پوست
اندیشمندی می گفت: «پوست ژرف ترین اندام انسانی است». این لایه سطحی و تا به این حد عمیق، جدای ابعاد بیولوژیک و یا به برکت این ابعاد چه چیز را در خود نهفته دارد؟ چه سازوکاری در یک تماس هست که چنین گستره بی پایانی از اطلاعات را از یک پوست به پوست دیگر ، از یک کالبد به کالبدی دیگر می کشاند؟ چرا فرهنگ های انسانی تا به این حد، تماس و هر گونه احساس لامسه را درون مارپیچ های تابویی – توتمی فرو برده اند؟ و هرگونه گذار حسی را سرانجام در تماسی بساوایی معنی و تفسیر می کنند: پوست سخن می گوید، همچون چشمانی گشوده و چشمانی بسته، پوست درد می کشد، رنج می برد، شفاف می شود، به شعف می آید و از خود بی خود می شود: پوست ها با رنگ ها، حرارت ها، شکاف ها و رگها و عصب هایشان تاریخ ما را برایمان حکایت می کنند.
یکشنبه، 2 اردیبهشت 1386