نوبل ادبیات 2008: لوکلزیو در میان ابرهای واقعیت و خیال

Akhbar-leclezio.jpg

(تصویر: ژان ماری گوستاو لوکلزیو)

 

 

 


برنده جایزه نوبل ادبیات 2008، لوکلزیو، یکی از برجسته ترین نویسندگان فرانسه اما نامی است که کمتر با او در ایران آشنا هستند. نویسنده این سطور سال ها پیش کتابی از او را با عنوان «موندو و داستان های دیگر» ترجمه کرد که سرنوشت غریبی داشت، که پس از انتشار آن در روزنامه کارگزارن، در این پایگاه خواهید خواند، اما امروز بر آن بودیم که با بیان شادمانی خود از این انتخاب شایسته، بار دیگر ادای احترامی به این روح ظریف و دست ناخورده معاصر داشته باشیم، روحی که توانسته است در جهانی چنین ناپاک، چنین پاک بماند، در زیر مقدمه ای را که حدود 12 سال پیش در سال 1375 برای ترجمه کتاب مزبور نوشتیم، می خوانید. 
***
در میان نویسندگان امروز فرانسه، ژان ماری گوستاو لوکلزیو(J . M. G. LeClezio) ، جایگاهی ویژه و یگانه دارد. لوکلزیو از همان زمان که نخستین رمانش در سال 1963 برنده جایزه ادبی رونودو شد و او را در بیست و سه سالگی به شهرت رساند، تاکنون همواره با هر یک از کتاب هایش  دروازه های جهان هایی ناشناخته و  شگفت انگیز را به روی خوانندگانش گشوده است. دنیای او در آن واحد خیالین و واقعی است. اجزای داستان هایش را آدم های حقیقی، اشیاء و  عناصر طبیعی می سازند، اما همه این عناصر در چنان کیمیای شگفت انگیزی در هم می آمیزند که ابعاد بی انتهایی به خیال می دهند.  نثر او ساده و روان است و شخصیت هایش، به ویژه در داستان های کتاب «موندو» به پاکی و شفافیت طبیعتی هستند که گویی در همه پاره هایش زنده است، حس می کند، سخن می گوید، درد می کشد و عشق می ورزد. شخصیت های لوکلزیو برای خواننده، آدم هایی آشنا و در عین حال بیگانه اند: با طراوت و احساس ایشان آشنا و با ساخت های شگفت آور شان در ناباوری مان، بیگانه.  یگانگی جهان در کتاب های او پیوندی  ناگسستنی  میان تمام پدیده های عالم می آفریند و به همین دلایل  در بسیاری از داستان هایش با تحسین ساده ترین اشیاء، دوچرخه ها، ماشین ها، سنگ ها،، درختان، پیاده رو ها، آسانسور ها و پله ها ... روبرو هستیم.
با این همه، طبیعت است که با پاکی و آکندگی خود تمام آثار او را پر می کند، طبیعت در تمام اشکال و تمام اجزایش. لوکلزیو می تواند پست ترین جانوران از نگاه بسیاری از ما، یعنی حشرات را دوست داشته باشد، آنها را «موجوداتی اسرار آمیز و دور از انسان ها می داند، موجوداتی که برخلاف سگ ها و گربه ها وقتی به آنها نزدیک می شوید، گویی شما را نمی بینند، گویی آدم ها برای آنها ناپیدایند و وجود ندارند».بزرگترین امتیاز این طبیعت را او  در سکوت حاکم و یگانگی ای می داند که اغلب در آن چون خونی در جریان است؛ سکوتی  که تحملش برای انسان، این جانور سخنگو که می خواهد بر هر چیز و حتی بر هر  صدایی نامی بگذارد و برای ابدیت به ثبتش برساند، گاه ناممکن می آید؛ سکوت حشراتی که بی حرکت در گوشه ای آرام گرفته و با طبیعت گرداگرد خود یگانگی می یابند.
لوکلزیو به گفته خودش تا سال ها از کم رویی بیمار گونه ای رنج می برد و شاید همین ناتوانی  از برقرار کردن  ارتباط مستقیم با اطرافیانش  بود که او را بیش از پیش در دنیای رویایی داستان هایش ، دنیایی که اعلب با جهان منزوی ، دیگرگون و شگفت آور کودکان نیز پیوند خورده است، غرق می کرد.
در «موندو» جهان یگانه طبیعت و کودکی را باز می یابیم. دنیای موندو آکنده از دریا و روشنایی است. گویی این دو پدیده، تمام معنی و تمام مقصود زندگی هستند. کتاب در حقیقت، خود اوست. «کودکی است که بر فراز کوهی نشسته و گذار ابرهایی آرام و شوخ را می نگرد» . آیا فلسفه ای  در این نگاه نهفته است؟ پاسخ او : «اگر فلسفه را دوست داشتن درختان، دریا و نور بدانیم، بله؛ اما اگر آن را به معنی ساختن نظامی بگیریم که ادعا کند : باید با چنین یا چنان نگاهی به دریا نگریست،  یا : باید  به این یا آن دلیل  درختان را دوست داشت، نه.»
نقش بزرگی که کودکان در آثار لوکلزیو  به خود اختصاص می دهند، گویای  ناباوری و گریز وی  از دنیایی است که «پختگی» و «بلوغ»  خود را در قالب  «جامعه صنعتی»  با قدرت ویرانگرش  به نمایش می گذارد. و تهاجم  این بلوغ صنعتی  به طبیعت بکر،  به همان اندازه دردناک است که سقوط پاکی  کودکانه در پس مرزهای  پذیرش زندگی مدرن. بیهوده نیست که لوکلزیو روسو را می ستاید.
لوکلزیو روحیه خود را در سه شخصیت خلاصه می کند: یک کودک، یک تهیدست و یک کولی؛ کودکی که هنوز ریشه ای ندوانده و آینده در برابر اوست؛ تهیدستی  که هیچ ندارد  در پی یافتن چیزی است و کولی ای  که در حرکتی بی پایان  به پیش می تازد. 


(یادداشت: ناصر فکوهی)

 

روی اینترنت:

لوکلزیو در ویکیپدیا

لوکلزیو در ویکیپدیا (فرانسه)

مقاله لیبراسیون درباره لوکلزیو

سایتی برای لوکلزیو (فرانسه)

قطعاتی از کارهای لوکلزیو(فرانسه)

گفتگوی تله راما با لوکلزیو(فرانسه)

 

 

 

کلیه حقوق این پایگاه، برای پایگاه اطلاع رسانی ناصر فکوهی محفوظ است.