فهرست
![]()
«میراث مه 1968 در فرانسه را باید نابود کرد» این بخشی از فریادهای سارکوزی در یک کارزار انتخاباتی تبلیغاتی در هفتههای اخیر بود. وی حدود 20 دقیقه از سخنرانی انتخاباتی خود را به محکومساختن جنبش مه 68 اختصاص داده بود. وی جنبش دانشجویی – کارگری مه 68 را زمینهساز اهمالگری و سستی و تنبلی مردم دانست و گفت این جنبش باعث شد فرانسه کشوری شود «که در آن کار ارزش ندارد، و مردم تنبل هستند».
سرانجام در یکشنبهی این هفته این و در جریان سومین شکست متوالی جناح چپ در فرانسه نیکلا سارکوزی با 7/53 درصد آرا به ریاستجمهوری فرانسه برگزیده شد. رقیب سوسیالیست وی، سگولن رویال 3/47 درصد آرا را به دست آورد. 86 درصد فرانسویان در انتخابات شرکت کردند تا پیروزی قطعی سارکوزی را رقم بزنند.
اما وجه تمایز سارکوزی از گلیستها و راست سنتی فرانسه چیست؟ سارکوزی در مبارزات انتخاباتی خود قول داد به اقتصاد مختلط و دولت رفاه فرانسه پایان بخشد. در حقیقت، پیروزی سارکوزی بسیار شبیه پیروزی ریگان و به اصطلاح «انقلاب ریگانی» در ایالات متحده در سال 1981 و نیز دورات تاچریسم در انگلستان است که در پی آن بسیاری از نهادهایی یادگار دوران نیودیل و رییسجمهوری فرانکلین روزولت از میان رفت. شیراک یک گلیست بود و میرات سیاسی ژنرال دوگل که از 1958 تا 1969 فرانسه را اداره کرد شامل رویکردی دولتگرایانه در اقتصاد و دفاع از مجموعهی گستردهای از خدمات اجتماعی و تامین اجتماعی میشد که نخستین بار دولت جبههی مردمی چپ در اوایل دههی 1930 پایهگذاری کرده بود. دولتهای پس از جنگ دوم جهانی در فرانسه نیز که فعالان سیاسی جنبش مقاومت علیه نازیها آن را اداره میکردند دولت را به مثابه نگهبان منافع اقتصادی همگان میدیدند.
البته سارکوزی خود را یک «محافظهکار دلسوز» خوانده است. اما به نظر میرسد به اصطلاح دلسوزی سارکوزی کاملاً عوامفریبانه است. سارکوزی به نسل بعد از شیراک تعلق دارد و یک گلیست نیست بلکه به دولت حداقل اعتقاد دارد. از این رو، در سنت «مکتب شیکاگو» جای میگیرد که به رویکرد عدم مداخلهی دولت و آزادگذاشتن دست بازار معتقدند. از همین روست که روسای اتحادیهی رهبران تجاری فرانسه که مهمترین نمایندهی سرمایهداران بزرگ فرانسوی است بهشدت از کاندیداتوری سارکوزی حمایت میکردند. سارکوزی پیشتر وعده داده بود که ISF یعنی مالیات روی درآمدهای بزرگ را حذف کند و از بودجهی بهداشت ملی بکاهد. بر اساس گزارش سازمان ملل متحد نظام بهداشتی فرانسه بر اساس خدمات بهداتشی و مراقبتی که ارائه میکند بهترین نظام در جهان است. علاوه بر این سارکوزی وعده کرده که خدماتی را که سازمانهای دولتی ارائه میکنند بهشدت کاهش دهد.
شعار نمادین نیکلا سارکوزی در مبارزات انتخاباتی همان شعار ژان ماری لوپن بود: France: Love it or leave it عاشق فرانسه باش و یا آن را ترک کن. پیشنهاد وی برای تاسیس وزارت مهاجرت و هویت ملی نیز شاید نشانهای دیگر از ناسیونالیسم افراطی سارکوزی باشد. قطعاً زندگی اقشار فقیر در جامعهی «نظم و قانون» سارکوزی راستگرا و ضدمهاجر دشوارتر خواهد شد. وی اعلام کرده است که در برابر مهاجرت غیرقانونی هیچگونه تسامحی نخواهد داشت و در دو دورهای که وزیر کشور بود دهها هزار مهاجر را اخراج کرد و گرفتن تابعیت فرانسوی را دشوارتر ساخت.
سارکوزی بهخصوص به سبب ایدههای «امریکایی» و هواداریاش از بوش قابلتامل است. البته، نیکلا سارکوزی هم مانند سایر مقامات فرانسوی اشتغال عراق توسط امریکا را تایید نکرد. اما مانند شیراک و یا دومینیک دوولپن منتقد اشغال نظامی عراق نیست. سخنرانی سارکوزی در «بنیاد فرانسویان و امریکاییان» در 12 سپتامبر 2006 که طی آن گفت ما هرگز نباید عدمموافقت با یکدیگر را به بحران بدل کنیم در محافل سیاسی فرانسه مورد انتقاد قرار گرفت و حتی شیراک آن را شرمآور خوانده است.
وی پس از انتخابش به رییسجمهوری فرانسه در میان هوادارانش اعلام کرد که «مردم امریکا میتوانند روی دوستی ما اتکا کنند.» در ضمن گفت جنگ علیه تروریسم «مهمترین اولویت جهان ماست و جنگی است که جنگ ما خواهد بود.»
از سوی دیگر، راهبرد انتخاباتی سارکوزی مبتنی بر درخواستهای انتخاباتی لوپن در انتخابات 2002 بود. برخی ناظران سیاسی بر این باورند که سارکوزی عملاً جبههی ملی راستگرای لوپن را با خود همراه ساخت و بدین ترتیب راستگرایان افراطی و نوفاشیستها در ائتلافی متحد میشوند که مانند ائتلاف برلوسکونی و جانفرانکو بینی در ایتالیا عمل کند.
سارکوزی یک راستگرا در مفهوم دقیق کلمه است. یعنی طرفدار اقتصاد آزاد و افزایش فاصلهی طبقاتی، طرفدار حضور پررنگتر کلیسا و نهاد مذهب در حیات سیاسی، مخالف جنبشهای جدید ترقیخواه دو دههی گذشته،...
در عین حال، سارکوزی یک کاتولیک متعصب است و در سال 2004 کتابی با عنوان، «جمهوری، مذهب و امید» منتشر ساخت. وی در این کتاب گفت که به جوانان نباید صرفاًَ ارزشهای سکولار را ارائه کرد. وی از افزایش پیوند کلیسا و دولت دفاع میکند. جالب آن جاست که سارکوزی همچون عقبافتادهترین اقشار اجتماعی بسیاری از اختلالات روانی اجتماعی نظیر سوءاستفادهی جنسی از کودکان یا افسردگی را اختلالات ژنتیکی خوانده است و معتقد است که این اختلالات ریشه در مسایل ژنتیکی دارد نه مسایل اجتماعی.
راهی که اکنون سارکوزی در فرانسه در پیش خواهد داشت مسیری هموار نیست. وی قطعاً با مقاومت چشمگیر احزاب چپ، اتحادیهها، مهاجران، کارگران و طبقات فقیر جامعه مواجه میشود. سارکوزی میخواهد همان مسیری را برود که تاچر در انگلستان و ریگان در امریکا در دههی 1980 رفتند. اما قطعاً فرانسهی امروز، انگلستان و امریکای دههی 1980 نیست. نهادهای دمکراتیک در این کشور بسیار قدرتمندترند و نبض مبارزات جوانان همواره در سالهای اخیر در دل جامعهی فرانسوی میتپیده است. دوران ریاست جمهوری سارکوزی در فرانسه دورانی دشوار برای مردم فرانسه، مهاجران و نیروهای ترقیخواه خواهد بود. اما راستگرایان نیز راه آسانی در پیش ندارند.
همچنین نگاه کنید به:
ناصر فکوهی، بناپارتیسم جدید و سقوط آزاد اعتبار جهان سیاسی
http://www.fakouhi.com/note.asp?ID=51
منابع:
Doug Ireland, French Election Results and Analysis: WHY SARKOZY IS DANGEROUS
http://direland.typepad.com/direland/2007/04/french_election.html
Doug Ireland, French Election: WHAT SARKOZY'S VICTORY MEANS
http://www.zmag.org/content/showarticle.cfm?SectionID=21&ItemID=12758
Nicolas Sarkozy, Wikipedia. http://en.wikipedia.org/wiki/Nicolas_Sarkozy