پیر بوردیو

انسان‌شناسی ادبیات بوردیو (شهرام پرستش گزارش از مرجان والا) (2)

Bourdieu-adabiyat 2 -einstein.jpg

فیزیک انیشتین برخلاف فیزیک نیوتنی معتقد به نسبیت است. بنا به این نظریه جهان سرشار از نیرو است و این نیروها در میدانهای متفاوتی قرار داند که هر کدام معطوف به خود هستند و نیروی درونی در هر میدان بنا به ویژگیهای آن میدان عمل می‌کند، هر میدان از ذراتی تشکیل شده‌است که این ذرات با یکدیگر و با خود میدان در ارتباط هستند و تنها در تداوم این رابطه است که ذره و میدان هر دو به حیات خود ادامه می‌دهند، ذرات بنا به جایگاه خود در میدان نیرو، رابطه‌ای متفاوت با ذرات دیگر دارند این تفاوت رابطه با سایر ذرات بر اساس نیروی درونی هرکدام از ذرات و فاصله آنها از یکدیگر و جایگاه هر کدام در میدان شکل میگیرد در حقیقت نیروی ذره و میدان نیرویی نسبی و نه قطعی است... ادامه مطلب

«همه چیز اجتماعی است!» : گفتگو با پیر بوردیو (6)

Bourdieu-manet-torero mort.jpg

به نظر شما آینده پژوهش در جامعه شناسی ادبیات چیست؟ - خوب، در این کتاب من فراخوانی داده ام به نوعی تلفیق غیر التقاطی از پژوهش های ادبی مختلفی که امروز جدای از هم انجام می گیرند، و البته برای این جدایی دلایل اجتماعی ای وجود دارد که باید آنها را بازشناخت و پشت سرگذاشتشان. هر کس از انحصار کوچک خود بر پهنه ای هر چه کوچکتر دفاع می کند، این قانون بسیار آشنای جامعه شناسان علمی است: بهتر است که تو در یک پهنه کوچک دانش، نفر اول باشی تا آنکه در پهنه یک امپراتوری بزرگ، نفر دوم. اما این منطق که ممکن است موتوری برای پیشرفت به حساب آید و ایجاد تخصص های زیادی در زمینه پژوهش بکند، در عین حال ممکن است به اتمیزه کرده آن نیز منجر شود و تعداد بی شماری خرده تخصص به وجود آورد... ادامه مطلب

گزارش نخستین کارگاه نظریه ادبی پیر بوردیو ( شهرام پرستش ، گزارش از: مرجان والا)

Bourdieu-litterature.jpg

نظریات علوم اجتماعی به بررسی رابطه میان فرد و جهان یا رابطه سوژه و ابژه می‌پردازند و هر یک برای توضیح واقعیت رابطه‌ای خاص میان این دو از بی‌تاثیری تا اثرگذاری مطلق و یا رابطه‌ای پویا و دو جانبه را در نظر می‌گیرند. این نقطه اشتراک متخصصان علوم اجتماعی و سایر افراد است زیرا همگی برای زیست نیاز به تربیت شدن بر اساس شیوه‌ای خاص دارند تا جایگاه آنان را مشخص کند که آن‌ها بر اساس این جایگاه عمل پیرامون خود را درک می‌کنند. تفاوت میان این دو گروه در این است که جامعه شناسان و انسانشناسان این مکانیسم‌ها را می‌شناسند و بزرگان علوم اجتماعی کسانی هستند که با درک شرایط کنونی قادر به ایجاد رابطه‌ای جدید میان سوژه و ابژه هستند... ادامه مطلب

اینجا یک میدان است: درباره نظریه هنر بوردیو

Bourdieu-art-last.jpg

‌می‌توان بوردیو را با دورکیم یا وبر مقایسه کرد که اگر چه پس از مرگ‌شان ولی به هرحال آرای آنها منشا اثر شده است و حتی نظریه‌پردازان دیگری پس از آنها به بسط آرای‌شان رو آورده‌اند. همین موضوع را می‌توان با کار بوردیو سنجید که در همان دوره زندگی‌اش، تاثیر او از مرزهای میهن خود گذشت و مورد توجه قرار گرفت، درحالی که وبر تا همین 20‌سال پیش در آمریکا ناشناخته بود. و البته این موضوع به این دلیل است که بوردیو یک پایه نظری دارد که به قول خودش بسیار زود برای او شکل گرفته و سپس این نظریه را در حوزه‌های دیگری به کار برده است... ادامه مطلب

«همه چیز اجتماعی است!» : گفتگو با پیر بوردیو (5)

bourdieu-tout est social - 5.jpg

وقتی من جوان تر بودم، همه چیز جنبه سیاسی داشت... اما تاریخ به ما آموخته است که نسبت به گفتمان هایی که یک سویه هستند، بد گمان باشیم، گفتمان هایی که از آنها نمی توان خارج شد و خود را به سرعت در برابر هر نوع زیر سئوال رفتنی در امان قرار می دهند. اما حال که به موضوع علایق استعلایی رسیدیم شاید لازم باشد نوعی استثنا برای جامعه شناسی قائل شویم. در این حال اگر بپذیریم که همه چیز به قول شما اجتماعی است – و من به این گونه به شما حق داده ام- آیا قبول ندارید که ادبیات به هر حال میدانی از ویژگی هایی بسیار خود مختار را می سازد: این در عین حال از بخشی از کتاب خود شما نیز درک می شود. چرا از این امر نتیجه نمی گیرید که رویکردهای دیگر نیز دارای مشروعیت هستند؟... ادامه مطلب

«همه چیز اجتماعی است!» : گفتگو با پیر بوردیو (4)

bourdieu-tout est social-4.jpg

بنا برعادت من بر این موضوع کار می کردم و در عین حال مشغول نوشتن «قواعد هنر» بودم و به فلوبر هم فکر می کردم. و در این آمد و شد میان دو جهان نوشتاری، به این نتیجه رسیدم که فلوبر توانسته است اکثر مشکلاتی را که روشن بین ترین اندیشمندان علوم اجتماعی، تازه آغاز به مطرح کردن آنها کرده اند، را حل کند. و که او این کار را به صورت قاطع از طریق کارش بر سبک نوشتاری انجام داده است. و گمان می کنم از آنجا که من هم با مسائلی مشابه او روبرو بوده ام است که به اصل سبک فلوبر و همه ویژگی های آن رسیده ام ... ادامه مطلب

«همه چیز اجتماعی است!» : گفتگو با پیر بوردیو (3)

Bourdieu-tout est social-3.jpg

در طول سی سال گذشته شما به طور متوسط هر سه سال کمی بیشتر از دو کتاب منتشر کرده اند( و از مقالات صحبت نمی کنم!)، آیا این به نظرتان عادی می آید؟ - بله، البته شاید کمی زیاد باشد... اما من به هیچ وجه دچار تب انتشار مکتوب نیستم. البته من گمان می کنم که نوشتن کار مهمی است اما اغلب می نویسم تا آنچه را می اندیشم بفهمم. از این بابت به هیچ عنوان پشیمان نیستم . زیرا کاملا اعتقاد دارم که با چنین کاری چیزهای زیادی یاد میگیرم، ولو صرفا با تولید کردن و نمایان ساختن اندیشه هایم و دریافت واکنش های دیگران نسبت به آنها... ادامه مطلب

«همه چیز اجتماعی است!» : گفتگو با پیر بوردیو (2)

Bourdieu-tout est social-2.jpg

شوکی که مسئله الجزایر بر من وارد کرد... در آن زمان من در دانشکده الجزایر، استادیار بودم، بین سال های 1958 و 1960 و در طول جنگ کار میدانی انجام می دادم. و وقتی کسی در زمان جنگ کار میدانی انجام می دهد مجبور است مسئله روش را برای خودش به صورت بسیار دقیق و با احتیاط نظری بسیار بالایی مطرح کند. فرد ناچار است بسیار زود و بسیار رادیکال درباره مسائلی چون اینکه یک گفتگو چگونه باید انجام بگیرد و یا پی آمدهای هر پرسشی چه می تواند باشد، بیاندیشد. من این کار را درباره جامعه الجزایر انجام می دادم... ادامه مطلب

«همه چیز اجتماعی است!» : گفتگو با پیر بوردیو (1)

Bourdieu-goftegou-tout est social.doc-1.jpg

آنچه شاید بیش از هر چیز برای من عجیب بوده است ، آن است که همه کارهایی را در این سی سال انجام داده ام و امروز به نظرم می رسد که می توان مرحله بندی شان کرد، در واقع همواره به شدت در یکدیگر تداخل داشته اند. برای نمونه در دوره ای که درباره دانشجویان مطلب می نوشتم – «وارثان» (1964)، «بازتولید»(1970) و غیره- کار اصلی من در واقع در حوزه انسان شناسی قرار می گرفت، این نوعی رویارویی با کلود لوی استروس و زیرسئوال بردن ساختار گرایی بود... ادامه مطلب

ترجمه «درباره تلویزیون و سلطه ژورنالیسم» بوردیو

bourdieu-sur la teve-last.jpg

کتاب «درباره تلویزیون و سلطه ژورنالیسم» اثر پیر بوردیو بزودی به ترجمه ناصر فکوهی منتشر خواهد شد. این کتاب کوچک که انتشارات لیبر آن را به چاپ رسانده است شامل دو درس پیر بوردیو در کلژ دو فرانس، نخست درباره تلویزیون و سپس درباره مطبوعات می شود. این کتاب یکی از پر نفوذ ترین آثار بوردیو بوده است که نثر آن نسبت به سایر آثار این متفکر استثنایی قرن بیستم، ساده تر به شمار می آید. بودریو در این کتاب نشان می دهد که چگونه تلویزیون از طریق دستکاری بر تصاویر و روابط میان آنها با اندیشه و کلام، افکار انسان ها را به گمراهی می کشاند. از سوی دیگر در درس دوم درباره سلطه مطبوعات، بوردیو، به نقدی سهمگین علیه بخشی از مطبوعات به مثابه حوزه ای تقلیل گرایانه در عرصه اندیشه می پردازد... ادامه مطلب

«من کیستم؟» : گفتگوی ایزابل گراو با بوردیو (6)

bourdieu-luhmann.jpg

گراو: درباره نظریه سیستمیک نیکلاس لومان (Niklas Luhmann) چه نظری دارید؟ بوردیو: در کتاب «پاسخ ها» نظرم را بیان کرده ام. همچنین کنفرانسی بود که در آن دو مفهوم میدان و سیستم را با یکدیگر مقایسه کردیم...به نظر من شباهت هایی بین این دو وجود دارد. اما در عین حال، این ها نظریه های کاملا متضاد هستند. بینش لومان آرمان گرا و هگلی است.او بر آن است که سیستم در هماهنگی با منطق خود رشد می کند، بدون کنشگران، بدون تنش، بدون روابط قدرت ها و بدون مبارزه. البته باید مسئله را با تقصیل بیشتری توضیح داد، ولی بهر حال به نظر من این سیستم خطرناک است زیرا دارای ظاهری از حقیقت می نماید. .. ادامه مطلب

«من کیستم؟» : گفتگوی ایزابل گراو با بوردیو (5)

Bourdieu-andy.warhol.jpg

در اینجا ما با ابعاد اجتماعی و ناخود آگاه سروکار داریم. یک ناشر مسن چیزهایی را منتشر می کند که سی سال پیش منتشر می کرد و مولفان جوانی را که اصولا به چشمش نمی آیند، از میان می برد. مولفان قدیمی نویسندگان تازه کار را از میان می برند و از نویسندگانی حمایت می کنند که با آنها خوانایی داشته باشند و برای این کار بر کتاب های آنها مقدمه می نویسند – این مقدمه ها نوعی انتقال سرمایه نمادین هستند. همه اینها بسیار به کار بانک ها شباهت دارد: روابط بهره برداری، روابط سلطه و روابط مالکیت، که همانگونه که شما هم می گفتید، بسیار هم خشونت آمیز هستند زیرا ما با یک خشونت نمادین سروکار داریم... ادامه مطلب

«من کیستم؟» : گفتگوی ایزابل گراو با بوردیو (4)

Bourdieu- hans haacke.gif

هانس هاکه آدمی است که نگاه بسیار روشنی بر چیزها دارد. در گفتگویی که با هم داشتیم(5) من به او گفتم که روشنفکران از اینکه استراتژی های نمادین کارایی بیابند ناتوانند. اگر می توانستم، هاکه را در اینجا به عنوان مشاور فنی استخدام می کردم تا موضع گیری های مختلف ما را برای مثال درباره آنچه در آلمان شرقی می گذرد، بنویسد. به جای اظهار نظرهای انتزاعی، باید از خود پرسید چه چیزی می توان گفت که در عین اندیشمندانه ، نقادانه و نمادین بودن، کارا باشد... ادامه مطلب

«من کیستم؟» : گفتگوی ایزابل گراو با بوردیو (3)

Bourdieu-entretien-graw-3.jpg

گراو: شما همواره میدان هنری را به مثابه میدانی مشخص کرده اید که لزوما ضوابط میدان اقتصادی را به رسمیت نمی شمارد. من در این مورد با شما موافق نیستم. مهم ترین چیزی که در میدان هنری به چشم می خورد تراکم سازوکارهای اقتصادی در آن است. برای نمونه استثمار خویشتن امری رایج در این میدان است، افراد به صورتی داوطلبانه برای آرمان گرایی هنری خود را استثمار می کنند. افزون بر این، میدان هنری، میدانی نه چندان مورد حمایت است، زیرا در آن صندوق های بازنشستگی و بیمه چندانی وجود ندارد... ادامه مطلب

«من کیستم؟» : گفتگوی ایزابل گراو با بوردیو (2)

bourdieu-khodandishi-2.jpg

گراو: من فکر می کنم اندیشیدن به شرایط یک «خود اندیشی درونی شده» و به کارکردهایی که می توان برای آن در نظر گرفت، خود می تواند نوعی خود اندیشی باشد. بوردیو: و البته حق با شماست. من فکر نمی کنم که باید نوعی دیوان سالاری شدن خود اندیشی داشته باشیم. و یا اینکه باید آن را به نوعی عمل خودکار بدل کرده به ناچار بدان تن بدهیم. این کاری مصیبت بار خواهد بود. همچنین معتقدم که خود اندیشی تنها می تواند عملی جمعی باشد... ادامه مطلب

کلیه حقوق این پایگاه، برای پایگاه اطلاع رسانی ناصر فکوهی محفوظ است.