گذری بر تاریخ مستند(محسن قادری)

Tasvir-ghaderi-lumieres.jpg

(تصویر: برادران لومیر)





ازیافته علمی تا زایش رسانه نو: گذری بر تاریخ مستند(گذری بر تاریخ مستند)

این مقاله گذری بر تاریخ مستند ازآغاز تا امروز است.مقاله درسال2003 نوشته شده از این رو نتیجه گیری پایانی آن درباره رخت بربستن فیلم های مستند از پرده سینما ها(گو اینکه شاید منظورنویسنده مستندهای« خبری»باشد)چندان درست نیست زیرا امروزه گرایش به فیلم های مستند و پخش آنها در سالن های سینما هرچند نه به اندازه فیلم های داستانی، پدیده ای رو به گسترش است. همچنان که نویسنده ای دیگر اشاره دارد «فیلم های مستند دیگرآفات گیشه نیستند».
سینماتوگراف که سپس به کوتاهی« سینما» خوانده شد ازآن هنگام که به پیدایی رسید در پی ثبت آنی صحنه های زندگی عینی بود. اگرروایتی که نخستین فیلم تاریخ سینما را « بیرون آمدن از کارخانه های لومیر»* (1895) می داند بپذیریم، این فیلم را باید نخستین فیلم مستند دانست.در مطبوعات آن زمان چنین می خوانیم:« این زندگی عینی است که به هنگام رخ دادن به ثبت رسیده است».
اشتیاق به شناخت بهترحقیقت ازهمان نخستین روزهای پیدایش سینما به نموداری رسید. دربرخی « مناظر»ی که برادران لومیر درنخستین برنامه های نمایش فیلم خود نشان می دادند گاه حتی گونه آغازینی از میزانسن (کارگردانی) نمودار بود. درپس عدسی دوربین،چشم سینماگر( جامعه شناس، مورخ، مردم شناس، زیست شناس،...) نهفته است که واقعیت را نه تنها با دانش وآگاهی خویش که با شور و هیجان و بینشی ازجهان درقاب می نهد.
دراین دوره،شرکت لومیربه سراسر جهان اپراتورها(فیلم بردارانی)می فرستد که کارشان ثبت زندگی و رخدادهای مردمان دورافتاده است.گرایش به داشتن دوربین های فیلم برداری سپس درمیان کاوش گران، مسافران، روزنامه نگاران ومردم شناسان نیر نمودارمی شود.نخستین اسناد حاصل آمده موضوعات بس گوناگونی را دربرمی گیرند: مسابقات ملبورن، تاج گذاری نیکلای دوم، ورود گاوبازان، گردش فیل ها در پنوم پن.
درفرانسه، فیلیپ مسگیش و فرانسیس دوبلیه شناخته ترین این شکارگران تصویرند. تماشاگران بی درنگ به این تولیدات که سرزمین های دورافتاده را برایشان آشکار و رخدادهایی که درجهان می گذشت را بر آنها نمایان می ساخت سلیقه پیدا می کنند و بدینسان اخبارووقایع (اکتوالیته) باب روز می شوند.
دربرابر این خواست همگانی و به هنگامی که امکان فیلم برداری درمکان واقعی وجود ندارد،رخدادها بازسازی می شوند : ژرژ ملیس انفجار رزمناو « ماین» درلنگرگاه هاوانا (1898) را اینگونه به فیلم درمی آورد و شرکت بیوگراف در1905 آتش فشان کوه وزوو را با ماکت باز سازی می کند. درهمین سال نخستین اخبار سینمایی درامریکا نمود می یابد و در1907 درپاریس سالنی به نام پاته ژورنال 1 ویژه اخبار پدید می اید.درسال های 1930  با آغاز سینمای سخنگو این گونه سالن ها افزایش می یابند (سینه پرس2، سینه داک3، پاری سوآر4). سپس،اخبار در نخستین سئانس سینما به نمایش درمی آیند تا آنگاه که با پیدایش تلویزیون که ماموریت بنیادی بی درنگ اش به تماشا درآوردن و آگاهی رسانی است، این سنت رو به فراموشی می نهد.
از سند تا مستند نوین
اگرمستند را اثری با قالب ازپیش اندیشیده بدانیم که حقیقت را ازدریچه نگاه اصیل پدید آورنده اش به دید می رساند، گزار ش ها و اخبارکه اغلب بدون برنامه هنری ازپیش اندیشیده و به گونه شتابناک ساخته می شوند بیشتر پدید آورنده سند اند تا مستند.
رابرت فلاهرتی
رابرت فلاهرتی (1884-1951) پدر مستند نوین است.نبوغ این مستند ساز امریکایی دراین بود که می دانست مستند باید درپی نقل ماجراها- ماجراهای واقعی قابل اطمینان -باشد؛ ماجراهایی که دراین حال، قابلیت جذب تماشاگر را نیز داشته باشند.
او دوسال به شمال بزرگ می رود تا همراه با موضوع های گزارش خود زندگی کند و برآن می شود تا زندگی اسکیموها را پیش از رسیدن سفیدپوستان بر روی فیلم به ثبت رساند: نانوک شمالی (1922) حاصل این کوشش است که تاریخی را در سرگذشت سینما رقم می زند. فلاهرتی در ساخت مستند خود از شگردهای پیشبرد
داستان در سینمای قصه گو بهره می گیرد:
- کاربرد نماهای درشت به هدف خلق« قهرمان» یا شخصیت اصلی.
- کاربرد حرکات دوربین برای دراماتیزه کردن کنش.

- صحنه پردازی برخی سکانس ها و هدایت نوع مشارکت موضوع در فیلم.
- شبیه سازی نخستین برخورد اسکیموها با سفیدپوستان.
رابرت فلاهرتی سپس زندگی ساکنان جزیره ای در پولینزی را به نمایش می گذارد: « موآنا»(1925)، « سایه های سفید» (1931)؛ و ماهیگیران جزیره آران را در « مرد آرانی» (1934) وخانواده ای فرانسه زبان در لوییزیانا را در« داستان لوییزیانا»(1948).

مستند اجتماعی
جان گریرسون اسکاتلندی(1898-1972) سازمان دهنده برجسته و انسان گرا، فیلم هایی ساخت وبه ساخت فیلم هایی کمک کرد که شواهد زندگی روزمره درلحظه بحران اند.او نخستین کسی است که واژه « مستند»**را به کار می برد.
« ماهیگیران»(1929)شناخته ترین فیلم او درباره صیادان شاه ماهی دراسکاتلند نخستین فیلم مکتب مستند بریتانیا ست که بازده آن درگستره ده سال بیش از چهارصد فیلم بود. درامریکا، پل استراند جنبشی همسان پدیدارساخت ( « رودخانه» ساخته پیر لورنتز(1937)، « شهر»، ساخته ویلار وان دایک و رالف استاینر(1939) از ساخته های این جنبش اند.)

در اروپا مستند اجتماعی درپی کوشش فیلم سازان منفرد وطبایع گوناگون به نمودادری رسید:
- در فرانسه ژان ویگو ( درباره نیس،1929)، ژرژ روکیه ( فاربیک، 1946)، ژرژ فرانژو ( خون جانوران،1948)، « هتل دزانولید» 5 (1951)، آلن رنه(1922-) (شب و مه،1956) یا کریس مارکر( ماه مه زیبا(1962)، کوبا آری (1963).
در اسپانیا لوییس بونوئل ( زمین بی نان، 1932).

-در بلژیک،هانری استورک ( خانه های فقر،1937).
ایونز و همینگوی
درهلند، یوریس ایونز با هانری استورک ، به شیوه نیمه مخفیانه فیلم شناخته شده « بوریناژ» را درباره اعتصاب در معادن زغال سنگ می سازد. در گذر پنجاه سال ما ایونز را درهمه نقاط حساس جهان می یابیم: درجنگ داخلی اسپانیا( خاک اسپانیا ، 1937 با همکاری ا. همینگوی)، درجنگ های استعماری( اندوزی بانگ برمی دارد،1946) در شیلی( در والپارایزو ،1962)، در ویتنام( آسمان و زمین،1965) درلائوس(خلق و اسلحه هایش،1969).

وسوسه جعل و دستکاری
درطی نخستین جنگ جهانی، اپراتورهای اکتوالیته از نبردها فیلم برداری می کنند، بدینسان تقریبا درهمه جای دنیا شاهد ادغام مستند اطلاع رسانی و فیلم تبلیغاتی هستیم.اختیار و اراده ای نظامی،افشاگرانه و بسیج کننده در کارهای سینما گران متعهد سیاسی در روسیه،آلمان و همانند آنها نمود می یابد.


این گرایش در اتحاد جماهیر شوروی، به خدمت انقلاب درمی آید: زیگا ورتوف(1895-1954) کار خود را با مونتاژ فیلم های کوتاه یادمان انقلاب اکتبر و دیگر فیلم های کوتاه تبلیغاتی در کمیته سینما در مسکو آغازمی کند.پودوفکین(1893-1953)« گرسنگی، گرسنگی، گرسنگی» (1921) را درباره گرسنگی در نواحی ولگامی سازد.آیزنشتاین(1898-1948) نیز با اعتصاب (1925)، رزمناو پوتمکین(1925) و اکتبر(1927) به انگیزه های ایدئولوژیک،به بازی اخبار بازسازی شده گام می نهد.
درآلمان نازی، لنی ریفنشتال (1902-2003) درسال 1935 پیروزی اراده را می سازد.این فیلم تبلیغی نمایشگر گردهم آیی رایش سوم در نورمبرگ است وبه کمک میزانسن( زوایا و حرکات دوربین و نمادها و نشانه ها) موضوع خود را بزرگی می بخشد.ریفنشتال هیچ گفتارمتن توضیحی به کار خود نمی افزاید. در 1936 خدایان ورزشگاه ( یا المپیا)را فیلم برداری می کند که فیلمی هنری است و موضوع بازی های المپیک برلین را دستمایه قرارمی دهد.دراین فیلم نخستین بار چندین نو آوری فن آورانه نمایان می شود.
فرانک کاپرا (1897-1991) به هنگام جنگ جهانی دوم برای وزارت جنگ کار می کند و مدیریت ساخت مجموعه فیلم های پرآوازه چرا می جنگیم (1942-1945) را بردوش می گیرد که خود او چندین بخش آن را کار می کند: پیش درآمد جنگ ، نازی ضربه می زند ، در 1942؛ تفرقه بیانداز و حکومت کن(همکارگردانی با آناتول لیتواک در1943)؛ نبرد چین (همکارگردانی با آناتول لیتواک)در1944 و دشمن تان ژاپن را بشناسید(همکارگردانی با یوریس ایونز در1945).
زیگا ورتوف
(1898-1954) که سخت زیرنفوذ لف کولوشف و جنبش آینده گرا و متاثر از فیلم امریکایی تعصب ساخته 1916د.و. گریفیث بود،بیانیه سینماچشم (کینو گلاز) را انتشار داد که تئوری های آن درمجموعه فیلم های « کینوپراودا» (سینماحقیقت) نمود می یابد.او بر قدرت مطلق دوربین اذعان می کند.
ورتوف در1929 اثر بسیار شناخته وبرجسته خود مردی با دوربین فیلم برداری را می سازد که یک سمفونی تصویری درباره شهری بزرگ است(اودسا).
او که پژوهش هایش را با حوزه صدا نیز سازگاری بخشیده بود چند مقاله دیگر ازنوع نیمه مستند می آفریند که یکی از آنها « اشتیاق» محصول 1931 است که که نشانگر مونتاژ صداهای صنعتی و بریده گفت و گوها برای آفرینش یک سمفونی صوتی است.
اوفعالیت اش را همانگونه به پایان برد که آن را چون تدوین گر اخبار سینمایی آغاز کرده بود.نظریه های زیگا ورتوف چه ازسوی ژان روش و چه از سوی ژان لوک گدار به خوبی بازگیری و بازگویی شده اند.

عصر جدید
ساخت ابزارهای سبک وزن درآغاز سال های 1960 که برای فیلم برداری و ضبط صدای همگاه درفضای بیرونی به کار گرفته شد چشم اندازهای نوینی را در زمینه مستند بازگشود.موضوعات می توانستند فیلم برداری شوند وصدا ها و گفتارها نیز به گونه همگاه ضبط شوند بی آنکه نیاز باشد که دراستودیو جلوی دوربین بازآفرینی شوند.دراین دوره دو رویکرد از بنیان متفاوت به پیدایی رسیدند:« سینما مستقیم» درامریکا و« سینما وریته» درفرانسه.
سینما مستقیم
درامریکا، فیلم سازانی چون ریچارد لیکاک (روز شاد مادر،1963)، دان پنبیکر، آلبرت و دیوید مایزلس ابزارهای نوینی برای فیلم برداری و ضبط صدا در فضای بیرونی، درشرایط عینی، به کارمی گیرند تا سبک جدیدی ازگزارش تلویزیونی « پنهانی» راگسترش دهند. لیکاک گاه برای رسیدن به هدف خود برخی دوربین ها را به گونه ویژه سازگاری می بخشید. بدینسان آنها می کوشیدند دربهترین زمان دربهترین مکان باشند تا وقوع رخدادهای بیرونی را به فیلم درآورند وخود تا می توانند برکنار بایستند.
فردریک وایزمن
فیلم هایی همچون انتخابات مقدماتی(1960، درباره رویارویی های سرنوشت ساز برای گزینش نامزدهای انتخاباتی ویسکانسین میان هوبرت هامفری و جان اف. کندی است) وصندلی(1963، درباره تلاش برای کاهش کیفر مرگ یک سیاهپوست با صندلی الکتریکی)به گونه انکار ناپذیری نیاکان مستند های تلویزونی نوین هستند گو اینکه تلویزیون از مستند استفاده ای معمولی ومتعارف می کند و این همان گرایشی است که نابگرایان جنبش سینمای مستقیم می کوشند تا آنجا که می توانند از آن بپرهیزند.فردریک وایزمن نیز به نوبه خویش متخصص توصیف خنثا اما بی رحمانه نهادهاست : ( دبیرستان، 1968؛ قانون و نظم،1969؛ رفاه، 1975؛ فروشگاه،1983).
درفرانسه، ریمون دپاردون فیلم های « بخشی ازستاد انتخاباتی» 1974،که توانست در سال 2002 به نمایش درآید، « شماره صفر»، 1977،« اتفاقات» 1983، و جرایم آشکار، 1994 را ساخت.
سینما وریته
اصطلاح « سینما وریته» را فیلم سازان فرانسوی برای توصیف چندوچون کاری که در آغاز سال های 1960 آغاز کرده بودند به کارگرفتند.این ژان روش بود که این اصطلاح را با فیلم « خاطرات یک تابستان» 1961، که با همکاری ادگار مورن جامعه شناس ساخت، مناسب بازگویی دید.
مفهوم مستند ژان روش، بیشتر مداخله گرایی را درخود نهفته دارد تا مشاهده. او براین باور بود که نقش دوربین شتاب بخشیدن به عواطف و احساسات است تا بدینسان آدم ها به اقرار درافتند.
مستند درحقیقت، بر دوراهه دشوار سازگاری با دو مطالبه گرفتارآمده است : از یک سو، نشان دادن واقعیت همچون حقیقت کاملا آشکار و بی پرده( که درغیر این صورت به گفته آنیس واردا بیم آن می رود که چیزی جز« دوکومانتور» 6 نباشد) و از آن سو، بیان فردی بودن( که درغیر این صورت بیم آن می رود که سرد و ملال آور باشد). این محدودیت دوگانه موجب غنای این گونه سینمایی است چرا که بدینسان مستند راه را نگره ها و راه حل های گونه گون کارگردان های مختلف باز می گذارد.بدینسان هم هواداران هنر(والتر روتمن، برلین سمفونی شهر بزرگ،1928) هم پیروان اصالت،هم چهره های راسخ و وفادار ذهنیت( مارکر، ویگو)، هم هواداران عدم مداخله(لیکاک)،و هم سند خام( رپرتاژ) ومستند« داستانی شده»( فلاهرتی) دراین سینما امکان بروز می یابند و آشکارا این واپسین مورد-مستند داستانی شده - جریانی است که سینمای مستند را امروزه در غلبه خود دارد.
مستند درعمل ازسالن های سینما رخت بربسته است. تلویزیون، به ویژه از هنگام گسترش شبکه ها، پخش کننده اصلی این گونه فیلم شده،گو اینکه تلویزیون آمیزه درهم و برهمی از گزارش ساده اخبار، فیلم آموزشی،کاربرد بایگانی های ازپیش آماده و پژوهش نوین حقیقت و راه های تجزیه و تحلیل آن را پدید آورده است.
برگرفته از سایت دوکومانتر.اورگ
منابع: دانشنامه
Voilà
ودانشنامه
Encarta
*Sortie des usines de Lumière
**Documentary

ترجمه های دیگر:خروج کارگران ازکارخانه،خروج کارگرگران از کارخانه لومیر
Pathé-journal.1
Cinépresse .2
Cinéac .3
Paris-Soir.4
Hôtel des Invalides.5
هتل دزانولید(معلولان)یکی از ساختمان های تاریخی پاریس است که کارساخت آن در1960 به دستور لویی چهاردهم آغاز شد تا سربازان و معلولان جنگی را درخود جای دهد.این اثرهم اکنون یکی ازدیدنی های برجسته گردشگری پاریس است
دوکومانتور واژای است که از بازی با دو واژه فرانسه ساخته شده
مستند و دروغگو/ Menteur  و Documentaire
یک بازی واژگانی(برابر با« مستند دروغگو»)است که دراین مفهوم نمی توان آن را در زبان فارسی تکرار کرد

 

کلیه حقوق این پایگاه، برای پایگاه اطلاع رسانی ناصر فکوهی محفوظ است.