فهرست
بیلسکر، ریچارد، اندیشه یونگ، ترجمه حسین پاینده، انتشارات آشیان، تهران، 1387، 176 صفحه + کتابنامه + نمایه + فهرست واژگان فارسی - انگلیسی و انگلیسی- فارسی
در زیر فهرست مطالب این کتاب و یادداشت مترجم را می خوانیم.
فهرست
یادداشت مترجم 11
پیشگفتار 15
فصل1: زندگی یونگ 20
دورهی کودکی 20
تحصیلات 20
زندگی حرفهای 22
دورهی اشتغال در تیمارستان بورگهولتسلی
و آشنایی با نظریهی روانکاوی 26
«سفر شبانهی روح» 23
پیدایش روانشناسی تحلیلی 24
جنگ جهانی دوم 25
واپسین سالهای زندگی یونگ 25
فصل2: دورهی همکاری یونگ با فروید 27
مقدمه 27
رسالهی دکتری 29
آزمونهای تداعی 33
عقده 34
روانکاوی و روانگسیختگی 35
نمادهای گشتاری 36
«برخی نمونههای تخیل خلاقِ نیمهآگاه»
در نوشتهی دوشیزه فرَنک میلر 39
قطع همکاری با فروید 41
خودمختاری 44
دلایل یونگ در اثبات درستی رویکردش 47
فصل3: شکلگیری روانشناسی تحلیلی 51
مقدمه 51
سنخهای روانی 51
انواع نگرش: برونگرایی و درونگرایی 52
انواع کارکرد: تفکر، احساس، هیجان و شهود 52
سنخنمای مایرزـ بریگز 57
کهنالگوها 58
نَفْس 59
همزاد مؤنث [یا «آنیما»] و همزاد مذکر [یا«آنیموس»] 60
سایه 63
پیرمردِ فرزانه و مادرِ جهانِ اسفل 65
نقاب 66
ضمیر ناخودآگاه جمعی 71
مفهوم ضمیر ناخودآگاه جمعی 72
شواهدِ دال بر وجود ضمیر ناخودآگاه جمعی 73
فصل 4: سخنرانیهای یونگ دربارهی کتاب چنین گفت زرتشت 77
مقدمه 77
سخنرانیهای یونگ 78
فریدریش نیچه 79
کتاب نیچه با عنوان چنین گفت زرتشت 80
سخنرانیهای یونگ دربارهی چنین گفت زرتشت 82
کهنالگوی «پیرمرد فرزانه» 85
کهنالگوهای «همزاد مؤنث» و «همزاد مذکر» 86
کهنالگوی «سایه» 88
نَفْس و نقاب 90
نخوت و فردانیت 93
بحثهای یونگ دربارهی دین 94
بحثهای یونگ دربارهی روانشناسی اخلاقی 96
بحثهای یونگ دربارهی واقعیتهای سیاسی زمانه 99
فصل 5: دین و کیمیاگری و اسطورهشناسی 103
مقدمه 103
دین 103
سخنرانیهای یونگ در دانشگاه ییل 104
پاسخ به ایوب 111
ادیان شرقی 125
کیمیاگری 127
نمادهای کیمیاگری در خواب 129
مرکوریوس و اکسیر اعظم 132
چهارگانگی 134
وحدت اسرارآمیز 136
راز گل طلایی 138
سایر مضامین کیمیاگرانه: تکشاخ، درخت و ماهی 141
اسطورهشناسی و پدیدههای فراهنجار 144
نمادپردازی در اَشکالِ ماندالا 145
همزمانی 148
بشقابپرنده 153
فهرست منابع 159
واژهنامهی فارسی به انگلیسی 165
واژهنامهی انگلیسی به فارسی 168
نمایه 171
یادداشت مترجم
سوگند به قلم و آنچه [با آن] مینویسند.
( قرآن، سورهی قلم، آیهی 1)
یونگ را باید در زمرهی اندیشمندان بزرگ و پیشگامی محسوب کرد که در چند دههی اول قرن بیستم، از راه پژوهشها و تألیفات و سخنرانیهایی بسیار تأثیرگذار، حقیقتی را در خصوص سرشت انسان ثابت کردند که امروزه از نظر ما انسانهایی که در اوایل قرن بیستویکم زندگی میکنیم، دیگر موضوعی بدیع و حیرتآور تلقی نمیشود. برحسب این حقیقت، انسان موجودی واجد «دوبودگی» است و رفتار و احساسات و افکار و امیالش، اساساً از خاستگاهی ناخودآگاه سرچشمه میگیرند. این حقیقت را البته پیش از یونگ و امثال او، آفرینشگران آثار ادبی با خلق کردن شخصیتهایی که از تعارضهای درونی رنج میبردند، به خوبی نشان داده بودند. اهمیت متفکرانی همچون یونگ این است که آنان همین بصیرت دیرینه را با مطالعه دربارهی بیمارانشان، در قالب نظریهای منسجم و متقاعدکننده ارائه دادند.
یونگ نیز مانند فروید با پسزمینهای از تحصیلات دانشگاهی در رشتهی پزشکی به نقش و جایگاه مهم ضمیر ناخودآگاه در بروز انواع و اقسام تعارضهای روحی و حتی مشکلات جسمانی پی برد. نوشتهها و سخنرانیهای او در آغاز تحقیقاتش طبیعتاً برای بسیاری از همکاران و اندیشمندان معاصرش، مایهی استهزا تلقی میشدند. به سبب همین انزوای فکری بود که یونگ شیفتهی افکار فروید گردید که مضامینی مشابه با نظرات او را مستقلاً میپروراند و ترویج میکرد. زندگینامهنویسان یونگ اشاره کردهاند که وقتی در سال 1907 فروید و یونگ نخستین بار با یکدیگر ملاقات کردند، گفتوگوی این دو اندیشمند بزرگ سیزده ساعتِ متوالی به طول انجامید. این درجه از همفکری، از وقوف این دو نظریهپرداز به این حقیقت ناشی میشد که انسان مدرن بیش از دردهای جسمانی، از دردها و آلام روحی رنج میبَرَد. تلاش برای پرتوافشانی بر محنتها و رنجهای روحی و روانی انسان و نهایتاً تسکین و درمان دردهایی که پزشکی به سبب رویکردِ جسممبنایانهاش هرگز قادر به تشخیص یا درمان آنها نبود، راه این دو متفکر را به هم پیوند داد.
البته، چنانکه رسم شاگردانِ ممتاز است، یونگ حدود شش سال بعد راه خود را از راه استاد جدا کرد و مکتب جدیدی را متفاوت با روانکاوی فرویدی بنیان نهاد. «روانشناسی تحلیلی» یونگ تأکید نظریهی روانکاوی بر خاستگاه جنسی امیال ناخودآگاه را زیاده از حد و ناموجه میداند. در واقع، یونگ در عین اینکه بر دیدگاه فروید مبنی بر وجود بُعد ناپیدایی در روان انسان به نام ضمیر ناخودآگاه صحّه میگذارد، قائل به گونهای دیگر از ضمیر ناخودآگاه نیز هست که دیگر نه مبیّن اندیشهها و آرزوهای کامنیافته و هراسهای فردی، بلکه مخزن گرایشها و افکاری است که در نزد همهی ابناء بشر مشترک هستند. شناخت این ضمیر ناخودآگاهِ دیگر ــ که یونگ آن را «ناخودآگاهِ جمعی» مینامید ــ از جمله با مطالعهی اسطورههای ملل مختلف میسّر میشود که تمایلات و اندیشههای فرافردیِ بشر را متجلی میکنند. یونگ با مطالعهی گسترده در نظامهای اسطورهای و فرهنگهای گوناگون، مجموعهای از تصاویر ذهنی جهانشمول را تدوین کرد که در مکتب او با نام «کهنالگو» مشخص میشوند. تفحّص در کهنالگوها نهفقط راهی برای فهم الگوهای عام رفتار بشر، بلکه همچنین شیوهای برای قرائت نقادانهی متون ادبی و آثار هنری است.
چنانکه از این اشارات کلی و بهناچار موجز برمیآید، یونگ متفکری تأملبرانگیز است و نهفقط به دلیل تعدیل نظریهی روانکاوی، بلکه همچنین به دلیل نظریات بدیعِ خودش، اندیشهای پیچیده دارد. کتاب حاضر در معرفی آراء یونگ، کوششی است برای منعکس کردن بخشی از این پیچیدگی؛ البته همانگونه که خودِ نویسنده هم متذکر میشود، این کتاب اساساً برای کسانی نوشته شده است که آشنایی همهجانبه یا عمیقی با دیدگاههای یونگ ندارند و در واقع میخواهند تا با خواندن کتابی کمابیش کمحجم، دریچهای بر افکار یونگ برایشان گشوده شود. هریک از فصلهای پنجگانهی کتاب حاضر، جزء مهمی از اندیشههای یونگ را با استناد به نوشتههای خودِ او و با شرح و تفسیر به خواننده معرفی میکند. نقلقولهای مکرر از یونگ و ارجاعات ایضاً متعدد به سایر نوشتههای مرتبط با موضوعات مورد بحث، راهنمای ضمنیِ خوانندهای است که پس از خواندن کتاب حاضر به مطالعهی بیشتر دربارهی آراء و اندیشههای یونگ راغب میشود. این مطالعهی بیشتر برای فهم جنبههای دیگری از مکتب یونگ که در کتاب حاضر ناگزیر بحثی دربارهی آنها نشده است (مانند رهیافت یونگ در تعبیر رؤیا، یا کاربرد نظریات یونگ در نقد ادبی)، یقیناً ضروری است و فهرست منابع پایان کتاب میتواند در این زمینه مفید باشد.
در پیشگفتارِ این کتاب اشاره شده که «در اکثر کتابفروشیها، تعداد کتابهایی که یا خودِ یونگ تألیف کرده است و یا دیگران دربارهی او نوشتهاند و نیز کتابهایی که نویسندگانشان از مکتب یونگ تأثیر پذیرفتهاند، به مراتب بیشتر از کتابهای فروید یا مربوط به فروید است». گفتهی مؤلف این کتاب، گرچه راجع به کتابفروشیهای آمریکاست، اما عیناً دربارهی میزان شناختهشدگی افکار و آراء یونگ در ایران مصداق دارد. تعداد کتابهایی که روانشناسی تحلیلی (مکتب یونگ) را به خوانندهی فارسیزبان معرفی میکنند، یقیناً بیشتر از کتابهای مربوط به روانکاوی (نظریهی فروید) است. همچنین در سالهای اخیر، ترجمهی آثار یونگ به زبان فارسی فزونی گرفته است، حال آنکه اکثر آثار اصلیِ فروید هنوز به فارسی ترجمه نشدهاند. این شواهد حاکی از اقبال به اندیشههایی است که هنوز باید کوشید تا بیشتر معرفی شوند، تا بلکه از این طریق ابعاد پیچیدهی حیاتِ روانی و فرهنگیِ ما بیشتر تحلیل و فهمیده شوند. ترجمهی حاضر با هدف میسّر کردن چنین تحلیلی انجام شده است. به روال معمولِ خودم، در این ترجمه نیز با افزودن زیرنوشتهای توضیحی کوشیدهام تا خواندن این کتاب را برای خوانندهی فارسیزبان راحتتر و لذتبخشتر کنم. در این زیرنوشتها، اصطلاحاتی را که نویسندهی کتاب فقط بهکار برده اما شرح نداده است و نیز اشاراتی را که چهبسا برای خوانندهی ناآشنا قدری مبهم یا گیجکننده باشند، توضیح دادهام. اما ملاک اول و آخر در توفیق هر ترجمهای، یقیناً میزان تأثیرگذاری فرهنگی آن است.
حسین پاینده