فهرست
به سوی شهرسازی انسانگرا، نویسنده محمود امیر یار احمدی، ویراستار حشمت الله نا در شاهی، تهران : شرکت پردازش و برنامه ریزی شهری ، 1378 .
شهرها را می توان محصول تلاش انسانها در جهت بهبود شرایط زندگی و نیل به آسایش و امنیت هرچه بیشتر دانست که تا قبل از وقوع انقلاب صنعتی این گونه از سکونتگاه های انسانی عرصه ظهور ویژگی های فرهنگی ساکنان آنها بوده و اقلیم و محیط طبیعی از اهمیت و نقشی بسزا در ساماندهی به شهرها برخوردار بوده اند بنابراین طراحان وسازندگان نخستین شهرها افرادی نبودند جزء خود ساکنان آنها که به دور از وابستگی به اصول فنی و علمی و براساس احترام به طبیعت و اعتقادات و باورهای خویش آنها را شکل داده اند به همین جهت شهرها در گذشته دارای معنا بوده و هویتی مستقل از یکدیگر داشته اند زیرا هر شهر حاصل تعامل ، تأمل و تفاهم مجموعه ساکنین آنها بوده است بنابراین هر شهربه لحاظ ویژگی های مادی و غیر مادی آن از سایر شهرها متمایز می گردیده است بر خلاف شهرهای امروز که به دلایلی چون افزایش جمعیت و رشد بی رویه شهرها ، حضور خرده فرهنگهای مختلف و نیز عدم مشارکت شهروندان در امر ساماندهی فضاهای شهری و دخالت صرف متخصصان در امر شهرسازی و معماری سبب گردیده تا شهرهایی یکدست و بی هویت شکل گیرند و بحران هویتی شهرها که مسائل و مشکلات بسیاری را با خود به همراه آورده اند سبب گردیده تا توجه بسیاری از محققان در حوزه شهر و شهرگرایی به آن مشکلات جلب گردد و درصدد ارائه راه حلهایی در جهت رفع معزلات شهرها به ویژه " کلان شهر " ها برآیند .
" به سوی شهرسازی انسانگرا " نمونه ای از پژوهشهایی است که در جهت نیل به این امر توسط دکتر امیر یاراحمدی انجام پذیرفته است . وی در این اثر سعی نموده تا با بررسی و تحلیل شهرهای قرون وسطای اروپا به اصولی یکسان میان آن شهرها و شهرهای ارگانیک وسنتی ایران دست یابد و بدین جهت در فصلی تحت عنوان " بنیادهای شهرسازی " به ارائه مباحثی چون ؛ گونه شناسی شهر قرون وسطایی ، طرح شهر در قرون وسطی ، منظر شهر در قرون وسطی و نیزاصول شهرسازی قرون وسطایی پرداخته است و در ادامه هنر ومعماری در این عصر را تشریح نموده است . وی دراین پژوهش با رویکردی تاریخی شهر و شهرگرایی را در طی قرون وسطی ودوره های پس از انقلاب صنعتی مورد بررسی قرار داده زیرا بر این اعتقاد بوده است که : " بدون ارتباط تاریخی ، آینده جلوه ای مبهم و موهوم می یابد ... تاریخ اگر هیچ گونه ارزشی نداشته باشد ، دست کم با انواع گوناگون اشتباه سروکار می یابد . ملتی که خود و استقلال خود را محترم می دارد ، نباید نتها به تدقیق در زمانهای حال و آینده اکتفا نماید بلکه برای اطمینان از دلایلی که وضعیت و هویت کنونیش را فراهم آورده اند می باید الزاما توجه خود را به زمانهای گذشته معطوف سازد . " بنابراین مولف پس از بررسی شهر و شهرگرایی در قرون وسطی به بررسی شهر و شهرگرایی در قرنهای نوزدهم و بیستم می پردازد و با در نظر داشتن شهرسازی معنا شناختی سه مدل ؛ فرهنگ گرا ، طبیعت گرا و پیشرفت گرا را در این دورانها ضمن مطرح نمودن آراء پیشگامان هر مدل مطرح می کند . نویسنده در مبحثی نیز تحت عنوان " اصول عقید تی شهرسازی " به ارائه واکنش هایی که در مقابل کلان شهرها ( مادر شهرها ) از سوی اشخاصی که همچنان پایبند به اصول انسانی شهرسازی بودند و در خلق فضاهایی سالم برای انسانها خود را مسؤول می دانستند ، می پردازد که می توان به " تصور باغ شهر " ها وارد و نیز " دیدگاه منطقه ای شهر " که نخستین بار از سوی پاتریک گوس مطرح گردید ، اشاره نمود .
دکتر امیر یار احمدی در پایان پژوهش خود به ارائه اصولی می پردازد که با در نظر داشتن این اصول می توان به سوی شهرهای انسان محور پیش رفت که عبارت می باشند از : نظم ارگانیک ، مشارکت مردمی و شناخت محیطی . وی همچنین ضمن اشاره به سه اصل مذکور برای هر یک از آنها اصول فرعی را در نظر می گیرد تا به کمک آنها زمینه برای تحقق اصول اساسی شهرسازی انسانگرا محقق گردد .