،موج و نمدها که شکل ابتدایی‌تری از بافت هستند، می‌توان گفت که نقشها از ابتدا به صورت مجرد و انتزاعی بوده  و به تدریج به طبیعت نزدیک شده اند،زیرا با تجزیه کردن هرکدام از نقشهای مرکب به ساده‌ترین شکل هندسی،یعنی مثلث که فقط از سه خط که دوبدو همدیگر را قطع کرده‌اند تشکیل شده است می‌رسیم»(ص 27). درصورتی که منطقی‌تر به نظر می‌رسد انسانها ابتدا از نقوش طبیعی و تکرار و تقلید از آنچه که در واقعیت زندگی در اطرافشان می‌بینند حرکت کرده و سپس به طرف نقوش انتزاعی رفته باشند.
از نقوش بسیار قابل تامل در صنایع دستی نقش بز کوهی است که درکتاب آن را در یکی از عکسها بر روی سیاه چادر می بینیم.نقش بز کوهی از هزاران سال پیش برروی سفالها کشیده می‌شده و به نظر می‌رسد که هنوز حضور خود را بر روی صنایع دستی حفظ کرده است.
از مشکلات ساختاری کتاب این مساله است که مولف ناگهان پس از پرداختن به صنایع دستی ایل کلهر به موضوع قلمرو جغرافیایی این ایل و ویژگیهای جمعیتی آن می‌پردازد،در حالی که چنین اطلاعاتی باید در همان ابتدای کتاب آورده می‌شد.
ایل کلهر بزرگترین ایل استان کرمانشاه در غرب کشور محسوب می ‌گردد. قلمرو ایل کلهر را می توان چنین مشخص نمود:ایل کلهر از شمال به محدوده ایل‌های کرند،گوران و گوران بان‌زرده،از جنوب به حوضه حکومتی والی پشتکوه (استان ایلام کنونی)از طرف مغرب به خاک کشور عراق و شهرهای مندلی و خانقین ،همچنین قشلاق ایل سنجابی و ایل کرند و از جانب شرق،به ییلاق ایل زنگنه یعنی بخش ماهیدشت و در واقع به جنوب شهر کرمانشاه(مرکز استان)محدود می گردد» (گودرزی به نقل از جعفربیگی،ص 29).
ایشان در مورد وجه تسمیه این ایل می‌نویسد«ایل کلهر از دو کلمه "کل" به معنی عبور از گردنه و بز کوهی و "ور" به معنی بریدن تشکیل شده‌است و کنایه از چست و چالاکی مردم این ایل در راه رفتن و کارهای جنگی است.از این رو به بز کوهی که از صخره‌ای به صخره‌ی دیگر می‌پرد تشبیه‌ شده‌اند و چون فارسی زبانان نمی‌توانستند "کلور" را تلفظ کنند اشتباها می‌گفتند کلهر...»( افشار سیستانی به نقل ازجعفر بیگی،ص 31)
و سرهنری راولینسون به دلیل قیافه آنان، ایشان را بازماندگان اسیران سامری دانسته که در شهر اشور به نام "کلهورهلا"اسکان شده بودند(همان). و اما گودرزی وجه تسمیه این نام را از دو کلمه "کل" به معنی بز کوهی نر(خصوصیت شجاعت و جست و خیز فراوان)و "هور " یا "هر" (درمعنای آفتاب) می داند .«درکُل مردمان این ایل به زرنگی و جنگجو بودن و داشتن چهره‌های درخشان و جذاب به این اسم موصوف گردیده‌اند»(گودرزی به نقل از جعفر بیگی،ص 31).
از نکات جالب درباره نسب شناسی این ایل،این مسله است که انها نسب خود را به گودرز فرزند "گیو" والی شهر بابل در زمان پادشاهان کیانی می‌دانند(جعفربیگی به نقل از افشارص48). طایفه های ایل کلهر عبارتنداز :عبدالمحمدی ،علیرضاوندی، شیرگه(شیرزادی)، زرگوش، کسان،صیادیان،قوچه‌ای،صالح،باپیر، زرگوش،سیاه‌سیاه ،باسکله ،جوزه...
جعفربیگی دلایل رو آوردن این ایل به یکجانشینی را چنین برمی‌شمارد:1- سیاست رضاخان پهلوی در تخته قاپو کردن ایلات 2- زندگی سخت کوچندگی 3- جنگ ایران و عراق
درمیان مردم کوچ‌روایل کلهر بیشتر کوچ عمودی رواج دارد.« محل ییلاق ایل کلهر که دامنه ارتفاعات زاگرس می‌باشد شامل: گواور،صیدایاز،میلگه و کوکا،کفراور،اطراف اسلام آباد،ماهیدشت و چله گیلان غرب می‌باشد و معمولا از اواسط فروردین ماه این کوچ شروع می‌‌گردد و تا حدود یک ماه ادامه دارد.
محل قشلاق ایل از دشتها و ارتفاعات پست تشکیل می‌گردد که شامل مناطق اطراف شهرستان گیلان غرب،میاندار اول و دوم،داربلوط،ویژنان،شک میدان،نیان و قیلان،زله زرد،سومار،نفت شهر،سومار،جول،شیرین ابه،داروند،پارومال،برپلنگ و پشته امام حسن می‌باشد.کوچ به مناطق گرمسیری از اول ابان ماه شروع می‌گردد»(ص 64).
امروزه این ایل مانند دیگر ایل‌های ایران جهت کوچ بیشتر از وسایل نقلیه استفاده می‌کنند.جعفربیگی در کتابش سازمان سیاسی ایل را معرفی کرده و سلسله مراتب قدرت ایل کلهر را به ترتیب:رئیس ایل،رئیس تیره یا طایفه،کدخدا،ریش سفید و سپس رئیس خانواده معرفی می‌کند.
ساختمان اجتماعی ایل کلهر را نیز به ترتیب :ایل،تیره یا طایفه،خِل،هوز یا تَخماره و بلاخره مال معرفی می‌کند.
روابط خویشاندی در این ایل شامل روابط نسبی ،سببی و نیز خویشاوندی آرمانی (نامیدن تمام مردان خویشاوند پدری به نام عمو و نامیدن تمام خویشاوندان مادری به نام دایی) است.نسب‌بَری در این ایل بر اساس تبار تک خطی و پدرتباری است. ازدواج در این ایل در 98% موارد تک همسری است که 52% آن درون گروهی میان خویشاوندان نسبی است.
در بخش موسیقی ایشان انواع ترانه های ایل(عاشقانه،شیردوشی،مشک زنی...) را برشمرده و نیز اشاره به "هوُره"دارد.«ترانه هوره نوعی آواز بلند است که می‌توان آنرا تراژدی نامید که نمودار خواندن و بازگوکردن واقعه‌ای جدی از وقایع تاریخی است که انسان را سخت متاثر می‌سازد و کُردان در گذشته در هنگام جنگ با بیگانگان این نوع آواز را می‌خواندند و به هیجان می‌امدند و آن از قدیمی‌ترین و اصیل ترین آوازهای کُردی است و در گذشته مردم با خواندن هوره به پرستش اهورامزدا می‌پرداختند و بدین گونه نیایش می‌کردند»(جعفربیگی به نقل از صیفی زاده،ص 196).
و نیز همچنین ایشان درباره یکی دیگر از انواع ترانه‌های کُردی به نام" قتار" می‌نویسد:«استاد جمیل روژبیانی می گوید ترانه قََتار که درمیان کُردان رایج است از واژه گاتا امده است که در دوره خود،کُرداها گاتاها را زمزمه می کرده اند وترانه هوره نیز از نام اهورا است که کُردان آنرا در هنگام جنگ به‌کار برده‌اند»(همان).
و انواع هُوره را چنین نام می برد: 1- هوره پایه موری 2- هوره قاچاقچی بر 3- هوره سوارانه 4- هوره غه‌ریوی‌چر 5- هوره دوده‌نگی چر 6- هوره لُری چر. و سپس به مبحث انواع پایکوبی در میان مردم ایل کلهر می‌پردازد که البته توضیحاتشان در این مبحث بسیار کوتاه و مختصر است به نحوی که خواننده نا آشنا با این نوع پایکوبی ،نمی‌تواند انها را تنها با خواندن ان چند سطردر ذهن خویش به تصویر آورد.ایشان در همین بخش توضیحاتی در نشانه‌شناسی و فلسفه این پایکوبی‌ها آورده‌اند که تفاسیر چندان عمیق و کاملی به‌نظر نمی‌رسند.برای مثال ایشان در فلسفه رقصی کردی به نام "چه‌پی"«فلسفه این رقص قدرت بخشیدن به قسمت چپ بدن می باشد چرا که معمولا قسمت چپ بدن در انجام امور روزمره نقش کمتری داشته و به مرور زمان تنبل می‌شود،در رقص چه‌پی قسمت چپ بدن تحرک بیشتری یافته و از خمودگی خارج می‌گردد و این نوع رقص معمولا مورد استقبال زنان است»(ص 206).
یکی از مطالب جالب قابل اشاره در این کتاب،اشاره به روز شمار کُردی و نام ماهها به زبان کردی کلهری است که به ترتیب از فروردین ماه تا اسفند ماه چنین نامیده می شوند:گیاه خیزان، نه‌وروز مانگ(دارچه‌قنه)،گوله‌زه‌رده(جیوه درو)، که‌ک کر،گاقوور،شِِرت شوان(گه‌رت گه‌رت خه‌رمان)،واهیلان(ایل که‌نان)، وه‌نوشکه که‌و(وه‌لنگه‌ریزان)،حِساوات،مانگ سیه،کیسه ته کن .«در روز شمار کردی اغاز سال (عید نوروز) با اولین ماه بهارکردی شروع نمی‌شود بلکه سال نو پس از پنج روز پنجه ابتدای اخرین ماه بهار کردی است محاسبه می‌گردد یعنی از ابتدای دی ماه»(ص 312).
مسکن عشایر:مسکن اصلی عشایر سیاه چادر است که مردم این ایل انرا "سیه مال"می‌نامند که اجزای اصلی "سیه مال" شاملِ" دِوار" و"هه‌یچه‌لوک" است.(دِوار به هریک از تخته های سیاه چادر گویند که از نخ موی بزهای سیاه رنگ بافته می‌شود و از اتصال چند تخته ان یک سیاه چادر کامل به وجود می‌اید و هه‌یچه‌لوک یک قطعه چوب مثلثی شکل با طول 25 سانتیمتر است که در قسمت قاعده ان دارای سوراخی برای وصل انها به همدیگر و پراکنده نشدن است).دیگر اجزای سیه مال ،کوُماچ، سِیون، تناف، تیلا، میه‌کت، هه‌له‌کوت، چه‌له، چیخ است.
از جالبترین مباحث این فصل ،موارد نگاشته شده درباره تقسیم بندی فضای داخل و خارج سیه‌مال و نیز تقسیم بندی فضای مسکن ثابت عشایر یکجانشین و روستایی است.
بخش چهارم این کتاب تحت عنوان سنتهای بومی ایل،چندین سنت تعاونی درمیان مردم ایل کلهر را معرفی می‌کند:
-    شیرواره:نوعی تعاونی زنانه و به معنای دست به دست کردن شیر دربین خانوار ها است
-    گه‌له‌درو:همکاری گروهی در برداشت محصول بویژه درو غلات
-    گه‌له‌جفت: همکاری گروهی در جفت کردن زمین های کشاورزی
-    برینه کردن:همکاری در چیدن پشم و موی گوسفندان و بزها
از دیگر مباحثی که اقای جعفربیگی در این کتاب به انها می‌پردازد مباحث مربوط به ضرب‌المثل،فحش و نفرین،خرافات،بازی‌ها،غذاها،پوشاک زنان و مردان،زیورآلات،مراسم عزا و عروسی،حل و فصل اختلافات، عیدنوروز و ختنه سوران است .
کتابی که جعفربیگی نگاشته است در نوع خود کتابی بسیار ارزشمند و جامع و کامل است.
ایشان در این کتاب تعداد بسیار زیادی نام‌های کُردی را آورده اند که آنها را آوانگاری هم نموده‌اند. و نکته قوت دیگر کتاب چاپ عکسها در جای‌جای مطالب کتاب است که به فهم مطالب و درک بیشتر انها بسیار کمک می‌نماید اما متاسفانه به دلیل چاپ سیاه و سفید این عکسها،کیفیت آنها بسیار پایین است.بسیاری از عکسها توسط خود نگارنده کتاب از مردم ایل گرفته‌شده است.
آخرین نکته در باره این کتاب مربوط به عنوان کتاب «مردمشناسی قوم کُرد با تکیه بر ایل کلهر»است.این کتاب با توجه به مطالب آن بیشتر یک مردمنگاری است تا مردمشناسی و به همین دلیل به‌نظر می‌رسد بهتر بود که ایشان از اصطلاح مردم‌نگاری ایل کلهُر استفاده می‌کردند.چنین عنوانی بسیار جامع‌تر و کامل‌تربوده و شامل تمام مواردی می‌شد که ایشان درباره ان نگاشته‌اند.و دیگر اینکه ایل کلهر یکی از ایلات مردم کرد است و نامیدن چنین کتابی به نام مردمشناسی قوم کرد چندان صحیح به نظر نمی رسد حتی اگر دارای زیر عنوانِِِ   "با تکیه بر ایل کلهر"باشد.چنین عناوینی بیشتر نوعی جلب نظر خوانندگان بیشتر به این کتاب به نظر می‌رسد تا عنوانی علمی و دقیق در وصف مطالب کتاب.

کلیه حقوق این پایگاه، برای پایگاه اطلاع رسانی ناصر فکوهی محفوظ است.