"مبانی جامعه شناسی هنر" گزیده ،ترجمه و تألیف :علی رامین ،تهران ، نشر نی ، 1387، 671 صفحه
این کتاب حاصل مجموعه ى درس گفتارهایى است که از حدود پانزده سال پیش تا کنون در برنامه ى دروس کارشناسى ارشد و دکترى چند دانشگاه ، از جمله دانشگاه تهران ، دانشکده ى هنرهای زیبا ، دانشگاه هنر و دانشگاه الزهرا و نیز کلاس هاى آزاد مؤسساتى همچون مرکز بین المللى گفتگوى تمدن ها ، فرهنگستان هنر و خانه ى هنرمندان تدریس شده است. به انضمام مقالات کتاب هاى مختلفى در زمینه ى جامعه شناسى هنر و گاه به ضرورت از کتاب هاى فلسفه ی هنر و تاریخ اجتماعى هنرنیز بهره گرفته شده است. نویسنده تلاش کرده تا در سراسر کتاب مطالب را به صورتى هرچه بیشتر با فهمی آسان و گیرا برای دانشجویان و علاقه منان عمومى مباحث نظرى هنر عرضه دارد و از همه مهم تر در گزینش و تهیه ى مقالات هیچ گونه آشنایى گسترده اى را از سوى خوانندگان احتمالى این کتاب ، پیش فرض قرار نداده است.
جامعه شناسی هنر دانشى « دوزیستى» است که از دو رکن هنر و جامعه شناسی تشکیل یافته است. هنر ، واژه اى با بار ارزشى ، از زمره ى انسانیت یا علوم انسانی است که سرشتی کیفیت گرا دارد.زیباشناسان و فیلسوفان هنر کوشیده اند که هنر را از زوایاى سه گانه ى هنر، هنرمند و مخاطب هنر بنگرند و بر اساس نظریه هایى در خصوص چیستى هنر ، تعاریفی عمدتاٌ ذات شناسانه را صورت بندی کنند. جامعه شناسی از زمره ى علوم اجتماعی و علمى کمیت گراست که به مطالعه ى اجتماع و نظام های انسانی ، روابط افراد با یکدیگر در جامعه ، نهاد ها و ساختارهای اجتماعى می پردازد و نیز به موضوع ارتباطات انسانی و چگونگی انتقال و خلق معنی در بستر اجتماع ، توجهی جدی دارد. جنبه ى اخیر در جامعه شناسی هنر که شامل اهمیت محورى است قیاس رویکرد علوم انسانى و علوم اجتماعى به هنر می باشد که مبحث مهمی از این کتاب است و بازگشاینده ى دریچه ى وسیعى به روى بحث هاى جارى مطالعات فرهنگى و پژوهش هاى هنرى است که پرداختن به چالش هاى گفتمانى زیباشناسى و جامعه شناسى هنر در مرکز توجه آن قرار دارد.
کتاب حاضر ضمن بررسی رهیافت ها ، نظریه هایی که اساس مطالعات اجتماعی هنرها در زمانها و مکان هاى گوناگون هستند، اهمیت ونقش نهادهاى اجتماعى ، فرهنگى ، دینى، سیاسى و اقتصادى تأثیرگذار بر آفرین و بازآفرینی هنرها را مورد تحلیل و ارزیابی قرار داده است و بر شیوه های خلق آثار هنری در بستر اجتماع و چگونگی ایجاد ارتباط میان هنرمندان و مخاطبان آثار هنری وعرضه و فروش آن ها ، در دوره های مختلف، بررسی پایگاه اجتماعی و اقتصادی هنرمندان ، ریشه هاى اجتماعى معیارهای ذوق و داوری ، نقش هنر در بازتولید منزلت اجتماعی و نقش بازاریابان و منتقدان در کامیاب ساختن آثار هنرى نظر می کند.
این مجموعه شامل 19 فصل می باشد که در اینجا اشاره ای گذرا به مباحث مطرح شده در هرکدام خواهیم داشت:
فصل 1: نظریه ها و رهیافت ها: علی رامین
در فصل نخست سعی شده تا مبانى نظری و مکاتب چهارگانه ی پوزیتیویستی ، تأویل گری ، پسامدرنیسم و انتقادی به منزله ی پیش زمینه ای برای مباحث بعدی کتاب به طورکاملا اختصاری به بحث گذارد.
فصل 2: جامعه شناسی هنر و نظریه های کلاسیک: علی رامین
در این فصل آراء و نظریات محوری سه متفکر بزرگ کارل مارکس ، امیل دورکم و ماکس وبر که از بنیانگذاران اصلی جامعه شناسی در اروپا می باشند به اجمال معرفی می شود. از آنجا که این سه متفکر مکاتبی را بنیاد نهادند که اعتبار خود را با افت و خیز هایی ، تا امروز همچنان حفظ کرده اند و کم تر بحث نظری و یا تحقیق عملی در شاخه های جامعه شناسی ، ازجمله جامعه شناسی هنر صورت گرفته که بی نیاز از رجوع به آراء اینان باشد.
فصل 3: هنر چیست؟ جامعه شناسی هنر چیست؟ : ورا زولبگ
این جستار از اهمیت خاصی برخوردار است زیرا زولرگ ابتدا مسئله را بر اعتنای جامعه شناسان به پژوهش هاى اجتماعی هنر توضیح می دهد و رویکرد اصحاب علوم انسانی – ادبا ،هنرمندان ،زیباشناسان.. به هنر را نگاه از داخل می نامد و رویکرد دانشوران علوم اجتماعی- جامعه شناسان ، مردم شناسان علمای اقتصاد، حقوق...-به این مقوله را نگاه از خارج می نامد. سپس به یکی از پایه ای ترین مباحث مطالعات فرهنگی درباره ی هنر می پردازد که قیاس رویکرد علوم انسانی و علوم اجتماعی به مقوله ی هنر است.
فصل 4: ساختار اجتماعی و آفرینش هنری: جََنت وُلف
مسئله ی ساختار و عاملیت انسان از جمله مسائل عمده ی جامعه شناسی است که به ویژه در جامعه شناسی هنر بحث های زیادی را برانگیخته است. ولف سعی می کند تا جایگاه اعمال انسانی در ساختارهای اجتماعی و تأثیر آنها بر این اعمال را اثبات نماید. وى با طرح نظریه ی هنر مارکس ، هنر را از زمره ی دیگر کارهای انسانی می داند و تا زمانی که از خود بیگانه نباشد ، پویشی آزاد و آفرینشگرانه می خواند.
فصل 5 :تولید اجتماعی هنر: جَنت وُلف
در این جستار ، تاریخ اجتماعی هنر و ادبیات به اجمال بررسى می گردد و به ویژه گو نا گونی فرایندها و نهادهای دخیل در تولید هنر در ادوار مختلف و نیز نقش دگرگون شونده ی هنرمند / مصنف نگریسته می شوند. نویسنده تشریح می کند که چگونه هنرمندی در دوره ی ماقبل مدرن ، زیر چه فشارهای شدید سیاسی و مالی قرار داشته است. ولف در بخش دوم نوشته اش ، موضوع بسیار مهمی را مطرح می کند که از بحث های مفید و توجه برانگیز جامعه شناسی هنر و تاریخ اجتماعی هنر است : تأثیر عوامل سه گانه ی فناوری ، نهادهای اجتماعی و عوامل اقتصادی بر تحولات تاریخی و اجتماعی هنر.
فصل 6 : هنر ، جهان و اجتماع:روزالیند هورستاس
این فصل دارای درونمایه ی زیباشناختی است . نویسنده به فلسفه ی هنر در آراء افلاطون و ارسطو ،دو فیلسوفی که همچنان اغازگر نظریه پردازی فلسفی درباره ی هنر به شمار می آیند می پردازد. از جمله موضوعات مهمی که در این جستار مطرح می شود ، صدق و بازنمایی است. هورستاس ضمن بیان نظریات دو فیلسوف یاد شده، این موضوع را به طور کامل تشریح می کند.
فصل 7: هنر وایدئولوژی : جنت وُلف
ولف در هنر و ایدئولوژی ، ابتدا دل مشغولی منتقدان و پژوهندگان فرهنگ و هنر به ویژه مورخان و جامعه شناسان با گرایش مارکسیسم اشاره می کند که همواره در پی آشکار ساختن ماهیت ایدئولوژیک هنرها بوده اند و دغدغه ی ثانوى شان عیان کردن ماهیت ایدئولوژیک نقدهاى هنرى و ادبی بوده است وی با توجه به اختلاف نظری که میان اندیشمندان در خصوص خود مفهوم ایدئولوژی در آثار مارکس وجود دارد ضمن دوری ازداوری کردن میان تحلیل ها با انتخاب ساده ترین بیان نظریه ی ایدئولوژی ، بحث ایدئولوژی و هنر و ایدئولوژی را پی می گیرد.
فصل 8: مارکسیسم و زیباشناسی : استوارت سیم
عنوان فصل حاضر ربطی وثیق با جستار پیشین دارد. استوادت سیم مارکسیسم را نمونه ی اعلای یک نظریه ی زیباشناسی با انگیزه ی سیاسی می داند . نویسنده تلاش می کند تا در این جستار بحث مربوط به ارزش را در زیباشناسی مارکسیسم ، از مارکس تا پسین گاه قرن بیستم ، پی بگیرد.سپس به نظریه ی بازتاب( هنر بیانگر واقعیات اجتماعی) در میان نظریه پردازان مارکسیستی اشاره می دارد. وی با مرور تحولات نظری درباره ی نقش هنر در اجتماع مواضع مهم زیباشناسی مارکسیستی را در اتحاد جماهیر شوروی و برخی از کشورهای اروپای غربی به نحو منظم تشریح و تحلیل می کند.
فصل 9 : جایگاه اجتماعی هنرمند در رنسانس : آرنولد هاوزر
هاوز در این فصل نظری به پیشینیه ی تاریخی و سیر بالندگی و افت و خیزهای فرهنگی و اجتماعی هنر می پردازد. رنسانس (نوزایش ) در تاریخ فرهنگ و تمدن در وجه کلی و تاریخ هنر در وجه خاص از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است. هاوز در این مقاله توضیح می دهد که چگونه جایگاه اجتماعی هنرمند از سطح یک استادکار خرده بورژوا و بدون نام در قرون وسطا به سطح هنرمندی صاحب نام در تراز دانشوران و شاعران ارتقاء می یابد و رابطه ی هنرمند با اتحادیه های صنفی موجود در قرن پانزدهم ایتالیا و شیوه ی آموزش نوآموزان هنر در محضر استادان از جمله نکات این مقاله است.
فصل 10: هنرمندان: ویکتوریا الکساندر
نویسنده مطلب را با این سخن دایانا کرین آغاز می کند که تصویرى که همگان از هنرمند در ذهن دارند این است که او نابغه ای است که آثار خود را در تنهایی و جدا از هنرمندان دیگر می آفریند که به نقد این دیدگاه می پردازد. الکساندر ضمن تأکید بر کار و نقش هنرمندان ، نظر متقابلی را از هوارد بکر مطرح می کند که معتقد است افراد زیادی در فرایند آفرینش هنری دخیل اند، ولی فقط شمار اندکی اعتبار هنرمند بودن را می یابند و به نقل از وی بیان می دارد که چگونه هنرمندان به چهار شیوه ی مختلف می توانند با جامعه های هنری مرتبط باشند . او پس از بحث درباره ی تأثیر جنسیت ، نژاد و سن بر فرصت های کاری و شغلی هنرمندان ، جستار خود را با عناوین فرعی هنرمندان و نظارت اجتماعی ، شهرت ، خلاقیت و نبوغ پی می گیرد و بحثش رابا یک نتیجه گیری کلی به پایان می برد.
فصل 11: جامعه ی هنری و فعالیت های مشترک :هوارد بکر
بکر بیان می دارد که کارهای هنری ، مانند دیگر فعالیت های انسانی ، مستلزم فعالیت مشترک گروه پرشماری از افراد با تخصص های گوناگون است. گونه های همکاری ممکن است گذرا و ناپایدار باشند ، ولی اغلب به صورت امور عادی و تکراری در می آیند و الگویی از فعالیت جمعی را به وجود می آورند که می توانیم آن را یک جامعه ی هنری بنامیم وی بعد از بحث و تحلیل فرایندهای آفرینش و تولید هنری و آوردن مصداق های گویا به اصل تقسیم کار می رسد. نویسنده در ادامه ی سخن ، بحث قراردادها را مطرح میکند که از مفاهیم عمده ی جامعه شناسی هنر است و سپس بر موضوع جامعه های هنری با تفصیلات بیشتر نظر می افکند.
فصل 12 : عرضه و فروش آثار هنری : هوارد بکر
نویسنده پس از بحث درباره ی ویژگی های نظام های عرضه و فروش و درجات همبستگی یا استقلال هنرمندان از جوامع هنری به تشریح نظام حمایتی پاتروناژ می پردازد . نظامی که در پی سامان بخشی کار هنرمند در اقتصاد کشور است و با ارائه ی آثار هنری در دسترس مخاطبان علاقمند زمینه ی لازم برای ادامه ی کار هنرمند را فراهم آورند. این نظام می تواند مانند دیگر فعالیت های متفاوتی که یک جامعه ی هنری را پدید می آورند ، از خود هنرمندان نیز تشکیل شوند. ولی معمول این است که این کار را افراد متخصص واسط انجام دهند. این فصل با بررسی تفصیلاتی درباره ی نظام های مختلف عرضه و فروش و بحثی درباره ی صنایع فرهنگ به پایان برده می شود.
فصل 13: جامعه شناسی در برابر زیباشناسی: جنت وُلف
وُلف چالش تأمل برانگیز و آموزنده ی دو رشته ی جامعه شناسی هنر و فلسفه ی هنر یا زیباشناسی را به بحث میگیرد و در نهایت نشان می دهد که این دو رشته نه تنها با هم در تضاد نیستند بلکه می توانند با تعاملی مثبت موجب غنای یکدیگر شوند. نویسنده دو اصطلاح جامعه شناسی و زیباشناسی را با دلالت های بالنسبه وسیع شان به کار می برد و ایراداتی که هر دو قطب بر هم می گیرند را بیان می دارد . وُلف پس از طرح نظریه های مهم هانس روبرت یُوس درباره ی «زیباشناسی دریافت » و پی یر بوردیو درباره ی جانشین سازی گونه ای «زیباشناسی مردمی» به جای زیباشناسی کانتی، پاسخ نوع سوم ه نقد جامعه شناسی از هنر و زیباشناسی را به بررسی می گیرد.نویسنده ی جستار را با ذکر نارسایی رهیافت های دیگری به پایان می برد.
فصل 14: هنر ، جامعه ، اخلاق : تام سوررل
فصل حاضر به رابطه ی هنر و اخلاق در جامعه می پردازد و بیشترین تکیه اش بر مخاطب است . سوررل می گوید از جمله مسائل مهم در خصوص هنر و اجتماع از این واقعیت ناشی می شود که زمان ها ، فیلم ها و... واز آنجایی که می توانند بر عواطف و اعمال انسان ها تأثیر بگذارند و گاه نتایج زیان بخشی به بار آورند کدام یک به لحاظ اخلاقی و سیاسی قابل تحمل است و کدام شان نیست؟ چگونه می توان بین هنری که هدفی جز انگیزش جنسی ندارد و هنری که در حاشیه به آن ها می پردازد وجه ممیزی قائل شد؟ آیا هنری که همدلی کردن با بزهکاران را تسهیل می کند از لحاظ اخلاقی ناصواب است؟... این ها همه پرسش هایی است که وی سعی می کند تا حدی آن ها را روشن کند و پاسخ دهد. به همین دلیل نیز بحث خود را با این پرسش اساسی "هنر خوب چیست ؟" می گشاید و با موضوعاتی همچون رابطه ی هنر و طبقات اجتماعی ، فرهنگ عوام و خواص ، نقد و بی طرفی به پایان می رساند.
فصل 15: اخلاق و زیباشناسی: نوئل کارول
این جستار نیز مانند جستار پیشین به تأثیر هنر بر مخاطب می پردازد. نویسنده سخن خود را این طور آغاز می کند که هنر و اخلاق در سراسر تاریخ به گونه های مختلفی با یکدیگر پیوند داشته اند. فیلسوفان نخستین ، خاصه افلاطون، نظر بر آن داشتند که هنر باید از دیدگاه اخلاق ارزیابی شود ،موضعی که می توانیم آن را اخلاق گرایی بنامیم. در اوایل قرن بیستم نگرشی متضاد با آن مطرح شد که هنر را واجد قلمرو ارزشی خود دانستند و مدعی بودند که هنر معیارهای ارزیابی خاص خود را داراست. این نگرش خودمختاری گرایی نامیده می شود.و در ادامه به شرح و تفصیل این دیدگاه ها می پردازد.
فصل16: سیاست و زیباشناسی : نوئل کارول
کارول در این جستار نیز به نحوی دقیق تر به رابطه ی هنر و سیاست که از دیرباز تعاملی بسیار اثرگذار با هم داشتند می پردازد و پیشینه ی این رابطه را به آغاز تشکل های سیاسی بازمی گرداند. وی به نقش عینی هنر امروزی هنر درعالم سیاست نیز اشاره دارد . نویسنده برای جلوگیری از آشفتگی در تنوع کارکردهای آنها کاوش خود را حول دو رابطه ی اصلی پی می گیرد. رابطه ی مبتنی بر حمایت و رابطه ی مبتنی بر تقابل . این دو رابطه چهار حالت را به وجود می آورند که عبارتند از : 1) هنر در حمایت از سیاست 2) هنر در تقابل با سیاست 3) سیاست در حمایت ار هنر 4) سیاست در تقابل با هنر. وی با تبحری که بر موضوع دارد حالات چهارگانه را ، چه به لحاظ پیشینه های تاریخی و چه به لحاظ تحولات و واقعیات جهان معاصر ، به بحث وتفحص می گیرد.
فصل 17: دین و زیبا شناسی : نیکلاس ولتر اشتروف
از گذشته ها ی دور ،مصر باستان ویونان باستان تا قرون وسطا و سپس رنسانس تا قرن هجدهم ، آثار هنری –به ویژه در زمینه ی هنرهای بصری و موسیقی – حال و هوا و درونمایه ی دینی دارند.اغلب دین ها در مراسم خود از هنر ها استفاده می بردند و همچنین برای فراهم آوردن محل مناسب اجرای مراسم عبادی خود ، هنر معماری را تکامل بخشیده اند و هنر نیز به نوبه ی خود به دین شکل می دهدیعنی قلب هایی را برای عواطف و احساسات دینداران به وجود می آوردند. نویسنده با مرور جایگاه این پدیده در دوره های گذشته تا به امروز و بحث های زیباشناسی تأثیرگذار بر این موضوع در مکتب های گوناگون با اشاره ای اجمالی از فلسفه ی هگل در خصوص رابطه ی هنر ، دین و فلسفه وتوجه به آراء دیگری در دوران معاصر جستار خود را به پایان می رساند.
فصل 18: ساختارگرایی و پساساختارگرایی:استوارت سیم \ علی رامین
در این فصل نویسنده ی کتاب حاضر سعی کرده ضمن تشریح اجمالی کلیات این مباحث به جنبه های مرتبط شان با جامعه شناسی هنر اشاراتی بکند.وی در بخش نخست این فصل به بیان اساس ساختلرگرایی که از نشانه شناسی –چهره ی بارزش دوسوسور- معرفی می شود می پردازد و ازسهم عمده ی فرمالیسم های روسی ونظریه ی مردم شناسی در پروراندن آن سخن می گوید وی به کار ژان پیاژه و ژان لاکان که ه ردو روان شناس بودند و ساختارگرایی را اساس تحلیل های روانی خود قرار داده بودند نیز اشاره می دارد و بعد از دو چهره ی معروف در «ساختارگرایی متأخر » : لوی استروس و رولان بارت صحبت می کند . وی در آخر بخش نخست نظری اجمالی به فوکو کرده و چون بارت گذر کرده ار ساختارگرایی به پساساختارگرایی می داند. نویسنده در بخش دوم این فصل به سراغ پساساختارگرایی و نماینده ی بی چون و چرای آن ، ژاک دریدا و نظریه ی شاخص او یعنی شالوده شکنی می رود.و این نظریه را از دو جهت برای جامعه شناسی حائز اهمیت می داند: اول ، روشهای نوینی را که در رویکرد به مسائل گذشته چون قداست ها و مرجعیت ها و ایدئولوژی ها به میان آوردند و دوم توجه آنها را به مسائلی در متون جلب کردند که می تواند منشأ بحث های دامنه دار ی در دیدگاه ها و جهان بینی های گوناگون باشد.
فصل 19: پی یر بوردیو و جامعه شناسی هنر: علی رامین
نویسنده این فصل قبل از آن که مشخصاً به عنوان کلی فصل حاضر به پردازد از آن فهم آثار این اندیشمند بزرگ جامعه شناسی را مستلزم آشنایی با مصطلحات کلیدی و ابزارهای مفهومی جامعه شناسی او می دانست ابتدا نگاهی کوتاه به زندگی و آثار او ، مروری کلی و اجمالی از شیوه ی کار و اصول و مفاهیم پایه در جامعه شناسی او به عمل می آورد.و بعد به مهمترین کار وی در زمینه ی جامعه شناسی هنر، کتاب "تمایز: نقدی اجتماعی از داوری ذوق" میپردازد. بوردیو در این کتاب شرحی گویا از عملکرد فرهنگ و اقتصاد و قدرت به دست می دهد و تصویر مدل واره ای از کاربردهای مفاهیم سه گانه ی ملکه ، سرمایه و میدان را عرضه می کند.وی همچنین نظریه ای درباره ی طبقات را می پروراند که در آن تأکید مارکس بر موجبیت اقتصادی و شناخت وبر از تمایز نظم فرهنگی و توجه دورکیم به طبقه بندی در هم آمیخته می شوند. بوردیو برای سنجش دیدگاه نظری خود به یک پژوهش پیمایشی مبادرت می ورزد که محور تجربی کتاب تمایز را تشکیل می دهد. این جامعه شناس در کتاب های دیگر خود ، از جمله عشق به هنر و قواعد هنر موضوعات دیگری را در زمینه ی جامعه شناسی هنر به بحث و بررسی میگیرد.علی رامین در پایان این جستار را با نقدی بر جامعه شناسی دوق بوردیو به پایان می برد.