فهرست
![]()
New scenes from America
فیلمی از : یورگن لث، 35 دقیقه
یورگن لث، متولد 1937 در دانمارک، روزنامه نگار،شاعر و فیلمساز است. لث اولین فیلمش را در سال 1963 ساخت و تا امروز حدود چهل فیلم ساخته است. وی برنده جوایز متعددی از فستیوال های گوناگون در سراسر دنیاست.
اگر بخواهم تنها یک کلمه درباره فیلم "تصاویر بدیعی از آمریکا" بگویم، می گویم: بدیع. به معنای واقعی کلمه. شاید بسیاری از کسانی که این یادداشت را می خوانند، یورگن لث را با فیلم " پنج مانع" بشناسند. فیلمی که وی با همکاری لارس فون تریر در سال 2004 ساخت. و اتفاقا در این فیلم، لث پنج فیلم کوتاه با محوریت : "انسان کامل" ساخته است که هر کدام از این فیلم ها به خوبی گویای ذهن خلاق و عجیب لث هستند. اما" تصاویر بدیعی از آمریکا" یک مستند 35 دقیقه ایست با تصاویری طولانی و کادرهای ثابت و به شدت عکاسانه و زیبا. تجربه ای نو و خلاقانه و جسورانه ، حد اقل برای ما مستند سازان و مخاطبان ایرانی.
اولین پلان فیلم تصویری طولانی ست از انعکاس تصویر پرچم آمریکا و خیابانی که ماشینی از آن می گذرد در تگزاس. فیلم گفتار متن دارد اما این گفتار کاملا از آنچه که ما از یک گفتار متن توقع داریم آشنازدایی میکند و هیچگونه اطلاعاتی به ما نمی دهد. گوینده نام هر مکان یا شیی را که در تصویر میبینیم می گوید و بعد نام شهری را که این تصویر در آن گرفته شده است. مثلا ما در پلان بسته ای چند ظرف شیشه ای با محتویاتی مثل نمک و فلفل و... میبینیم، بعد از چند ثانیه گوینده می گوید: نمک،فلفل،شکر،سس گوجه فرنگی، لوس آنجلس.
یا در پلان دیگری، مردی را در لانگ شات می بینیم که کنار پنجره عریضی نشسته است، چهره اش تیره و ضد نور است و در حال دود کردن سیگاراست .موسیقی وردی با صدایی ملایم شنیده می شود.در پس پنجره نور زرد رنگ غروب خورشید روی آسمان خراش هایی که در دوردست معلومند،دیده می شود. گوینده می گوید : هنرمند، نیویورک.
بدین ترتیب ،لث، هر ایالت یا شهری را با یک شیی یا مکان به ما معرفی می کند.در پلان دیگری سه پیشخدمت رستوران با لباس ها و بشقاب های یکجور به ترتیب وارد کادر می شوند، در کنار هم می ایستند و بعد به نوبت اسم غذایی را که در بشقاب خود دارند، می گویند.
در لا به لای این اشیا و مکان ها گاهی آدم ها هم حضور پیدا می کنند. اینجا دیگر گوینده گفتار متن سکوت می کند آدم ها خودشان را معرفی می کنند. مثلا مردی جلوی کادر می ایستد، چند ثانیه در سکوت به لنز دوربین نگاه می کند ، بعد اسمش را می گوید واینکه اهل بنگلادش است. راننده تاکسی است. از کارش راضی ست و احساس خوبی دارد از اینکه در نیویورک زندگی می کند.
به همین شیوه افراد دیگری هم خود را معرفی می کنند. آدم هایی با شغل های مختلف در شهرهای مختلف.وکیل، نویسنده،فیلمساز، موزیسین... که البته در میان آنا ن چهره های سرشناسی هم حضور دارند که برای یک پلان حداکثر30 ثانیه ای جلوی دوربین لث ایستاده اند. از جمله "جان اشبری، جان کیل (که موسیقی خوب همین فیلم هم از اوست)، رابرت فرانک، دنیس هاپر، مارک کورلانسکی و...
جان اشبری در میان درگاهی ایستاده، عینکی به چشم دارد. کتابی در دستانش دیده می شود. بعد از کمی نگاه در لنز دوربین، چند جمله از کتابش را می خواند و بعد خودش را معرفی می کند.
اما در این فیلم نقش گفتار متن چیست؟ چه دلیلی دارد که وقتی ما نمای درشتی از یک ماهی در تصویر می بینیم، صدایی روی تصویر بگوید: ماهی، نیومکزیکو. یا روی تصویر پوستر الویس بگوید : الویس، لوس آنجلس.
اینها می توانند نماد هایی از آن شهر یا ایالت باشند اما یورگن لث ساده ترین، و در عین حال دور از ذهن ترین راه را برای نشان دادن تصاویری از آمریکا به مخاطبانش انتخاب کرده است. کامران شیردل، سال ها پیش در فیلم " اون شب که بارون اومد" این تجربه را به تصویر کشیده است البته، در سکانسی که گروه فیلمسازی به ده "لاملنگ" می روند،اما لث در تمام طول فیلم خود این روایت را حفظ می کند.ساده، موجز و تاثیر گذار. وقتی به نمایشگاه عکاسی می رویم، معمولا در کنار عکس نام مکان، تاریخ عکس و گاهی عنوانی برای عکس ها نوشته می شود. به نظر می رسد این فیلم به نوعی یک نمایشگاه عکس متحرک است. شاید قبلا لث جای دوربین و زاویه اش را انتخاب کرده باشد، اما با دیدن تصاویر فیلم متوجه می شویم که برای ضبط آن ها زمان زیادی صرف شده است تا در شرایط نوری و جوی مناسب فیلم برداری شود(فیم به طریق 35 میلیمتری فیلم برداری شده است)
برای پلان های داخلی، صحنه پردازی های دقیقی صورت گرفته ودر هر کادری آدم ها و اشیا به دقت در کنار هم چیده شده اند. بارها می توان این فیلم را دید و از دیدنش لذت برد. این هم یک جور دیدن آمریکاست. یک جور شناختن آمریکا.
آمریکای آسمان خراش ها ،سس ها و سالاد ها، ماهی ها، بیل بوردها، نوشیدنی ها ، مهاجرها، آمریکای الویس و مریلین مونرو... فیلم مجموعه ای از این نمادهاست. تصاویری به غایت خلوت و بی چیز که گویای همه چیز است.
farnaz. 77@gmail.com