انسان شناسی سیاسی (ترجمه از کلود ریویر)

انسان شناسی سیاسی، کلود ریویر، تهران، نشر نی، 1382

درباره کتاب
     امر سیاسی‌ را به‌زحمت‌ می‌توان‌ از سایر روابط‌ اجتماعی‌ تفکیک‌ کرد، زیرا این‌ حوزه‌ بیش‌ از آنچه‌ به‌نظر می‌رسد غیررسمی‌ است‌ و همواره‌ پرسش‌هایی‌ را دربارة‌ شیوه‌های‌ سازمان‌یافتگی‌ و کنش‌ خود، چه‌ در سطح‌ فروـدولتی‌، چه‌ در سطح‌ دولتی‌ و چه‌ گاه‌ در سطح‌ پدرمیراث‌گرایی‌ (پاتریمونیالیستی‌) و مریدپرورانه‌ مطرح‌ می‌کند.
     اهمیت‌ کتاب‌ حاضر به‌ ارائه‌ و بررسی‌ روند پیشرفت‌ مباحث‌ در رشتة‌ انسان‌شناسی‌ سیاسی‌ از زمانی‌ است‌ که‌ ژرژ بلاندیه‌ برای‌ نخستین‌بار در کتابی‌ به‌ همین‌ نام‌ نشان‌ داد که‌ وجود امر سیاسی‌ لزوماً بر وجود دولت‌ اتکا ندارد.
     مخاطبان‌ کتاب‌، درمقام‌ نخست‌، دانشجویان‌ کارشناسی‌ و کارشناسی‌ارشد جامعه‌شناسی‌ و انسان‌شناسی‌ در گرایش‌های‌ علوم‌ سیاسی‌ و فلسفه‌ هستند. کسانی‌ که‌ در پی‌ راه‌ یافتن‌ به‌ رده‌های‌ بالاتر علمی‌ نیز هستند، در این‌ کتاب‌، پایه‌های‌ استواری‌ دربارة‌ مفاهیم‌ قدرت‌ و سیاست‌، گونه‌های‌ سازمان‌یافتگی‌ اجتماعی‌، کارکرد نظام‌های‌ تصمیم‌گیری‌ و استیلا، پویایی‌های‌ متعارض‌ در جوامع‌ به‌تازگی‌ استقلال‌یافته‌ از استعمار و دستخوش‌ تنش‌های‌ قومی‌ یا درگیر همسازی‌های‌ سطوح‌ محلی‌ و جهانی‌، خواهند یافت‌. و نیز این‌ نکته‌ را که‌ همة‌ قدرت‌ها در پی‌ استعلایی‌کردن‌ و مشروعیت‌بخشیدن‌ به‌ خود هستند و نشانة‌ این‌ امر را می‌توان‌ در صحنه‌پردازی‌های‌ تقریباً مقدس‌ امر سیاسیِ نمادین‌، اسطوره‌ای‌ و مناسکی‌شده‌ مشاهده‌ کرد.
  کلود ریویر، استاد ممتاز انسان‌شناسی‌ در دانشگاه‌ سوربن‌ـپاریس‌ 5، پیش‌ از این‌ ریاست‌ دانشکده‌ در کشور گینه‌ و مدیریت‌ گروه‌ در کشور توگو را برعهده‌ داشته‌ است‌. ازجمله‌ آثار کلود ریویر می‌توان‌ به‌ طبقات‌ و قشربندی‌ اجتماعی‌ در آفریقا (انتشارات‌ دانشگاهی‌ فرانسه‌، 1978)، آیین‌های‌ سیاسی‌ (انتشارات‌ دانشگاهی‌ فرانسه‌، 1988)، جامعة‌ انسان‌شناسی‌ ادیان‌ (آرمن‌ کولن‌، 1997) اشاره‌ کرد. کتاب‌ درآمدی‌ بر انسان‌شناسی‌ (آرمن‌ کولن‌، 2000) از همین‌ نویسنده‌ پیش‌ از این‌ به‌ وسیلة‌ مترجم‌ کتاب‌ حاضر به‌ فارسی‌ برگردانده‌ و نشر نی‌ آن‌ را به‌ انتشار رسانده‌ بود.


پیش‌گفتار مترجم‌
جوامع‌ انسانی‌ از ابتدا تا امروز، در هر سطح‌ و هر شکلی‌ از توسعه‌، در هر مکان‌ و مشخصات‌ اقلیمی‌ و طبیعی‌، عموماً بر اساس‌ چند محور اساسی‌ سازمان‌ یافته‌اند و بقای‌ خود را به‌گونه‌ای‌ شایسته‌ مدیون‌ مدیریت‌ این‌ محورها بوده‌اند، همان‌گونه‌ که‌ به‌ هر دلیل‌ ناتوانی‌شان‌ از چنین‌ مدیریتی‌، سبب‌ سوق‌ یافتن‌ آنها به‌ سوی‌ تنش‌ و بحران‌ و در حادترین‌ موارد به‌ سوی‌ شورش‌ها و تعارض‌های‌ خشونت‌بار، جنگ‌ها و حتی‌ فروپاشی‌ و از میان‌ رفتن‌ کامل‌ تمدن‌های‌ آنها بوده‌ است‌. سه‌ محور اساسی‌ که‌ جوامع‌ بشری‌ بر گرد آنها انسجام‌ و سازمان‌ یافته‌اند، عبارت‌اند از: ایدئولوژی‌، امر اقتصادی‌ و امر سیاسی‌.
  روشن‌ است‌ که‌ این‌ سه‌ محور را نمی‌توان‌، در واقعیت‌ بیرونی‌، به‌ گونه‌ای‌ معنی‌دار از یکدیگر تفکیک‌ کرد و در تمام‌ جوامع‌ بخش‌های‌ مهمی‌ از آنها با یکدیگر تداخل‌ دارند و کارکردهای‌ اجتماعی‌ آنها بر اساس‌ فرآیندهای‌ کنش‌ متقابل‌ میان‌ نهادها، افراد و رفتارهای‌ ایدئولوژیک‌، اقتصادی‌ و سیاسی‌ و از خلال‌ مناسبات‌ پیچیده‌ای‌ انجام‌ می‌گیرند که‌ شناخت‌ و تحلیل‌ آنها جز با مطالعه‌ و پژوهش‌ بر هر یک‌ از این‌ جوامع‌ و حتی‌ بر هر یک‌ از خرده‌فرهنگ‌ها و اجزای‌ آنها امکان‌پذیر نیست‌.
  اصل‌ حیات‌ فردی‌ و اجتماعی‌ انسان‌ در این‌ پیچیدگی‌ است‌. اما شاید درست‌ به‌ دلیل‌ درک‌ناپذیر بودن‌ این‌ پیچیدگی‌، انسان‌ها هرگز نتوانسته‌اند واقعیت‌ آن‌ را بپذیرند و دستگاه‌ها و نظام‌های‌ مختلف‌ ایدئولوژیکی‌ برپا کرده‌اند تا به‌ گونه‌ای‌، پیچیدگی‌ جهان‌ را در نوعی‌ «نظم‌» قابل‌ درک‌ و تفسیر کنند و به‌ گفتة‌ پست‌مدرن‌ها آن‌ را به‌ «روایتی‌ بزرگ‌» در آورند. این‌ «نظم‌» بنابر دستگاه‌های‌ گوناگون‌ عقلانی‌، گاه‌ بر محور ایدئولوژیک‌، گاه‌ بر محور اقتصاد و زمانی‌ هم‌ بر محور سیاست‌، تبیین‌ یافته‌ است‌ و به‌ طبع‌ در هر مورد تلاش‌ شده‌است‌ موجودیت‌ انسانی‌، یا به‌ قول‌ هایدگر «چرایی‌ هستی‌» او در اینجا و این‌ زمان‌ (دازاین‌) از یکی‌ از نقطه‌ نظرها، تفسیر و تعبیر شود. به‌این‌ترتیب‌ بوده‌ است‌ که‌ ما در طول‌ تاریخ‌ چند هزار ساله‌ای‌ که‌ از ظهور جوامع‌ انسانی‌، یعنی‌ از آغاز عصر کشاورزی‌، اهلی‌ کردن‌ حیوانات‌ و اسکان‌ یافتن‌ انسان‌ها در جماعت‌های‌ سازمان‌ یافته‌ می‌گذرد، شاهد پیدایش‌ هزاران‌ گونه‌ «جهان‌بینی‌» بوده‌ایم‌ که‌ گاه‌ تلاش‌ کرده‌اند کل‌ نظام‌ حیات‌ را تبیین‌ کنند و گاه‌ بر ارائة‌ روش‌های‌ این‌ تبیین‌ پای‌ فشرده‌اند.
  هر اندازه‌ حجم‌ جوامع‌ انسانی‌ بزرگ‌تر شده‌ است‌، نیاز به‌ سازماندهی‌ پیچیده‌تر، تقسیم‌ کار گسترده‌تر و دقیق‌تر و درنتیجه‌ به‌ تلاش‌ بیشتری‌ برای‌ تبیین‌ نظام‌های‌ همبستگی‌ اجتماعی‌ بر سه‌ محور ایدئولوژی‌، اقتصاد و سیاست‌ بیشتر شده‌ است‌. دلیل‌ این‌ امر پیش‌ از هر چیز در فرآیندی‌ ذاتی‌ است‌ که‌ ریشه‌ در بیولوژی‌ انسانی‌ دارد. این‌ فرآیند در مفهوم‌«رشد» تبلور می‌یابد. درواقع‌ جوامع‌ انسانی‌ به‌ صورت‌ ذاتی‌ سبب‌ رشد و افزایش‌ حجم‌ ذهنیت‌ها به‌ صورت‌ افزایش‌ اطلاعات‌ و دانسته‌ها (ایدئولوژی‌)، رشد و افزایش‌ حجم‌ ثروت‌ مادی‌ (اقتصاد) و سرانجام‌ رشد و افزایش‌ حجم‌ قدرت‌ (سیاست‌) می‌شوند. این‌ سه‌ گروه‌ با رشد خود از مرحله‌ای‌ به‌ بعد از سطح‌ نیازهای‌ بلافصل‌ انسان‌ها در گذشته‌ و به‌ انباشت‌ و توزیع‌ مجدد در سطح‌ جامعه‌ نیاز دارند. به‌این‌ترتیب‌ هر جامعه‌ای‌ در فرآیند توسعه‌ و رشد خود به‌ جایی‌ می‌رسد که‌ باید در میان‌ اعضای‌ خود روش‌هایی‌ برای‌ توزیع‌ دانش‌، ثروت‌ و قدرت‌ بیابد و آنها را به‌ اجرا بگذارد.
  شناخت‌ روش‌های‌ مزبور، تحلیل‌، ارزیابی‌ و نقد آنها برای‌ دستیابی‌ به‌ میزان‌ اعتبارشان‌ و برای‌ ارائة‌ راهکارهای‌ مناسب‌ اجتماعی‌، سیاسی‌، اقتصادی‌ و غیره‌ از روزگاران‌ کهن‌ از دغدغه‌های‌ اساسی‌ متفکران‌ اجتماعی‌، از فیلسوفان‌ و اندیشمندان‌ دینی‌ گرفته‌ تا سیاستمداران‌ و دانشمندان‌ بوده‌ است‌. شناخت‌ در این‌ حوزه‌ها، هر چند در پارادایم‌ علمی‌ بر خنثابودن‌ آن‌ بسیار تأکید شده‌ است‌، اما در واقعیت‌ بیرونی‌، کمتر توانسته‌ است‌ خود را از حوزة‌ علمی‌ جدا کند و آنچه‌ دانشمندان‌ و فیلسوفان‌ تنها شناخت‌ و تحلیل‌ شناخت‌ نامیده‌اند، دیر یا زود از سوی‌ صاحبان‌ قدرت‌ برای‌ تثبیت‌ یا تداوم‌ بخشیدن‌ به‌ حاکمیت‌ آنها مورد استفاده‌ قرار گرفته‌ است‌. این‌ تناقضی‌ بزرگ‌ است‌ که‌ به‌ویژه‌ در قرن‌ بیستم‌، یعنی‌ قرنی‌ که‌ در آن‌ با اوج‌ استبداد و بی‌رحمی‌های‌ سیاسی‌ روبه‌رو بوده‌ایم‌، به‌ شدیدترین‌ شکل‌ خود رسیده‌ است‌.
  حوزة‌ سیاسی‌ یکی‌ از سه‌ حوزة‌ اساسی‌ است‌ که‌ تفکر اجتماعی‌ امروز را به‌ خود اختصاص‌ داده‌ است‌. بیش‌ از یک‌ قرن‌ است‌ که‌ تلاش‌ جامعه‌شناسی‌ مدرن‌ در این‌ حوزه‌ بر شناخت‌ و تحلیل‌ چگونگی‌ تولید و توزیع‌ قدرت‌ سیاسی‌ در جوامع‌ شهری‌ صنعتی‌ متمرکز شده‌ است‌. می‌دانیم‌ که‌ جامعه‌شناسی‌ از ابتدا در چنین‌ جوامعی‌ ظهور کرد و در خطی‌ قرار گرفت‌ که‌ از قرن‌ها قبل‌ در فلسفه‌ و تفکر اجتماعی‌ در جوامع‌ اروپایی‌ آغاز شده‌ بود. به‌ همین‌ دلیل‌ جامعه‌شناسی‌ سیاسی‌ از ابتدا بیشتر به‌ تحلیل‌ فرآیندهای‌ قدرت‌ سیاسی‌ و اشکال‌ مدرن‌ و دموکراتیک‌ آن‌، یعنی‌ عمدتاً به‌ قالب‌ حاکمیت‌ دولت‌ ملی‌ اختصاص‌ داشت‌. به‌این‌ترتیب‌ جامعه‌شناسی‌ سیاسی‌ بزودی‌ در بسیاری‌ از کشورهای‌ صنعتی‌ بر رفتارهای‌ انتخاباتی‌ دقیق‌ شد زیرا در شکل‌ دموکراتیک‌ و در شرایطی‌ که‌ دولت‌های‌ ملی‌ به‌ تثبیت‌ رسیده‌ بودند، یعنی‌ درواقع‌ از ابتدای‌ قرن‌ بیستم‌ این‌ رفتارها بودند که‌ نقش‌ اساسی‌ را در مدیریت‌ قدرت‌ سیاسی‌ در جوامع‌ انسانی‌ ایفا می‌کردند. آنجا که‌ جامعه‌شناسی‌ سیاسی‌ به‌ سراغ‌ اشکال‌ دیگر قدرت‌ می‌رفت‌ نیز باز این‌ تفاوت‌ را نسبت‌ به‌ رفتار متعارف‌ انتخاباتی‌ و پذیرش‌ اقتدار دولتیِ دولت‌ ملی‌ بررسی‌ می‌کرد. برای‌ مثال‌ مطالعات‌ بی‌شماری‌ که‌ از سوی‌ فیلسوفان‌ و دانشمندانی‌ چون‌ هانا آرنت‌ و کورن‌هاوزر بر پدیدة‌ توتالیتاریسم‌ انجام‌ گرفت‌ و یا آثار جامعه‌شناسانی‌ چون‌ ویلفردو پاره‌تو در موضوع‌ چگونگی‌ گردش‌ نخبگان‌ در جوامع‌ مدرن‌ و یا آثار پیتریم‌ سوروکین‌ در خصوص‌ پدیدة‌ انقلاب‌ و بالاخره‌ آثار متعدد جامعه‌شناسان‌ امریکایی‌ نظیر چالمرز جانسن‌، کرین‌ برینتن‌، ساموئل‌ هانتینگتن‌، جیمز دیویس‌ و... در خصوص‌ پدیده‌های‌ انقلابی‌ و نظم‌ که‌ در کنار تحلیل‌های‌ عمیق‌ جامعه‌شناسانی‌ دیگر چون‌ تالکوت‌ پارسونز و رابرت‌ مرتن‌ قرار می‌گیرند، گویای‌ این‌ وسواس‌ عمومی‌ جامعه‌شناسی‌ سیاسی‌ مدرن‌ به‌ حرکت‌ از یک‌ اصل‌ موضوعة‌ آغازین‌ یعنی‌ نوع‌ متعارف‌ تولید و توزیع‌ قدرت‌ سیاسی‌ در جوامع‌ مدرن‌ بر اساس‌ «قرارداد اجتماعی‌» و دولت‌ ملی‌ و بررسی‌ سایر اشکال‌ قدرت‌ به‌ عنوان‌ «عارضه‌های‌ سیاسی‌» بوده‌ است‌.
  صرف‌نظر از آنکه‌ دربارة‌ این‌ اصل‌ و چگونگی‌ اثرگذاری‌ آن‌ بر جوامع‌ مدرن‌ صنعتی‌ و پساصنعتی‌ چه‌ دیدگاهی‌ داشته‌ باشیم‌، زمانی‌که‌ به‌ سوی‌ جوامع‌ در حال‌ توسعة‌ کنونی‌ یعنی‌ آنچه‌ تا همین‌ اواخر «جهان‌سوم‌» نامیده‌ می‌شد، می‌رویم‌، بی‌شک‌ دیگر نمی‌توانیم‌ رفتارهای‌ متعارف‌ در حاکمیت‌ دولت‌ ملی‌ را شکل‌ رایج‌ و غالب‌ در آنها بدانیم‌، بنابراین‌ در اینجا به‌ دیدگاهی‌ متفاوت‌ و رویکردی‌ دیگرگون‌ نیازمندیم‌.
  در این‌ چارچوب‌، از اواخر قرن‌ نوزدهم‌ میلادی‌ در کنار جامعه‌شناسی‌ و کمابیش‌ از سوی‌ همان‌ بنیانگذاران‌ یعنی‌ دانشمندانی‌ چون‌ امیل‌ دورکیم‌ و مارسل‌ موس‌ در حوزة‌ فرانسوی‌ زبان‌ و رابرت‌ تیلور در حوزة‌ انگلیسی‌ زبان‌، انسان‌شناسی‌ سیاسی‌ پا به‌ عرصة‌ وجود گذاشت‌ و به‌طبع‌ در آغاز تفکیکی‌ میان‌ آن‌ با مردم‌شناسی‌ و انسان‌شناسی‌ عمومی‌ وجود نداشت‌. تحول‌ این‌ شاخه‌ از انسان‌شناسی‌ که‌ در کتاب‌ حاضر تا اندازه‌ای‌ بدان‌ اشاره‌ شده‌ است‌، در طول‌ یک‌ صد سال‌ پیش‌، انسان‌شناسی‌ سیاسی‌ را به‌ علمی‌ زنده‌ وکاربردی‌ بدل‌ کرد که‌ بیشترین‌ موارد استفادة‌ آن‌ در کشورهای‌ در حال‌ توسعه‌ است‌، بدون‌ آنکه‌ کشورهای‌ توسعه‌یافتة‌ صنعتی‌ بتوانند آن‌ را کنار بگذارند. درواقع‌ انسان‌شناسی‌ سیاسی‌ نسبت‌ به‌ امر سیاسی‌ دیدگاه‌ و رویکرد جدیدی‌ را به‌وجود آورد که‌ خود به‌نوبة‌ خویش‌ تحلیل‌ کلاسیک‌ و متعارف‌ جامعه‌شناسی‌ سیاسی‌ را نیز متحول‌ کرد.
  در این‌ میان‌ انسان‌شناسی‌ سیاسی‌ در حوزة‌ علمی‌ بدون‌ آنکه‌ با ساده‌اندیشی‌ خود را از حوزة‌ عملی‌ سیاست‌ جدا بداند، بر آن‌ است‌ تا با تلاش‌ بر به‌کارگیری‌ ابزار علمی‌ به‌ صادقانه‌ترین‌ شکل‌ ممکن‌ و با تجربه‌ اندوزی‌ و اصلاح‌ بی‌وقفة‌ خود با توجه‌ به‌ کاربردهایی‌ که‌ درطول‌ قرن‌ بیستم‌ از این‌ علم‌، همچون‌ سایر علوم‌، به‌رغم‌ و در بعضی‌ موارد البته‌ نادر، به‌ کمک‌ دانشمندان‌ انجام‌ گرفته‌ است‌، خود به‌ ابزاری‌ برای‌ سازماندهی‌ و مدیریت‌ مناسب‌ جوامع‌ کنونی‌ به‌ویژه‌ جوامع‌ در حال‌ توسعه‌ که‌ به‌ یافتن‌ راه‌حل‌ها و راهکارهای‌ مفید در این‌ زمینه‌ نیاز مبرم‌ دارند، تبدیل‌ شود.
  انسان‌شناسی‌ سیاسی‌ درواقع‌ یکی‌ از شاخه‌های‌ انسان‌شناسی‌ فرهنگی‌ است‌ که‌ در چند دهة‌ اخیر در کشورهای‌ اروپایی‌ و امریکایی‌ رشد بسیار زیادی‌ پیدا کرده‌ است‌. از این‌ رو این‌ علم‌، همچون‌ انسان‌شناسی‌ جدید به‌طورکلی‌، در کشور ما تا اندازه‌ای‌ ناشناخته‌ است‌. خوشبختانه‌ در سال‌های‌ اخیر با تلاش‌هایی‌ که‌ به‌ویژه‌ در گروه‌ انسان‌شناسی‌ دانشکدة‌ علوم‌ اجتماعی‌ دانشگاه‌ تهران‌ و در کنار آن‌ در انجمن‌ انسان‌شناسی‌ ایران‌ صورت‌ گرفته‌، انسان‌شناسی‌ جدید توانسته‌ است‌ به‌ شکل‌ یک‌ علم‌ زنده‌ و کاربردی‌ مطرح‌ شود و به‌این‌ترتیب‌، مردم‌شناسی‌ توانسته‌ است‌ در کنار موضوع‌های‌ متعارف‌ که‌ بیشتر به‌ شناخت‌ و تحلیل‌ جوامع‌ روستایی‌ و عشایری‌ اختصاص‌ داشت‌، شناخت‌ و تحلیل‌ جوامع‌ شهری‌ را نیز درون‌ حوزة‌ مطالعاتی‌ خود وارد کند. این‌ نکته‌ از آن‌ رو حائز اهمیت‌ است‌ که‌ می‌دانیم‌ جوامع‌ شهری‌ نه‌ تنها امروز بخش‌ عمدة‌ جمعیت‌ کشورهای‌ درحال‌ توسعه‌ را درون‌ خود جای‌ داده‌اند، بلکه‌ با تأثیرگذاری‌ بر جوامع‌ روستایی‌، شناخت‌ آنها را نیز در گرو تحلیل‌ روابط‌ مدرن‌ فرهنگی‌، اقتصادی‌ و سیاسی‌ حاکم‌ در خود کرده‌اند.
  آنچه‌ در این‌ زمینه‌ قابل‌ توجه‌ است‌، این‌ است‌ که‌ به‌رغم‌ کوشش‌های‌ ارزشمندی‌ که‌ برای‌ ترویج‌ ادبیات‌ انسان‌شناسی‌ جدید در سال‌های‌ اخیر در کشور ما انجام‌ شده‌، به‌ دلیل‌ عدم‌ پشتیبانی‌ کافی‌ نهادهای‌ رسمی‌، تاکنون‌ آثار زیادی‌ منتشرنشده‌ باقی‌ مانده‌اند و پژوهشگران‌ و نویسندگان‌ در این‌ حوزه‌ هنوز با مشکلات‌ زیادی‌ برای‌ انتشار آثار خود روبه‌رو هستند. در زمینه‌های‌ جدید انسان‌شناسی‌ کمبود بیشتر مشهود است‌ و در حوزة‌ انسان‌شناسی‌ سیاسی‌، ادبیات‌ موجود عمدتاً به‌ کتاب‌ ارزشمند ژرژ بلاندیه‌ انسان‌شناس‌ فرانسوی‌ محدود است‌ که‌ در دهة‌ 60 به‌ زبان‌ فرانسه‌ نوشته‌ شد و در سال‌های‌ اخیر ترجمه‌ای‌ از آن‌ به‌ زبان‌ فارسی‌ منتشر شده‌ است‌. بنابراین‌ با توجه‌ به‌ کمبودی‌ که‌ در این‌ زمینه‌ وجود داشت‌، نگارنده‌ بر آن‌ شد تا کتاب‌ حاضر را که‌ کلود ریویر، استاد ممتاز دانشگاه‌ سوربن‌ـپاریس‌ 5 در سال‌ 2000 منتشر کرده‌ است‌، به‌ زبان‌ فارسی‌ ترجمه‌ کند. پیش‌ از این‌، کتاب‌ دیگری‌ از کلود ریویر با عنوان‌ درآمدی‌ بر انسان‌شناسی‌ به‌ وسیلة‌ نشر نی‌ و با ترجمة‌ نگارنده‌ به‌چاپ‌ رسید که‌ منبع‌ اصلی‌ برای‌ درس‌ مبانی‌ انسان‌شناسی‌ به‌ حساب‌ می‌آید. کتاب‌ حاضر نیز منبع‌ اصلی‌ برای‌ درس‌ «انسان‌شناسی‌ سیاسی‌» در دوره‌های‌ کارشناسی‌ و کارشناسی‌ ارشد شمرده‌ می‌شود، و بار و غنای‌ تجربة‌ طولانی‌ مدت‌ ریویر را به‌ عنوان‌ یک‌ انسان‌شناس‌ سیاسی‌ و افریقاشناسی‌ برجسته‌ و همچنین‌ یک‌ استاد بسیار باسابقه‌ دربردارد. کتاب‌ ریویر به‌ نسبت‌ کتاب‌ بنیانگذارِ بلاندیه‌ مباحث‌ گسترده‌تر و جدیدتری‌ را در خود دارد و به‌گونه‌ای‌ بسیار موجز و گاه‌ با تراکمی‌ که‌ از وسواس‌ نویسنده‌ به‌ پربار کردن‌ متن‌ و آزاد گذاشتن‌ اساتید به‌ پروراندن‌ بحث‌ ریشه‌ می‌گیرد، مفاهیم‌ و موضوع‌های‌ مربوط‌ به‌ این‌ شاخة‌ علمی‌ را باز و در همه‌ جا با مصداق‌هایی‌ بی‌شمار بحث‌ خود را مستدل‌ کرده‌ است‌.
  مترجم‌، با توجه‌ به‌ زمینة‌ تخصصی‌ خود در انسان‌شناسی‌، و تجربة‌ خویش‌ از سال‌ها تدریس‌ دروس‌ سیاسی‌ از جمله‌ «جامعه‌شناسی‌ جهان‌ سوم‌»، «جامعه‌شناسی‌ انقلابات‌»، «اصول‌ علم‌ سیاست‌» و به‌ویژه‌ درس‌ «انسان‌شناسی‌ سیاسی‌» (که‌ تدریس‌ آن‌ برای‌ نخستین‌ بار در ایران‌ به‌ وسیلة‌ نگارنده‌ از سال‌ 1377 در دانشگاه‌ تهران‌ آغاز شد)، گمان‌ می‌کند که‌ این‌ کتاب‌ بتواند تا حد زیادی‌ نیازهای‌ دانشجویان‌ را برآورده‌ کند. با وجود این‌ برای‌ کامل‌شدن‌ مطالب‌ کتاب‌، ضمائمی‌ به‌ آن‌ افزوده‌ شده‌ است‌. یک‌ کتابنامة‌ فارسی‌ حاوی‌ مهم‌ترین‌ منابعی‌ که‌ (به‌ صورتی‌ غیرمستقیم‌) می‌توانند برای‌ دانشجویان‌ و پژوهشگران‌ در حوزة‌ انسان‌شناسی‌ سیاسی‌ مفید باشند، و فهرستی‌ از مهم‌ترین‌ پایگاه‌های‌ اینترنتی‌ قابل‌ استفاده‌ در این‌ زمینه‌ برای‌ ادامة‌ مطالعه‌، از جملة‌ این‌ ضمائم‌ هستند.
  امید است‌ که‌ این‌ کتاب‌ قدمی‌ باشد، هر چند کوتاه‌، در راه‌ انتشار هر چه‌ بیشتر پژوهش‌های‌ پربار اساتید و پژوهشگران‌ کشور ما در حوزة‌ فرهنگ‌ سیاسی‌ به‌ یاد داشته‌ باشیم‌ که‌ کشور ما در حال‌ حاضر در یکی‌ از بزرگ‌ترین‌ دوران‌های‌ تحول‌ خویش‌ قرار دارد که‌ حوزة‌ سیاسی‌ در آن‌ به‌ صورت‌ یک‌ حوزة‌ محوری‌ و اساسی‌ عمل‌ می‌کند و نیازِ به‌ شناخت‌ و تحلیل‌ پیچیدگی‌های‌ فرهنگی‌ و موانع‌ و مشکلاتی‌ که‌ ممکن‌ است‌ بر سر راه‌ تحول‌ و توسعة‌ سیاسی‌ جامعه‌ وجود داشته‌ باشد، و ارائة‌ راهکارها و راهبردهای‌ مناسب‌ از مهم‌ترین‌ رسالت‌های‌ اندیشمندان‌ علوم‌ اجتماعی‌ در ایران‌ است‌.
 

فهرست‌ مطالب‌
پیش‌گفتار مترجم‌  11
مقدمه‌  17
  چشم‌اندازهای‌ انسان‌شناسی‌ سیاسی‌  18
   1. طبقه‌بندی‌  18
   2. مقایسه‌  19
   3. نقد  21
   4. جامع‌نگری‌  21
   5. پویایی‌  22
بخش‌ نخست‌. مفاهیم‌ و مباحث‌
فصل‌ نخست‌. امرسیاسی‌: قدرت‌، پیوند، سازمان‌  27
  1. ماهیت‌ قدرت‌  28
   1.1. قدرت‌ به‌ طور عام‌  28
   1.2. قدرت‌ سیاسی‌  29
   1.3. معناشناسی‌ قدرت‌  32
  2. شرایط‌ دستیابی‌ به‌ قدرت‌  36
   2.1. سرچشمه‌ها و منابع‌ قدرت‌  36
   2.2. تمرین‌ الزام‌  40
   2.3. ایدئولوژی‌های‌ استیلا  46
  3. سازمان‌ قدرت‌ و پیوند سیاسی‌  48
   3.1. متغیرهای‌ سازمان‌ سیاسی‌  48
   3.2. اشکال‌ پیوند سیاسی‌  51
فصل‌ دوم‌. تاریخ‌ انسان‌شناسی‌ سیاسی‌  59
  1. گهوارة‌ فلسفه‌ و حقوق‌  60
   1.1. از حالت‌ طبیعی‌ تا حالت‌ اجتماعی‌  60
   1.2. از حق‌ خون‌ تا حق‌ خاک‌  63
  2. جوامع‌ بدون‌ دولت‌ و جوامع‌ دولتی‌  66
   2.1. منشأ دولت‌  66
   2.2. سهم‌ اساسی‌ کارکردگرایی‌ بریتانیایی‌  72
  3. سیاست‌ در عمل‌ و کارکرد آن‌  76
   3.1. چشم‌انداز پویاگرا  76
   3.2. به‌ گرد ژرژ بلاندیه‌  79
   3.3. اعمال‌ و بازی‌های‌ سیاسی‌  81
   3.4. جامعه‌ علیه‌ دولت‌  83
   3.5. یک‌ انسان‌شناسیِ دولت‌ مدرن‌  85
بخش‌ دوم‌. میدان‌ امر سیاسی‌ در جوامع‌ پیش‌صنعتی‌
فصل‌ سوم‌. گونه‌های‌ سازمان‌ سیاسی‌  91
  1. دسته‌  92
  2. جوامع‌ با قدرت‌ مبهم‌  95
  3. رئیس‌سالاری‌ها  99
   3.1. ویژگی‌های‌ عمومی‌  99
   3.2. قطب‌های‌ غایی‌  101
   3.3. رئیس‌سالاری‌های‌ سرخپوستان‌ امریکا  102
   3.4. رئیس‌سالاری‌های‌ اقیانوسیه‌  105
   3.5. رئیس‌سالاری‌های‌ افریقا  106
  4. دولت‌  109
   4.1. ویژگی‌های‌ اساسی‌  109
   4.2. شکل‌گیری‌ دولت‌ها  112
   4.3. امپراتوری‌ها  113
   4.4. دولت‌ ملی‌ مدرن‌  117
فصل‌ چهارم‌. پایه‌های‌ قشربندی‌شدة‌ امر سیاسی‌  122
  1. چند پایة‌ قشربندی‌  124
   1.1. خویشاوندی‌، خانواده‌ و قدرت‌  124
   1.2. متغیرهای‌ جمعیتی‌ و محیط‌شناختی‌  129
   1.3. عامل‌ سن‌ در سیاست‌  132
   1.4. زنان‌ در صحنه‌ و خارج‌ از آن‌  136
   1.5. حیثیت‌ از راه‌ اقتصاد  140
  2. چند نوع‌ نظام‌ سلسله‌ مراتبی‌  144
   2.1. برده‌داری‌ و امر سیاسی‌  144
   2.2. ساختارهای‌ سیاسی‌ از نوع‌ فئودالی‌  148
   2.3. نظام‌های‌ کاستی‌  150
   2.4. نظام‌های‌ آمیخته‌ و متغیرهای‌ مشترک‌  153
   2.5. طبقه‌بندی‌های‌ بازسازی‌شده‌  156
بخش‌ سوم‌. ساختارهای‌ سیاسی‌ در حرکت‌
فصل‌ پنجم‌. کارکرد نظام‌های‌ سیاسی‌  161
  1. نهادها و سنت‌ها  163
   1.1. رویکرد از خلال‌ نهادها  163
   1.2. سنت‌ها و جوامع‌ سنتی‌  166
  2. الگوی‌ کارکردگرایی‌ توازن‌  168
   2.1. مالینوفسکی‌  168
   2.2. پارسونز  169
  3. پویایی‌ کارکرد  170
   3.1. دستکاری‌ها  170
   3.2. بازی‌ها و استراتژی‌ها  171
   3.3. دُش‌کارکردهای‌ یکپارچگی‌  173
   3.4. تغییرات‌  175
   3.5. جناح‌های‌ غیرصوری‌  176
  4. تحلیل‌ نظام‌مند امر سیاسی‌  178
   4.1. قالب‌ عمومی‌  178
   4.2. فرآیندهای‌ ویژه‌  179
  5. سیاست‌های‌ نوسازی‌ (مدرنیزاسیون‌)  187
   5.1. نظام‌ بسیج‌  188
   5.2. نظام‌ جماعتی‌  189
   5.3. نظام‌ خودسالاری‌ شبه‌ مدرن‌ و دیوان‌سالارانه‌  189
فصل‌ ششم‌. پویایی‌های‌ اجتماعی‌ـسیاسی‌  193
  1. تعارض‌ها: بیان‌ و مدیریت‌  195
   1.1. دعواهای‌ خصوصی‌ و انتقام‌های‌ خونی‌  195
   1.2. دلایل‌ تعارض‌ها  197
   1.3. مقاومت‌های‌ مردمی‌  200
  2. به‌ سوی‌ انسان‌شناسیِ جنگ‌ها  202
   2.1. بحث‌ انسان‌شناختی‌  202
   2.2. هدف‌ها  205
   2.3. نتایج‌ واقعی‌: اطاعت‌، بازرگانی‌، گذار به‌ دولت‌  206
   2.4. کارکردها و پیامدها  209
  3. دولت‌های‌ مدرن‌ و تنش‌های‌ قومی‌  210
   3.1. مورد امریکا و آسیا  210
   3.2. مشکل‌ یکپارچگی‌ ملی‌ در افریقا  212
   3.3. اشکال‌ خاص‌گرایی‌  214
  4. پویایی‌های‌ مدرن‌ و سیاست‌های‌ توسعه‌  215
   4.1. اعتراض‌ به‌ نظم‌ استعماری‌  215
   4.2. یک‌ نظام‌ سیاسی‌ یکپارچه‌کننده‌  217
   4.3. تصادف‌های‌ اقتصادی‌  218
   4.4. دخالت‌ سیاسی‌ـاقتصادی‌ برای‌ توسعه‌  220
بخش‌ چهارم‌. قدرت‌ و امر قدسی‌
فصل‌ هفتم‌. سیاست‌ و دین‌  229
  1. قدرت‌ تقدس‌یافته‌  231
   1.1. استعلای‌ قدرت‌  231
   1.2. سلطنت‌ مقدس‌  233
   1.3. نشانه‌های‌ کالبدی‌ تقدس‌ سلطنتی‌  236
   1.4. یزدان‌سالاری‌  237
   1.5. رویکردهای‌ سیاسی‌ ادیان‌  238
  2. موقعیت‌های‌ نظری‌ و جهت‌گیری‌های‌ تاریخی‌  241
   2.1. نظریه‌های‌ بنیانگذار قرن‌ نوزدهم‌  241
   2.2. خداوند و قیصر  243
   2.3. مسیحیت‌ اصلاح‌شده‌  244
   2.4. کاتولیک‌گرایی‌ با گرایش‌ عمده‌ به‌ راست‌  246
   2.5. یک‌ اسلام‌ کارآفرین‌  247
   2.6. آسیا و خشونت‌های‌ نهفته‌ در آن‌  247
  3. مثال‌های‌ افریقایی‌ روابط‌ دین‌ وسیاست‌  250
   3.1. عمل‌ دین‌ بر سیاست‌  250
   3.2. عمل‌ سیاست‌ بر دین‌  252
   3.3. دین‌ و گذار دموکراتیک‌  253
   3.4. ملی‌گرایی‌ و دین‌  255
فصل‌ هشتم‌. نیایش‌های‌ سیاسی‌  259
  1. صحنه‌پردازی‌  261
   1.1. مناسکی‌شدن‌ امر سیاسی‌  261
   1.2. اسطوره‌های‌ مدرن‌  264
   1.3. تأیید نظم‌ و نفی‌ بی‌نظمی‌  266
  2. ساختارها و کارکردها  272
   2.1. تحلیل‌ ساختاری‌ یک‌ منسک‌ انتخاباتی‌  272
   2.2. مناسک‌ سیاسی‌ به‌ چه‌ کار می‌آیند؟  275
  3. نمادشناسی‌ و پویاشناسی‌  281
   3.1. بار نمادین‌ امر سیاسی‌  281
   3.2. تغییرات‌ نیایش‌های‌ سیاسی‌  286
   نتیجه‌گیری‌  291
واژه‌نامه‌  295
اصطلاحات‌  307
کتابنامه‌  311
منابع‌ فارسی‌ و الکترونیکی‌ برای‌ مطالعة‌ بیشتر  315
نمایة‌ مؤلفان‌  327
نمایة‌ موضوعی‌  335
پیش‌گفتار مترجم‌
 

کلیه حقوق این پایگاه، برای پایگاه اطلاع رسانی ناصر فکوهی محفوظ است.