نمونه پیشین این مقاله در تیر ماه 1387 در سایت منتشر شده بود و ناصر عظیمی نمونه جدید و به روز شده ای از آن را برای انتشار در سالروز مرگ میرزا کوچک خان در 11 آذر در اختیار ما گذاشته است.بدین ترتیب نمونه قبلی که با شماره های 14 و 15 از این سری مقالات به منتشر شده بود، حذف و با این مقاله و شماره 14، جایگزین می شوند.
Nazimi_db@yahoo.com
اشاره: چنانکه دیدیم حسن خان آلیانی هنگامی که نتوانست کوچک خان را راضی به حمله نماید ،خود به همراه فرماندهان نظامی جنگل حمله ای به ملاسرا وخانه ای که کمیته ی پنج نفره ی انقلاب درآن جلسه داشتند، ترتیب دادکه منجر به کشته شدن سرخوش(یکی از اعضای کمیته) و دستگیری حیدرعمواوغلی شد. اما پس ازاین واقعه،بلافاصله حمله ی دیگری نیز به رشت سازمان داده شد ،حمله ای که با توجه به تمام جوانب موضوع واقعا نمی توان از منظر سیاسی برای آن معنی خاصی قائل شد.
بخش چهاردهم و نهایی
جنگ بی معنی(بازهم حمله ای مشکوک)
چنانکه می دانیم حمله به ملاسرا زمانی انجام گرفت که گفتگوی صلح بین دولت وجنگلیان به میانجیگری روتشتین ادامه داشت ونامه ها بدین منظور بین کوچک خان وسفیر شوروی که در آن زمان میانجیِ پرنفوذی بین انقلابیون به حساب می آمد، رد وبدل می شد.اما بلافاصله پس از حمله به ملاسرا ودستگیری حیدرخان، حمله ای دیگر به رشت یعنی مقر اصلی حکومت بلشویکی که زیر نظر خالو قربان وحیدرعمواوغلی اداره می شد،صورت گرفت.لازم است یادآوری کنیم که دراین زمان احسان الله خان اداره ی بخش شرقی گیلان یعنی لاهیجان ولنگرود رابه عهده داشت وحیدر وخالو، رشت وانزلی رااداره می کردند.
برای خواندن این بخش در اینجا کلیک کنید.