

کتاب ها موجودات عجیبی هستند: در یک سوی طیف، کتابهای نگون بختی را می بینیم که خزیده در گوشه ای سر درون خود فرو برده اند، از یاد ها رفته اند و برگ های وجودشان چنان با نفس هوای تازه و روشنایی بیگانه اند که خاموشی و مرگ و آرام خفتن در کنجی از کتابخانه را سرنوشت ازلی و ابدی خود می پندارند و در سوی دیگر طیف، کتاب هایی خوشبخت را می بینیم که چنان با حرص و ولع، چنان با بازیگوشی و سرمستی از دستی به دستی و از معشوقی به معشوقی دیگر گذر می کنند، چنان با لذت خوانده می شوند ( خورده می شوند) که نسبت به خود توهم یافته و این توهم را به خالقان خود، نویسندگانشان، نیز منتقل می کنند. و در میان این دو نیز همچون همه جا میانه حال ها، متوسط بودگی ، کتاب هایی که رایج و متقارن و درست همانگونه اند که باید باشند : محکومان و نفرین شدگان ابدی اندیشمندان.