فهرست
سنجه های دین داری/ ویراستار:پیتر هیل و رالف، هود/1999/چاپ:انتشارات تعلیمات دینی
مقدمه :
هیل و هود محققین حوزه روانشناسی دین ، در پی گردآوری همهی سنجههایی بودهاند که تا به حال برای سنجش دینداری در سنت مسیحیت بهکار رفته است. 16 نوع مقیاس در 16 فصل بهعلاوه یک فصل برای مقیاسهایی که ساختارهای مرتبط با دین را میسنجند، حاصل این تلاش است. کتابی که اکثر فصلهای آن تنها یک بعد را مورد توجه قرار داده و تنها در فصل 8 مقیاسهای چندبعدی دینداری که بیشتر مورد توجه جامعهشناسان است ، معرفی گردیده. آنان در نقدمه ، هدف از نگارش کتاب را اینگونه بیان داشتهاند : « ... تا محققین از تلاشهای غیر لازم برای خلق مقیاسهایی که قبلاً ایجاد شده است ، رهایی یابند» (ص 3). و در همان ابتدا محدودیت مقیاسها را به خوبی معرفی کردهاند:
الف) عبارت روانشناسی «دین» در اینجا نارسا است؛ چون اوّلاً محققین پژوهشهای جمعآوریشده دارای گرایشهای پروتستانی هستند ثانیاً در بهترین حالت ، ایمان مسیحی در تحقیق مد نظر بوده است و سنن ادیان غیر غربی مورد توجه نیست.
ب) اگر پایانی مقیاسها پذیرفته شود ، بحث اعتبار هنوز باقی است. مقیاسها و سنجههای معرفیشده کمتر مورد استفاده قرار گرفته و در نتیجه ارزیابی اعتبار آنها مشکل است.
ج) فقدان سنجههایی در مورد تعلیم و تربیت مذهبی یا افرادی که در سازمانهای مذهبی بهکار مشغول هستند در واقع ، حرفههای مذهبی مورد بررسی قرار نگرفته است.
د) محدودیت بعدی در عبارت « سنجههای دین» منعکس شده است. به قسمی که در عمل ، سنجههایی که ساختارهای مرتبط با دین را میسنجند مثلاً معنویت کمتر مورد توجه قرار گرفتهاند ( اگرچه که فصلی بدان اختصاص یافته است).در ادامه هر یک از فصول کتاب را مرور کوتاهی می کنیم.
فصل اول : مقیاسهای اعتقادات و اعمال مذهبی
31 مقیاس که در فاصله سالهای 1935 تا 1989 طراحی شدهاند، در این فصل جای گرفته است.
مقیاسهایی که برای دستیابی به تعریفهای اساسی از دین و فهم تجربههای عملی دینی مفیداند، فهم دین در مجموعه اعتقادی فرد نسبت به امر مقدس و الهی از جایگاه بالایی برخوردار است و اعتقادات معمولاً در ارتباط با اعمال مذهبی قرار دارند. سنجههای این فصل ، مجموعهای از این عقاید و در مواردی آموزهها و آیینها را ارزیابی میکنند. بدیهی است که سنجههای دین در هنگام عملیاتیشدن خاصتر و جزییتر میشوند.
البته بیشتر مقیاسها حالات خاصی از اعتقادات محافظهکارانه مسیحی را اندازهگیری میکنند. اگرچه برخی از مقیاسها اعتقادات کمتر محافظهکارانه را نیز میسنجند. مانند مقیاس (1-21 ) که اعتقادات یهودی – مسیحی را در قبال دو دسته نظام اعتقادی دیگر یعنی الهی / غیبی و الحادی/ انسانگرایی سکولار اندازهگیری میکند. ایضاَ مقیاسهای غیر عقیدتی یونگر(1-9) که اعتقادات مذهبی را که خارج از زمینه نظام ایمانی خاصی است، اندازهگیری میکند.
سرانجام دو مقیاس دیگری که در این فصل آمده و در دستهبندیهای قبلی جایی ندارند، مقیاس لم هانت است. این مقیاسها برای اندازهگیری خصوصیات فردی در سبکهای اعتقادی ظاهرگرا، غیرظاهرگرا و اسطورهشناسانه طراحی شدهاند. همچنین کارلاکو (Luckow) و همکاران در مقیاس « ساختار نماز» از جمله اندک تلاشهایی است که در زمینه اندازهگیری یکجنبه خاص از عملی مذهبی صورتگرفته است.
فصل دوم : مقیاسهای گرایشهای مذهبی
سنجههای مطرحشده در این فصل، گرایش نسبت به مذهب را نشان میدهند. این گرایشها بهعنوان واکنشهای ارزیابیکننده نسبت به مذهب یا تجربههای دینی شناخته میشوند. گرایش مذهبی به صورت الزامآوری شامل عقاید مذهبی نیز میشوند.
البته یک احساس مثبت یا منفی همراه این عقاید است. سنجههایی که در اینجا آمده برخی از موضوعات اعتقادی را که با یک عنصر ارزیابیکننده همراه است، دربر میگیرند.
محققی که بهدنبال چنین مقیاسی است علاوه بر فصل 1 ضروری است که به فصول 8،7،6،3 و12 نیز رجوع نماید. تعدادی از مقیاسهایی که در این فصل آمده است گرایش عمومی و کلی نسبت به مسیحیت را میسنجد و بقیه مقیاسها بیشتر جنبههای خاصی از گرایش به مسیحیت را اندازهگیری میکنند.
آلتیمیر (Altemeyer) یک سری از سنجههایی را طراحی کرده است تا میزانی را که افراد درباره دینشان تجربه شکآلود پیدا میکنند، اندازهگیری کند. مقیاسهای 2-9 و 2-10 مورو (Morrow) و همکارانش مقیاس ارزشهای دینی را ایجاد کردهاند که در آن میزان تساهل و مدارای موجود در ایمان افراد ( مسیحیت یا غیر از آن) در مورد دیگر عقاید دینی را اندازهگیری کنند. و بالاخره سیبلر و ریلی (Sibler & Reilly) شاخص گرایش دینی و معنوی را در مورد جمعیت خاصی از نوجوانان بستریشده در بخش بیماران روانی ارائه کرده و توسعه بخشیدند.
فصل سوم : مقیاسهای جهتگیری مذهبی
10 مقیاس در این فصل معرفی شده است. ایجاد و توسعه اولین مقیاس در این زمینه توسط آلپورت و راس در سال 1967 صورت گرفت. پسزمینه مفهومی مقیاس جهتگیری مذهبی به بعد از جنگ جهانی دوم بازمیگردد. در این دوران بود که کتاب شخصیت اقتدارگرای آدرنو و همکاران (1950) چاپ شد و به طور خاص روانشناسان شمال آمریکا به تحقیقات درباره علائم و نشانههایی ترغیب شدند که به شناسایی افرادی کمک میکرد که به ایدئولوژیهایی قوممدارانه ( مانند نازیسم) گرایش دارند.
تحقیق اولیهی آلپورت (1964) دربارهی چنین نشانههایی در یک مومن کلیسای اسقفی بود. دادهها نشان داد که حضور مستمر در کلیسا یا تعلق خاطر به آن تا حدودی بیشتر گرایشهای متعصبانه و پیشداورانهی فرد را پیشبینی میکند. تلاشهای در جهت تعدیل این یافتههای نگرانکننده صورت گرفت. آلپورت در کتابش با عنوان « فرد و مذهبش» بیان میدارد که دین امر یکسانی را خلق نمیکند. اگرچه دو فرد ترغیب به انجام یک رفتار مذهبی مشابه شوند ( مثلاً حضور در کلیسا) اما انگیزههای نهفتهشان ممکن است متفاوت باشد که بستگی به رشد و بلوغ ( شور و احساس مذهبی ) آنها دارد.
اصطلاحات بلوغ و عدم بلوغ که طنین ارزش مدارانهای دارد به سمت اصطلاحات کمتر جانبدارانه سوق مییابد: جهتگیری مذهبی درونی ( مذهب به عنوان مهمترین منبع انگیزه که فرد با آن زندگی میکند) و جهتگیری مذهبی بیرونی ( مذهب بهعنوان وسیلهای که فرد آن را به کار میگیرد) ؛ و در پی آن رشته تلاشهایی توسط آلپورت و راس برای عملیاتیکردن این مفاهیم صورت میگیرد. متأسفانه با مرگ آلپورت به سال 1967 تلاشها در جهت شفافیت مفهومی و تحقیقات تجربی بیشتر قطع شد.
تعدادی از مقیاسهایی که در این فصل مرور میشوند تعدیلشده و اصلاحشدهی کار اولیه آلپورت و راس (3-9) است. همچنین تعدادی از مقیاسهایی که در درون جهتگیری مذهبی سنتی رشد یافته واکنشی به کار آلپورت و راس است.بیشتر آنچه در این واکنشها بیان شده از این قرار است که مطالعهی دین را یک کاوش یا طلب (Quest) در نظر میگیرند. در اینجا مذهب بهعنوان « یک فرآیند باز و نامحدود مطرح است که به دنبال سؤالات غایی است تا جوابهای غایی». ویرایش جدید مقیاس «طلب» که توسط دن بستون (Dan Baston) و همکارانش ارائه گردیده، در این فصل آمده است (3-7). البته کار ایشان فارغ از نقد و انتقاد نیست. نقدی که به کار ایشان شد این بوده که مفهومسازی آن در همان خط فکری آلپورت است. دادلی و کرور (Dudley Cruise) بهجای مقیاس «طلب»، مقیاس جانشینی را طراحی کردهاند.
مقیاس بلوغ مذهبی (3-8) بهجای تأکید بر شک و تردید همراه با دید باز و سعه صدر که مورد تأکید بستون است ، شخص را در جست و جوی ایمان ارزشمندی از تعهد صادقانه و عمیق، در نظر میگیرند. واکنش دیگر به شاخص آلپورت و راس مقیاس طرفداری از دینداری تصادفی و اتفاقی (3-5) پارگامنت و همکارانش است. آلپورت ، منطقی را که در آن بدون استدلال و دلیل کسانی امتیاز بالایی در دوسو گیری درونی و بیرونی کسب کنند، نقد میکرد.
پارگامنت و همکاران بیان میکنند کسب سوگیری بالا در هر دو حالت درونی و بیرونی، ضرورتاً منطقی و استدلالی نیست. شاخص باقیمانده ، یعنی مقیاس درونی کردن دین مسیح (3-2) خارج ارچارچوب تحقیق سوگیری دینی درونی – بیرونی است، که توسط رایان، ریگبی و کینگ ارائه شد و درجهی اعتقادات مسیحی درونی شده را اندازهگیری میکند.
فصل چهارم : مقیاسهای رشد دینی
تجربهی دینی مانند همهی ساختارهای روانشناختی راکد نیست و در طول زمان تغییر میکند.
روانشناسان دین برای ارزیابی رشد دینی شاخصهایی طراحی کردهاند. خیلی از مردم تصور میکنند که رشد دینی در فرد پس از دوران نوجوانی صورت میگیرد. هنگامی میتواند این مطلب درست باشد که به پایه هویت دینی توجه شود ( بیشتر تغییر مذهب در دوران نوجوانی صورت میگیرد). اغلب افراد رشد دینی و معنوی خود را در دوران بزرگسالی گزارش کردهاند.
چنین رشدی میتواند شامل تجربهی جدید مذهبی، فهم جدیدی از عقیده یا تجربهی دینی که قبلاً وجود داشته است، تصویری وسیعتر از هدف و معنای زندگی و یا درک بیشتر از نقش الهی در زندگی روزمره باشد.
با وجود اینکه ادبیات تحقیق انبوهی درباره رشد دینی در دوران کودکی و نوجوانی موجود است ، کمبود تعجبآوری از سنجههایی وجود دارد که به صورت اختصاصی رشد ایمان را در سال های تکویندهندهی شخصیت ارزیابی میکنند. در این فصل، 8 ابزار ارزیابی وجود دارد که با تکنیک هایی متنوع برای اندازهگیری رشد دین و ایمان ایجاد شده است. تعدادی از مقیاسها خود گزارشی از فهرست بلوغ ایمانی و دینی فراهم میآورند. پنج مقیاس از این نوع بهطور خاص مربوط به بلوغ در مسیحیت است. برخلاف این 5 مقیاس، شاخص مارتای (Marthai) (4-5) مربوط به عموم ادیان است و به سنت دینی خاصی اشاره ندارد. دو مقیاس باقی مانده در این فصل از ابزار مصاحبه استفاده میکنند که یکی محدود به مسیحیت نمیشود (4-2) ولی دیگری مخصوص ارزیابی بلوغ مسیحی است(4-6).
فصل پنجم : مقیاسهای تعهد دینی و نقش دین ( در زندگی)
بهجای این که از پاسخگویان به سادگی سؤال شود چقدر مذهب برایتان اهمیت دارد و چگونه به آن متعهدید و در قبال آن احساس مسئولیت میکنید، در 5 مقیاسی که در این فصل آمده سعی شده است تا وجوه خاص تعهد و نقش دینی اندازهگیری شود. طول و جزئیات مقیاسها متفاوت است؛ از مقیاسی با سه موضوع تا مقیاسی با 17 موضوع. دو تا از مقیاسهای این فصل بر تعهد یا ارتباط نزدیک دینی در مسیحیت تأکید دارد (5-1) و (5-2). اگرچه با اصلاحات و تعدیلهای دقیقی هر دو را میتوان در سنن دینی که گرایش غربی دارند نیز استفاده کرد اما مقیاس (5-3) ممکن است برای برخی از سنن دینی فراتر از دیدگاه مسیحی- یهودی مفید باشد. مقیاس (5-3) شامل موضوعاتی ازقبیل اعتقادات دینی ، شعائر دینی و تأثیر عقاید دینی بر رفتار شعائری است. مقیاس (5-4) هم به سنت دینی خاصی محمدود نمیگردد.
مقیاس (5-2) بهکلی با بقیه متفاوت است. این مقیاس محیط دینی در خانه را اندازهگیری میکند. تعهد دینی و نقش آن را در اعمال کنونی فرد جستجو نمیکند بلکه آن را در پسزمینهی دوران کودکی واکاوی میکند.
فصل ششم: مقیاسهای تجربهی دینی
یکی از ویژگیهای متمایز دین این است که بسیاری از مردم در آن ، تجربهای کسب کردهاند که پیامد آن قویشدن و تحرک بوده است. ویلیام جیمز پدر روانشناسی دین در آمریکا تأکید میکند که هر مطالعه درباره دین باید نقش مهمی را که عناصر احساسی در دین دارد سازماندهی کند. جیمز استدلال کرد که خرد در تجربهی دینی تابع است. البته شناخت رابطهی بین معرفت و احساس در دین پیچیده است. اگرچه تحقیقات اندکی دربارهی ساز و کار نهفتهی شناختی و عاطفی وجود دارد اما تحقیقات قابل توجهی دربارهی محتوای شناختی تجربهی دینی صورت گرفته است. (تحقیقات درباره احساس خیلی کم است). هر سه مقیاس این فصل وابسته به فرهنگ (غرب) است. اما یکی از آنها (6-3) به صورت مستقیم تجربهی دینی مسیحیت را اندازهگیری میکند. مقیاس (6-2) در این کتاب کاملاً منحصر به فرد است. این مقیاس درجهای را که دین بهصورت ذهنی تجربه شده است بهوسیلهی 15 تجربه دینی که به صورت اول شخص مفرد بیان شده است (برگرفته از کتاب تنوع تجربهی مذهبی ویلیام جیمز)، ارزیابی میکند.
علاوه بر این سه مقیاس موجود در این فصل، تعدادی از مقیاسهای فصول 8 و 10 نیز واجد ارزیابی برای سنجش تجربه دینیاند.
فصل هفتم : مقیاسهای ارزشهای اخلاقی / دینی یا خصوصیات فردی
مردم اغلب میگویند که نظام ارزشیشان تحت تأثیر ایمان مذهبی آنها است حال آنکه در بیشتر سنتهای دینی صرفاً یک نظام ارزشی توصیه و تجویز نمیشود بلکه مجموعه رهنمودهایی نیز برای رشد خصوصیات شخصیتی فرد فراهم میکنند.
دو تا از مقیاسهای این فصل عملیاتیکردن آموزههای کتاب مقدس است و چهار مقیاس دیگر پیمایش ارزشهایند. دو مقیاس از مقیاسهای ارزشی ، میزان ارزشهایی را که در سنت دینی یهودی – مسیحی توصیه شده است ارزیابی میکند (7-2) و (7-3) و دو مقیاس دیگر ارزشها را بهطور مشخص بهعنوان ساختارهای دینی در نظر نمیگیرند. (7-4) و (6-7). اگرچه هر دو آنها متغیرهایی را عملیاتی کردهاند که مورد علاقه روانشناسان دین قرار دارند.
فصل هشتم : مقیاسهای چندبعدی دین
هر ساختاری که به مانند مذهب پیچیدگی دارد، ماهیتاً چندبعدی است. محققین سعی میکنند به ماهیت چندبعدی تجربهی دینی از طرق مختلف دست یابند. ماحصل این تلاشها مقیاسهایی است که در این فصل مرور میشوند. سنجههایی که در فصول دیگر این کتاب است معمولاً ابعاد محدودی از دینداری را ارزیابی میکنند.
استفاده از ابزارهای تکبعدی برای سنجش دین هنگامی مفید است که بخواهیم اجزای دلخواهی از تجربه دینی را به صورت عمیق کاوش کنیم. در حالی که سنجش همهی ابعاد تجربه دینی، نیازمند مقیاسهای چندبعدی است. ( البته حتیالامکان).
در این فصل 15 مقیاس چندبعدی دینداری وجود دارد که اکثراً ملهم از تلاش ارزندهی گلاک و استارک (1966) است. تعداد ابعادی که در هر مقیاس مورد اندازهگیری قرار میگیرد بهطور گستردهای متفاوت است؛ از دو بعد تا دوازده بعد. اما بیشتر مقیاسها بین 4 تا 6 بعد را در نظر گرفتهاند. کارایی هر یک از این مقیاسها نیز متفاوت است. برخی محدود در سنت مسیحیت و برخی ( با کمی بذل توجه) برای سایر مذاهب غربی نیز قابل استفادهاند. بسیاری از مقیاسها بر تفاوتهای معرفتی ، احساسی و رفتاری ، بیشتر با جهتگیری فردی و شخصی تأکید دارند. اگرچه تعدادی از آنها هم به اجزاء نهادی توجه کردهاند. یکی از طبقهبندیهای شناختهشدهتر مقیاس گلاک و استارک (8-3) است. آنان سنجههایشان را حول 5 بعد دینداری ارائه کردهاند: 1- عقاید 2- شعائر (رفتاری) 3- تجربه 4- شناخت (معرفت) 5- پیامد.
بیشتر مقیاسها در این فصل ، بخشی یا همه ابعادی را که مورد توجه گلاک و استارک بوده است شامل میشوند. البته نمیتوان گفت همهی این مقیاسها قابل جایگزینی با یکدیگرند. دیگر مقیاسهای این فصل ماهیت چندبعدی دین را با تعابیر دیگری ارزیابی میکنند. مثلاً مقیاس (8-4) که علاوه بر اندازهگیری اعتقادات ، شأن و منزلت دینی، تعصب، تردید و شک را نیز اندازهگیری میکند.
مقیاس(8-7) اجزاء اعتقادی را اندازهگیری میکند اما ابعادی از تضادهای دینی، فلسفهی زندگی، خصومت نسبت به کلیسا، آرامش دینی و تغییرات در نگرشهای دینی را هم شامل میشود. مقیاس (8-10) رفتار (شعائر) و اعتقاد (یکتاپرستی) را ارزیابی میکند بهعلاوه 6 بعد دینداری دیگر را هم در نظر میگیرد: گرایش به کلیسا، ایثار وگذشت، بنیادگرایی، آرمان گرایی، خرافه پرستی ، عرفان و تصوف.
چهار مقیاس باقیمانده، مفهوم منحصر بهفردی از ابعاد دینداری را منعکس میکنند: مقیاس(8-6) گرایشهای عشق در برابر گناه در اعتقادات مسیحیت، مقیاس (8-9) نزدیکی به خدا و ابعاد بنیادگرایانه. انسانگرایانه، مقیاس (8-11) خرد در برابر احساس در ایمان دینی، و مقیاس (8-15) شاخصهای دوازده بعدی الهیات.
فصل نهم : مقیاسهای مواجهه با مسائل و مشکلات از طریق دین.
چگونگی کنترل مسائل زندگی و نحوهی دریافت کمک در این دوران سخت و دشوار، از موضوعات مورد علاقهی روانشناسان است. تا همین اواخر به نقش مهمی که ایمان مذهبی در فرایند رویارویی و دست و پنجه نرمکردن با مسائل داشت، توجهی نمیشد. کسانی که این مسأله را مورد کنکاش قرار دادهاند دین را بهعنوان یک فرآیند ( در برابر شخصیت) در نظر گرفتهاند که چگونه و چهوقت در زمان پیدایش مسائل مداخله میکند. در این فصل سه مقیاس معرفی شده است. مقیاس (9-1) 6 شیوهی مواجهه با مسأله از طریق دین را اندازهگیری میکنند: 1- مواجهه با مسأله براساس معنویت 2- مواجهه با مسأله با بیان شکایت و نارضایتی 4- مواجهه با مسأله از طریق پشتیبانی دینی درونی 5- مواجهه با مسأله با خواهش و تمنا 6- مواجهه با مسأله از طریق پرهیزکاری دینی.
مقیاس (9-2) میزان مسئولیت محول به خدا یا خود را که فرد در مواجهه با مسأله به آن اذعان دارد اندازهگیری میکند که با سه رهیافت عمومی خود – اتکایی، همکاری و شراکت و تسلیم ( نسبت به خدا) سنجیده میشود. مقیاس (9-3) نیز یک مصاحبه است که اثر عقاید معنوی، دینی و فلسفی را بر روی درمان بیماران جسمی وخیم اندازهگیری میکند.
فصل دهم : مقیاسهای معنویت و عرفان
معنویت بهعنوان یک موضوع فرهنگی ، علاقهی روانشناسان دین را تنها در چند دهه ی اخیر به خود جلب کرده است. هرچند این کتاب راهنمایی برای سنجههای دینی است لیکن دین و معنویت ارتباط بسیار نزدیکی با یکدیگر دارند. معنویت، بهشکل متناوبی، هم در عهد عتیق و هم در عهد جدید مورد اشاره قرار گرفته است. این اصطلاح از نظر تاریخی نیز در زمینهی مذهبی مطرح بوده است و جدایی این دو مفهوم از یکدیگر تاریخ کوتاهی دارد و در واقع ناشی از رشد عرفی شدن در قرن اخیر و یاس و ناامیدی از نهادهای مذهبی بهخصوص در جوامع غربی است.
شش مقیاس در این فصل مرور میشود. مقیاس (10-2) و (10-4) از واژهی خدا استفاده کردهاند. در قیاس (10-1) از پاسخگویان خواسته شده تا با تعریفی که خودشان از خدا دارند به سئوالات پاسخ دهند. این سه مقیاس، احتمالا وابستگی کمی به فرهنگ غرب دارند اما قابلیت کاربرد آنها نیز برای مذاهب غیر غربی، ثابت نشده است. در عوض مقیاس (10-5) اشاره به کتاب مقدس ، کلیسا و برنامههای مذهبی تلویزیون دارد و به جمعیت مسیحی محدود میشود. مقیاس (10-3) فقط در یک موضوع به کتاب مقدس توجه دارد. شاید در کل کتاب این مقیاس (10-6) است که فراتر از سنت مسیحی – یهودی باشد. البته در این مورد هم آشکار است که این مقیاس نیز محدود در یک تفکر غربی است.
فصل یازدهم : مقیاسهای مفهوم خدا
بدون شک، منظری که فرد نسبت به پروردگار دارد بر تجربهی دینیاش مؤثر است. مقیاسهای هفتگانهای که در این فصل مرور میشوند تصاویری متفاوت از خدا به نمایش میگذارند که گاهی اوقات از دیدگاههای نظری خاصی نشأت گرفته است. برای بیشتر افراد، تحلیل روانشناختی این مفهوم با دیدگاه فروید نسبت به خدا با عنوان « پدر عظیمالشأن» (Exalted father) آغاز میشود که ریشهی آن در عقدهی ادیب و در نتیجه احساس ترس و گناه است. دو تا از ابزارهایی که در اینجا آمدهاند یعنی مقیاسهای (11-2) و (11-3) ، اگرچه نظریهی فروید را به صورت مستقیم آزمون نمیکنند اما مفاهیم آن ریشهی روانکاوانه دارند. بقیهی مقیاسها کمتر به یک دیدگاه نظری خاص مرتبطاند. مقیاس (11-6) در زمینهی یک دیدگاه مسیحی شکل گرفته است با این مضمون که چه مقدار یک فرد احساس میکند که خدا نزدیک و در دسترس است. و بالاخره مقیاس (11-7) که با بقیه متفاوت است و براساس تصاویر چاپ شدهای است که برای آزمون تفاوتهای شکل گرفته در تصور از خداوند بهکار میرود.
فصل دوازدهم : مقیاسهای بنیادگرایی مذهبی
بنیادگرایی مذهبی را به راحتی نمیتوان تعریف و مشخص کرد. برای اکثر افراد این مفهوم یک عبارت کلی است که حالتی از عقاید مذهبی جزماندیشانه، ارتجاعی و سفت و سخت را نشان میدهد. برخی نیز این مفهوم را با درست کیشی (Orthodoxy) یا تبشیرگرایی (Evangelicalism) اشتباه میکنند. آمرمن (1991) پنج اعتقاد محوری بنیادگرایی مسیحیت پروتستان را به شرح زیر بر میشمارد:
1) مصونیت از خطای کتاب مقدس
2) تبشیر گرایی (جهان گمشده)
3) پیش هزاره گرایی
4) ظاهرگرایی در کتاب مقدس
5) انزوا گزینی ( نسبت به غیر معتقدان)
البته در دیگر ادیان هم اشکالی از بنیادگرایی وجود دارد. در این فصل 5 مقیاس معرفی میشود. تنها مقیاس (12-3) این قابلیت را دارد که برای سنتهای خارج از مسیحیت نیز مورد استفاده قرار گیرد. اگرچه این مقیاس هم که شامل 20 موضوع است، برخی از اصطلاحاتش باید تعدیل شود تا برای اندازهگیری در سایر ادیان مورد استفاده قرار گیرد. 4 مقیاس دیگر بنیادگرایی مسیحی را به تصویر میکشند. مقیاس (12-2) و (12-5) چندبعدیاند و دو مقیاس دیگر (12-1) و (12-4) از اعتقادات دینی بهعنوان کانون اصلی برای تعریف بنیادگرایی استفاده کردهاند.
فصل سیزدهم: مقیاسهای نگرش به مرگ و زندگی پس از آن
برای یک مشاهدهگر بیرونی ، دین بهعنوان دلمشغولی نسبت به مرگ جلوهگر میشود. برای بیشتر مردم مهمترین انگیزه برای دینداری، نگرانی نسبت به مرگ و زندگی پس از آن است. محققین بیان میکنند دین منبعی برای آرامش و معنا آفرین برای مرگ و زندگی پس از آن است. سودمندی دین در هیچ زمانی بیشتر از آن وقتی نیست که در برابر پدیده ناشناختهای مانند مرگ قرار میگیرد.
چهار مقیاس از پنج مقیاس این فصل دربارة مرگ و مقیاس باقیمانده دربارة زندگی پس از آن است. مقیاس (13-2) دیدگاه افراد را دربارهی اجتنابناپذیری مرگ بررسی میکند. بهجای تأکید بر اضطراب مرگ، این ابزار دو تفکر دربارة مرگ را اندازهگیری میکند:
انکار ( زمانی که شاید اضطراب از مرگ تجربه میشود اما به آن اذعان نمیشود) و پذیرش ( در زمانی که ارتباط با مرگ اذعان و عناصر مثبت آن در نظر گرفته میشود). در مقابل، مقیاس (13-3) از تعدادی مسایل اضطرابآفرین دربارهی مرگ تشکیلشده است. وسیعتر از مقیاس فوق، مقیاس (13-4) است که از تمرکز بر ترس از مرگ و واکنشهای احساسی به آن که تعدادی مثبت و برخی منفی است، فراتر میرود. این مقیاس از 8 خرده مقیاس تشکیل شده است: مرگ بهعنوان درد و تنهایی، مرگ بهعنوان پاداش زندگی پس از مرگ، بی اعتنایی نسبت به مرگ، مرگ به عنوان پدیدهی ناشناخته، مرگ بهعنوان شکست و ناکامی و مرگ به عنوان پایان طبیعی زندگی، مقیاس (13-5) در صدد است تا این امر را اندازهگیری کند که افراد مایلاند پس از مرگ، ( بهعنوان تلاشی برای دستیابی به جاودانگی و بقا) چگونه توسط دیگران به خاطر آورده شوند.
تنها مقیاس باقیمانده (13-1) ، اعتقاد به زندگی پس از مرگ را میسنجد، مؤلفان در این مقیاس سعی کردهاند نوع جملهبندی بهصورتی باشد که مقیاس تقریباً برای هر سنت مذهبی مفید و کارا باشد.
فصل چهاردهم : مقیاسهای مداخله الهی و انتساب دینی
برای بعضی از افراد تجربهی دینی در درجه نخست یک نظام تبیینی است که به آنان در فهم چرایی وقوع حوادث کمک میکند. البته دین ممکن است بهعنوان آخرین تبیین علّی عمل کند ( خواست خدا ) و در بسیاری از ادیان جستجو و یافتن خواست الهی یک مسئولیت انسانی است و در برخی از ادیان نیز این کار عملی کفر آمیز تلقی میشود.
انتساب (Attribution) اصطلاحی است که روانشناسان برای جستجو دربارهی تبیین علّی بهکار میبرند.
محققان تعدادی از پایههای انگیزشی انتساب را شرح دادهاند که در این میان آنچه به وضوح آشکار گردیده احتیاج به معنا، کنترل، نظارت و اعتماد به نفس است. آنان توضیح دادهاند که انسانها از نظام تبیینی طبیعی برای رفع این نیازها بهره میبرند. حال اگر ساز و کار طبیعی پاسخگو نباشد، ممکن است به انتساب دینی تغییر جهت پیدا کنند. یکی از وظایف روانشناسان دین ، تحقیق دربارهی عوامل دخیل در این تغییر است. مقیاسهای این فصل برای چنین تحقیقی مناسب است. مقیاس (14-1) درصدد است 4 توصیف و شرح کوتاه برای این اندازه بگیرد که در انتسابها چقدر از خدا ( در مقابل نسبتدادن امور به مسئولیتپذیری شخصی، بخت و اقبال و تلاش فردی) استفاده میشود.
دو مقیاس (14-2) و (14-3) مقیاسهای سنتی برای اندازهگیری گرایش انتساب حوادث به خدا ( به جای علل طبیعی)اند. تنها مقیاس ( 14-3) است که بهطور مشخص و واضح متعلق به سنت مسیحیت است.
فصل پانزدهم: مقیاسهای غفران و بخشودگی
روانشناسان ( و البته دیگران) به مطالعه دربارهی بخشودگی ( برای کمک به شناخت مفهوم اعتراف) علاقهمندند. اگرچه بخشودگی بهعنوان یک مضمون محوری، دستکم در الهیات مسیحیت وجود دارد اما به عنوان یک ساختار دینی ( در همهی ادیان ) عملیاتی نشده است. در این باره دو مقیاس معرفی میشود. مقیاس (15-1) که حاوی 65 موضوع است برای اندازهگیری 6 بعد از بخشودگی طراحی شده که عبارتاند از فقدان تأثیر منفی، عقیدهی منفی و رفتار منفی همچنین وجود تأثیر مثبت، عقیدهی مثبت و رفتار مثبت.
مقیاس (15-2) 9 بعد از بخشودگی را مشخص میکند: انتقام ، رهایی از مشغلهی ذهنی، تصدیق ، عذاب، احساس مثبت ( در برابر منفی) ، پرهیزکاری ، تسکین، حسادت ورزیدن و تقرب الهی.
فصل شانزدهم : مقیاسهای دین نهادی
پنج مقیاسی که در این فصل مرور میشوند با کلیسا مرتبطاند. حضور در کلیسا معمولاً بهعنوان سنجهای برای دینداری عملیاتی شده است. ولی این سنجهی محدود تکبعدی برای سنجش این ساختار پیچیده ناکافی است. اگر به هر دلیلی فقط تعداد کمی سؤال یا حتی یک سؤال قرار باشد پرسیده شود، بازهم حضور در کلیسا بهترین انتخاب نیست. با وجود این، ماهیت نهادی دین یکی از بخشهای مهم این ساختار است و تعدادی مقیاس فقط برای این منظور ایجاد شده است که به طور خاص نقش کلیسا را در تجربه دینی ارزیابی کند. سه مقیاس در این فصل میزان گرایش به کلیسا را میسنجند. مقیاس تک بعدی ( 16-1) درصدد است که ارزیابی کند فرد کدامیک را ترجیح میدهد: کلیسا یا فرقههای مذهبی خارج از کلیسا. مقیاس (16-2) ، دیگر امروزه برای مقاصد تحقیقاتی بهندرت استفاده میشود. چرا که مفاهیم و موضوعات آن برای بررسی گرایشهای امروزین نسبت به کلیسا، بیفایده است. البته این مقیاس برای شناخت تاریخچهی اندازهگیری در روانشناسی دین مفید است. مقیاس (16-3) ، مقیاسی چندبعدی مخصوص اندازهگیری گرایش به کلیسا است. دو مقیاس باقیمانده ، یکی مقیاس 5 بعدی (16-4) است که تصاویر معنادار روانشناختی از کلیسا یا کنیسه را حول 10 موضوع اندازهگیری میکند: سعهی صدر نسبت به تغییر، فعالیت، ثبات، شفافیت، سازمان و تصویری از اجتماع. مقیاس بعد (16-5) است که با هفت بعد به رضایت اعضا از کلیسا میپردازد: خدمات دینی، اعضای کلیسا، رهبران کلیسا، برنامهها و فعالیتهای خاص، تعلیمات دینی برای کودکان، آموزش دینی برای بزرگسالان و تسهیلات کلیسا.
فصل هفدهم، مقیاسهای ساختارهای مرتبط با دین
بیشتر مقیاسهایی که در این فصل مرور میشوند، دین را به آن اندازه که روانشناسان دین به آن علاقمنداند ، نمیسنجند. وسعت متغیر مذهب بهحدی است که تقریباً هر ساختار روانشناختی بهصورت بالقوه میتواند نمایندهای برای یک تحقیق تجربی جدی باشد. در واقع، ما نمیتوانیم همهی این مقیاسهای مرتبط با دین را در اینجا بیاوریم. آنچه در اینجا آمده، مقیاسهای تثبیت شدهای است که مفیدبودن آنها در فهم تجربه دینی اثبات شده است. بهطور مشخص یکی از مهمترین ساختارهایی که به روانشناسی دین ارتباط دارد جایگاه کنترل است که در اینجا توسط دو مقیاس (17-3) و (17-6) اندازهگیری میشود. دو ساختار مرتبط دیگر برای مطالعهی علمی دین ، اقتدارگرایی و جزماندیشی است که مقیاس (17-1) جزماندیشی و مقیاس (17-7) اقتدارگرایی را میسنجد. روانشناسانی که در مورد دین مطالعه میکنند فواید مختلفی برای دینداری برمیشمارند: به عنوان مثال معنابخشی، هدفمندی زندگی و اعتماد به نفس. دو مقیاس (17-8) و (17-4) درصدد اندازهگیری چنین مفاهیمیاند.
شاید ما در صدد فهم تأثیرات عملی دین و معنویت بر مسائل مختلف ( مانند مسائل اجتماعی) باشیم. مقیاس (17-9) در پی آن است که با یک رهیافت فرافردی و با تأکید بر رشد پتانسیل معنوی انسان در زمینهی آموزش به ارزیابی گرایشهای دینی بپردازد.
دو مقیاس باقیمانده که شاید در هیچ کدام از طبقهبندیهای پیشین جای نگیرند برای مطالعات آتی بسیار مفیداند: مقیاس اختیار – جبرگرایی (17-2) که اعتقاد را در میان یکی از این دو موقعیت فلسفی (جبر – اختیار) اندازه میگیرد و مقیاس (17-5) که تلاشی خلاقانه برای اندازهگیری دینداری است و در آن از پاسخگویان خواسته میشود که با ترکیب حروف داده شده یک جملهی مذهبی بنویسند.
این معرفی کتاب نخستین بار با عنوان«123 مقیاس برای سنجش دینداری» در کتاب ماه علوم اجتماعی شماره 67-68 منتشر شده است و نویسنده آن را برای تجدید انتشار در اختیار انسا شاسی فرهنگ قرار داده است.