فهرست
انسانشناسی شهری، تهران، نشر نی، 1381
دربارة کتاب
در ساختار کتاب حاضر منطقی مشخص بهکار گرفته شده است. بدینترتیب نخست رویکردی انسانشناختیـتاریخی در نظر بوده است که در آن منشأ و تحول شهرها از ابتدا تا امروز و چشماندازی بهسوی آینده مورد بررسی قرار گیرد. سپس تلاش شده است تصویری از نظریههای پیشین و کنونی دربارة شهر ارائه شود تا چارچوب نظری مشخصی که انسانشناسی شهری درون آن به پژوهش میدانی میپردازد معلوم شود. فصل سوم کتاب را باید مهمترین بخش از نقطهنظر انسانشناسی بهحساب آورد زیرا در آن به مجموع مفاهیم اساسی و موضوعهای انسانشناسی شهری پرداخته شده است. فصل چهارم، درحقیقت مقدمهای است برای ورود به عرصة جدید و بسیار گستردة انسانشناسی شهری ایران که امیدواریم بتوانیم در آیندهای نهچندان دور بهصورت تفصیلی آن را باز کنیم، و سرانجام آخرین فصل کتاب به تشریح روشهای خاص انسانشناسی بهویژه در حوزة شهری یعنی در جوامع پیچیده اختصاص دارد.
پیشگفتار
علوم اجتماعی در سالهای ابتدای دهة 80 قرن بیستم شاهد یکی از بزرگترین بحرانهای تاریخچة 150 سالة خود بود. این بحران در آن واحد بحرانی روششناختی و نظری بود و در قالب زیر سؤال رفتن بخش بزرگی از مفاهیم و روشهایی که تا آن زمان توانسته بودند اِجماع بزرگی را در میان اندیشمندان بهوجود آورند، تبلور یافته بود. دربارة دلایل و پیامدهای این بحران بسیار میتوان نوشت و شاید حتی بتوان بحران را تا اندازهای با تغییر شکل جهان، و ورود آن به دوران موسوم به عصر پساصنعتی مربوط دانست. بیشک نمیتوان تحولات عظیمی چون انقلاب اطلاعاتی، گسترش و تشدید فرایند جهانیشدنِ پارادایمهای علمی، فرهنگی و سیاسی، فروپاشی نظام قدرتمند شوروی و بلوک شرق و بحران گستردة ایدئولوژیهای پیامبرانه یا به زبان پسامدرنها «روایتهای بزرگ» و... را که زمینههای اساسی علوم اجتماعی را میساختهاند در بروز این بحران و پیامدهای آن نادیده گرفت.
موج نخست بحران چنان شدتی داشت که همة دستاوردهای این علوم را به زیر سؤال برد و درحقیقت تصور میشد که میتوان به نوعی پایان پروژة عمومی پژوهش اجتماعی را به گونهای که پدران قرن نوزدهمی کنت، اسپنسر و دورکیم برای آن متصور شده بودند اعلام کرد. بسیاری از عالمان اجتماعی از خود میپرسیدند که سهم آنها و پارادایم علمی یا «شبه علمی» که خود را بدان متعلق میدانستهاند در فجایع گستردة قرن بیستمی چه بوده است؟ آیا این علوم درواقع توانسته بودند کاری جز هموار کردن راه برای شکلگیری سرمایهداری صنعتی و گسترش آن در سطح جهان و در نهایت پیریزی نظامهای سرمایهداری دولتی و توتالیتاریسمهای خشونتآمیز انجام بدهند؟ کاربردی بودن این علوم از یکسو و انتقادی بودن آنها از سوی دیگر، به کدام نتایج قابل دفاع دست یافته بودند؟ آیا در یکسو تفکر اجتماعی در دام فایدهگراییهای مدیریتی و اداری و از سوی دیگر در دام انقلابیگریهای مخرب و در نهایت سترون اسیر، نشده بودند؟ پاسخ به این پرسشها در طول دو دهة گذشته، بخش بزرگی از ادبیات پسامدرن و نگاههای انتقادی را درون حوزة فلسفة علوم اجتماعی به خود اختصاص دادهاند و طبعاً بدون یافتن پاسخهایی نسبتاً قانعکننده در برابر آنها نمیتوان انتظار داشت که علوم اجتماعی بتواند از تردید و احساس گناهی که خواسته یا ناخواسته گریبان آن را گرفته است رهایی یابد.
با این وصف این رهایی تنها در گرو تأملات فلسفی و ادبی نبوده و در حوزهای دیگر یعنی پژوهش به نتایجی مفید و امیدوارکننده انجامیده است. بازسازی روششناختی و نظری علوم اجتماعی در طول دو دهة اخیر خیرهکننده بوده است و شاید بدون اغراق بتوان سهم این دوران کوتاه را با کل تاریخ پیشین این علوم مقایسه کرد. بدینترتیب خوشبختانه جامعهشناسان و انسانشناسان، جمعیتشناسان و روانشناسان اجتماعی در طول این سالهای سخت، هرگز دست از تلاش نظریو روششناختی برنداشتند و تردیدها نهفقط آنها را به کنارکشیدن از عرصههای اجتماعی وانداشت، بلکه سبب شد آنها با ارادهای سرسختانه تلاش کنند بدیلهای مورد نیاز خود را در دل واقعیات اجتماعی و با ارائة سهمی هرچه بیش از پیش در پدیدههای تغییر اجتماعی بهدست آورند.
آنچه در این میان میتوان از نقطهنظر انسانشناسی مورد تأکید قرار داد، رشد کمّی و کیفی این شاخة بزرگ از علوم اجتماعی در طول دو دهة اخیر است که علائم پیشدرآمد آن از سالهای پس از جنگ جهانی دوم قابل مشاهده بودند. شکل گرفتن واقعی و عملی جامعة جهانی و گسترش شکل دولتملی در سراسر جهان همراه با پیامدهای فرهنگی گستردة آن از جمله در ارتباط با گروههای انسانی کمابیش متنوع و گستردهای چون قبایل، اقوام و در کنار این امر تجمعها، همجواریها و تراکمهای هر چه بیش از پیش فرهنگها، خردهفرهنگها و ضدفرهنگها در پهنههای جغرافیاییـسیاسی، سبب شد که اهمیت رویکرد فرهنگی و نقش کلیدی آن در کل روابط اجتماعی هر چه بیشتر مورد اذعان و تأکید تمامی اندیشمندان و دستاندرکاران مدیریت جوامع پیچیدة مدرن قرار گیرد.
بدینترتیب شاهد فرایندی دوسویه بودیم: از یکسو، انسانشناسان (مردمشناسان) غربی که در طول بیش از یکصد سال تنها بر جوامع موسوم به «ابتدایی» یا «غیراروپایی» مطالعه میکردند، حوزة مطالعاتی خود را به کشورهای توسعهیافته و حوزههای شهری و صنعتی که مکان اصلی آن تمرکزهای فرهنگی شده بودند، گسترش دادند، و از سوی دیگر نسلی از جامعهشناسان و سپس انسانشناسان در کشورهای مستعمره یا تحت سلطة پیشین غرب صنعتی، پدید آمدند که وظیفة اصلی خود را یاریرساندن به گذار سخت، پرتنش و گاه حتی بسیار دردناک، اما ناگزیر، جوامع خود به مدرنیته و صنعتی شدن و قرار گرفتن آنها در مکانی قابل زیست در نظام جدید جهانی، میدانستند. این کمکرسانی طبعاً باید از خلال فعالیتهای پژوهشی و آموزشی این نسل و نسلهای آتی آن انجام میگرفت. اما در این حوزه همچون سایر حوزهها، توسعه با موانع بیشماری روبهرو بود، بهخصوص آنکه علوم اجتماعی بهدلیل ساختارهای سست و شکنندة سیاسی در کشورهای توسعهنیافته از ابتدا مورد شک و سوء ظن بود و اعتماد قدرتهای حاکم نسبت به آن همواره در حداقل ممکن قرار داشت و هر بار که این قدرتها روی بهسوی فساد گسترده و روشهای خشونتآمیز در حاکمیت میآوردند، این سوء ظنها پیامدهای دردناک و گاه جبرانناپذیری برای عالمان اجتماعی به همراه داشت.
نتیجه آنکه رشد این علوم، هرچند به انجام رسید، اما بسیاری از مشکلات ساختاری از ابتدا این رشد را همراهی میکردند که بسیاری از آنها تا امروز هنوز باقی هستند. اما بهرغم این مشکلات، برای مثال فنسالاریهای نااندیشمندانه و سطحینگر، کمبود بودجههای تخصیصیافته به این علوم، عدم علاقهمندی و اعتماد برای به اجرا درآوردن نتایج کاربردی پژوهشهای اجتماعی، نبود تصویر اجتماعی مناسب از این علوم، فشارهای سیاسی و اداری برای جلوگیری از گسترش آموزش و پژوهش در آن حوزهها و غیره، نتوانستند از تداوم آنها جلوگیری کنند.
در این میان انسانشناسی حتی بیش از جامعهشناسی بر رسالت خود در یاریرسانی به حل مشکلات اجتماعی و جلوگیری از ضربهخوردن فرهنگهای بومی از فرهنگهای بیرونی انگشت گذاشت. انسانشناسی توانست نشان دهد که بدون یافتن راهحلهای اساسی برای سازش و آشتی دادن دو بُعد اساسی فرهنگ، یعنی بُعد مادی یا تکنولوژیک آن با بُعد معنوی و ایدئولوژیک آن نمیتوان در انتظار معجزهای نشست و تصور کرد که گذار به مدرنیته و عصر صنعتی میتواند با حداقلی از هزینههای اجتماعی و فرهنگی همراه باشد. به همین دلیل نیز انسانشناسی تلاش کرد حوزة مطالعاتی خود را تا جایی که ممکن است گسترش دهد و درحقیقت در تعقیب فرهنگ به همة نقاطی که ممکن است بتوان شاهد تمرکزها و مشکلات فرهنگی بود وارد شود. از اینرو رویکرد فلکلوریک نسبت به انسانشناسی، که بیشتر در واژة «مردمشناسی» متمرکز است، با گسترش خود جای خویش را به رویکردی فرهنگی، در معنی عام این واژه داد که مفهوم «انسانشناسی» بهتر آن را مینمایاند.
در کشور ما نیز فرایند رشد وگسترش این علم کمابیش از همان مسیری عبور کرد که در سایر کشورهای در حال توسعه، هرچند نمیتوان منکر وجود نوعی فاصله و تأخر در این زمینه شد. بدینترتیب دورههای رشد این علم را شاید بتوان به گونهای بسیار عام به سه دوره تقسیم کرد: نخست دورة پیش از سال 1300 (دهة 20 میلادی) که در آن با نوعی تفکر انسانشناختی (یا مردمشناختی) روبهروییم که خود را در قالب یک ادبیات سنتی بسیار غنی و با پیشینهای بسیار طولانی نشان میدهد. سپس دورة 1300 تا 1340 (1920ــ1960) که در طول آن انسانشناسی عموماً در قالب ادبیاتی فلکلوریک و مردمنگارانه بهوسیلة اندیشمندان غیردانشگاهی (و غیرعلمی) بروز میکند، و سرانجام دورهای که از 1340 تا امروز قرار میگیرد و طی آن انسانشناسی هر چه بیش از پیش در حال تثبیت بهمثابه یک رشتة دانشگاهی با روشها و چارچوبهای علمی لازم و مناسب برای چنین تثبیتی است. در دورة اخیر شاید بتوان، دهة گذشته را از لحاظ تلاش و کوششی که انسانشناسان ایرانی برای تبیینهای نظری و روششناختی داشتهاند برجستهتر دانست. با وجود این کمبودها و کاستیهای زیادی در همة زمینهها در حال حاضر قابل مشاهده هستند که مهمترین آنها را باید در کمبود منابع مناسب و کادرهای کارآمد برای به تحقق درآوردن پروژههای گستردة آموزشی و پژوهشی در حوزة انسانشناسی دانست.
اگر بخواهیم در این مختصر اشارهای گذرا به کمبودها، لااقل در حوزة ادبیات انسانشناسی، داشته باشیم، باید بر این نکته تأکید کنیم که «کمبود» در این حوزه بیشتر بهصورت کیفی قابل مشاهده است تا کمّی. درواقع اگر بدون هیچگونه داوری و هیچگونه اصرار بر طبقهبندیها، تسلسلها و پیوستگیهای منطقی در ادبیات علمی به آثار منتشر شده در طول چهار دهة گذشته بنگریم با تعداد بیشماری کتاب، مجله، رسالة دانشجویی در رشتههای مختلف، مقالة علمی و ترویجی و پروژة علمی و غیره روبهرو خواهیم شد که کمتر نظم و منطقی بر تولید، بازتولید، تداوم و پیوستگی آنها حاکم بوده است. این آثار که عمدتاً در حوزة ادبیات عامه (فلکلور) تولید شدهاند، عموماً از انگیزهها و علاقهمندیهای شخصی نویسندگان و مترجمان خود ریشه گرفتهاند و تقریباً هرگز نشاندهندة نوعی برنامهریزی هرچند ساده و اولیه با هدف توسعه علمی نیستند. از اینرو، متأسفانه برخی از این آثار که از نظر علمی بسیار باارزشاند در میان بسیاری دیگر که فاقد کوچکترین ارزش علمی هستند، گم شدهاند و تأثیر اجتماعی و تخصصی آنها در حوزة علمی مربوطه بسیار اندک و بسیار کمتر از حد در خور آنها بودهاست.
اگر بخواهیم از نظمی منطقی در توسعة ادبیات علمی در حوزهای خاص نام ببریم میتوانیم چنین فرایندی را مطرح کنیم: نخست آثار مقدماتی و پایهای قرار میگیرند، برای مثال کتابها و مقالاتی که درآمدها و مقدمات ضروری برای تفهیم و گسترش مفاهیم عام و اولیة آن علم را در اختیار همگان از جمله دانشجویان علاقهمندی قرار بدهند، که هنوز نمیدانند با چگونه علمی سروکار دارند و کدام جهتگیریها را باید در آن انجام دهند. در مرحلة بعد هر علمی به بخشی بزرگ از ادبیات تخصصی نیاز دارد که بتواند چارچوبهای نظری و روششناختی آن را، ابتدا در قالب مقدمهها و درآمدها و سپس بهصورتی هر چه تخصصیتر به تفکیک شاخههای نظری و روشهای ویژه بشکافد و خوانندگان متخصص و نیمه متخصص را در یافتن ابزار مورد نیازشان برای پیشبرد فعالیتهای آموزشی و پژوهشی یاری رساند. در مرحلة سوم هر علمی نیازمند آن است که هر یک از شاخههای تخصصی خود را بشناساند. این امر در انسانشناسی اهمیتی بیش از سایر علوم دارد زیرا این علم بنابر تعریف، علمی بینرشتهای است و به همین دلیل باید ویژگیهای خود را در هر شاخة تخصصی و روابط آن شاخه با شاخههای مشابه در علوم دیگر بهخوبی روشن کند. سرانجام در مرحلة چهارم هر علمی باید بتواند نتایج کاربردهای عملی و پژوهشهای میدانی خود را بهصورت ادبیات ویژهای که بتوانند بهصورت منابع اصلی مورد استفادة سایر علوم در آن کشور و سایر کشورها دربارة این حوزه درآیند، عرضه کند. با توجه به این طرحواره، که بیشک تنها یکی از طرحوارههای منطقی و قابل استناد است، مشاهده میکنیم که در کشور ما نوعی بینظمی بسیار آشکار در حوزة انسانشناسی قابل مشاهده است.
خوانندة نکتهبین شاید بر این استدلال خرده بگیرد که این امر، موضوعی رایج و عام در ادبیات علمی کشور ما بهشمار میرود. در این بحث جای شک نیست، اما باید توجه داشت که این موضوعی کاملاً نسبی است. برای نمونه اگر ادبیات انسانشناسی را با ادبیات جامعهشناسی مقایسه کنیم باید اذعان کنیم که نظم موجود در حوزة جامعهشناسی بسیار بیشتر و کمبودها درآن بسیار کمتر است. البته دلیل اساسی در این امر رشد و گسترش جامعهشناسی بهعنوان یک رشتة دانشگاهی در کشور ما بوده است که انسانشناسی هنوز فاصلة زیادی با آن دارد، اما با توجه به آنکه در طول ده سالِ اخیر رشد انسانشناسی نیز به شکل چشمگیری در دانشگاههای کشور قابل مشاهده است، باید انتظار داشت که توسعة ادبیات تخصصی نیز در این زمینه از راه برسد.
نگارندة کتاب حاضر با توجه به سهم اندکی که در حوزة آموزش و پژوهش انسانشناسی در سالهای گذشته داشته، تلاش کرده است که در حد توان خود قدمهایی برای جبران کمبودها در این رشته بردارد. به همین دلیل در سالهای گذشته کتابهای درآمدی بر انسانشناسی ، قومشناسی سیاسی ، انسانشناسی سیاسی و تاریخ اندیشه و نظریههای انسانشناسی را ترجمه و تألیف کرده است و در حال حاضر نیز تدوین دانشنامة انسانشناسی فرهنگی و اجتماعی را با کمک جمع بزرگی از دوستان و اندیشمندان علوم اجتماعی، در دست انجام دارد. کتاب حاضر نیز که همچون کتاب انسانشناسی سیاسی باید آن را در ردة کتابهای معرف حوزههای تخصصی انسانشناسی بهشمار آورد، با این هدف تدوین شده است که راه را برای شاخة شهری انسانشناسی در کشور ما بگشاید. البته نخستین قدم در این راه حدود سه سال پیش با شروع به تدریس درس «انسانشناسی شهری» در دورة کارشناسی مردمشناسی دانشکدة علوم اجتماعی دانشگاه تهران، بهوسیلة نگارنده، انجام گرفت و در طول این سالها دانشجویان این درس دهها مردمنگاری و تحقیق شهری (و رسالههایی متعدد در کارشناسی ارشد) تهیه کردهاند که در همین کتاب چندین نمونه از آنها آورده شده است، علاقة وافری که این دانشجویان به انجام پژوهشهای شهری، بهرغم مشکلات بیشمار ناشی از نبود الگوهای مناسب پژوهشی، از خود نشان دادهاند باعث دلگرمی بسیاری برای نگارنده بوده است. از این لحاظ شاید جای آن بود که این کتاب سالها پیش منتشر میشد، اما نبود زمان لازم و شتابی که تحول علم انسانشناسی در سطح جهانی به ما تحمیل میکند، سبب شد که نتوانیم انجام آموزش و پژوهش در این موضوع را موکول به انتشار نخستین کتابها در این زمینه کنیم.
کتاب حاضر که به تشریح مقدمات انسانشناسی شهری اختصاص دارد با مشکلی اساسی روبهرو بوده است که به نوعی مشکل همیشگی انسانشناسی نیز هست: این مشکل تداخل موضوعی، نظری و روششناختی میان هر یک از شاخههای تخصصی انسانشناسی از یکسو با شاخههای تخصصی مربوطه در علوم دیگر و از سوی دیگر بهویژه با شاخة تخصصی مربوطه در جامعهشناسی است. در اینجا این تداخل از یکسو با رشتههایی چون شهرسازی، معماری، برنامهریزی شهری، جغرافیا و... از سوی دیگر با جامعهشناسی شهری انجام میگیرد. حل این مشکل در حوزة انسانشناسی شهری نمیتوانسته است جز بهصورتی نسبی انجام بگیرد. بدینترتیب در کتاب حاضر تلاش شده است مخاطبان به دو گروه تقسیم شوند. گروه نخست، مخاطبان اصلی که دانشجویان دورههای کارشناسی و کارشناسی ارشد رشتة انسانشناسی هستند که قصد آشنایی یا ادامة فعالیت علمی خود را در این حوزة تخصصی دارند. و گروه دوم، دانشجویان و علاقهمندانی که در شاخههای مربوطة سایر علوم (از جمله جامعهشناسی، شهرسازی و مدیریت شهری) قرار میگیرند و میتوانند از این کتاب بهصورت منبعی فرعی برای آشنایی با رویکرد انسانشناسی در حوزة تخصصی خود استفاده کنند. البته بدیهی است که گروه دوم مخاطبان بهدلیل آشنایی تخصصی خود با بسیاری از مطالب کتاب باید قرائتی گزینشی، و حتی چه بهتر انتقادی، از آن داشته باشند.
در ساختار کتاب حاضر منطقی مشخص بهکار گرفته شده است.بدینترتیب نخست رویکردی انسانشناختیـتاریخی در نظر بوده است که در آن منشأ و تحول شهرها از ابتدا تا امروز و چشماندازی بهسوی آینده مورد بررسی قرار گیرد. سپس تلاش شده است تصویری از نظریههای پیشین و کنونی دربارة شهر ارائه شود تا چارچوب نظری مشخصی که انسانشناسی شهری درون آن به پژوهش میدانی میپردازد معلوم شود. فصل سوم کتاب را باید مهمترین بخش از نقطهنظر انسانشناسی بهحساب آورد زیرا در آن به مجموع مفاهیم اساسی و موضوعهای انسانشناسی شهری پرداخته شده است. فصل چهارم، درحقیقت مقدمهای است برای ورود به عرصة جدید و بسیار گستردة انسانشناسی شهری ایران که امیدواریم بتوانیم در آیندهای نه چندان دور بهصورت تفصیلی آن را باز کنیم، و سرانجام آخرین فصل کتاب به تشریح روشهای خاص انسانشناسی بهویژه در حوزة شهری یعنی در جوامع پیچیده اختصاص دارد. در کتاب حاضر همچنین تلاش شده است از دو ابزار دیگر بهصورت کمکی بهره گرفته شود. نخست نقشهها، جدولها و قابهای متعددی که در لابهلای مطالب کتاب خواننده را با جنبههایی گوناگون و قابلتوجه در حوزة شهری آشنا میکنند و میتوانند هر یک به تنهایی و یا در ارتباط با مطالب کتاب با اهداف آموزشی مورد استفاده قرار گیرند. 52 قاب در این کتاب آورده شدهاند که از این تعداد 35 مورد برای نخستین بار بهوسیلة نگارنده از بیش از 30 اثر مختلف در حوزههای مختلف مطالعات شهری برگزیده و ترجمه شدهاند، 9 مورد از این قابها از کتابهای دیگر نویسندگان به زبان فارسی و یا از ترجمههای موجود اندیشمندان غیرایرانی به فارسی انتخاب شدهاند، و 8 مورد قابهایی هستند که به معرفی رسالهها، پژوهشها و مردمنگاریهای شهری دانشجویان دانشکدة علوم اجتماعی دانشگاه تهران زیر نظر نگارنده اختصاص دارند. این قابها در برخی موارد برای گویا شدن مطلب و افزایش قابلیت بحث بر آن، طولانی هستند و خواندن آنها همراه با کتاب میتواند کمک زیادی به گسترش درک مفهومی کتاب بکند اما استفاده از آنها بهصورت مستقل و با اهداف آموزشی یا پژوهشی نیز کاملاً ممکن است. در ضمائم کتاب در کنار منابع و مآخذ و فهرستهای مختلف، فهرستی از پایگاههای اینترنتی نیز برای مطالعات انسانشناسی شهری عرضه شده است که با مراجعه به هر یک از آنها میتوان اطلاعات بیشماری برای اهداف آموزشی و پژوهشی بهدست آورد، همچنین چهار مقاله از نگارنده که به موضوع معماری و مسکن اختصاص داشتهاند آورده شده است.
در پایان جای آن است که از تمامی دوستان و همکارانی که در طول سالهای گذشته با کمکهای فکری خود به نگارنده در تدوین این کتاب یاری رساندهاند تشکر کنم. همچون همیشه سهم دانشجویان و همکاران من در گروه تخصصی انسانشناسی شهریِ انجمن انسانشناسی ایران در این میان بیشتر بوده است. در اینجا باید بهویژه از سرکار خانم سپیده پارساپژوه همکار ارجمندم که در تمامی مراحل تدوین کتاب یاور من بودهاند، از خانم فرشته انصاری همکار گرامیام برای تهیة فهرست مربوط به سازمانهای غیردولتی در انسانشناسی شهری، همچنین از آقایان امیرعباس نجاری، مهرداد عربستانی و مهرداد میردامادی، دانشجویان پیشین و همکاران و دوستان کنونیام که سالهاست در پژوهشهای میدانی در حوزة شهری از نزدیک با من همراهاند و در این کتاب نیز از مساعدتهای آنها بهره بردهام، دوست عزیز و فرهیختهام دکتر ناصر عظیمی از مرکز مطالعات و تحقیقات شهرسازی و مسکن، که سهمی بزرگ در راهنمایی من در حوزة تخصصی مدیریت و طراحی شهری و در ارائة اطلاعات ارزشمند در این موارد داشته است؛ همچنین از همکاری و مساعدت خانم پرستو خانیزاده مسئول کتابخانة همین مرکز و دوستان فرهیختهام آقایان مهندس محمدحسن شهیدی از مهندسین مشاور سبزینهراه و مهندس احمد فرازمند از مهندسین مشاور طرح که اطلاعات باارزشی در اختیار من گذاشتند و راهنماییهای سودمندی برای نگارش این کتاب داشتند تشکر و قدردانی کنم.
در پایان امیدواریم این کتاب بتواند سهمی هرچند اندک در پیشبرد انسانشناسی شهری در ایران داشته باشد و شاید مقدمهای باشد بر انتشار آثار ارزشمند بسیار از پژوهشگران و اندیشمندانی که بتوانند این شاخة پربار از انسانشناسی را به مقامی درخور آن در جامعة ما برسانند.
فهرست مطالب
پیشگفتار 17
مقدمه 25
ریشهشناسی واژة «شهر» 26
ابعاد شناختشناسی پدیدة شهر 28
رویکرد سیاسی 29
رویکرد اقتصادی 31
رویکرد جغرافیاییـفضایی 32
رویکرد معناشناختی 33
رویکرد جامعهشناختی 34
رویکرد انسانشناختی 36
1. منشأ شهر و تحول آن 39
دوران باستان 40
انقلاب نوسنگی 40
نظریههای شکلگیری شهرها 42
شهر بینالنهرینی و مصری 44
شهر هندی 49
شهر چینی 52
شهر یونانی و رُمی 55
شهر امریکای پیش از کلمب 62
قرون وسطا 70
شهر مسیحی 70
شهر اسلامی 74
دوران نوزایی 77
شهرِ رنسانس 79
شهر انقلاب 83
انقلاب صنعتی 86
شهر صنعتی 88
شهر استعماری 96
شهر جهانسومی 105
گذار به فراصنعت 116
کلانشهرها 121
شهر مجازی 132
شهر آینده 136
2. نظریههای شهر و شهرنشینی 145
نظریات کلاسیک 146
یونان باستان 146
افلاطون 146
ارسطو 148
اسلام 149
فارابی 150
ابنخلدون 152
قرون وسطای مسیحی 154
قدیس آگوستین 154
آرمانشهرگرایان اروپایی 156
تامس مور 156
فرانسیس بیکن 158
توماسو کامپانلا 158
جیمز هرینگتون 160
رابرت اوون 161
شارل فوریه 162
اتین کابه 165
نظریههای دُشـشهری 166
ژرژ اورول 167
آلدوس هاکسلی 167
ریمون داگلاس برادبری 167
مارکسیسم 168
کارل مارکس/ فریدریش انگلس 168
ولادیمیر ایلیچ لنین 170
مائوتسهتونگ 171
فیدل کاسترو 172
جامعهشناسی کلاسیک 172
ماکس وبر 173
فردیناند تونیس 175
گئورگ زیمل 176
امیل دورکیم 177
سایر اندیشمندان کلاسیک 179
نظریات جدید 180
مکتب شیکاگو 180
ویلیام ایساک تامس 181
فلوریان ویتولد زنانیسکی 181
رابرت ازرا پارک 183
ارنست برگس 186
لویس ویرث 188
رادریک مککنزی 190
سایر اندیشمندان مکتب شیکاگو و پایان آن 193
جامعهشناسی امریکا پس از شیکاگو 197
ویلیام للوید وارنر 197
رابرت ردفیلد 198
اسکار لویس 199
ایروینگ گافمن 200
ویلیام وایت 201
رویکرد معماریـتاریخی به شهر 203
لویس مامفورد 204
لوکوربوزیه 205
جین جاکوبز 206
کوین لینچ 207
رویکردهای نومارکسیستی 209
هانری لوفبور 210
ریمون لودرو 215
مانوئل کاستلز 216
دیوید هاروی 219
سایر اندیشمندان معاصر 221
3. حوزههای پژوهش در انسانشناسی شهری 231
شهرِ فضا 232
دیدگاه انسانشناسی 236
تقسیمبندی فضاهای شهری 243
فضاهای قدسی و ناقدسی 243
فضاهای عمومی 244
فضاهای کارکردی 245
فضاهای جغرافیایی 245
فضای شهری و محیط زیست 252
شهرِ زمان 254
زمان خطی و زمان چرخهای 257
حافظة تاریخی 259
زمان روزمرگی 260
زمان قدسی و ناقدسی در شهر 263
شهرِ اقتصاد 264
فضاهای کاربردی شهر 265
حوزةکاری 265
حوزة مسکونی 268
حوزة اوقات فراغت 268
حوزههای حملونقلی 269
شهر و بازار 271
شهر قدرت و خشونت 272
شهرِ قدرت 272
شهرِ خشونت 275
تعریف خشونت 276
مشخصات خشونتهای شهری 276
گنگها 277
اشکال خشونتهای شهری 279
محیطهای خشونت شهری 280
دلایل و انگیزههای خشونتهای شهری 282
شهرِ فرهنگ 286
خُردهفرهنگهای شهری 286
خُردهفرهنگهای کارکردی 288
خُردهفرهنگهای جنسیتی 290
خُردهفرهنگهای خویشاوندی و قومی 291
خُردهفرهنگهای سنی 292
خُردهفرهنگهای فقر 293
گتوهای شهری 296
شهر نشانهها 299
نشانهشناسی شهری 302
شهرِ بیان 305
زیباشناسی شهری 305
بیان خُردهفرهنگها و ضدفرهنگ 309
خیابان: فضای محوری بیان شهری 312
شخصیت شهری 315
4. درآمدی بر انسانشناسی شهری ایران 319
پیشینة مطالعات شهری در ایران 322
منابع قدیمی 323
پیش از اسلام 323
پس از اسلام 324
منابع جدید 326
حوزة تاریخی و جغرافیایی 327
منابع معماری و شهرسازی 328
طرحهای جامع و طرحهای کالبدی ملی و منطقهای 331
حوزة جامعهشناسی و انسانشناسی 334
گونههای زیست غیرشهری در ایران 337
روستانشینی 338
کوچنشینی 351
تحول شهری ایران 359
شهر باستانی 361
شهر اسلامی 371
شهر مدرن صنعتیـخدماتی 377
عناصر شهری ایران و تحول آنها 380
فضا 380
ساختار عمومی شهرها 380
فضاهای قدسی و ناقدسی 382
فضاهای کاری 385
فضاهای مسکونی 389
فضاهای فراغتی و حملونقلی 394
زمان 396
اقتصاد 398
قدرت 399
خردهفرهنگهای شهری 400
نشانهشناسی و بیان شهری 403
گونهشناسی شهرهای ایران 403
اقلیم و موقعیت طبیعی شهرها 405
جمعیت و ترکیب قومیـزبانی شهرها 406
موقعیت و کارکردهای اقتصادیـسیاسی شهر 414
حوزههای مطالعات انسانشناسی شهری در ایران 416
5. پژوهش انسانشناسی شهری 420
مردمنگاری و مردمشناسی 420
برنامهریزی پژوهش 426
انتخاب موضوع 427
آمادهسازی پژوهش 432
هماهنگی برای حضور فعال بر زمین پژوهش 433
انجام پژوهش 438
ورود به زمین 438
اطلاعرسانها 441
نقشه و کروکی 444
ابزارهای سمعیـبصری 446
مصاحبه 447
پرسشنامه 449
مشاهده 449
گردآوری اسناد شهری 452
گزارشهای مطبوعاتی و رسانهای 453
مأخذشناسی 454
تحلیل دادهها 454
راهنمای تهیة یک مردمنگاری شهری 456
ویژگیهای جغرافیایی 457
ویژگیهای تاریخی 457
ویژگیهای جمعیتی 457
ویژگیهای اقتصادی 457
تحلیل فضایی محل 458
تحلیل زمان شهری 460
قدرت و مدیریت شهری 460
خردهفرهنگها 460
نظام خویشاوندی 461
نظام هنجاریـارزشی 461
بررسی زبانشناختی 461
بررسی معنا و زیباشناختی 461
ضمائم
1. چهار مقاله دربارة معماری، شهر و مسکن 465
گوی بلور، زهدان سنگی: فاشیسم و معماری 465
دایرة چهارگوش: نگاهی بر تفکر اجتماعی معماری ایران 490
معماری و انقلاب: واقعیت و خیال 504
تحلیلی جامعهشناختی برالگوی مصرف مسکن در ایران 524
2. مؤسسهها و نشریههای معماری و شهرسازی در ایران 539
مؤسسهها 539
نشریهها 540
3. تشکلهای غیردولتی شهری در ایران 543
4. پایگاههای اینترنتی مطالعات شهری در جهان 548
منابع و مآخذ 555
نمایه 585
فهرست قابها
چشماندازهای انسانشناسی شهری (آیدال ساتهاول) 35
تعاریف شهری (لویس ویرث) 36
شهر چینی (فیتز جرالد) 54
وضعیت طبقة کارگر در انگلستان (فریدریش انگلس) 89
شهر آپارتاید (میرایام هولتز شوش) 104
فرایند شهری شدن در کشورهای در حال توسعه (ر. دین پیترسون و دیگران) 105
گدایان شهری (ریچارد بشام) 110
شهرهای مدرنیتة سوم (فرانسوا اسکلر) 119
اقلیتها در شهرهای جهانی: نیویورک و لوسآنجلس (لوگان و دیگران) 124
ریشههای قومی و جهانوطنگراییهای معاصر (آن رولن) 130
فضای سیبرنتیک بهمثابه فضای شهری: بررسی فضای مجازی شهر تهران (مهرداد میردامادی) 135
شهر اطلاعاتی (مانوئل کاستلز) 137
پیدایش یک شهر جدید: بمبئینو (مهندسین مشاور آتک و دیگران) 141
محلههای شهری (رابرت پارک) 185
سیاهان فیلادلفیا (و.ی.ب. دو بووآ) 194
چشم انداز انسانشناسی شهری در امریکا (لایث مالینگز) 201
شهر چیست؟ (لویس مامفورد) 204
شهر و امر شهری (هانری لوفبور) 211
شخصیت شهری (ریمون لودرو) 215
هویتهای فرهنگی و حرکتهای اجتماعی در شهرهای اروپایی (مانوئل کاستلز) 217
مازاد اجتماعی و شکلگیری شهر (دیوید هاروی) 220
خویشاوندی در شهر (ریچارد بشام) 221
اصول گسترش قطاعی شهر (هومر هویت) 224
جغرافیای رفتاری (ا.ف. لاگوپولوس) 233
انسانشناسی فضا و دوران رسانهها (فرانسواز شوای) 234
مکان و نامکان (مارک اوژه) 242
حومهها (پیر مرلن) 250
سازمانیافتگی صنعتی زمان شهر (ت. پاسکه) 254
تحلیل مفهوم فضا (اِ. راپو پورت) 261
جنگهای خیابانی: دستههای جنایتکار جوانان شیکاگو (امرجنسی نت نیوزسرویس) 278
خشونت شهری در گواتمالا (ویمنز فیچرسرویس) 284
فرهنگ فقر (اسکار لویس) 294
زندگی در یک گتوی سیاه (ویلیام جولیوس ویلسون) 298
شکلگیری یک هویت جمعی حاشیهای: اسلام آباد کرج (سپیده پارساپژوه) 300
هویت حرفهای و هویت شهری (مارتین سگالن) 317
یک جزیرة فقر شهری: شهرک گلزار (سمیه کریمی) 335
اصول و قواعد دستوری مکتب اصفهان در شهرسازی (سیدمحسن حبیبی) 375
بازار (حسین سلطانزاده) 388
اوقات فراغت شهری و شکلگیری شخصیت فرهنگی (فرشته انصاری) 395
اصناف شهری ایرانی و گیلدهای اروپایی (احمد اشرف) 401
شهری شدن و دینورزی دراویش قادری استان کرمانشاه (مهرداد عربستانی) 404
لوطیهای خرمآباد (کاظم شاملو) 417
مهارتهای مردمنگارانه (پ. وودز) 422
اولویتهای پژوهشی در مطالعات شهری (اسکار لویس) 425
کاربرد انسانشناسی شهری (پیتی گوتکیند) 430
مردمنگاری شهری: دو نمونه توصیف مراسم احیا (جبار رحمانی، سمانه نیکنام) 435
زمین پژوهش و الزامات آن (ایو وینکلین) 439
مردمنگاری شهری: زندگی و گذر زمان در یک ایستگاه اتوبوس (تراورس استیوارت) 442
گفتوگو و مصاحبة مردمنگاشتی (ژرژ لاپاساد) 448
شهر و ادبیات (فرانک لانو) 450
بازتابندگیِ گفتمان پژوهشگر و تشریح بازیگران شهری (لورنزا موندادا) 455
فهرست جدولها
جدول 1.1رشد جمعیت جهان و زمان دو برابر شدن آن 83
جدول 1.2جمعیت ده شهر بزرگ بریتانیا (1650ــ1800) 98
جدول 1.3توزیع جمعیت جهان در مناطق روستایی، شهری و شهرهای بزرگ (1990) 108
جدول 1.4جمعیتهای شهری بنابر کشور، درصد به نسبت کل جمعیت 108
جدول 1.5مراحل اساسی در توسعة شهری جهان 115
جدول 1.6ده شهر بزرگ جهان به ترتیب ابعاد آنها در چند دورة تاریخی (1550ــ1991) 116
جدول 1.7گذار اجتماعی از فوردیسم به پسافوردیسم 118
جدول 1.8جمعیت بزرگترین شهرهای جهان و تحول آنها (1900ــ2025) 122
جدول 1.9جمعیت شهری ایالات متحده امریکا (1790ــ1990) 127
جدول 1.10جمعیت بزرگترین شهرهای جهان (1950 و 2017) (برآورد) 127
جدول 1.11شمار خارجیان، درصد آنها به نسبت جمعیت ملی و ترکیب آنها در کشورهای اروپایی 129
جدول 1.12جمعیت میانگین در بزرگترین صد شهر جهان 132
جدول 1.13تحول تعداد شهرهای با بیش از یک میلیون نفر جمعیت(1900ــ1997) 132
جدول 4.1جمعیت شهرهای کشور در سال 1375 به ترتیب فراوانی جمعیت 339
جدول 4.2جمعیت عشایری در استانهای کشور به ترتیب تعداد خانوار ییلاقی و قشلاقی 352
جدول 4.3مقایسة خصوصیات اساسی جامعة عشایری و جامعة روستایی 360
جدول 4.4جمعیت و نرخ شهرنشینی در ایران (1300ــ1375) 377
جدول 4.5تعداد شهرها و رشد جمعیت شهری به تفکیک استانی (1335ــ1375) 379
جدول 4.6گروهها و زیرگروههای اقلیمی بنابر طرح گونهشناسی اقلیمی ایران 406
جدول 4.7طبقهبندی شهرهای کشور براساس جمعیت 409
جدول 4.8گویشها و اقوام ایرانی 413
فهرست نقشهها و طرحها
نقشة 1.1توسعة تمدنهای شهری در جهان (3500 تا 1500 پیش از میلاد) 45
نقشة 1.2شهر بابل 46
نقشة 1.3شهر هاراپه 51
نقشة 1.4شهر موهنجو دارو 51
نقشة 1.5شهر چینی (صحنههایی از زندگی روزمره در قرن سوم میلادی) 53
نقشة 1.6شهر آتن 56
نقشة 1.7توزیع شهرـدولتهای یونانی (قرن پنجم پیش از میلاد) امپراتوری آتن. 57
نقشة 1.8شهر رُم 61
نقشة 1.9تمدنهای پیش از کلمب 63
نقشة 1.10شهر پیش از کلمب 66
طرح 1.11مراسم قربانی انسانی در آزتکها 68
نقشة 1.12شهر قرون وسطایی: نورمبرگ (قرن شانزدهم میلادی) 72
نقشة 1.13سه شهر قرون وسطایی و حصارهای آنها 73
نقشة 1.14شهر اسلامی: آلپ 76
نقشة 1.15شهرـدولتهای ایتالیای دورة رنسانس (قرن پانزدهم میلادی) 81
نقشة 1.16اصلاحات شهرسازی هوسمان در پاریس 95
نقشة 2.1شهر شیکاگو و دوایر متحدالمرکز آن 187
نقشة 2.2شهر پاریس و دوایر متحدالمرکز آن 189
نقشة 3.1 شهر آرمانی: پالما نووا 308
نقشة 4.1شهداد: یک واحد مسکونیـصنعتی 363
نقشة 4.2شهر هخامنشی 369
نقشة 4.3شهر ساسانی 370
نقشة 4.4شهر اسلامی: اصفهان در دورة صفوی 373
نقشة 4.5عناصر اصلی و الگوی شکلگیری سکونتگاههای ایران 386
نقشة 4.6بافت قدیمی شهر قم 391
نقشة 4.7معماری اقلیمی سکونتگاهها 393
فهرست شکلها
شکل 1.1شبکة شهرهای استعماری 99
شکل 2.1گسترش شهری قطاعی 224
شکل 2.2ساخت چندهستهای شهر 225
شکل 2.3ساخت شهر از نظر پترمن 226
شکل 3.1رابطة فضایی /مکانی در دیدگاه لوفبور 239
شکل 3.2مثلث تقابلهای فضایی لوفبور 240
شکل 3.3دایرة تقابلهای فضایی 240
شکل 3.4تقسیمبندیهای فضا 241
شکل 3.5زمان و فضا 241
شکل 3.6رشد شهری: نمونة 1 246
شکل 3.7رشد شهری: نمونة 2 247
شکل 3.8رشد شهری: نمونة 3 247
شکل 3.9حرکات حملونقلی در شهر 270
شکل 3.10فرایند خشونت شهری: نمونة 1 282
شکل3.11فرایند خشونت شهری: نمونة 2 282
شکل 3.12فرایند خشونت شهری: نمونة 3 283
شکل 3.13یک الگو در فرایند پدید آمدن قربانیان اجتماعی (فقر شهری) 295
شکل 3.14سیمای شهری در پالما نووا 307
شکل 4.1هرم قدرت عشایری 357
شکل 5.1انباشتگی و پراکنش در حیات شهری 429