فهرست
انسان شناسان برای سالها به طیف محدودی از فعالیتهای معیشتی که زنان در آن مشارکت اساسی دارند، اشاره کرده اند: گردآوری، وجین کردن و داد و ستد (Lippert 1886/7; Schmidt 1955; Murdock 1957; Aberle 1961). با وجود اینکه مردان هم کار گردآوری را انجام می دهند و زمین را وجین می کنند و به داد و ستد می پردازند، اماهیچ جامعه ای در مورد چراندن گلۀ حیوانات بزرگ، شکار حیوانات بزرگ، ماهیگیری در آبهای عمیق یا شخم زدن زمین، به کار زنان وابسته نیست. اینکه زنان می توانند در این فعالیتها نیز مفید باشند (جنز ] 1923[ می نویسد که در میان اسکیموهای کوپر(1)، زنان فک (seal) شکار می کنند؛ فرد ]1934[ مینویسد که در میان تونگوسها(2) زنان در قسمتهایی از سال به جمع آوری و چراندن گلههای گوزن می پردازند) شاهدی بر این ادعاست که تقسیم جنسی کار کاملا مبتنی بر حقایق فیزیولوژیک تغییرناپذیر در مورد قدرت و استفامت بیشتر مردان نیست. می توانیم به سادگی ببینیم که همۀ این فعالیتها با مراقبت همزمان از کودکان ناسازگارند. نیاز به تمرکز کامل دارند، نمی توان آنها را قطع کرده و دوباره از سرگرفت، بالقوه خطرناک هستند و لازم است برای انجام آنها از خانه دور شد.
گزارش بوگوراس در مورد گله داری تابستانی گوزنها در میان چوکچهها(3)، تصویری مناسب از یک فعالیت معیشتی ناسازگار با مراقبت از کودک ارائه می دهد. بوگوراس معتقد است که تقسیم کار بوسیلۀ جنس افراد تعیین نمی شود؛ بلکه جمعیت به دو گروه اعضای مراقبتکننده از کودک و اعضای غیرمراقبت کننده از کودک تقسیم می شوند. او می نویسد:
با شروع تابستان، زمانی که سورتمه ها غیرقابل استفاده می شوند و امکان انتقال چادرها دور تا دور کشور وجود ندارد، گلهداران چوکچه معمولا خانوادههایشان را ترک می کنند و به چراگاههای تابستانی می روند که حدود بیست مایل دورتر است. دختران و پسرانی که بیش از ده سال دارند و زنان جوانی که بچۀ کوچک ندارند، برای مدتی آنها را همراهی می کنند. گلهداران زمانی که با رمه حرکت می کنند، مجبورند همۀ وسائل لازم مثل لباسهای اضافه، تفنگ و مهمات، کتری و آذوقه را با خود حمل کنند... این وسائل را دختران جوان و مردانی که چابک نیستند حمل می کنند؛ اما بهترین گلهداران باید سبکبار باقی بمانند تا بتوانند به سرعت با گله حرکت کنند.(1904:83).
چوکچه ها بوسیلۀ گله داری و شکار امرار معاش می کنند که هر دوی این فعالیتها با مراقبت همزمان از کودکان سازگار نیستند و زنان این جامعه مشارکت ناچیزی در فعالیتهای معیشتی دارند. بالعکس، انطور که دوشلیپ توصیف می کند، آزاندهها(4) از طریق کشاورزی همراه با وجین امرار معاش می کنند و مشارکت زنان در فعالیتهای معیشتی در میان آنها بسیار قابل توجه است. دوشلیپ توصیفی بسیار دقیق از تقسیم کار جنسی ارائه میدهد. در اینجا تنها به بخشی از این توصیفات اشاره می کنیم چون سازگاری فعالیتهای زنان با مراقبت همزمان از کودکان را نشان می دهد:
قانون این است که در همۀ انواع زمینهایی که اطراف خانه قرار دارند و به آنها باغ گفته می شود، زنان به تنهایی یا همراه فرزندانشان کار می کنند. این امر را می توان با توجه به مجاورت {محل کار} با خانه و همچنین ماهیت این کار تبیین نمود. {این فعالیت} شامل تعداد زیادی از کارهای کوچک و متنوع است که می توان بسیاری از آنها را در یک روز انجام داد. هر زنی که برای انجام کارهای خانگی آموزش دیده باشد می تواند بدون به هم خوردن نظم زندگی روزانه اش، تعداد زیادی کار مستقل کوچک را نیز انجام دهد.(1956:140)
روایت دیگری که سازگاری کشاورزی همراه با وجین با مراقبت همزمان از کودکان را نشان می دهد، بیوگرافی یک اسیر و سپس فرزندخواندۀ سرخپوستان، مری جمیسون، در ابتدای قرن نوزدهم است (Seaver 1823). این تنها توصیف موجود از فعالیت کشاورزی سرخپوستان آمریکا از منظر یک مشارکت کننده در این فعالیتهاست. روایت این گونه است:
کار ما دشوار نبود؛ و کار هر سال از هر جهت مشابه کار سالهای قبلتر بود... مراقبتهای آنها حتی به اندازۀ نصف ]مراقبتهای زنان سفید[ زیاد یا مهم نبود. در فصل تابستان، ذرت را می کاشتیم، از آن مراقبت می کردیم و دور می کردیم و معمولا همۀ فرزندانمان با ما بودند...می توانستیم هر چه قدر که دوست داریم تفریحی کار کنیم(Seaver 1823:55).
لحن آسانگیرانۀ این روایت گولزننده است. فعالیتهای کشاورزی زنان سرخپوست آمریکایی بسیار پربار بوده است. نه تنها غذای کل قبیله تامین می شده، بلکه از مازاد برداشت نیز به دقت مراقبت می شده و این مازاد بخش قابل ملاحظهای از ثروت قبیله را تشکیل می داده است. مورگان (1851) فعالیتهای زنان سرخپوست را تحسین می کند. قابل توجه است که امکان سازگاری این سودمندی با مراقبت همزمان از کودکان وجود داشته است.
فضای آرامی که مشخصۀ فعالیتهای کشاورزی ِ همراه با مراقبت از کودکان است، در فعالیتهای گردآوری همراه با مراقبت از کودک در میان زنان لونگا(5)، ساکنان ناحیۀ کیمبرلی در غرب استرالیا نیز وجود دارد. فیلیس کابری در مورد زنان بومی می نویسد که " اگر معاش گاهی پرمخاطره است، فقدان شتاب باعث شده این طور غلط جلوه داده شود" (1939:18).(If livelihood is sometimes precarious, it is belied by the abense of any feverish haste) کودکان گروههای کوچگ زنان گردآورنده را در هجومهای روزانه شان به بیشه زار همراهی می کنند. کابری یکی از این هجومها را به دقت شرح می دهد و روایت خود را اینگونه به اتمام می رساند که:
آنها برای مدتی در سایه دراز می کشند، غیبت می کنند، مقداری از ماهی و ریشه های خوراکی را می خورند، می خوابند و حوالی ساعت سه به سمت خانه حرکت می کنند. با وجود جستجوی بیقاعدهشان چیز کمی از دید آنها مخفی می ماند یا به دفعۀ بعد واگذار می شود... به لحاظ کمیت، در یک زمان مشخص تولید زنان احتمالا بیشتر از مردان است، چون شکار همیشه موفقیتآمیز نیست. او همیشه موفق می شود چیزی به خانه بیاورد و به همین خاطر خانواده بیشتر متکی به تلاشهای اوست تا شوهرش.(1939:22و25)
یک تحقیق جدیدتر، کار رز بر روی بومیان آنگوس داون(6) با تاکید بر اثرات تماس با سفیدپوستان بر فعالیت اقتصادی و ساختار خویشاوندی بومی است. برطبق اظهارات رز، پیش از تماس با سفیدپوستان، زمانی که زنان مغز و دانۀ گیاهان را برای آسیاب گردآوری می کردند، خودشان را در قالب " اجتماعی از هووها(co-wives) برای تقسیم مسئولیت مراقبت از کودکان" سازماندهی می کردند(1965:99). با ورود آرد سفید نقش اقتصادی زنان به عقیدۀ رز، نقشی منفعل می شود، دیگر نیازی به تشکیل "اجتماع" وجود ندارد و چندهمسری به مقدار قابل ملاحظه ای کاهش یافته است.
آخرین مثال مردم نگارانه ای که مطرح می کنم مربوط به مطالعۀ گاسیندل بر روی یاهگانها(7) است. مرداک (1957) این قبیله را جز اجتماعاتی رده بندی می کند که عمدۀ فعالیتهای معیشتی آنان توسط زنان صورت میگیرد. در میان 565 قبیلۀ حاضر در نمونۀ مرداک، این تنها قبیلۀ متکی به ماهیگیری، شکار آبی و گردآوری آبی زنان بوده است. گاسیندل می نویسد:
برخلاف مشارکت محدود مرد، زن بوسیلۀ فعالیتی که می تواند به تنهایی انجام دهد، به شکلی قابل ملاحظه و مستقل از خانواده حمایت می کند. این فعالیت گردآوری است که بواسطۀ طبیعت ممکن شده و او می تواند خود را وقف آن کند، بدون اینکه وظایف خود به عنوان همسر و مادر را به مخاطره بیندازد.(1937:538)
شرح او از فعالیتهای معیشتی بسیار دقیق است. در اینجا تنها به بخش کوچکی از آن اشاره می کنیم:
با توجه به اینکه در طول روز دریا در حالت جزر قرار دارد، هر زن با زن دیگری قرار می گذارد... همۀ آنان بچه هایشان را پشتشان می بندند و همراه خود می آورند و دختران کوچک هر کدام با سبد کوچکشان جلوتر از آنان میدوند. گاهی یک یا دو پسربچه نیز از سرکنجکاوی و لذت صرف آنان را همراهی می کنند و برای مدتی به تماشای آنان می ایستند اما هیچ وقت کمک نمی کنند چون این کار آنها نیست. این زنان تنها اندکی از خانه هایشان دور می شوند. آنها به آرامی از نقطه ای به نقطۀ دیگر می روند، چون سراسر کف اقیانوس پوشیده از صدف دوکفه است... آنها تنها زمانی دست از کار می کشند که سبدهایشان پر شوند.(1937:541-2)
تمام مردمنگارانی که در اینجا به آنان اشاره کردیم به رایطۀ میان فعالیتهای اقتصادی زنان و مسئولیتهای آنان در ارتباط با مراقبت از کودکان پرداخته اند. آشکار است که فعالیتهای معیشتی مشخصی به میزان زیادی با مراقبت همزمان از کودکان سازگار هستند و در جوامع متکی به این نوع از فعالیتها، زنان مشارکت اقتصادی بالایی دارند. در گذشته ملاحظات نظری در مورد تقسیم جنسی کار معتقد بودند که زنان به دلائل فیزیولوژیکی و روانی تنها قادر به انجام انواع مشخصی از فعالیتها هستند. من بر مبنای شواهد مردم نگارانه ای که در اینجا به آنها اشاره شد، تبیین عمیقتری را ارائه می دهم: در جوامع قبیله ای و روستایی فاقد مدرسه و مراکز مراقبت از کودک، تنها انواع مشخصی از حرفه ها می توانند با مسئولیتهای زنان در مود مراقبت از کودکان، همخوانی داشته باشند. با توجه به مقتضیات مراقبت از کودکان، کارهای تکراری، قابل انقطاع و غیرخظرناک که که نیاز به گشت و گذار زیاد ندارند، برای زنان مناسبترند.
1) Copper Eskimo
2) Tungus
3) Chukchee
4) Azande
5)Lunga
6)Angus Down
7)Yahgan
* منابع لاتین این مقاله به دلیل طولانی بودن، در اینجا آورده نشده اند، در صورت نیاز با مترجم تماس بگیرید:homamaddah@gmail.com